نقد و بررسی
نقد سرو کوهی (Juniper) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی ساده، با ظرفیت عاطفی روشن «Juniper» در ظاهر از الگویی آشنا پیروی میکند: نوجوانی گرفتار اندوه و رفتارهای ویرانگر، در کنار سالمندی بدخلق و سرسخت قرار میگیرد و همنشینی ناخواستهشان به رابطهای انسانی بدل میشود. فیلم از همان ابتدا نشانههای مسیر کلی را آشکار میکند؛ بنابراین کشش اصلی نه در غافلگیریهای روایی، بلکه در این پرسش است که این دو شخصیت چگونه از بیاعتمادی و مقاومت به نوعی پذیرش متقابل میرسند.
متیو جی. ساویل، نویسنده و کارگردان فیلم، بهجای پیچاندن قصه، بر جزئیات روزمره، برخوردهای کلامی و تغییرات ظریف رابطه تکیه میکند. حاصل، اثری صمیمی و تماشایی است، هرچند همیشه به اندازهای که وعده میدهد به عمق نمیرسد. برخورد دو تنهایی سم پس از تعلیق از مدرسه، ناچار میشود از روت، مادربزرگی که پیشتر با او رابطهای نزدیک نداشته، مراقبت کند.
« حاصل، اثری صمیمی و تماشایی است، هرچند همیشه به اندازهای که وعده میدهد به عمق نمیرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این اجبار نقطه عزیمت فیلم است و همزمان زمینهای برای آشکار شدن تنهایی هر دو فراهم میآورد. سم در سوگ و خشم خود گرفتار است و روت، با تندی و وابستگیاش به الکل، راهی برای پنهان کردن ناتوانی جسمی و هراس از فرسودگی یافته است. آنان در آغاز نه زبان مشترکی دارند و نه انگیزهای برای نزدیک شدن؛ هر کدام دیگری را مانعی در برابر خواستههای خود میبیند.
جذابیت رابطه در همین ناسازگاری نهفته است. فیلم از آشتی فوری و احساسات صریح پرهیز میکند و پیوند را از خلال اصطکاکهای کوچک شکل میدهد: دستورهای روت، سرپیچیهای سم و لحظههایی که یکی ناخواسته به دیگری مجال میدهد. بااینحال، حرکت این رابطه همیشه به یک اندازه باورپذیر نیست. بعضی تغییرها شتابزده به نظر میرسند؛ گویی فیلم گاه بیش از آنکه مسیر نزدیکی را بکاود، به نتیجه عاطفی موردنظرش میرسد.
« این اجبار نقطه عزیمت فیلم است و همزمان زمینهای برای آشکار شدن تنهایی هر دو فراهم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
روت؛ شخصیتی که نگاه را در اختیار میگیرد شارلوت رامپلینگ در نقش روت مرکز ثقل فیلم است. بازی او بر اغراق یا تأکیدهای نمایشی استوار نیست؛ نگاه، مکث و لحن کوتاهش گاه بیش از چند جمله درباره غرور، خشم یا آسیبپذیری این زن اطلاعات میدهد. روت همزمان تندخو و شوخطبع، خودسر و هراسان، و بهرغم جسم فرسودهاش سرشار از میل به زندگی است.
همین تناقضها مانع میشوند که او صرفاً به کلیشه سالمند بداخلاق یا قربانی بیماری تقلیل یابد. رامپلینگ میان خشونت کلامی و شکنندگی پنهان شخصیت تعادل برقرار میکند. او روت را دوستداشتنیِ بیقیدوشرط نمیسازد؛ بخشهایی از رفتار او آزاردهنده و خودخواهانه باقی میمانند. اما فیلم به کمک بازی بازیگر نشان میدهد که پشت این تندی، انسانی با خاطرهها، میلها و ترسهای مستقل از نقش خانوادگیاش حضور دارد.
« روت؛ شخصیتی که نگاه را در اختیار میگیرد شارلوت رامپلینگ در نقش روت مرکز ثقل فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بسیاری از صحنهها، این حضور بازیگرانه است که خلأهای فیلمنامه را پر میکند و به گفتوگوهای ساده وزن میبخشد. سم و مسیر دشوار بلوغ جورج فریر در نقش سم، نوجوانی را تصویر میکند که اندوهش بیشتر در رفتار و انزوا نمود پیدا میکند تا در توضیحهای کلامی. انتخاب مناسبی است؛ زیرا فیلم نمیکوشد سوگ را به مجموعهای از اعترافهای روشن و آماده تبدیل کند.
بااینحال، شخصیت سم در مقایسه با روت کمتر پرداخت شده است. از زمینههای بحران او و از چگونگی شکل گرفتن رفتارهای خودویرانگرانهاش، نشانههایی دریافت میکنیم، اما این نشانهها همیشه به تصویری کامل و عمیق بدل نمیشوند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است مسیر عاطفی او را بفهمد، بیآنکه در تمام لح
« در بسیاری از صحنهها، این حضور بازیگرانه است که خلأهای فیلمنامه را پر میکند و به گفتوگوهای ساده وزن میبخشد. »



ثبت دیدگاه