نقد و بررسی
نقد نبرد جادویی (JUJUTSU KAISEN) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آغاز؛ ورود ناگهانی به جهان نفرینها «جوجوتسو کایسن» از همان ابتدا با حادثهای ساده اما هولناک، روزمرگی را میشکافد: یوجی ایتادوری، نوجوانی برخوردار از نیروی بدنی چشمگیر، برای نجات دیگران انگشت ریومن سوکونا را میبلعد و به میزبان یکی از هولناکترین نفرینها بدل میشود. این نقطهٔ عزیمت، هم ضرباهنگی تند به روایت میدهد و هم پرسشی محوری پیش میکشد: آیا میتوان در بدن ویرانگرترین نیروی جهان، همچنان انسانی باقی ماند؟
سریال پاسخ را به تعویق میاندازد و همین تعلیق، در کنار خطر دائمی حضور سوکونا، از همان آغاز مخاطب را درگیر میکند. بااینحال، آغاز پرشتاب داستان همیشه به سود آن نیست. قواعد جهان جوجوتسو، ماهیت نفرینها و جایگاه جادوگران در فاصلهای کوتاه معرفی میشوند؛ مجموعهای از اصطلاحات و اطلاعات که گاه پیش از آنکه فرصت جاافتادن بیابند، جای خود را به مفهوم بعدی میدهند.
این شتاب انرژی روایت را حفظ میکند، اما ممکن است مخاطب را وادارد برای فهم دقیق سازوکار این جهان، کمی بیشتر از آنچه خود سریال در اختیارش میگذارد، به توجه و پیگیری متکی باشد. جهان داستان و منطق نفرینها جهان «جوجوتسو کایسن» بر ایدهای آشنا اما کارآمد بنا شده است: احساسات منفی انسانها به نیرویی تاریک بدل میشوند و از دل آن، نفرینهایی با شکلها و رفتارهای هراسآور پدید میآیند.
این تصور، به مجموعه امکان میدهد هیولاهایش را صرفاً مانعی برای قهرمانان نسازد؛ آنها تجسمی از ترس، خشم و رنجاند، و همین پیوند، به رویاروییها زمینهای فراتر از نمایش قدرت میدهد. مدرسهٔ جوجوتسوی توکیو نیز چارچوبی مناسب برای گردآمدن شخصیتها و شکلگیری گروهی از مبارزان فراهم میکند.
« بااینحال، آغاز پرشتاب داستان همیشه به سود آن نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فضای آموزشی، رابطهٔ استاد و شاگرد و تمرین و مأموریت، در نگاه نخست به الگوی آشنای آثار ماجراجویانهٔ نوجوانانه نزدیک است؛ اما این آشنایی، بهسرعت با جهانی خشن و پیشبینیناپذیر درهم میآمیزد. سریال میان شوخیهای گروهی و خطر واقعی تعادل میجوید، هرچند گاهی در معرفی قوانین و شخصیتهای تازه، آنقدر شتاب میکند که بعضی جزئیات مجال رسوبکردن نمییابند.
یوجی ایتادوری؛ مهربانی در دل خشونت یوجی قهرمانی است که انگیزهاش پیچیدگی فلسفی ندارد: او میخواهد دیگران را نجات دهد و در لحظهٔ تصمیم، از خطر نمیگریزد. سادگی این انگیزه، اگرچه ممکن است در قیاس با قهرمانان رازآلودتر کمحادثه به نظر برسد، به شخصیت او صداقتی مؤثر میبخشد. توانایی جسمانیاش او را در نبردها برجسته میکند، اما آنچه او را از یک ماشین مبارزه متمایز میسازد، حساسیتش نسبت به زندگی و رنج دیگران است.
نقطهٔ قوت یوجی در همین ناسازگاری نهفته است: نوجوانی گرم و پرانرژی که ناخواسته حامل نیرویی ویرانگر شده و باید با پیامدهای انتخاب خود روبهرو شود. بااینهمه، رابطهٔ او با سوکونا در بخشهایی از روایت بیشتر به منبع تعلیق و تهدید بدل میشود تا جدالی درونی که لایههای روانشناختیاش پیوسته گسترش یابد.
حضور سوکونا سایهای سنگین بر داستان میاندازد، اما تضاد میان آن دو ظرفیت بیشتری برای کاوش دارد؛ ظرفیتهایی که در این مرحله همیشه به اندازهٔ وعدهٔ داستان شکوفا نمیشوند. شخصیتهای همراه و پویایی گروه از جذابیتهای سریال، انرژی گروهی شخصیتهایش است. مگومی فوشیگورو با خویشتنداری و نگاه سنجیدهاش در نقطهٔ مقابل سرزندگی یوجی قرار میگیرد و نوبارا کوگیساکی با اراده و صراحت خود، حضوری مستقل در جمع مییابد.
« شخصیتهای همراه و پویایی گروه از جذابیتهای سریال، انرژی گروهی شخصیتهایش است. »
شخصیتها و اجرا
این تفاوتها باعث میشود تعاملهای گروهی از گفتوگوهای صرفاً توضیحی فراتر بروند و گاه شوخی، رقابت یا اختلاف شخصیتها به بخشی از لذت تماشای اثر بدل شود. ساتورو گوجو بیتردید یکی از پرجاذبهترین چهرههای مجموعه است. اعتمادبهنفس، شوخطبعی و قدرت چشمگیر او، بهمحض حضور، توجه را به سوی خود میکشاند.
بااینحال، همین گیرایی میتواند به بهای کاهش فرصت دیگران تمام شود: گوجو گاه چنان صحنه را در اختیار میگیرد که شخصیتهای مکمل کمتر مجال مییابند از نقشهای اولیهشان فراتر بروند. در برخی موارد، سرعت معرفی شخصیتها نیز مانع میشود که انگیزهها و پیشینههایشان با عمق یکسانی پرداخت شود.
نتیجه، گروهی پرتحرک و دوستداشتنی است که همهٔ اعضایش به یک اندازه فرصت ماندگارشدن پیدا نمیکنند. تصویر، طراحی و حرکت از برجستهترین دستاوردهای «جوجوتسو کایسن»، زبان بصری آن است. طراحی نفرینها از الگوهای تکراری هیولاهای آشنا فاصله میگیرد و با تغییر شکلها، تناسبات ناآرام و جزئیات ناخوشایند، حس بیگانگی و تهدید میآفریند.
این موجودات فقط در برابر قهرمانان قرار نمیگیرند؛ ظاهرشان خود بخشی از فضای کابوسوار اثر است و کمک میکند هر رویارویی هویت بصری ویژهای داشته باشد. مبارزهها نیز معمولاً از وضوح حرکتی خوبی برخوردارند. تماشاگر میتواند مسیر ضربهها، جابهجایی بدنها و تغییر فاصلهٔ مبارزان را دنبال کند؛ ویژگیای که در صحنههای پرسرعت اهمیت زیادی دارد.
« ساتورو گوجو بیتردید یکی از پرجاذبهترین چهرههای مجموعه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین و حرکت دوربینِ متحرک، به نبردها حس وزن و شتاب میبخشند و تواناییهای متفاوت شخصیتها را به نمایش درمیآورند، بیآنکه همهچیز به رگباری از جلوههای نامفهوم تبدیل شود. البته نمایش خشونت و شدت بصری گاه چنان برجسته است که ممکن است بر لحظههای عاطفی سایه بیندازد؛ اما در کلیت اثر، زیباییشناسی پرتحرک آن با فضای تاریک داستان تناسب دارد.
لحن، موسیقی و ضرباهنگ یکی از دشوارترین انتخابهای سریال، کنار هم نشاندن کمدی و خشونت است. شوخیها و لحظههای سبکتر، بهویژه در تعامل میان دانشآموزان، از یکنواختشدن فضای سنگین جلوگیری میکنند و به شخصیتها امکان میدهند بیرون از میدان نبرد نیز زنده و صمیمی به نظر برسند. این تغییر لحن بیشتر اوقات مؤثر است؛ بااینحال، گاهی گذار از شوخی به خشونت ناگهانی است و فاصلهٔ عاطفی میان دو حالوهوا، از پیوستگی صحنه میکاهد.
موسیقی و طراحی صدا نقش مهمی در حفظ فضای رازآلود و تشدید هیجان دارند. قطعات پرانرژی نبردها را بزرگتر و پرشتابتر میکنند، درحالیکه سکوت یا کاهش موسیقی در لحظههای پرتنش، مجال میدهد خطر بیواسطهتر احساس شود. این همراهی صوتی بهجای آنکه صرفاً هیجان را بلندتر کند، اغلب ریتم صحنه را شکل میدهد.
در نتیجه، حتی بخشهایی که روایت در آنها به معرفی مفاهیم یا شخصیتهای تازه میپردازد، از نیروی اجرایی تصویر و صدا بهره میبرند. مضمون و محدودیتهای پرداخت در زیر لایهٔ نبردها، مجموعه با پرسشهایی دربارهٔ مسئولیت، مرگ و معنای نجات دیگران سروکار دارد. تصمیم یوجی برای بهخطرانداختن خود، فقط نشانهای از دلاوری نیست؛ با تصویری که او از زندگی شایسته و مرگ معنادار دارد نیز پیوند میخورد.
« لحن، موسیقی و ضرباهنگ یکی از دشوارترین انتخابهای سریال، کنار هم نشاندن کمدی و خشونت است. »
قوتها و کاستیها
جهان سریال در برابر این آرمان، موقعیتهایی خشن و مبهم قرار میدهد و نشان میدهد نیت خوب همیشه به نتیجهای آرامشبخش نمیرسد. همین کشاکش، به داستان زمینهای عاطفی میدهد که آن را از نمایش صرف تواناییها فراتر میبرد. بااینحال، توازن میان مضمون و حرکت داستان همیشه کامل نیست. گاه طرح نبردها و معرفی تواناییها بر مکثهای لازم برای پرداخت رابطهها غلبه میکند.
همچنین، هرچند سوکونا حضوری تهدیدآمیز و چشمگیر دارد، پیامدهای همزیستی او و یوجی میتوانست پیوستهتر در مرکز توجه بماند. این کاستیها از جذابیت کلی اثر نمیکاهند، اما نشان میدهند که مجموعه در این مرحله بیش از آنکه همهٔ ایدههایش را به عمق برساند، بر انرژی، تنوع و کشش روایی تکیه دارد.
جمعبندی «جوجوتسو کایسن» اثری پرتحرک و خوشساخت است که با آغاز پرتنش، طراحی خلاقانهٔ نفرینها و مبارزههای خوانا، بهسرعت جای خود را در جهان فانتزی تاریک و ماجراجویی گروهی باز میکند. یوجی قهرمانی دوستداشتنی است و حضور گوجو، مگومی و نوبارا به روایت رنگ و حرکت میدهد؛ موسیقی و شوخطبعی نیز در بیشتر لحظهها از فرسودهشدن ضرباهنگ جلوگیری میکنند.
در برابر این امتیازها، معرفی فشردهٔ مفاهیم، پرداخت نابرابر شخصیتها و استفادهٔ نهچندان عمیق از تضاد یوجی و سوکونا قرار دارد. این کمبودها بیش از آنکه بنیان اثر را متزلزل کنند، فاصلهٔ میان ظرفیت چشمگیر داستان و عمقی را نشان میدهند که همیشه به آن دست نمییابد. بااینهمه، سریال در ساخت جهان، طراحی صحنههای اکشن و آمیختن هیجان با لحظههای انسانی موفق است و تماشاگر را با پرسشها و شخصیتهایی روبهرو میکند که ادامهٔ مسیرشان ارزش دنبالکردن دارد.
« همین کشاکش، به داستان زمینهای عاطفی میدهد که آن را از نمایش صرف تواناییها فراتر میبرد. »



ثبت دیدگاه