نقد و بررسی
نقد سفر به غرب: غلبه بر شیاطین (Journey to the West: Conquering the Demons) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی افسانهای با نگاهی وارونه «Journey to the West: Conquering the Demons» پیشدرآمدی آزاد بر رمان کلاسیک «سفر به باختر» است؛ قصهای که پیش از شکلگیری گروه همراهان و آغاز سفر مشهور روایت میشود. اینبار تانگ سانزانگ نه راهبی کامل و برخوردار از اقتدار معنوی، بلکه جوانی آرمانگرا و کمتجربه است که میکوشد با تکیه بر شفقت، دیوان را از شرارت بازدارد.
در برابر او، میس دوان قرار دارد: شکارچیای توانا، جسور و عملگرا که جهان را با معیارهایی بسیار زمینیتر میسنجد. برخورد این دو، موتور اصلی ماجراست؛ تقابلی میان ایمان و خشونت، ترحم و ضرورت، و نیز دو شیوه متفاوت برای مواجهه با رنج. فیلم از این تضاد برای ساختن داستانی استفاده میکند که هم ماجراجویانه است و هم کموبیش تأملبرانگیز.
اما قرار نیست اقتباسی وفادارانه یا روایتی آرام و آیینی باشد. جهان اسطورهای اثر با اغراق، شوخی و خشونت ناگهانی بازسازی میشود و لحن آن پیوسته میان مضحکه و جدیت رفتوآمد میکند. همین آزادی در برخورد با افسانه، به فیلم هویتی مستقل میبخشد؛ هرچند گاه باعث میشود پیوند میان بخشهای مختلف آن سست به نظر برسد.
کمدیِ نامتعارف و ریتم روایت امضای کمدی استیون چو در این فیلم بیش از آنکه بر گفتوگوهای هوشمندانه تکیه کند، از موقعیتهای نامنتظر، رفتارهای اغراقشده و تضاد میان ظاهر و واقعیت نیرو میگیرد. قهرمان داستان بارها در موقعیتی قرار میگیرد که نیت پاکش با بیکفایتی عملیاش برخورد میکند؛ و همین شکاف سرچشمه بخش مهمی از خندههاست.
« فیلم از این تضاد برای ساختن داستانی استفاده میکند که هم ماجراجویانه است و هم کموبیش تأملبرانگیز. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ماجرای طلسم اطاعت نمونهای روشن از این رویکرد است: ایدهای ساده که با پیامدهای نامتناسب و واکنشهای شخصیتها، به زنجیرهای از لحظههای کمیک تبدیل میشود. این شوخیها در بهترین لحظات، از دل شخصیتها و موقعیت بیرون میآیند و نه صرفاً برای پرکردن فاصله میان دو صحنه اکشن. بااینحال، فیلم گاهی بیش از اندازه به تکرار شوخیها یا طولانیکردن لحظهای که پیشاپیش اثر خود را گذاشته، تمایل پیدا میکند.
برخی صحنهها چنان مکث میکنند که ضرباهنگ کلی از حرکت بازمیماند؛ بهویژه هنگامی که رابطه عاشقانه به مرکز توجه میآید. فیلم در مجموع سرگرمکننده است، اما همه شوخیهایش از یک میزان تازگی و دقت برخوردار نیستند. طنز در کنار خشونت و تلخی یکی از انتخابهای مهم فیلم آن است که کمدی را سپری برای بیخطرکردن جهان داستان نمیکند.
دیوها واقعاً تهدیدی جدیاند و حضورشان میتواند به رنج و مرگ انسانها بینجامد. در نتیجه، لحظههای خندهدار گاه در مجاورت تصاویری تلخ یا هولناک قرار میگیرند. این جابهجایی ناگهانی میان خنده و اندوه، به جهان فیلم نوعی بیثباتی عاطفی میدهد: تماشاگر نمیتواند همیشه مطمئن باشد که صحنه بعدی او را به خنده وامیدارد یا با پیامدی سنگین روبهرویش میکند.
این آمیزش، بهویژه در بخشهای آغازین، به شکلگیری فضایی خاص کمک میکند؛ فضایی که در آن شرارت نه صرفاً بهانهای برای مبارزه، بلکه واقعیتی دردناک در زندگی آدمهاست. بااینهمه، گاهی تغییر لحن آنقدر سریع رخ میدهد که فرصت کافی برای رسوب عاطفی باقی نمیماند. فیلم بیشتر به اثرگذاری فوری و شدت تجربه علاقهمند است تا پرورش آهسته احساسات؛ از همین رو، بعضی صحنههای تلخ تکاندهندهاند، اما همیشه به عمق دراماتیک پایداری نمیرسند.
« فیلم در مجموع سرگرمکننده است، اما همه شوخیهایش از یک میزان تازگی و دقت برخوردار نیستند. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها و رابطه عاطفی تانگ سانزانگ بهعنوان قهرمانی ناتمام طراحی شده است. او میخواهد به شرارت پاسخ اخلاقی بدهد، اما جهان اطرافش بارها ثابت میکند که نیت خوب بهتنهایی برای نجات دیگران کافی نیست. سادگی، سماجت و ناتوانی او در سازگارشدن با منطق خشن شکار دیوها، هم مایه طنز است و هم زمینه رشد شخصیت را فراهم میکند.
مسیر او از نظر معنوی، بیش از آنکه سفری برای دستیابی سریع به خرد باشد، برخوردی مکرر با محدودیتهای باورهای خودش است. میس دوان نیروی متضاد و مکمل اوست. حضور پرانرژی و مهارتش در شکار، تعادل قدرت میان دو شخصیت را از همان ابتدا برهم میزند. او در بسیاری از لحظهها نه فقط یاریرسان قهرمان، بلکه شخصیتی با اراده و کنش مستقل است؛ هرچند فیلم در بخشهایی از روایت، توجه او را بیش از حد به رابطه عاشقانه معطوف میکند.
این تغییر تمرکز میتواند از استحکام تصویری که از زنی قاطع و ماهر ساخته شده بکاهد. کشش عاطفی میان دو شخصیت نیز گاه شیرین و بامزه است، اما گاهی بیش از اندازه کش مییابد و از مسیر اصلی ماجراجویی فاصله میگیرد. صحنههای اکشن و حضور شاه میمون اکشن فیلم بر پایه اغراق و شکوه اسطورهای بنا شده است.
مبارزهها قرار نیست واقعگرایانه یا کمادا باشند؛ بدنها، حرکات و نیروها از منطق جهان افسانهای پیروی میکنند. اثر در این صحنهها گاه به نمایشی پرهیاهو و عامدانه نامعقول بدل میشود؛ نمایشی که از شدت و مقیاس خود لذت میبرد. این رویکرد در رویاروییهای اصلی کارآمد است، زیرا اکشن را از سطح زدوخوردهای معمول فراتر میبرد و آن را به بخشی از هویت بصری فیلم تبدیل میکند.
« شخصیتها و رابطه عاطفی تانگ سانزانگ بهعنوان قهرمانی ناتمام طراحی شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور شاه میمون از برجستهترین لحظههای اثر است. او با تصویری تهدیدآمیزتر و سنگینتر از برداشتهای شوخطبعانه و آشناتر، نوعی هراس و انتظار به فضای داستان میآورد. نبرد پایانی نیز از نظر مقیاس و انرژی، اوج نمایشی فیلم است و برای تماشاگرانی که از تماشای نبردهای فانتزی پرتحرک لذت میبرند، جذابیت ویژهای دارد.
بااینحال، این صحنهها بیش از آنکه بر طراحی دقیق و قابلفهم مبارزه تکیه کنند، بر بزرگی تصویر و شدت جلوهها متکیاند. جلوههای ویژه و جهان دیداری جهان فیلم ترکیبی از فضای تاریخی، افسانههای عامیانه و عناصر فانتزی است. طراحی دیوها و هیولاها در مواردی تخیلبرانگیز است و به اثر صورتی نامعمول میدهد؛ موجوداتی که هم میتوانند هراسانگیز باشند و هم بهسبب اغراق ظاهری، رنگی کارتونی پیدا کنند.
این دوگانگی با لحن کلی فیلم سازگار است و اجازه میدهد موجودات فراطبیعی هم تهدید باشند و هم وسیلهای برای کمدی. اما کیفیت جلوههای ویژه یکدست نیست. در بعضی صحنهها، تصویر چنان مصنوعی به نظر میرسد که مخاطب را از فضای داستان بیرون میکشد؛ بهخصوص هنگامی که حرکت شخصیتها، بافت محیط و عناصر دیجیتال بهخوبی در یک قاب جا نمیافتند.
این ضعف در فیلمی که بخش بزرگی از جذابیتش به هیولاها و نبردهای بزرگ وابسته است، محسوس میشود. گاه تخیل طراحی بر محدودیت اجرایی غلبه میکند، اما همیشه چنین نیست. حاصل، جهانی است که هم لحظههای دیدنی دارد و هم بخشهایی که بهوضوح گذر زمان را در فناوری تصویری نشان میدهند. شلوغی، کشآمدن و نابرابری ساختاری روایت از چند رویارویی و موقعیت متمایز تشکیل شده و هرکدام فضایی نسبتاً ویژه دارند.
« حضور شاه میمون از برجستهترین لحظههای اثر است. »
قوتها و کاستیها
این ساختار، فرصت میدهد تا فیلم تنوعی از دیوها، فضاها و شیوههای مبارزه را پیش چشم بگذارد؛ اما همین تنوع گاهی به پراکندگی میانجامد. برخی عناصر داستانی چنان با شتاب وارد میشوند که فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند، درحالیکه بعضی خطهای فرعی و عاطفی بیش از نیاز روایت ادامه مییابند.
نتیجه آن است که فیلم در بخشهایی پرجنبوجوش و در بخشهایی دیگر کند و نامتوازن احساس میشود. این نابرابری بهویژه در گذار میان کمدی، عاشقانه و اکشن نمایان است. هر یک از این لحنها بهتنهایی قابلیت جذب تماشاگر را دارند، اما پیوندشان همیشه نرم و طبیعی نیست. گاه شوخی، فضای خطر را میشکند؛ گاه احساسات عاشقانه از مسیر ماجراجویی فاصله میگیرند؛ و گاه توضیحات یا رخدادهای تازه، روایت را شلوغتر از حد لازم میکنند.
بااینحال، فیلم بهندرت کاملاً بیتحرک میشود، زیرا ایدههای بصری و موقعیتهای تازه مرتب آن را به حرکت درمیآورند. جمعبندی «Journey to the West: Conquering the Demons» فیلمی است که بیش از انسجام بینقص، بر انرژی، تخیل و برخوردهای نامعمول تکیه دارد. ترکیب کمدی و اکشن آن غالباً سرگرمکننده است؛ شوخیهایی چون طلسم اطاعت لحظههای بهیادماندنی میسازند و رویاروییهای پایانی، بهویژه حضور شاه میمون، از پرجاذبهترین بخشهای تجربهاند.
در کنار این امتیازها، کشآمدن برخی لحظهها، جلوههای تصویری نابرابر و روایت گاه شلوغ، مانع از آن میشوند که همه اجزای فیلم با قدرتی یکسان عمل کنند. بااینهمه، اثر در بازخوانی آزاد افسانه «سفر به باختر» جسارت دارد و از تضاد میان شفقت و خشونت، هم برای ساختن طنز و هم برای طرح پرسشی اخلاقی بهره میگیرد.
« نتیجه آن است که فیلم در بخشهایی پرجنبوجوش و در بخشهایی دیگر کند و نامتوازن احساس میشود. »
جمعبندی
حاصل، ماجرایی پرهیاهو و گاه تلخ است که ممکن است در همه لحظات متوازن نباشد، اما شخصیت، رنگ و چند صحنه واقعاً تماشایی دارد. برای تماشاگرانی که از فانتزی اسطورهای، کمدی اغراقآمیز و اکشن پرشور استقبال میکنند، فیلم تجربهای خوشتماشا خواهد بود؛ هرچند انتظار روایتی کاملاً منسجم یا جلوههایی همواره صیقلی، ممکن است برآورده نشود.
ثبت دیدگاه