نقد و بررسی
نقد جانی استچینو (Johnny Stecchino) | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ دوگانگی و سوءتفاهم «Johnny Stecchino» ساختهٔ روبرتو بنینی، کمدیای است که از برخورد دو جهان ناسازگار نیرو میگیرد: زندگی ساده و روزمرهٔ دانته، رانندهٔ سرویس کودکان دارای ناتوانی ذهنی، و فضای پرخطر و پرزرقوبرق مافیای سیسیل. دانته مردی مهربان، خوشقلب و بهغایت سادهدل است؛ دلش محبت و ماجراجویی میخواهد، اما نه پیچیدگیهای جهان را میفهمد و نه نشانههای آشکار خطر را جدی میگیرد.
همین فاصله میان آنچه تماشاگر میداند و آنچه او درمییابد، موتور اصلی کمدی فیلم است. روایت با تصادفی کوچک و آشنایی دانته با ماریا به مسیری نامعمول میافتد. دعوت او به ویلایی در پالرمو، دانته را به محیطی میبرد که ظاهر آراسته و رفتارهای مؤدبانهاش با مناسبات خشن و حسابگرانهٔ پیرامونش در تضاد است.
شباهت حیرتآورش به جانی استکینو، خلافکارِ خبرچین، بهانهای برای شکلگیری موقعیتهایی فراهم میکند که هم خندهدارند و هم پیوسته بر فاصلهٔ میان حقیقت و برداشت شخصیتها تأکید میگذارند. فیلم این طرح را نه در قالب تریلری جنایی، بلکه با منطق کمدیِ اغراقآمیز و سوءتفاهم پیش میبرد. روبرتو بنینی و کمدیِ بدن مهمترین نیروی فیلم، حضور بنینی در دو نقش است.
او دانته را با حرکات بیقرار، واکنشهای ناگهانی و چهرهپردازیهای پرتحرک میسازد؛ شخصیتی که ذهن سادهاش از بدنش جدا نیست و هر فکر یا احساس را به حرکتی نمایان بدل میکند. خنده در اینجا صرفاً از دیالوگ یا شوخی کلامی پدید نمیآید؛ از مکث، نگاه، لغزش، اضطراب و شیوهٔ راهرفتن دانته نیز برمیخیزد.
« همین فاصله میان آنچه تماشاگر میداند و آنچه او درمییابد، موتور اصلی کمدی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنینی بهخوبی میداند چگونه یک حرکت کوچک را به رشتهای از واکنشهای کمیک تبدیل کند. نقش دوم امکان مقایسهای مستقیم با دانته فراهم میآورد. شباهت ظاهری دو شخصیت، هستهٔ شوخی است، اما تفاوت در منش و رفتار اهمیت بیشتری دارد: یک چهره میتواند دو معنای اجتماعی کاملاً متفاوت پیدا کند، بسته به اینکه دیگران چه چیزی را در آن میبینند.
بازی بنینی با این دوگانگی، به فیلم انرژی میدهد و در عین حال به تماشاگر اجازه میدهد تفاوت میان هویت فردی و تصویری را که محیط بر شخص تحمیل میکند، تشخیص دهد. این دو نقش بیش از آنکه نمایشگاهی از مهارت فنی باشند، امتداد همان کمدی بدنی پرجنبوجوشی هستند که امضای بنینی است. هویت، چهره و نگاه دیگران فیلم از شباهت دو مرد برای ساختن یک کمدیِ موقعیت استفاده میکند، اما زیر این بازی، پرسشی دربارهٔ هویت نیز جریان دارد: آیا آدمی همان چیزی است که خود دربارهٔ خویش میداند، یا آن چیزی که دیگران از چهره و جایگاه اجتماعیاش میسازند؟
دانته در فضایی قدم میگذارد که آدمهای پیرامونش او را بر اساس نیازها و نقشههای خود تفسیر میکنند. او با همان صداقت و بیپیرایگی همیشگیاش رفتار میکند، اما دیگران به او نقشی نسبت میدهند که از آن خبر ندارد. طنز فیلم در همین نابرابریِ اطلاعاتی شکل میگیرد. تماشاگر زودتر از دانته متوجه میشود که ظاهر ماجرا با واقعیت یکی نیست، و هرچه او با اطمینان بیشتری موقعیتها را نادرست میفهمد، فاصلهٔ میان دو سطح روایت خندهدارتر میشود.
بااینحال، فیلم این ایده را تا حد یک تمثیل پیچیده گسترش نمیدهد؛ بیشتر از آن برای ساماندادن شوخیها و حفظ حرکت روایت بهره میگیرد. این انتخاب برای کمدی سرراست و پرتحرک اثر کارآمد است، اما مجال پرداخت عمیقتر به بحران هویت را محدود میکند. پالرمو؛ صحنهای رنگارنگ و پرتنش پالرمو در فیلم صرفاً پسزمینهای زیبا نیست؛ شهری است که به کمدی رنگ و آهنگ ویژهای میبخشد.
« بنینی بهخوبی میداند چگونه یک حرکت کوچک را به رشتهای از واکنشهای کمیک تبدیل کند. »
شخصیتها و اجرا
ورود دانته به فضای جنوب ایتالیا، با تغییر محسوس در محیط و مناسبات همراه میشود. ویلاهای مجلل، خیابانها و چهرههای شهر، فضایی میسازند که در آن شکوه ظاهری با تهدید پنهان کنار هم قرار میگیرد. دانته این نشانهها را با همان خوشبینی سادهدلانهٔ خود میبیند و همین ناهماهنگی، حالوهوای بازیگوش فیلم را تقویت میکند.
فیلم در پسزمینهٔ فرهنگ مافیا شوخی میکند، اما قصد ندارد خشونت سازمانیافته را به تصویری واقعگرا و تلخ بدل سازد. مافیا در اینجا بیش از هر چیز مادهٔ خامی برای هجو و موقعیتسازی است: گروهی خشن و حسابگر که باید با مردی روبهرو شوند که از قواعد بازیشان بیخبر است. این فاصله، اثر را از کمدیهای شهری معمول جدا میکند و به آن لحن محلی میبخشد؛ هرچند مخاطبی که انتظار کاوش جدی در ساختار مافیا داشته باشد، احتمالاً با تصویری سبکشده و کاریکاتوری روبهرو میشود.
ریتم روایت و پراکندگی شوخیها «Johnny Stecchino» در بهترین لحظات، از انباشتن جزئیات کمیک و پیوند دادن آنها به موقعیت اصلی لذت میبرد. سوءتفاهمها بهتدریج گسترش مییابند و هر برخورد تازه میتواند معنای تازهای پیدا کند. فیلم بهخوبی از تفاوت میان اضطراب شخصیتهای پیرامون دانته و بیخبری او بهره میگیرد؛ تضادی که بهویژه در صحنههایی که خطر و مضحکه همزمان حاضرند، ثمربخش است.
بااینهمه، رشتهٔ شوخیها همیشه به یک اندازه منسجم نیست. گاه صحنهها بیشتر به مجموعهای از لحظههای مستقل و بامزه شباهت دارند تا اجزای ضروری یک ساختار روایی فشرده. برخی بخشها ریتمی روان و زنده دارند، اما در جاهایی فیلم برای رسیدن به شوخی بعدی، از پیوند دراماتیک میان موقعیتها چشمپوشی میکند.
« ورود دانته به فضای جنوب ایتالیا، با تغییر محسوس در محیط و مناسبات همراه میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این پراکندگی لزوماً لذت تماشای اثر را از میان نمیبرد، ولی باعث میشود کشش داستان در همهٔ لحظات یکسان نباشد. ماریا و مسئلهٔ باورپذیری ماریا از نظر روایی شخصیتی کلیدی است، زیرا ورود دانته به جهان تازه از مسیر او صورت میگیرد. نیکولتا براسکی در برابر انرژی بیمهار بنینی حضوری آرامتر و کنترلشدهتر دارد و همین تفاوت، در بسیاری از صحنهها تعادل ایجاد میکند.
او به جهان اشرافی و حسابگرانهٔ فیلم تعلق دارد، در حالی که دانته هر موقعیت را با شفافیتی کودکانه و بیواسطه تجربه میکند. بااینحال، رفتار ماریا همیشه از پشتوانهٔ شخصیتی کافی برخوردار نیست. تغییرهای ناگهانی در لحن و تصمیمهای او گاهی بیش از آنکه حاصل تحول درونی باشند، به نیاز طرح داستان پاسخ میدهند.
از همین رو، رابطهٔ او با دانته در لحظاتی ظرفیت عاطفی پیدا میکند، اما فیلم کمتر میکوشد آن را به پیوندی پیچیده و باورپذیر بدل سازد. حضور بازیگر در کنار بنینی جذاب است، ولی شخصیت ماریا بهتنهایی به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی فیلم پرورده نمیشود. مرزهای طنز و حساسیت معاصر سبک کمدی فیلم بر اغراق، حماقتِ نمایشی و شکستن پیوستهٔ انتظار تکیه دارد.
بخش بزرگی از شوخیها از نادانی دانته نسبت به خطر و از تفسیرهای وارونهٔ او از محیط میآید. اما بعضی انتخابهای طنزآمیز، بهویژه شوخی مربوط به کودک دارای سندروم داون، ممکن است امروز بیملاحظه یا آزاردهنده به نظر برسد. مسئله فقط قدیمیشدن یک شوخی نیست؛ پرسش این است که آیا فیلم به شخصیتهای دارای ناتوانی ذهنی شأن و حضور مستقل میدهد، یا گاه آنان را به وسیلهای برای تولید خنده تبدیل میکند.
« این پراکندگی لزوماً لذت تماشای اثر را از میان نمیبرد، ولی باعث میشود کشش داستان در همهٔ لحظات یکسان نباشد. »
قوتها و کاستیها
این نکته در ارزیابی فیلم اهمیت دارد، زیرا اثر در آغاز، مهربانی دانته را با کارش در کنار کودکان پیوند میزند و بدینترتیب حساسیت اخلاقی تماشاگر را نیز فعال میکند. از این رو، برخورد کمدی با موضوع ناتوانی را نمیتوان کاملاً بیرون از معنای کلی فیلم دانست. تماشاگران ممکن است دربارهٔ این لحظات اختلاف نظر داشته باشند؛ بااینحال، توجه به آنها کمک میکند میان بازیگوشی کلی اثر و شوخیهایی که هزینهشان بر دوش گروهی آسیبپذیر میافتد، تمایز بگذاریم.
جمعبندی «Johnny Stecchino» کمدیای متکی بر یک ایدهٔ ساده اما پربازده است: مردی بیخبر، به سبب شباهت ظاهریاش، در مرکز نقشهای خطرناک قرار میگیرد و جهان اطرافش را همچنان با نگاهی خوشبینانه و ساده میبیند. بازی دوگانهٔ روبرتو بنینی، کمدی بدنی پرانرژی و فضای خاص پالرمو، فیلم را سرزنده و بهیادماندنی میکنند.
در مقابل، پراکندگی برخی موقعیتها، پرداخت ناکافی ماریا و چند شوخی کهنه یا حساسیتبرانگیز، از انسجام و طراوت اثر میکاهند. جذابیت فیلم بیش از آنکه در پیچیدگی طرح یا عمق روانشناختی شخصیتها باشد، در شیوهٔ اجرای آن است: بنینی چگونه از حرکت و سوءتفاهم خنده میسازد و چگونه سادگی دانته را در برابر حسابگری دیگران قرار میدهد.
حاصل، کمدیای نامتوازن اما پرشخصیت است؛ اثری که هم از بازیگوشیِ بیمهار خود نیرو میگیرد و هم در بعضی لحظات از همان بیمهاری آسیب میبیند.
« از این رو، برخورد کمدی با موضوع ناتوانی را نمیتوان کاملاً بیرون از معنای کلی فیلم دانست. »
ثبت دیدگاه