نقد و بررسی
نقد ژاندارک (Joan of Arc) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازخوانی قدیسه در میدان دادگاه «Joan of Arc» ساختهٔ Bruno Dumont، بازگویی متعارفی از زندگی ژاندارک نیست؛ فیلم بیش از آنکه بخواهد حماسهای تاریخی با نبردهای پرشور و فرازهای داستانی روشن بسازد، سراغ دورهای میرود که قهرمان جوان، پس از پیروزیهای نظامی و اسارت، در معرض محاکمهٔ کلیسا قرار میگیرد.
ژان به رسالتی الهی باور دارد و در برابر اتهامهای بدعت، از باور خود عقب نمینشیند. اما Dumont این روایت آشنا را به شیوهای نامأنوس عرضه میکند: با پرهیز از شکوه متعارف تاریخی، تأکید بر سکون و گفتار، و خلق فضایی که گاه بیشتر به اجرای صحنهای میماند تا درامی کلاسیک. این فیلم ادامهٔ «Jeannette: The Childhood of Joan of Arc» است، اما برای فهمیدن ایدههایش، بیش از آشنایی با داستان، آمادگی برای مواجهه با سبک خاص کارگردان اهمیت دارد.
ژان؛ نیرویی در برابر نگاه دیگران مرکز عاطفی فیلم، بازی Lise Leplat Prudhomme در نقش ژان است. او شخصیتی را ایفا میکند که همزمان نوجوانی آسیبپذیر و زنی برخوردار از ارادهای شکستناپذیر به نظر میرسد. این دوگانگی نه از راه شرح روانشناختی مفصل، بلکه از تضاد میان قامت و سن بازیگر با صلابت کلام و باورش ساخته میشود.
ژان بهجای آنکه صرفاً نماد شجاعت یا قربانی ستم باشد، حضوری زنده و گاه غریب دارد؛ گویی سخنانش از جهانی درونی میآیند که دادگاه و قدرت سیاسی قادر به نفوذ در آن نیستند. بازی Prudhomme نیرویی عاطفی به فیلم میبخشد، زیرا او از اغراق در نمایش قهرمانی فاصله میگیرد. صلابت ژان به ژستهای بزرگ وابسته نیست؛ در مکثها، نگاه و پافشاری آرام او بر موضعش شکل میگیرد.
« ژان به رسالتی الهی باور دارد و در برابر اتهامهای بدعت، از باور خود عقب نمینشیند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین بازی، تضاد میان اقتدار نهادی دادگاه و اقتدار شخصی ژان را ملموس میکند. با این حال، فیلم کمتر میکوشد زندگی درونی او را از زوایای گوناگون بکاود؛ بیشتر او را در موقعیت مقاومت میبیند تا در فرایند تردید، تحول یا کشف خود. دادگاه؛ نبردی بر سر حقیقت و قدرت صحنههای محاکمه، بستر اصلی تنش فیلماند.
پرسشها و پاسخها ظاهراً به جستوجوی حقیقت مربوطاند، اما زیر سطح گفتوگو، مسئلهٔ دیگری جریان دارد: چه کسی حق دارد تجربهٔ دینی ژان را تعریف کند؟ دادگاه میخواهد باور او را در قالبهای پذیرفتنی خود محصور کند؛ ژان، در مقابل، از پذیرش این چارچوب سر باز میزند. از این منظر، محاکمه فقط رویارویی فرد با کلیسا نیست، بلکه برخورد میان تجربهٔ شخصی و زبان رسمی قدرت است.
این ایده ظرفیت دراماتیک بالایی دارد، اما فیلم همیشه آن را به تنشی مؤثر تبدیل نمیکند. تکرار پرسشها و کندی پیشروی صحنهها میتواند حس محاصره و فرسایش را منتقل کند؛ در عین حال، وقتی ریتم برای مدتی طولانی در یک وضعیت ثابت میماند، مخاطب ممکن است بهجای احساس فشار، گرفتار ملال شود. فیلم گاهی عمداً از اوجگیری و گرهگشایی معمول سر باز میزند، اما این امتناع همیشه به معنای عمق بیشتر نیست.
در بعضی لحظات، فاصلهٔ میان ایدهٔ تأملبرانگیز و تجربهٔ تماشایی بیش از اندازه میشود. تصویر؛ سادگیِ سرد و زیباییِ آیینی زبان بصری فیلم بر سادگی و ایستایی تکیه دارد. قابها معمولاً فرصت میدهند که چهرهها، بدنها و فضاها بیشتاب دیده شوند؛ دوربین بهجای آنکه با حرکتهای نمایشی هیجان بسازد، از ترکیببندی و سکون برای ایجاد حس رسمی و آیینی استفاده میکند.
« همین بازی، تضاد میان اقتدار نهادی دادگاه و اقتدار شخصی ژان را ملموس میکند. »
شخصیتها و اجرا
فضاهای مینیمال، با دوری از انباشت جزئیات تاریخی، گذشته را به بازسازی واقعگرایانهٔ صرف تقلیل نمیدهند؛ آن را به صحنهای برای مواجههٔ نمادین میان فرد و نهاد بدل میکنند. در کنار این مینیمالیسم، معماری کلیسا و مقیاس عظیم فضای مذهبی، ژان را در برابر ساختاری بزرگتر از خود قرار میدهد.
این تضاد تصویری، بیآنکه به توضیح کلامی نیاز داشته باشد، تنهایی او را برجسته میکند. زیبایی تصویرها از جنس زرقوبرق نیست؛ بیشتر به نوعی شکوه خاموش و سرد نزدیک است. البته همین نظم دیداری گاه به یکنواختی میرسد. وقتی میزانسن و حرکت دوربین چندان تغییر نمیکنند، چشمانداز فیلم ممکن است از حالوهوای مراقبهای به تکرار بصری بلغزد.
روایت نامتعارف و فاصله از حماسه Dumont آگاهانه از الگوی آشنای فیلم تاریخی فاصله میگیرد. در اینجا قرار نیست تاریخ به زنجیرهای از لحظات پرحادثه، نبردهای فراگیر و نقاط عطف پرهیجان تبدیل شود. بخش مهمی از روایت در گفتوگو و مواجهههای ایستا میگذرد و در نتیجه، «حماسه» بیش از آنکه در حرکت لشکرها یا شکوه قصرها دیده شود، در سرسختی دختری جوان در برابر محاکمه تجسم مییابد.
این انتخاب میتواند داستانی بسیار آشنا را از تکرار صرف نجات دهد. اما تازگی رویکرد بهتنهایی تضمینکنندهٔ انسجام نیست. شیوهٔ روایت گاه مبهم میشود و فیلم میان جدیت تاریخی، فاصلهگذاری و لحظههایی با حالوهوای نامعمول در نوسان میماند. در نتیجه، برای برخی تماشاگران، این ابهام نه دعوتی به تفسیر، بلکه مانعی برای شکلگیری درامی پیوسته خواهد بود.
« این تضاد تصویری، بیآنکه به توضیح کلامی نیاز داشته باشد، تنهایی او را برجسته میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم کمتر از مخاطب میخواهد که صرفاً با سرنوشت ژان همراه شود؛ بیشتر از او میخواهد به خودِ سازوکار بازنمایی این سرنوشت فکر کند. این مطالبه جذاب است، اما بهایی دارد: کاهش فوریت عاطفی و دشوارتر شدن پیوند با روایت. طنز خشک و ناهمواری لحن یکی از انتخابهای بحثبرانگیز فیلم، حضور لحظههایی است که لحن جدی و سنگین داستان را با طنزی خشک و گاه عجیب مختل میکنند.
این شوخیها قرار نیست بهسادگی مخاطب را بخندانند یا فشار درام را سبک کنند؛ بیشتر حس ناآرامی و فاصله میسازند. چهرهها، واکنشها و شیوهٔ بیان بعضی شخصیتها گاه اندکی نامتعارف یا اغراقشدهاند و همین امر جهانی میآفریند که نه کاملاً واقعگراست و نه یکسره هجوآمیز. این ناهمواری میتواند بخشی از جذابیت فیلم باشد: نهادهای پرمدعا و زبان رسمی آنها گاه در برابر حضور ساده و قاطع ژان مضحک به نظر میرسند.
بااینحال، طنز فیلم همیشه چنان دقیق و رهاییبخش نیست که از خطر خودنمایی بگریزد. گاهی حس میشود فیلم بر عجیببودن خود اصرار میورزد، بیآنکه هر بار نتیجهای تازه یا معنایی روشن به دست دهد. بنابراین، واکنش مخاطب به این لحن احتمالاً تعیینکننده است: آنکه با طنز نامتعارف Dumont همراه شود، در آن نوعی نقد پنهان مییابد؛ آنکه انتظار درامی تاریخی یکدست داشته باشد، ممکن است آن را گسستی ناخوشایند بداند.
صدا و موسیقی؛ میان آیین و گسست صدا در ساختن فضای فیلم نقشی فراتر از همراهی تصویر دارد. گفتارها و مکثها، با تأکید بر کیفیت نمایشی خود، به صحنههای محاکمه حالتی آیینی میبخشند؛ موسیقی و لحظههای آوازی نیز پیوند اثر را با قالب درام تاریخیِ متعارف سست میکنند. این انتخاب، فیلم را به سوی تجربهای ترکیبی میبرد که در آن روایت، اجرا و نمایشگونگی از هم جدا نیستند.
« این مطالبه جذاب است، اما بهایی دارد: کاهش فوریت عاطفی و دشوارتر شدن پیوند با روایت. »
قوتها و کاستیها
با این همه، چنین رویکردی همیشه یکپارچه عمل نمیکند. موسیقی میتواند برای لحظهای دریچهای به جهان درونی ژان بگشاید، اما گاه بهجای آنکه احساس را ژرفتر کند، فاصلهای دیگر میان مخاطب و شخصیت ایجاد میکند. صدا نیز در کنار تصویرهای سنجیده، به همان اندازه که حالوهوای فیلم را خاص میسازد، ممکن است بر احساس تصنع و فاصلهگذاری بیفزاید.
این انتخابها از نظر سبکشناختی مهماند، اما اثرگذاریشان به میزان پذیرش قراردادهای نامتعارف فیلم وابسته است. جمعبندی «Joan of Arc» اثری است که آشنایی مخاطب با داستان ژاندارک را بهانهای برای تکرار یک حماسهٔ آشنا نمیکند. فیلم با تکیه بر بازی پرشور و باورپذیر Lise Leplat Prudhomme، تصویرهای مینیمال و روایت نامتعارف، ژان را در برابر دستگاهی قرار میدهد که میخواهد صدای او را مهار و معنای تجربهاش را تعیین کند.
بهترین لحظات اثر از برخورد میان سکون ظاهری قابها و استواری شخصیت مرکزی نیرو میگیرند. در مقابل، ریتم کند، کشآمدن برخی صحنههای محاکمه، ابهام روایی و طنز خشک و ناهماهنگ میتوانند تماشای فیلم را فرساینده کنند. Dumont نه در پی ساختن درامی تاریخیِ پرشتاب است و نه میکوشد همهٔ عناصر نامتعارفش را در روایتی هموار حل کند.
حاصل، فیلمی شخصی و دوپاره است: گاه تأثیرگذار و از نظر تصویری چشمنواز، گاه دور از دسترس و بیش از اندازه خودآگاه. تماشاگرِ پذیرای سینمای آهسته و فاصلهگذار احتمالاً در آن بازخوانیای جدی از ایمان، قدرت و سرپیچی خواهد یافت؛ اما کسی که در پی حماسهای تاریخی با کشش روایی پیوسته است، ممکن است بیشتر متوجه فاصلهٔ میان ظرفیت داستان و شکل اجرای آن شود.
« با این همه، چنین رویکردی همیشه یکپارچه عمل نمیکند. »



ثبت دیدگاه