نقد و بررسی
نقد جو پیلهو: طلوع خشم (Jo Pil-ho: The Dawning Rage) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرح جنایی در دل فساد «Jo Pil-ho: The Dawning Rage» با موقعیتی آشنا اما پُرکشش آغاز میشود: پلیسی فاسد درگیر ماجرایی میشود که از خلافکاریهای روزمرهاش بزرگتر است؛ حالا نهفقط مأموران داخلی، بلکه نیروهایی قدرتمندتر نیز بهدنبال او هستند. جو پیلهو که ابتدا برای نجات خود دستوپا میزند، در مسیر کشف توطئهای شرکتی با مینا، دختری نوجوان و سرکش، روبهرو میشود.
رابطه این دو از اعتماد یا همدلی آغاز نمیشود؛ هرکدام دیگری را مانعی برای بقا و پیشبرد کار خود میبیند. همین بیاعتمادی، در کنار تهدید بیرونی، موتور اصلی فیلم است. داستان در چارچوب تریلر جنایی پیش میرود، اما در پی آن است که پرسشی اخلاقی را نیز پیش بکشد: آیا کسی که سالها در فساد سهم داشته، میتواند در لحظهای بحرانی انتخابی متفاوت کند؟
فیلم پاسخ را از همان ابتدا آماده و ساده در اختیار تماشاگر نمیگذارد. جهان تیره و قانونِ بیپناه فضای فیلم از نخستین لحظات، تیره و خشن است. شهر نه پسزمینهای خنثی، بلکه بخشی از منطق داستان به نظر میرسد: محیطی که در آن خشونت در کوچه و اداره جریان دارد و قانون بهجای آنکه پناهگاه شهروندان باشد، گاه پوششی برای منافع صاحبان قدرت میشود.
این جهان با شخصیت محوری نیز تناسب دارد. جو مأمور قانون است، اما رفتار و انتخابهایش او را از تصویر آرمانی پلیس دور میکند. فساد او صرفاً نقصی حاشیهای نیست؛ نقطه عزیمتی است که فیلم از خلال آن به مناسباتی گستردهتر نگاه میکند. این تیرگی، در آغاز به فیلم نیرویی ملموس میدهد. خطر فقط در تهدیدهای آشکار یا درگیریهای فیزیکی خلاصه نمیشود؛ احساس ناامنی از اینجا میآید که حتی نهادهایی که باید حقیقت را روشن کنند، ممکن است خود بخشی از مسئله باشند.
« رابطه این دو از اعتماد یا همدلی آغاز نمیشود؛ هرکدام دیگری را مانعی برای بقا و پیشبرد کار خود میبیند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، اتمسفر سنگین همیشه به معنای پرداخت یکدست نیست. گاهی فیلم بر شدت خشونت و تلخی فضا تکیه میکند، بیآنکه به همان اندازه برای روشنکردن پیوند میان همه رخدادها وقت بگذارد. نتیجه، جهانی باورپذیر از حیث حالوهواست که در بخشهایی از روایت، به تمرکز بیشتری نیاز دارد. جو پیلهو؛ قهرمانی نارسا و جذاب یکی از انتخابهای قابلتوجه فیلم آن است که قهرمانش را مردی درستکار معرفی نمیکند که ناگهان در دام فساد افتاده باشد.
جو از ابتدا با خودخواهی، فرصتطلبی و بیاعتنایی اخلاقی تعریف میشود. تماشاگر قرار نیست بیدرنگ برای او دل بسوزاند؛ بلکه باید رفتارهایش را ببیند و بسنجد که چه چیزی میتواند او را به بازنگری وادارد. همین فاصله میان شخصیت و مخاطب، ظرفیت دراماتیک مهمی ایجاد میکند. جو نه قهرمان پاکدست است و نه شخصیتی که امکان تغییرش از ابتدا منتفی باشد.
بازی Lee Sun-kyun به این تناقضها وزن میدهد. او خستگی و تندی مردی را منتقل میکند که انگار همیشه مشغول حسابوکتاب راه فرار بعدی است؛ درعینحال، زیر این ظاهر خودمحور، نشانههایی از فرسودگی و تردید دیده میشود. اجرای نقش، بهویژه در لحظههایی که جو میان منفعت شخصی و مسئولیتی ناخواسته گرفتار میشود، تماشایی است.
مسئله بیشتر به مسیر تحول شخصیت مربوط میشود: فیلم ایده تغییر اخلاقی او را انتخاب میکند، اما بعضی گامهای این تغییر بهاندازه کافی زمینهچینی نمیشوند. ازاینرو، لحظاتی که باید حاصل انباشت تجربه و کشمکش درونی باشند، گاه بیش از آنکه تدریجی به نظر برسند، بهسرعت از راه میرسند. مینا و رابطهای بر پایه بیاعتمادی مینا صرفاً همراهی برای پیشبردن ماجراجویی جو نیست؛ حضور او معیاری برای سنجش رفتار مردی است که عادت کرده دیگران را ابزار کار خود ببیند.
« بااینحال، اتمسفر سنگین همیشه به معنای پرداخت یکدست نیست. »
شخصیتها و اجرا
نوجوانی سرکش که حاضر نیست بهآسانی تابع اقتدار بزرگترها شود، در برابر پلیسی قرار میگیرد که هم نشان قانون را دارد و هم آن را بارها نقض کرده است. تضاد میان آنها از دل تفاوت سن و موقعیت فراتر میرود: یکی از جهان بزرگسالان بیاعتماد شده و دیگری در جهان همان بزرگسالان امتیازهایش را به زیان دیگران به کار برده است.
شیمی این دو شخصیت، مهمترین نیروی عاطفی فیلم است. گفتوگوهایشان اغلب با احتیاط و کشمکش همراه است؛ هیچکدام نمیتواند بیدلیل به دیگری تکیه کند، و همین باعث میشود همکاریشان از نظر نمایشی زنده بماند. مینا نیز در این رابطه تنها موضوعی برای محافظت نیست: مقاومت و ارادهاش به او عاملیت میدهد و مانع میشود که تمام وزن روایت بر دوش جو بیفتد.
بااینهمه، فیلم در برخی لحظهها برای تثبیت پیوند میان آنها به احساسات آشکار و تأکیدهای مستقیم روی میآورد. این انتخاب ممکن است اثرگذار باشد، اما گاهی ظرافتی را که در تنش و بیاعتمادی اولیه شکل گرفته، کمرنگ میکند. بازیها، اکشن و ضرباهنگ روایت بازیگران در مجموع به فیلم کمک میکنند شخصیتهایی را بسازند که صرفاً مهرههای یک تعقیبوگریز نیستند.
اجرای Jeon So-nee در نقش مینا سرسختی و آسیبپذیری را کنار هم نگه میدارد، و بازی Park Hae-joon به حضور نیروهای تهدیدکننده داستان کیفیتی سرد و ناآرام میبخشد. با وجود تفاوت در میزان پرداخت شخصیتها، بازیها کمک میکنند کشمکشها از حالت توضیحی بیرون بیایند و در رفتار، مکث و رویارویی دیده شوند.
« شیمی این دو شخصیت، مهمترین نیروی عاطفی فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای اکشن پرانرژیاند و خشونت را نرم و تزئینی عرضه نمیکنند. تعقیبها و درگیریها به فضای بیرحم فیلم وفادارند و در لحظه میتوانند تنش را بالا ببرند. مشکل آن است که روایت با گسترش شبکه توطئه و افزودن خردهمسیرها، گاهی رشته تمرکز خود را شل میکند. در نتیجه، بعضی بخشهای تعقیبوگریز بهجای آنکه حرکت داستان را پیوسته تندتر کنند، میان توضیحها و رخدادهای جانبی مکث میکنند.
این شاخهدارشدن بهخودیخود ناموجه نیست، زیرا فیلم میخواهد فساد را فراتر از یک مجرم یا یک پرونده نشان دهد؛ اما پیوند همه شاخهها همیشه بهاندازه کافی روان نیست. فیلم گاه میخواهد هم تریلری پرشتاب باشد، هم درامی درباره وجدان و هم تصویری از سازوکار قدرت؛ جمعکردن این خواستهها همیشه با موفقیت انجام نمیشود.
جاهطلبی اجتماعی و محدودیتهای آن توطئه شرکتی به فیلم امکان میدهد فساد را از سطح رشوه و تخلف فردی فراتر ببرد و آن را در پیوند با قدرت اقتصادی و نفوذ سیاسی بررسی کند. این بُعد، داستان را از یک ماجرای ساده درباره پلیس بد و تعقیب مجرمان جدا میکند. فیلم همچنین به زخمی اجتماعی و حافظهای جمعی نزدیک میشود؛ اما چنین ارجاعی، بهویژه وقتی با فاجعهای واقعی و دردناک پیوند میخورد، مسئولیت روایی سنگینی دارد.
اگر آن تجربه تاریخی فقط کارکردی برای پیشبردن قصه یا افزودن بار احساسی پیدا کند، فاصله میان اهمیت موضوع و عمق پرداخت آشکار میشود. در اینجا جاهطلبی فیلم هم نقطه قوت است و هم منشأ ناهماهنگی. اثر میخواهد درباره بیرحمی ساختارها حرف بزند، اما گاه توجهش از سازوکار اجتماعی به بحران شخصی شخصیتها بازمیگردد، بیآنکه پیوند میان این دو سطح را بهقدر کافی بپرورد.
« صحنههای اکشن پرانرژیاند و خشونت را نرم و تزئینی عرضه نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، لحظات عاطفی میتوانند صادقانه باشند، اما وقتی تکرار یا بیشازحد برجسته میشوند، خطر آن هست که بهجای آنکه از دل موقعیت بجوشند، برای هدایت واکنش تماشاگر به کار گرفته شوند. این کاستیها ایده محوری را بیاعتبار نمیکنند؛ تنها نشان میدهند که فیلم در تبدیل نیت اجتماعی به ساختاری منسجم، به تعادل بیشتری نیاز داشته است.
جمعبندی «Jo Pil-ho: The Dawning Rage» تریلری جنایی با فضایی تلخ و نیرویی عاطفی است که بیش از هر چیز در رابطه پرتنش میان جو و مینا جان میگیرد. بازیها، بهخصوص اجرای Lee Sun-kyun، به تناقضهای شخصیت اصلی جان میدهند و خشونت بیپرده فیلم، خطر را از همان آغاز محسوس میکند. در سوی دیگر، روایتِ گاه پراکنده، کندشدن ضرباهنگ در میان خردهمسیرها و شتابزدگی در برخی مراحل تحول اخلاقی جو، مانع میشود همه ایدههای فیلم با قدرتی یکسان به نتیجه برسند.
بااینحال، نقصهای فیلم از جذابیت مرکزی آن نمیکاهند: تماشای همکاری دو انسان بیاعتماد که هر یک به دلیلی متفاوت از جهان پیرامونشان میترسند و در برابر فسادی بزرگتر قرار میگیرند. اثر در بهترین لحظاتش نه تصویری ساده از رستگاری، بلکه پرسشی دشوار درباره مسئولیت را پیش میکشد: وقتی کسی در ساختن تباهی سهم داشته، آیا هنوز میتواند بخشی از راه مقابله با آن باشد؟
پاسخ فیلم گاه نابرابر و احساساتی است، اما همین پرسش، پس از پایان تماشای آن نیز باقی میماند.
« پاسخ فیلم گاه نابرابر و احساساتی است، اما همین پرسش، پس از پایان تماشای آن نیز باقی میماند. »



ثبت دیدگاه