نقد و بررسی
نقد جیغ و داد راه بینداز (جینگل آل د وِی) (Jingle All the Way) | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و ایدهٔ مرکزی «Jingle All the Way» ساختهٔ Brian Levant، کمدی کریسمسی سال ۱۹۹۶ است که ماجرای پدری گرفتار کار را به مسابقهای پرشتاب برای یافتن یک اسباببازی کمیاب بدل میکند. هاوارد لنگستون، فروشندهٔ تشک، میخواهد با خرید عروسک توربو من غیبتها و بدقولیهایش را در برابر پسرش جبران کند؛ اما وقتی عروسک در فروشگاهها پیدا نمیشود، خرید ساده به تعقیبی پرحادثه در شهر تبدیل میشود.
Arnold Schwarzenegger، Sinbad، Phil Hartman و Rita Wilson از بازیگران اصلی فیلماند. در ظاهر، این طرح بهانهای برای کمدی تعقیبوگریز و موقعیتهای اغراقآمیز است؛ در لایهٔ زیرین، فیلم دربارهٔ پدری است که میکوشد محبت خود را با هدیهای بزرگ و پرطرفدار ثابت کند. همین دوگانگی، هم نقطهٔ قوت اثر است و هم منشأ آشفتگیاش: قصه گاهی میخواهد نقدی بر مصرفگرایی و فرهنگ خرید کریسمسی باشد و گاهی صرفاً تماشاگر را با شوخیهای پرسروصدا سرگرم کند.
طنزِ اضطراب خرید قلب کمدی فیلم در شناخت یک اضطراب آشناست: نزدیکشدن تعطیلات، کمبود کالایی محبوب، و احساس عقبماندگی در برابر دیگران. در این جهان، عروسک فقط یک اسباببازی نیست؛ نشانهای است از اینکه کدام والد موفقتر، حاضرتر و سخاوتمندتر به نظر میرسد. رقابت هاوارد با مایرون لربی، پدری دیگر که همان هدف را دنبال میکند، این منطق را به شکل مسابقهای هجوآمیز درمیآورد.
« Arnold Schwarzenegger، Sinbad، Phil Hartman و Rita Wilson از بازیگران اصلی فیلماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد چگونه تبلیغات و هیجان جمعی، میل کودکان را شکل میدهند و بزرگسالان را به تعقیب کالا میکشانند. ازدحام، شایعه و کمیابی، خواستهای معمولی را به ضرورتی ظاهری تبدیل میکنند. بااینحال، هجو معمولاً از اشاره فراتر نمیرود: فیلم تناقض میان معنای عاطفی کریسمس و ولع خرید را مطرح میکند، اما کمتر آن را با ظرافت میکاود.
پیام روشن است، ولی چندان پیچیده یا تازه بسط داده نمیشود. هاوارد؛ پدری میان نیت و عمل هاوارد شخصیتی است که فاصلهٔ میان دوستداشتن و درست عملکردن را مجسم میکند. او خانوادهاش را دوست دارد، اما کار و بینظمیاش بارها به ناامیدی نزدیکانش میانجامد. این تضاد، به فیلم امکان میدهد که ماجرای جستوجوی عروسک را به مسئلهای شخصیتر پیوند بزند: آیا یک هدیه میتواند جای حضور و توجه روزمره را بگیرد؟
فیلم پاسخ را در رفتار شخصیتها جستوجو میکند، نه در گفتوگوهای عمیق. هاوارد در مسیر خود با فشار، رقابت و موقعیتهایی روبهرو میشود که وجه خودخواهانهٔ تصمیمهایش را آشکار میکنند. بااینحال، فیلمنامه گاه از تحول تدریجی او میگریزد و بهجای پرداختن به درونیاتش، او را از یک حادثهٔ شلوغ به حادثهٔ بعدی میراند.
« ازدحام، شایعه و کمیابی، خواستهای معمولی را به ضرورتی ظاهری تبدیل میکنند. »
شخصیتها و اجرا
بنابراین، مسیر عاطفی شخصیت قابلفهم است، اما عمق آن با ظرفیت ایدهٔ آغازین برابری نمیکند. آرنولد شوارتزنگر و کمدی جسمانی جذابیت اجرایی Arnold Schwarzenegger از تضاد میان هیبت فیزیکی شناختهشدهاش و درماندگی موقعیتهای روزمره میآید. او در نقش پدری که پیوسته کنترل اوضاع را از دست میدهد، از زبان بدن و واکنشهای اغراقشده بهره میگیرد.
دستوپاچلفتیبودن هاوارد، بهویژه در برخورد با جمعیت و موانع کوچک و بزرگ، زمینهای مناسب برای کمدی فیزیکی فراهم میکند. Sinbad نیز با انرژی و لحن تند خود، مایرون را به رقیبی پرجنبوجوش تبدیل میکند. تقابل این دو بازیگر، به فیلم نیرویی شبیه کمدی دونفره میدهد؛ هرچند شخصیتپردازی مایرون نیز بیشتر بر رفتار و شوخی متکی است تا بر گذشته یا انگیزههای پیچیده.
حضور Phil Hartman در نقش تد مالتین، همسایهٔ خانواده، رنگی از طعنه و رقابت اجتماعی به داستان میافزاید، اما این خط داستانی نیز بیش از آنکه به شخصیتها عمق بدهد، به موتور موقعیتهای کمیک خدمت میکند. ریتم، موقعیتها و اغراق فیلم با حرکت مداوم هاوارد میان فروشگاهها، خیابانها و جمعیتها، ریتمی سریع میسازد.
« بنابراین، مسیر عاطفی شخصیت قابلفهم است، اما عمق آن با ظرفیت ایدهٔ آغازین برابری نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جستوجوی یک شیء واحد، ساختار روایی سرراستی به دست میدهد: هر توقف میتواند فرصتی برای مانعی تازه، رقیبی تازه یا سوءتفاهمی تازه باشد. این الگو برای کمدی خانوادگی مؤثر است، زیرا تماشاگر بهسادگی مسیر داستان را دنبال میکند و منتظر حادثهٔ بعدی میماند. اما همین شتاب، در بخشهایی به تکرار میانجامد.
بعضی موقعیتها نه شخصیت را دگرگون میکنند و نه معنای تازهای به ماجرا میافزایند؛ فقط حجم هیاهو را بالا میبرند. شوخیهای فیزیکی نیز گاه چنان کارتونی و خشونتآمیز میشوند که از فضای هجو اجتماعی فاصله میگیرند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است از انرژی فیلم لذت ببرد، اما احساس کند بسیاری از لحظات بهجای ساختن یک روایت منسجم، برای جلب خندهای فوری طراحی شدهاند.
فضای کریسمسی و مخاطب خانوادگی فضای کریسمسی اثر، بیش از آنکه در تأمل یا سکون ریشه داشته باشد، در شلوغی و جنبوجوش آشکار میشود. تزئینات، ازدحام فروشگاهها و شور جمعی، محیطی رنگارنگ میسازند که با لحن پرتحرک فیلم سازگار است. در این فضا، کریسمس هم جشن خانوادگی است و هم فصل خریدی رقابتی؛ همین همنشینی، زمینهٔ اصلی طنز فیلم را فراهم میکند.
« اما همین شتاب، در بخشهایی به تکرار میانجامد. »
قوتها و کاستیها
اثر از نظر دسترسپذیری نیز به کمدی خانوادگی نزدیک است: قصهای ساده، بازیهایی پرانرژی و موقعیتهایی که بینیاز از توضیح پیچیدهاند. بااینحال، بعضی شوخیها و برخوردهای اغراقآمیز ممکن است برای همهٔ اعضای خانواده به یک اندازه دلپذیر نباشند. فیلم بیشتر بر ریتم و غافلگیری تکیه میکند تا بر طنزی ظریف و چندلایه؛ ازاینرو، جذابیتش به میزان علاقهٔ مخاطب به کمدی شلوغ و فیزیکی وابسته است.
محدودیتهای فیلمنامه مهمترین ضعف اثر، نوسان میان چند لحن است. نقد مصرفگرایی به فیلم امکان میدهد از یک کمدی ساده فراتر برود، اما هجو بهطور پیوسته دنبال نمیشود. در بخشهایی، ماجرای خرید به نقدی بر فشار تبلیغات و ارزشگذاری مادی بدل میشود؛ در بخشهایی دیگر، همان فشار صرفاً دستاویزی برای تعقیب و شوخیهای اغراقشده است.
این جابهجایی، گاهی فیلم را از انسجام موضوعی دور میکند. شخصیتهای فرعی نیز معمولاً برای پیشبردن یک موقعیت یا ایجاد مانع حضور دارند و کمتر به زندگی مستقل خود دست مییابند. حتی رابطهٔ اصلی پدر و پسر، با وجود اهمیت عاطفیاش، بیشتر از خلال کنشهای بیرونی شکل میگیرد تا گفتوگوهای صمیمی و تأملبرانگیز.
« بااینحال، بعضی شوخیها و برخوردهای اغراقآمیز ممکن است برای همهٔ اعضای خانواده به یک اندازه دلپذیر نباشند. »
جمعبندی
به همین دلیل، فیلم از نظر ایده جذابتر از پرداخت نهایی خود به نظر میرسد: مصالح لازم برای نقدی دقیقتر را در اختیار دارد، اما اغلب راه آسانترِ کمدی پرحادثه را انتخاب میکند. جمعبندی «Jingle All the Way» کمدیای سرزنده و پرتحرک است که از یک بحران کوچکِ شب کریسمس، رقابتی بزرگ و آشفته میسازد.
بازی Arnold Schwarzenegger در نقش پدری درمانده، انرژی Sinbad و فضای شاد و پرهیاهوی فیلم، آن را به سرگرمیای مناسب برای تماشاگرانی تبدیل میکند که از شوخیهای جسمانی و موقعیتهای اغراقشده لذت میبرند. در عین حال، فیلم در پرداخت مضمون اصلی خود محتاط و نامتوازن است. ایدهٔ پدری که میخواهد با یک هدیه غیبتهایش را جبران کند، ظرفیت عاطفی قابلتوجهی دارد؛ نقد مصرفگرایی نیز میتوانست به اثری دقیقتر و منسجمتر بینجامد.
اما کلیشههای روایی، شخصیتپردازی سطحی و نوسان لحن، مانع تحقق کامل این ظرفیت میشوند. حاصل، فیلمی است که بیش از ظرافت در یاد میماند: نه بهعنوان هجویهای ژرف بر خرید کریسمسی، بلکه بهعنوان کمدیای شلوغ، آشنا و گاه دوستداشتنی دربارهٔ پدری که میفهمد وظیفهٔ خانوادگی را نمیتوان بهسادگی به خرید یک اسباببازی فروکاست.
« در عین حال، فیلم در پرداخت مضمون اصلی خود محتاط و نامتوازن است. »



ثبت دیدگاه