نقد و بررسی
نقد Jem and the Holograms | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
هویت پنهان و وعدهی آغازین «Jem and the Holograms» با موقعیتی آشنا اما بالقوه پربار آغاز میشود: جرّیکا بنتون، دختری کمرو با استعدادی موسیقایی، در قالب چهرهای هنری به نام «جِم» صدایی پیدا میکند که در زندگی روزمره از آشکارکردنش میترسد. ویدیویی که خواهرش در اینترنت منتشر میکند، ناگهان او را از خلوت خانه به قلمرو شهرت میکشاند.
این گذار، دستکم در ایده، بستری مناسب برای کاوش در فاصلهی میان خودِ واقعی و تصویری فراهم میکند که دیگران از آدم میسازند. فیلم در همان دقایق نخست پرسشی جذاب پیش میکشد: آیا نام هنری میتواند راهی برای آشکارشدن باشد، یا سرانجام به نقابی بدل میشود که صاحبش را از خود دور میکند؟ پاسخ اثر بر وفاداری به خویشتن تکیه دارد؛ مضمونی روشن و مناسب مخاطب نوجوان که ظرفیت دراماتیک خوبی دارد.
اما روایت گاه بهجای آنکه این پرسش را در رفتار و انتخابهای شخصیتها بپروراند، پیام را با صراحتی بیش از اندازه بیان میکند. در نتیجه، ایدهی مرکزی از عمق روانشناختی بالقوهاش کمتر بهره میبرد. از جرّیکا تا جِم جرّیکا و جِم دو چهرهی یک شخصیتاند، اما فیلم برای ساختن فاصلهی میان آنها بیش از همه به ظاهر، نام و موقعیت اجتماعی متوسل میشود.
جرّیکا در خانه خاموش و محتاط است؛ جِم زیر نور صحنه اعتمادبهنفس بیشتری دارد. این تقابل، بهویژه در آغاز، کشمکشی قابلفهم میآفریند: دختر جوان میخواهد دیده شود، اما از آنکه دیدهشدن به بهای پنهانکردن خویش تمام شود نیز بیم دارد. بااینحال، تحول درونی او چندان تدریجی نیست. شهرت اینترنتی با سرعتی چشمگیر از راه میرسد و راه را برای ورود به صنعت موسیقی میگشاید؛ مسیری که فیلم کمتر برای باورپذیرکردنش مکث میکند.
« ویدیویی که خواهرش در اینترنت منتشر میکند، ناگهان او را از خلوت خانه به قلمرو شهرت میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از همین رو، فشارهای ناشی از محبوبیت، قراردادها و ساختن یک تصویر عمومی، بیشتر نقش نشانههایی از بحران را دارند تا تجربههایی که بهتمامی در شخصیت رسوخ کرده باشند. بازی آوبری پیپلز در لحظههای آسیبپذیر، لطافت مناسبی به جرّیکا میدهد، اما فیلمنامه به او فرصت کافی برای پیچیدهکردن این کشمکش نمیبخشد.
خانواده؛ گرمترین کانون فیلم جایی که فیلم بیش از هر بخش دیگر جان میگیرد، رابطهی جرّیکا با خواهرش کیمبر و دو خواهرخواندهاش، آجا و شاناست. خانوادهی آنها صرفاً حاشیهای عاطفی برای مسیر ستارهشدن جرّیکا نیست؛ در بهترین لحظهها، یادآور این حقیقت است که موسیقی از پیش در زندگی این دختران حضور داشته و پیوندشان را شکل داده است.
خانه، تمرینهای مشترک و حمایت متقابل، در برابر فضای حسابشده و رقابتی صنعت سرگرمی، نوعی پناه عاطفی میسازند. این رابطه، مضمون اصالت را از شعار به تجربهای ملموس نزدیک میکند. جرّیکا زمانی بیش از همیشه در معرض گمکردن خود قرار دارد که از خواهرانش فاصله میگیرد؛ و فیلم در نشاندادن همین شکاف، صمیمیتی دارد که در خط اصلی شهرت کمرنگ است.
بااینهمه، اعضای گروه به یک اندازه مجال حضور نمییابند. کیمبر گاه بهسبب نزدیکیاش به جرّیکا برجستهتر میشود، اما آجا و شانا کمتر از آنچه نام گروه اقتضا میکند، به شخصیتهایی مستقل با خواستهها و تعارضهای روشن بدل میشوند. پیوند گروهی بیشتر وعده داده میشود تا آنکه در طول روایت ساخته شود.
« خانه، تمرینهای مشترک و حمایت متقابل، در برابر فضای حسابشده و رقابتی صنعت سرگرمی، نوعی پناه عاطفی میسازند. »
شخصیتها و اجرا
موسیقی و جهان بصری رنگهای درخشان، پوششهای چشمگیر و فضای پرتحرک اجراها، به فیلم انرژی دیداری میبخشند. جهان «جِم» قرار است با جهان روزمرهی جرّیکا تفاوت داشته باشد؛ ازاینرو، آرایش صحنه و لباسها نه فقط تزئین، بلکه بخشی از تصور فیلم از هویت هنریاند. این جلوهها گاه بهخوبی حس یک خیال نوجوانانه دربارهی صحنه و شهرت را منتقل میکنند و به اثر لحنی پاپ و سرزنده میدهند.
موسیقی نیز از مصالح اصلی همین خیال است، اما پیوند میان قطعات و روایت همیشه استوار نیست. بعضی لحظههای موسیقایی به شخصیتها مجال میدهند تا چیزی را بیان کنند که در گفتوگوهای عادی نمیتوانند؛ برخی دیگر بیشتر به ایستگاههایی جداگانه در مسیر داستان میمانند. در نتیجه، فیلم با وجود تأکید بر شکلگیری یک گروه موسیقی، گاهی از مهمترین فرصت خود میگذرد: نشاندادن اینکه چگونه صداها و سلیقههای متفاوت چهار دختر در تمرین، اختلاف و همکاری به یک هویت مشترک تبدیل میشود.
روایت میان چند مسیر فیلمنامه میان چند موضوع حرکت میکند: ظهور اینترنتی جرّیکا، مناسبات صنعت موسیقی، رابطهی او با خواهرانش و ماجرای معمایی مرتبط با پدر و ربات. این شاخهها میتوانستند جهان فیلم را غنیتر کنند، اما هماهنگی لازم میان آنها شکل نمیگیرد. خط معمایی، بهویژه، توجه را از گروه و دگرگونی جرّیکا منحرف میکند؛ گویی فیلم در میانهی راه از قصهای دربارهی هویت و موسیقی به سوی ماجرایی دیگر تغییر مسیر میدهد.
از سوی دیگر، ورود سریع جرّیکا به مدار ستارهشدن، زمینهی کافی برای فهم واکنشهای او و خواهرانش فراهم نمیکند. شهرت، در فیلم هم فرصت است و هم تهدید، اما سازوکارهای رسیدن به آن ساده و شتابزده جلوه میکنند. این شتاب باعث میشود بعضی تصمیمها بیشتر به نیاز روایت برای پیشبردن ماجرا شباهت داشته باشند تا نتیجهی طبیعی شخصیتپردازی.
« موسیقی و جهان بصری رنگهای درخشان، پوششهای چشمگیر و فضای پرتحرک اجراها، به فیلم انرژی دیداری میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با وجود این، خط داستانی همچنان برای مخاطب جوان قابلدنبالکردن است و مسیر کلی آن پیچیده یا دشوارفهم نیست. اجرا و شخصیتپردازی بازیگران اصلی به فیلم گرمی و حضور میبخشند، بهخصوص در لحظههایی که خانواده کنار هم قرار میگیرد. آوبری پیپلز در نقش جرّیکا، خویشتنداری و اضطراب شخصیت را بهخوبی از سرزندگی چهرهی هنریاش جدا میکند.
استفانی اسکات نیز در نقش کیمبر به رابطهی خواهرانهی فیلم نیروی عاطفی میدهد. بااینحال، بازیها نمیتوانند بهتنهایی جای خالی رشد شخصیتها را پر کنند. اریکا ریموند، چهرهی بانفوذ صنعت موسیقی، ظرفیت آن را دارد که پیچیدگیهای شهرت و بهرهکشی از استعداد را نمایندگی کند، اما فیلم بیشتر او را در مقام مانعی روایی به کار میگیرد.
ریو نیز در مرکز بخشی از ماجرا قرار دارد، بیآنکه رابطهاش با گروه و نقش او در تحولات داستان همیشه به یک اندازه قانعکننده باشد. حاصل، مجموعهای از شخصیتهایی است که خطوط کلیشان روشن است، اما بسیاری از آنها پیش از آنکه به فردیت کامل برسند، دوباره در خدمت حرکت قصه قرار میگیرند. اقتباس و مخاطب فیلم از مجموعهی انیمیشنی دههی هشتاد الهام گرفته، اما برداشتش بیشتر بر نوجوانی معاصر، ویدیوهای اینترنتی و شکلگیری هویت در فضای رسانهای متمرکز است.
چنین بازآفرینیای بهخودیخود میتوانست راهی ثمربخش برای انتقال ایدهی مرکزی به زمانهای تازه باشد. بااینحال، جابهجایی تأکیدها باعث شده بخشهایی از جذابیت گروهی و موسیقایی که از نام اثر انتظار میرود، زیر سایهی داستان شهرت فردی قرار گیرد. برای مخاطب نوجوان، پیام فیلم ساده و دلگرمکننده است: دیدهشدن ارزش خود را دارد، اما نه به قیمت بریدن از کسانی که در شکلگیری تو سهم داشتهاند.
« با وجود این، خط داستانی همچنان برای مخاطب جوان قابلدنبالکردن است و مسیر کلی آن پیچیده یا دشوارفهم نیست. »
قوتها و کاستیها
این پیام با حالوهوای رنگارنگ و موسیقی پرانرژی اثر همخوان است. تماشاگرانی که در پی درامی دقیق دربارهی صنعت موسیقی، یا روایتی پیچیده از ساختهشدن یک گروه هستند، احتمالاً با شتاب قصه و کمعمقی برخی شخصیتها روبهرو خواهند شد. جمعبندی «Jem and the Holograms» فیلمی است با هستهای عاطفی روشن: یافتن صدای شخصی، پذیرفتن تفاوتها و حفظ پیوند با خانواده در میان هیاهوی شهرت.
رنگهای زنده و فضای موسیقایی آن لحظههایی سرگرمکننده میآفرینند، و رابطهی جرّیکا با خواهرانش صمیمیتی به داستان میدهد که در دیگر بخشها کمتر دیده میشود. اما محبوبیت ناگهانی قهرمان، روایتهای فرعی پراکنده و فرصت اندک برای رشد اعضای گروه، مانع از آن میشوند که ایدهی خوب فیلم به درامی یکپارچه و عمیق بدل شود.
حاصل، اثری خوشنیت و سرزنده است که پیامش از پرداخت داستانیاش ماندگارتر میماند.
« این پیام با حالوهوای رنگارنگ و موسیقی پرانرژی اثر همخوان است. »



ثبت دیدگاه