نقد و بررسی
نقد Jeff Wayne's Musical Version of the War of the Worlds - The New Generation: Alive on Stage! | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک روایت آشنا «جنگ دنیاها»ی جف وین پیش از آنکه نمایشی صحنهای باشد، تجربهای موسیقایی و روایی است؛ اثری که با تکیه بر موسیقی راک و ارکسترال، داستان تهاجم مریخیها را در قالب یک اپرای راک پیش میبرد. اجرای «نسل جدید: زنده روی صحنه!» میکوشد این جهان صوتی را از محدودهٔ آلبوم بیرون بیاورد و به منظرهای بزرگ و دیداری بدل کند.
فیلمبرداری از اجرای سالن او۲ لندن نیز مقیاس این کوشش را ثبت میکند: صحنهای پهناور، گروهی پرشمار از نوازندگان و بازیگرانی که در کنار تصویرهای غولآسا، بخشی از روایتی آخرالزمانی را شکل میدهند. نسخهٔ تازه بر پایهٔ بازنگری موسیقایی جف وین ساخته شده و گروه اجرایی آن چهرههایی چون Liam Neeson، Marti Pellow، Jason Donovan و Ricky Wilson را دربرمیگیرد.
بااینحال، بزرگی صحنه بهتنهایی به معنای انسجام نمایشی نیست. این اجرا از همان آغاز در مرز میان کنسرت، نمایش موزیکال و تجربهٔ چندرسانهای حرکت میکند. گاه بر موسیقی و نوازندگان تمرکز دارد، گاه تصویرهای روی پرده روایت را پیش میبرند و گاه بازیگران زنده به مرکز توجه میآیند. این ترکیب، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم مهمترین چالش آن.
« بااینحال، بزرگی صحنه بهتنهایی به معنای انسجام نمایشی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
موسیقی؛ نیروی محرک روایت موسیقی در این اجرا صرفاً پسزمینهای باشکوه برای داستان نیست؛ خودِ موسیقی ابزار روایت است. تمهای ارکسترال، ضرباهنگ راک و لایههای الکترونیک، به هجوم مریخیها وزن و تهدید میبخشند. جف وین با پیوند دادن صداهای گسترده و پرطنین به ملودیهای بهیادماندنی، فضایی میسازد که هم حماسی است و هم اندوهبار.
در لحظات پرتنش، ضربآهنگها حس اضطراب و شتاب را تقویت میکنند؛ در بخشهای آرامتر، ملودیها به شخصیتها مجال میدهند تا ترس، دلبستگی یا درماندگی خود را بیان کنند. اجرای زنده، بهویژه در قطعات آشناتر، به موسیقی حضوری جسمانی میدهد. ارکستر و گروه راک در کنار یکدیگر شنیده میشوند و تضاد میان بافتهای ارکسترال و صدای مدرنتر، به جهان داستان وسعت میبخشد.
نتیجه همیشه ظریف یا خویشتندار نیست؛ این موسیقی عمداً بهسوی شکوه و اغراق میرود. اما همین اغراق با موضوع تهاجم فرازمینی و مقیاس رویداد هماهنگ است. اثر بیش از آنکه ترس را در سکوت و خلوت بجوید، آن را در موجهای صوتی و تکرارهای کوبنده مجسم میکند. روایت و حضور بازیگران روایت از آشنایی تماشاگر با ماجرا بهره میبرد، اما بار اصلی انتقال اطلاعات را بر دوش گفتار، آواز و تصویر میگذارد.
« تمهای ارکسترال، ضرباهنگ راک و لایههای الکترونیک، به هجوم مریخیها وزن و تهدید میبخشند. »
شخصیتها و اجرا
Liam Neeson در نقش روزنامهنگار حضوری صوتی و تصویری دارد که میان روایتگری و شخصیتپردازی قرار میگیرد. صدای او به داستان اعتبار میدهد و لحن سنجیدهاش با آشوب صحنه تضاد دارد؛ گویی در میانهٔ فاجعه، کسی هنوز میکوشد وقایع را منظم و قابلفهم بیان کند. این کیفیت، بهویژه برای مخاطبی که نخستینبار با روایت روبهرو میشود، راهنمای مفیدی است.
خوانندگان و بازیگران زنده نیز به شخصیتها بُعد انسانی میبخشند. اجرای پرانرژی قطعات، به داستان حرکتی نمایشی میدهد و مانع از آن میشود که اثر به مجموعهای از تصویرهای بزرگ و موسیقی پرحجم تقلیل یابد. با این همه، حضور شخصیتها همیشه در یک سطح نمایشی واحد قرار نمیگیرد: برخی در فضای فیزیکی صحنهاند، برخی از راه تصویر یا بازنمایی مجازی دیده میشوند و برخی بیشتر از طریق صدا به شخصیت بدل میشوند.
همین تفاوت، گاه تمرکز را از رابطهٔ میان شخصیتها به شیوهٔ نمایش آنها منتقل میکند. صحنهای عظیم و تماشایی مهمترین برگ برندهٔ اجرا، جسارت بصری آن است. ماشین جنگی مریخی، آتشافکنها، نورپردازی و پردههای گسترده، صحنه را به میدان نبردی صنعتی و ناآشنا تبدیل میکنند. ماشین مریخی بهویژه حضوری نمایشی دارد: نه فقط بهعنوان وسیلهای چشمگیر، بلکه همچون تجسم تهدیدی که از کنترل انسان بیرون است.
« Liam Neeson در نقش روزنامهنگار حضوری صوتی و تصویری دارد که میان روایتگری و شخصیتپردازی قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
استفاده از آتش و جلوههای صحنهای نیز به اجرا نیرویی خام و ملموس میدهد که در تصویرهای دیجیتال بهتنهایی یافت نمیشود. در نسخهٔ فیلمبرداریشده، کارگردانی دوربین میکوشد هم عظمت صحنه را نشان دهد و هم جزئیات اجرا را از دست ندهد. این کار گاه موفق است؛ نمای کلی، نسبت میان نوازندگان، خوانندگان و تجهیزات صحنه را روشن میکند و نماهای نزدیک بر لحظههای احساسی یا اجرای موسیقایی تأکید میگذارند.
اما ثبت یک نمایش عظیم در قالب فیلم، خود محدودیتی دارد: تماشاگر دیگر آزاد نیست نگاهش را در سالن بچرخاند و هر بار دوربین تصمیم میگیرد چه چیزی در مرکز توجه باشد. ازاینرو، فیلم هم سندی از اجراست و هم بازآرایی آن برای صفحهٔ نمایش. فناوری؛ میان شگفتی و کهنگی بخش مهمی از جهانسازی به تصویرهای رایانهای، پردههای بزرگ و هولوگرامها وابسته است.
این فناوریها در لحظاتی به خیالپردازی داستان کمک میکنند و امکان نمایش رویدادهایی را فراهم میآورند که اجرای فیزیکیشان دشوار است. همچنین حضور تصویری شخصیتهایی که در صحنهٔ واقعی نیستند، به تولید امکان میدهد میان روایت سینمایی و اجرای زنده رفتوآمد کند. اما این راهحل همیشه یکپارچه نیست.
« در نسخهٔ فیلمبرداریشده، کارگردانی دوربین میکوشد هم عظمت صحنه را نشان دهد و هم جزئیات اجرا را از دست ندهد. »
قوتها و کاستیها
برخی جلوههای رایانهای امروز قدیمی یا کممایه به نظر میرسند و فاصلهٔ میان تصویر و بدن بازیگر را آشکار میکنند. نمایشهای دوبعدی و هولوگرامها نیز گاهی بیشتر توجه را به فناوری جلب میکنند تا به احساس صحنه. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای پذیرفتن یک جهان پیوسته، مدام تفاوت میان اجرای زنده و تصویر ثبتشده را ببیند.
مسئله صرفاً سنوسال جلوهها نیست؛ مسئله آن است که فناوری باید در خدمت تداوم خیال باشد، نه آنکه پیوسته حضور خود را اعلام کند. مرز نامطمئن میان کنسرت و نمایش موزیکال این اثر را میتوان در بهترین لحظههایش ترکیبی پرشور از کنسرت و تئاتر دانست، اما این دو وجه همیشه به تعادل نمیرسند. نوازندگان و رهبر ارکستر حضوری چشمگیر دارند و بسیاری از بخشها بهلحاظ ساختار، بیش از آنکه صحنههایی در یک نمایش موزیکال باشند، قطعاتی از یک کنسرت روایی به نظر میرسند.
این انتخاب برای علاقهمندان موسیقی جف وین رضایتبخش است: آنان میتوانند از اجرای قطعات و مقیاس صوتی لذت ببرند، بیآنکه نمایش بخواهد موسیقی را پنهان کند. از سوی دیگر، اگر انتظار از یک موزیکال صحنهای، پیوستگی پررنگ کنش و تحول شخصیتها باشد، اجرا ممکن است پراکنده جلوه کند. گاه پردهٔ تصویری یا قطعهٔ موسیقی میان لحظات نمایشی فاصله میاندازد، و گاه حضور شخصیتهای مجازی، ارتباط عاطفی میان بازیگران حاضر را کمرنگ میکند.
« نمایشهای دوبعدی و هولوگرامها نیز گاهی بیشتر توجه را به فناوری جلب میکنند تا به احساس صحنه. »
جمعبندی
این گسستها لزوماً تجربه را بیارزش نمیکنند، اما نشان میدهند که اثر در پی حل کامل تفاوت میان کنسرت و تئاتر نیست؛ بیشتر میخواهد از هر دو قالب، لحظههایی پرقدرت و بهیادماندنی برگزیند. جمعبندی «Jeff Wayne's Musical Version of the War of the Worlds - The New Generation: Alive on Stage!» تجربهای بلندپروازانه است که قوت اصلیاش را از موسیقی پرتوان، حضور بازیگران، مقیاس صحنه و جسارت در ترکیب ابزارهای نمایشی میگیرد.
این اجرا داستان تهاجم مریخیها را نه صرفاً بازگو، بلکه به نمایش صوتی و تصویری گستردهای تبدیل میکند؛ نمایشی که در لحظات موفق خود، تهدید را به ضربآهنگ، نور و حرکت بدل میسازد. در مقابل، جلوههای دیجیتال ناهمگون و پیوند ناپایدار میان عناصر زنده و تصویری، از انسجام آن میکاهند. همچنین کسانی که انتظار یک نمایش موزیکالِ پیوسته و شخصیتمحور دارند، ممکن است آن را بیش از اندازه به کنسرتی تصویری نزدیک بیابند.
بااینحال، این ناهمواریها از ارزش تجربهٔ موسیقایی و نمایشی آن کم نمیکنند؛ بلکه روشن میسازند که اثر را باید همچون رویدادی چندرسانهای دید، نه بازآفرینی بینقص یک نمایش تئاتری. برای مخاطبی که موسیقی جف وین و شکوه اجراهای زنده را ارج مینهد، این نسخه تصویری پرانرژی و گاه خیرهکننده از جهانی آشنا فراهم میآورد.
« در مقابل، جلوههای دیجیتال ناهمگون و پیوند ناپایدار میان عناصر زنده و تصویری، از انسجام آن میکاهند. »



ثبت دیدگاه