نقد و بررسی
نقد Jeepers Creepers 3 | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به چرخهای آشنا «Jeepers Creepers 3» بار دیگر مخاطب را به جهان کریپر بازمیگرداند؛ موجودی که حضورش با چرخهای هولناک و محدود گره خورده است. اینبار روایت در واپسین روز از ضیافت بیستوسهروزهٔ او میگذرد؛ زمانی که تهدید، بهجای آنکه دور و مبهم باشد، هر لحظه به پایان فرصت نزدیکتر میشود.
این انتخاب، دستکم در سطح ایده، ظرفیت مناسبی برای ساختن تعلیق دارد: شخصیتها باید پیش از آنکه چرخه به فرجام برسد، راهی برای متوقفکردن موجود پیدا کنند. فیلم از همین شمارش معکوس بهره میگیرد تا روایتی دربارهٔ تعقیب، مقاومت و تلاش برای فهمیدن دشمن شکل دهد. گروهبان توبز، که به روایتهای مربوط به کریپر بدگمان است، به گروهی میپیوندد که قصد دارند این موجود را برای همیشه از میان بردارند.
حضور او امکان ایجاد زاویهای تازه را فراهم میکند: داستان میتواند از نگاه کسی پیش برود که هنوز میان شواهد و باور فاصله میبیند. بااینحال، فیلم این امکان را بیشتر بهعنوان نقطهٔ ورود به ماجرا به کار میگیرد تا فرصتی برای واکاوی جدیتر شک و باور. تعلیق در واپسین روز مهمترین امتیاز طرح داستانی، فشردهبودن بازهٔ زمانی آن است.
قرارگرفتن ماجرا در آخرین روز از چرخه، نوعی فشار دائمی بر روایت میگذارد و تعقیب کریپر را هدفمندتر میکند. خطر تنها در خود موجود خلاصه نمیشود؛ زمان نیز به عاملی تهدیدآمیز بدل میشود. تماشاگر میداند که شخصیتها فرصت نامحدودی برای تصمیمگیری ندارند و همین آگاهی میتواند حتی میان صحنههای آرامتر، حس اضطراب را زنده نگه دارد.
« فیلم از همین شمارش معکوس بهره میگیرد تا روایتی دربارهٔ تعقیب، مقاومت و تلاش برای فهمیدن دشمن شکل دهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما شمارش معکوس بهتنهایی برای ساختن تعلیق کافی نیست. این فشار زمانی زمانی اثرگذار میشود که تصمیمهای شخصیتها از انگیزههای روشن و پیامدهای باورپذیر برخوردار باشند. فیلم گاه در این زمینه موفق است و حس نزدیکشدن به رویارویی را منتقل میکند، اما گاه نیز چنان به پیشبرد موقعیتهای بعدی میشتابد که رفتار بعضی شخصیتها بیشتر تابع نیاز صحنه به نظر میرسد تا نتیجهٔ منطقی ترس، تجربه یا شناخت آنان.
از این رو، تعلیق فیلم در لحظاتی قوت میگیرد و در لحظاتی دیگر از پیوستگی لازم فاصله میگیرد. جغرافیای ترس فضای روستایی و جادههای خلوت، از عناصر مؤثر فیلماند. این محیطها بهجای آنکه صرفاً پسزمینهای برای خشونت باشند، به بخشی از سازوکار ترس تبدیل میشوند. سکوت جاده، دورافتادگی مکانها و نبودِ پناهگاهی مطمئن، این تصور را تقویت میکند که شخصیتها در برابر تهدیدی سرسخت، از حمایت و کمک فوری محروماند.
چنین فضایی با ماهیت شکارچیانهٔ کریپر تناسب دارد: خطر ممکن است از جایی سر برسد که تا چند لحظه پیش خالی و بیحرکت به نظر میرسید. بااینحال، بهرهگیری از فضای دلهرهآور همیشه به خلق صحنههای ماندگار نمیانجامد. برای آنکه خلوتی محیط واقعاً ترسناک شود، فیلم باید میان سکون، انتظار و هجوم ناگهانی توازن برقرار کند.
هرگاه این توازن برقرار است، جادهها و چشماندازهای روستایی حس آسیبپذیری را تشدید میکنند؛ اما وقتی روایت با شتاب از موقعیتی به موقعیت دیگر میرود، ظرفیت محیط کمتر به کار گرفته میشود. فیلم فضایی مناسب برای وحشت در اختیار دارد، ولی همواره فرصت نمیدهد این فضا در ذهن تماشاگر رسوب کند.
« اما شمارش معکوس بهتنهایی برای ساختن تعلیق کافی نیست. »
شخصیتها و اجرا
کریپر؛ حضوری دیدنی و رازآلود کریپر همچنان مرکز جذابیت مجموعه است. طراحی او واجد کیفیتی آشنا و درعینحال ناآرامکننده است؛ ترکیبی از هیئت موجودی شکارگر و نشانههایی که تماشاگر را به پرسش دربارهٔ ماهیت و خاستگاهش وامیدارند. فیلم با پیشکشیدن رازهایی دربارهٔ گذشته و سرچشمهٔ تاریک او، وعده میدهد که چیزی فراتر از یک تعقیب ساده در انتظار مخاطب است.
این وعده، بهویژه برای کسانی که با اسطورهٔ کریپر آشنایی دارند، میتواند جذاب باشد. مشکل آن است که کنجکاوی برانگیختهشده به کشفهای چندان تازهای نمیانجامد. رازها مطرح میشوند و توجه را به سوی خاستگاه موجود جلب میکنند، اما پاسخها محدود میمانند. ابهام گاهی در ژانر وحشت فضیلت است؛ ناشناختهماندن بخشی از تهدید، میتواند آن را هراسآورتر کند.
در این فیلم، بااینحال، فاصلهای میان وعدهٔ افشاگری و میزان اطلاعاتی که واقعاً در اختیار مخاطب قرار میگیرد احساس میشود. بنابراین کریپر همچنان حضوری گیرا دارد، اما پیرامون او اسطورهای به همان اندازه غنی شکل نمیگیرد که طرح اولیه نوید میدهد. شخصیتها و گفتوگوها توبز میتوانست نقطهٔ اتکای دراماتیک فیلم باشد.
بدگمانی او در مواجهه با روایتی که دیگران آن را حقیقتی هولناک میدانند، تضادی طبیعی پدید میآورد؛ تضادی که میتوانست به بررسی این پرسش بینجامد که انسان در برابر خطری ناشناخته چگونه از تردید به کنش میرسد. فیلم از این ظرفیت بهرهای میبرد، اما آن را بهطور کامل نمیپرورد. توبز بیش از آنکه شخصیتی با تحول درونی روشن باشد، گاه وسیلهای برای ورود به افسانهٔ کریپر و حرکت در مسیر ماجراست.
« کریپر؛ حضوری دیدنی و رازآلود کریپر همچنان مرکز جذابیت مجموعه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این محدودیت در شخصیتهای فرعی پرشمارتر نیز دیده میشود. بسیاری از آنان فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند و انگیزههایشان بهروشنی از یکدیگر متمایز نمیشود. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه نگران سرنوشت فردی آنان باشد، صرفاً منتظر برخورد بعدی با کریپر بماند. گفتوگوها نیز گاهی توضیحی و کلیشهایاند؛ اطلاعاتی را که فیلم میخواهد منتقل کند، مستقیم بیان میکنند، بیآنکه همیشه از دل کنش یا رابطهٔ میان شخصیتها بیرون بیایند.
همین امر از طبیعیبودن لحظههای دراماتیک میکاهد. ریتم، خشونت و اجرای صحنهها ریتم فیلم یکدست نیست. برخی لحظات با انتظار و تعقیب، حس نزدیکشدن خطر را میسازند؛ سپس روایت گاهی بهسرعت از آنها عبور میکند و زمانی دیگر بیش از اندازه در موقعیتهایی میماند که شخصیتپردازی یا تنش تازهای به همراه ندارند.
این ناهماهنگی باعث میشود فیلم نتواند همیشه انرژی لازم را برای حرکت به سوی رویارویی حفظ کند. پایان رویارویی نیز شتابزده احساس میشود؛ نه به این معنا که باید نتیجهٔ آن را دانست، بلکه از آن رو که مسیر رسیدن به آن به اندازهٔ کافی مجال بسط نمییابد. خشونت کریپر همچنان میتواند اثرگذار باشد و یادآوری کند که او صرفاً حضوری مرموز نیست، بلکه تهدیدی جسمانی و بیرحم است.
بااینحال، جلوههای رایانهای ضعیف در بعضی صحنههای تعقیبوگریز از شدت تأثیر میکاهند. در فیلمی که به بدن، حرکت و هجوم موجود وابستگی زیادی دارد، ناهماهنگی دیداری اهمیت ویژهای پیدا میکند: هرچه مصنوعیبودن تصویر آشکارتر شود، باورپذیری خطر نیز آسیب میبیند. بنابراین خشونت و طراحی موجود گاه مؤثرند، اما اجرای فنی همیشه از ظرفیت آنها پشتیبانی نمیکند.
« این محدودیت در شخصیتهای فرعی پرشمارتر نیز دیده میشود. »
قوتها و کاستیها
جایگاه فیلم در مجموعه «Jeepers Creepers 3» در پی آن است که هم برای طرفداران مجموعه آشنا و رضایتبخش باشد و هم با اشاره به خاستگاه کریپر افق تازهای بگشاید. این دو خواسته همیشه در کنار هم بهخوبی پیش نمیروند. بازگشت به الگوهای پیشین، هویت فیلم را حفظ میکند و تهدیدی آشنا را دوباره به میدان میآورد؛ اما همین تکرار، تازگی روایت را محدود میسازد.
از سوی دیگر، وعدهٔ گسترش افسانهٔ موجود مطرح میشود، بیآنکه اطلاعات تازه به اندازهای باشد که برداشت مخاطب از او را دگرگون کند. حاصل، فیلمی است که نقاط قوت و ضعفش به یکدیگر گره خوردهاند. چرخهٔ بیستوسهروزه به تعقیب معنای زمانی میدهد و محیط روستایی بستری مناسب برای دلهره فراهم میکند؛ اما شخصیتهای کمپرداخته، گفتوگوهای توضیحی، ریتم ناپایدار و جلوههای نهچندان قانعکننده، مانع میشوند این مواد اولیه به تجربهای پیوسته و کاملاً اثرگذار بدل شوند.
جمعبندی «Jeepers Creepers 3» از ایدهای روشن و مناسب برای وحشت بهره میگیرد: واپسین روز از چرخهٔ کریپر، گروهی مصمم به نابودی او و گروهبانی شکاک که به دل افسانه کشیده میشود. فیلم در ساختن حس فوریت و استفاده از جادههای خلوت و فضای روستایی موفقیتهایی دارد و طراحی کریپر نیز همچنان کنجکاویبرانگیز است.
بااینهمه، ظرفیت این عناصر بیش از آن چیزی است که فیلم در نهایت به کار میگیرد. شخصیتها، بهویژه افراد فرعی، عمق کافی نمییابند؛ گفتوگوها گاه بار توضیح را بیش از اندازه بر دوش میکشند؛ و تعادل میان تعقیب، انتظار و رویارویی برقرار نمیماند. افزون بر این، داستان دربارهٔ رازهای کریپر پرسشهایی پیش میکشد، اما پاسخهای اندکی عرضه میکند و در نتیجه، وعدهٔ گسترش اسطورهٔ او تا حدی ناتمام میماند.
« این دو خواسته همیشه در کنار هم بهخوبی پیش نمیروند. »
جمعبندی
فیلم برای مخاطبی که خواهان بازگشت به جهان آشنای مجموعه و تماشای تعقیبی آمیخته با خشونت است، لحظات قابلتوجهی دارد؛ اما برای آنکه روایتی مستقل و ماندگار باشد، به شخصیتپردازی سنجیدهتر، ریتم منسجمتر و پرداخت دقیقتری نیاز داشت.
ثبت دیدگاه