نقد و بررسی
نقد Jazz on a Summer's Day | 1960
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی که بهجای روایت، فضا میسازد «Jazz on a Summer’s Day» بیش از آنکه مستندی با ساختار روایی متعارف باشد، تجربهای دیداری و شنیداری از حضور در جشنوارهٔ جاز نیوپورت است. دوربین در میان اجراها، چهرههای تماشاگران، شهر و آب حرکت میکند و فیلم بهجای آنکه رویدادها را با توضیح و گفتار به هم بدوزد، پیوندشان را به موسیقی و حالوهوای مشترک واگذار میکند.
جشنوارهٔ سال ۱۹۵۸ چارچوب فیلم است، اما موضوع اصلی آن را میتوان لحظهای دانست که موسیقی، مکان و جمعیت در آن به تجربهای واحد بدل میشوند. فیلم در ۱۹۵۹ عرضه شد و بعدها بهسبب ارزش فرهنگی، تاریخی یا زیباییشناختی در فهرست ملی فیلم آمریکا جای گرفت. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم منشأ محدودیتش.
تماشاگر با گزارش جامع و منظم یک جشنواره روبهرو نیست؛ با برداشتی شاعرانه و گزینشی مواجه است که لحظهها را برمیگزیند، کنار هم میگذارد و از آنها تصویری حسی میسازد. بنابراین فیلم را باید کمتر همچون سندی کامل از نیوپورت و بیشتر همچون پرترهای سینمایی از یک روز موسیقایی تماشا کرد. تدوین؛ بداههپردازی با تصویر مهمترین تصمیم فرمی فیلم، آزادی دوربین از صحنه است.
« فیلم در ۱۹۵۹ عرضه شد و بعدها بهسبب ارزش فرهنگی، تاریخی یا زیباییشناختی در فهرست ملی فیلم آمریکا جای گرفت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هنگامی که موسیقی ادامه دارد، تصویر ممکن است از نوازندگان فاصله بگیرد و به بادبان قایقی، خط ساحلی، ساختمانی در شهر یا چهرهای در میان جمعیت برسد. این جابهجایی گاهی برای مخاطبی که میخواهد اجرای کامل را بیوقفه ببیند، نوعی گسست به نظر میرسد؛ اما در منطق فیلم، دوربین صرفاً ثبتکنندهٔ کنسرت نیست.
نگاه آن نیز مانند نوازندهای که از مسیر ملودی دور میشود و دوباره به آن بازمیگردد، بداههپردازی میکند. این شیوه به فیلم حس آزادی میبخشد، اما پیوستگی اجرایی بعضی قطعات را کاهش میدهد. گاه انتظار میرود دوربین بیشتر بر دستها، سازها و واکنشهای موسیقایی متمرکز بماند؛ در عوض، اثر چشماندازهای پیرامونی را وارد تجربه میکند.
همین انتخاب، تماشای فیلم را از دیدن مجموعهای از شمارههای صحنهای فراتر میبرد، هرچند ممکن است برای مخاطبِ مشتاق اجراهای کامل، کمحوصلگی ایجاد کند. فیلم حتی در دور شدن از صحنه نیز موسیقی را رها نمیکند؛ صدا همچنان رشتهای است که تصاویر پراکنده را به هم میپیوندد. آب، شهر و جغرافیای موسیقی تصویر آب در فیلم نقش تزئینی صرف ندارد.
« نگاه آن نیز مانند نوازندهای که از مسیر ملودی دور میشود و دوباره به آن بازمیگردد، بداههپردازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
موجها، بادبانها و گسترهٔ ساحلی به موسیقی کیفیتی سیال میبخشند؛ گویی بداههنوازی و حرکت آب از یک منطق مشترک پیروی میکنند: تکرار، تغییر و پیشبینیناپذیری. شهر نیوپورت نیز بخشی از همین بافت است، نه پسزمینهای بیاهمیت. فیلم نشان میدهد که جشنواره در فضای زندهای رخ میدهد؛ جایی که موسیقی با رفتوآمد مردم و منظرهٔ پیرامون همزیستی دارد.
این پیوند گاهی از حد همراهی فراتر میرود و به تعلیقی آرام بدل میشود: اجرا شور و انرژی دارد، اما تصاویر دریایی ضرباهنگی نرم و تأملی به آن میدهند. در نتیجه، فیلم از هیجان صرف فاصله میگیرد و حالتی تابستانی و آسوده پیدا میکند. مکث بر قایقها برای برخی تماشاگران ممکن است وقفهای نامطلوب باشد، ولی از نظر ساختاری همین مکثها فضای تنفس میسازند و اجازه نمیدهند فیلم به برنامهای پیوسته و خستهکننده از صحنهگردانی بدل شود.
موسیقی؛ از تنوع تا شخصیت یکی از امتیازهای فیلم، گردآوردن صداها و شخصیتهای متفاوت در یک قاب مشترک است. حضور نوازندگانی چون Thelonious Monk، Anita O’Day، Dinah Washington، Chuck Berry، Louis Armstrong و Mahalia Jackson، به فیلم گسترهای میدهد که از یک رنگ یا یک شیوهٔ اجرایی فراتر میرود.
« شهر نیوپورت نیز بخشی از همین بافت است، نه پسزمینهای بیاهمیت. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تفاوت میان اجراها تنها در سازبندی یا سبک نیست؛ هر هنرمند نوع دیگری از رابطه با صحنه و تماشاگر را به نمایش میگذارد. یک اجرا میتواند متکی بر تمرکز و خویشتنداری باشد و اجرای دیگر با سرزندگی و بازیگوشی، جمعیت را آشکارا به حرکت وادارد. فیلم همچنین از تنوع برنامه برای ساختن ضرباهنگ استفاده میکند.
اجراهای گوناگون در کنار هم حس جشنوارهای چندصدایی ایجاد میکنند، بیآنکه لازم باشد برای هر بخش توضیحی مفصل عرضه شود. این تنوع البته تضمین نمیکند که همهٔ لحظهها برای هر بیننده یکسان گیرا باشند. اگر مخاطب با جاز یا با تاریخ موسیقی عامه ارتباطی نداشته باشد، ممکن است تفاوت ظریف اجراها برایش کمرنگ شود و فیلم را مجموعهای از قطعات مشابه ببیند.
اثر بیش از آنکه آموزش مقدماتی جاز باشد، دعوتی است برای گوش سپردن به کیفیت و حال هر اجرا. تماشاگران؛ بخشی از خودِ کنسرت در بسیاری از فیلمهای کنسرت، جمعیت در حد واکنشی کوتاه یا تصویری گذرا باقی میماند. اینجا اما چهرهها، لباسها و رفتار تماشاگران سهمی چشمگیر در ساختن جهان اثر دارند.
« فیلم همچنین از تنوع برنامه برای ساختن ضرباهنگ استفاده میکند. »
قوتها و کاستیها
دوربین از میان جمع میگذرد و شنیدن موسیقی را به تماشای شنوندگان پیوند میزند: افرادی که با تمرکز گوش میکنند، با ریتم همراه میشوند یا در فضای جشنواره حضور دارند، بیآنکه لزوماً در مرکز توجه باشند. این نگاه، فیلم را به کپسولی تصویری از دورهای معین بدل میکند. پوششها، حالت بدنها و جزئیات پیرامونی حس فاصلهٔ تاریخی را زنده میسازند، اما اثر را به موزهای بیحرکت تبدیل نمیکنند.
برعکس، چون چهرههای مردم در لحظهای واقعی و گذرا ثبت شدهاند، گذشته همچنان زنده و متحرک به نظر میرسد. بیننده نهفقط شاهد نوازندگان، بلکه ناظر جمعی است که موسیقی را در یک مکان و زمان مشخص تجربه میکند. محدودیتها و انتخابهای بحثبرانگیز بیداستانی فیلم برای همه یک امتیاز نیست. کسانی که از مستند انتظار خط روایی روشن، زمینهچینی تاریخی گسترده یا معرفی منظم اجراها دارند، ممکن است با اثری پراکنده روبهرو شوند.
فیلم اطلاعات را در درجهٔ دوم قرار میدهد و بهجای توضیح دادن جشنواره، میکوشد کیفیت حضور در آن را بازآفرینی کند. این رویکرد گاه به معنای از دست رفتن زمینههایی است که میتوانستند فهم رخداد را عمیقتر کنند. محدودیت دیگر از همان علاقهٔ دوربین به پیرامون ناشی میشود. وقتی قاب از نوازنده دور میشود، ممکن است تماشاگر احساس کند شور موسیقاییِ صحنه جای خود را به تصویری زیبا اما کماهمیتتر داده است.
« این نگاه، فیلم را به کپسولی تصویری از دورهای معین بدل میکند. »
جمعبندی
همچنین، هر بیننده ممکن است هنرمند یا اجرای محبوب خود را معیار سنجش کل فیلم قرار دهد و از کمبود حضور او یا نبود یک چهرهٔ دلخواه سرخورده شود. اما فیلم ادعای ارائهٔ فهرستی کامل و بیطرفانه از همهٔ اهمیتهای جشنواره را ندارد؛ انتخاب و حذف، بخشی از شیوهٔ شاعرانهٔ آن است. جمعبندی «Jazz on a Summer’s Day» مستندی است که بهجای آنکه جشنواره را توضیح دهد، حالوهوای آن را به تصویر و صدا تبدیل میکند.
قوتش در پیوند موسیقی با آب و شهر، در ثبت چهرههای تماشاگران و در اعتماد به تدوینی آزاد و بداههوار نهفته است. در مقابل، همین آزادی گاهی تمرکز بر اجرا را کم میکند و نبود روایت توضیحی ممکن است برای برخی مخاطبان فاصلهساز شود. ارزش فیلم در کاملبودن گزارشش نیست، بلکه در تواناییاش برای ساختن حس حضور است: تصویری از روزی که موسیقی جاز در فضای باز با زندگی پیرامون درمیآمیزد و جشنواره را به مکانی یگانه بدل میکند.
برای دوستداران جاز، فیلم فرصتی برای دیدن و شنیدن بخشی از تاریخ اجراست؛ برای دیگران، تجربهای سینمایی و آرام از موسیقی، جمعیت و تابستان.
« قوتش در پیوند موسیقی با آب و شهر، در ثبت چهرههای تماشاگران و در اعتماد به تدوینی آزاد و بداههوار نهفته است. »
ثبت دیدگاه