نقد و بررسی
نقد سرباز 2023 (Jawan) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان حماسه و نمایش «جوان» فیلمی است که از همان ابتدا قصد ندارد در مقیاس کوچک روایت شود. آتلی قصهای درباره زندانبانی مرموز، گروهی از زنان زندانی و اقداماتی جسورانه میسازد که فساد و بیعدالتی را به مرکز توجه میآورد؛ اما این طرح اجتماعی، خیلی زود در قالب یک اکشن پرزرقوبرق و پرشتاب گسترش پیدا میکند.
حاصل، اثری است که همزمان میخواهد تماشاگر را سرگرم کند، احساساتش را برانگیزد و درباره زخمهای اجتماعی سخن بگوید. «جوان» در بخش سرگرمی دستکم برای لحظههایی موفق است؛ در بخش تحلیل اجتماعی، اما اغلب به اشاره و شعار بسنده میکند. این فیلم بیش از آنکه بر واقعگرایی تکیه کند، به منطق سینمای حماسی هند وفادار است؛ منطقی که در آن قهرمان میتواند از دل موقعیتی ناممکن بیرون بیاید، تصویرش در قاب به نماد بدل شود و هر بحران فرصتی برای اوجگیری موسیقی و حرکت دوربین باشد.
چنین انتخابی، اگر با ریتم و قصهای منسجم همراه شود، لذتبخش است؛ ولی در «جوان» گاهی انبوه جلوهها و موقعیتهای بزرگ، جای پیوند عاطفی و دراماتیک را میگیرد. فیلم با مدتزمانی نزدیک به سه ساعت، از تماشاگر میخواهد در چندین مسیر روایی و عاطفی همراهش بماند. قصهای پرپیچوخم، با پیوندهایی ناپایدار هسته اولیه داستان جذابیت روشنی دارد: زندانبانی که گروهی از زندانیان را گرد هم میآورد تا اقداماتی نمایشی انجام دهند و توجه جامعه را به فساد و بیعدالتی جلب کنند.
این موقعیت ظرفیت یک تریلر پرتنش را دارد و همزمان میتواند پرسشهایی درباره قانون، مسئولیت اجتماعی و شیوههای اعتراض مطرح کند. انگیزه شخصی قهرمان نیز به این چارچوب، وجهی عاطفی میافزاید و وعده میدهد که کنشهای او تنها نمایش قدرت نیستند، بلکه از زخمی قدیمی سرچشمه میگیرند. با اینحال، فیلم در گسترش این ایده، بیش از اندازه به پیچوخم و افشاگری تکیه میکند.
« میان حماسه و نمایش «جوان» فیلمی است که از همان ابتدا قصد ندارد در مقیاس کوچک روایت شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر بار که روایت به نقطهای میرسد که میتواند مکث کند و پیامدهای یک تصمیم را بکاود، رخداد تازهای وارد میشود و توجه را به سمت خود میکشد. در نتیجه، بعضی چرخشها بهجای آنکه حاصل رشد شخصیتها یا تحول طبیعی قصه باشند، بیشتر شبیه ابزارهایی برای حفظ هیجاناند. فیلم میخواهد هم معمایی باشد، هم ملودرامی خانوادگی، هم اکشنی قهرمانمحور و هم بیانیهای اجتماعی؛ اما این اجزا همیشه در یک بافت واحد حل نمیشوند.
پرهیز از توضیح بیش از اندازه درباره مسیر داستان، بهویژه در این فیلم اهمیت دارد؛ زیرا بخش مهمی از لذت آن از دریافت تدریجی اطلاعات و بازنگری در برداشت اولیه شکل میگیرد. بااینحال، حتی بدون ورود به جزئیات، میتوان گفت که این غافلگیریها گاه اثرگذارند و گاه با انباشتهشدن بیش از حد، از نیروی یکدیگر میکاهند.
شاهرخ خان؛ نیروی محرک فیلم مهمترین پشتوانه «جوان» حضور شاهرخ خان است. او بهخوبی میداند چگونه از نگاه، مکث، حرکت بدن و تغییر لحن برای ساختن حضوری مسلط استفاده کند. کاریزمای او چنان پررنگ است که حتی در صحنههایی که فیلمنامه اطلاعات تازهای نمیدهد، توجه تماشاگر را نگه میدارد.
فیلم نیز آگاهانه بر همین حضور سرمایهگذاری میکند: ورود قهرمان، ژستهای شاخص و لحظههای قاطعانه، همگی طوری طراحی شدهاند که انرژی صحنه را به سوی او متمرکز کنند. این اتکا، هم نقطه قوت اثر است و هم محدودیت آن. از یک سو، شاهرخ خان به فیلم نیروی ستارهای و جذابیتی میبخشد که در سینمای قهرمانمحور اهمیت دارد؛ از سوی دیگر، گاهی شخصیت از انسان به تصویر آرمانی بدل میشود.
« شاهرخ خان؛ نیروی محرک فیلم مهمترین پشتوانه «جوان» حضور شاهرخ خان است. »
شخصیتها و اجرا
قهرمان بیش از آنکه در معرض تردید یا خطا قرار گیرد، به نیرویی تقریباً شکستناپذیر تبدیل میشود. این انتخاب با لحن اغراقآمیز فیلم سازگار است، اما از پیچیدگی روانی او میکاهد. بازیگران دیگر، بهخصوص نیانتارا و ویجای ستوپاتی، به جهان فیلم رنگ و تنوع میدهند. ویجای ستوپاتی در مقام نیروی مخالف، حضوری متفاوت و زمخت دارد و نیانتارا نیز به شخصیت خود اقتدار میبخشد.
با وجود این، ازدحام شخصیتها و حجم بالای خطوط داستانی باعث میشود همه فرصت یکسانی برای شکلگرفتن پیدا نکنند. گروه زنان زندانی از جذابترین عناصر فیلم است، اما پرداخت فردی اعضای آن در همه لحظهها به اندازه ایده اولیهشان نیرومند نیست. اکشن، موسیقی و زبان تصویری صحنههای اکشن از ارکان اصلی جذابیت «جوان» هستند.
فیلم از تعقیبوگریز، درگیریهای تنبهتن و لحظههای نمایشی برای ایجاد ضرباهنگ بهره میگیرد؛ اغلب نیز بر بزرگنمایی آگاهانه تکیه دارد. اسلوموشن، قاببندیهای پرابهت و ورودهای قهرمانانه قرار نیست واقعیت روزمره را بازسازی کنند، بلکه قرار است تماشاگر را وارد فضای یک نمایش پرانرژی کنند.
اگر این قرارداد را بپذیریم، بسیاری از صحنهها سرگرمکنندهاند و تصویرهایی در ذهن باقی میگذارند. اما تکرار همین شگردها میتواند تأثیرشان را کم کند. وقتی هر برخورد با همان تأکید بصری و موسیقایی به لحظهای عظیم تبدیل میشود، تفاوت میان اوج واقعی و تأکید معمولی کمرنگ میگردد. تدوین نیز در بخشهایی چنان تند است که پیگیری مسیر حرکت یا وزن عاطفی کنش دشوار میشود.
« قهرمان بیش از آنکه در معرض تردید یا خطا قرار گیرد، به نیرویی تقریباً شکستناپذیر تبدیل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در فیلمی با این حجم از اکشن، وضوح فضایی اهمیت دارد؛ هرچه صحنهها بیشتر به مونتاژهای فشرده و نماهای کوتاه متکی شوند، بخشی از لذت تماشای حرکت از دست میرود. موسیقی و طراحی صدا، در عوض، با انرژی کلی اثر هماهنگاند. موسیقی نه فقط همراهی برای کنش، بلکه ابزاری برای ساختن شکوه و هیجان است.
گاهی همین تأکید، صحنه را از نظر عاطفی نیرومندتر میکند؛ گاهی نیز احساس را از پیش به تماشاگر اعلام میکند و جایی برای کشف شخصی باقی نمیگذارد. «جوان» بهندرت به سکوت یا ظرافت اعتماد میکند؛ ترجیح میدهد تأثیر خود را با صدا، حرکت و تأکید تصویری به دست آورد. شخصیتهای زن و ظرفیتهای ناتمام حضور گروهی از زنان زندانی، امکان مهمی برای فیلم فراهم میکند: شخصیتهایی که میتوانند از حاشیه روایت بیرون بیایند و در شکلدادن به کنش اصلی نقش داشته باشند.
آنها صرفاً تماشاگر قهرمان نیستند و مشارکتشان به جهان داستان تنوع میدهد. فیلم همچنین میکوشد بر توانایی، همبستگی و حق تصمیمگیری زنان تأکید کند؛ این جنبه، بهویژه در قالب یک اکشن پرمخاطب، میتواند جذاب و قابل توجه باشد. با این همه، استقلال شخصیتها همیشه تا پایان در سطحی که ایده نوید میدهد حفظ نمیشود.
در بعضی لحظهها، زنان به نیرویی گروهی و مؤثر بدل میشوند؛ در لحظههایی دیگر، حضورشان بیشتر کارکردی برای پیشبرد نقشه یا تقویت شکوه قهرمان دارد. تعدد چهرهها نیز فرصت شناخت عمیق هر یک را محدود میکند. بنابراین، فیلم به ظرفیتی مهم اشاره میکند، اما کمتر میکوشد پیچیدگی و تفاوت تجربههای فردی آنان را دنبال کند.
« موسیقی و طراحی صدا، در عوض، با انرژی کلی اثر هماهنگاند. »
قوتها و کاستیها
این نابرابری را میتوان در پیوندهای عاطفی فیلم هم دید. برخی لحظهها بهخوبی یادآور میشوند که پشت اکشن و تعقیب، آدمهایی با فقدان، امید و خاطرات دشوار حضور دارند. بااینحال، چون روایت مدام از یک نقطه اوج به نقطهای دیگر میجهد، این لحظههای انسانی گاه فرصت کافی برای رسوبکردن پیدا نمیکنند.
اثر عاطفی آنها واقعی است، اما دوام و عمقشان همیشه متناسب با زمینهای که فیلم برایشان میچیند نیست. سیاست و عدالت؛ شعارهایی بزرگتر از پرداخت «جوان» موضوعاتی چون فساد، بیعدالتی و پاسخگویی را به میدان میآورد و از آنها برای انگیزهبخشیدن به کنش قهرمان استفاده میکند. فیلم میخواهد نشان دهد که تصمیمهای صاحبان قدرت میتوانند زندگی مردم عادی را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار دهند.
این جهتگیری، به قصه نیرویی فراتر از انتقام شخصی میدهد و آن را به مسائل عمومی پیوند میزند. مشکل در فاصله میان گستردگی ادعاها و عمق پرداخت است. مسئلههای اجتماعی یکی پس از دیگری مطرح میشوند، اما معمولاً زمان کافی برای بررسی علتهای ساختاری، پیامدهای انسانی یا راهحلهای ممکن وجود ندارد.
گاهی موضوعی جدی بیشتر به سکویی برای سخنرانی یا صحنهای پرهیجان تبدیل میشود تا مسئلهای که روایت واقعاً با پیچیدگیهایش درگیر شده باشد. ازاینرو، فیلم در برانگیختن واکنش فوری موفقتر از ساختن تأملی ماندگار است. این سطحیبودن، لزوماً جذابیت سرگرمی فیلم را از بین نمیبرد؛ اما باید میان «اثر سیاسی» و «فیلمی که از نشانههای سیاسی بهره میگیرد» تفاوت گذاشت.
« این نابرابری را میتوان در پیوندهای عاطفی فیلم هم دید. »
جمعبندی
«جوان» در درجه نخست یک اکشن عامهپسند است که مسائل اجتماعی را به زبان ملودرام و قهرمانپروری بازگو میکند. در این زبان، عدالت اغلب در قالب رویارویی فردی با قدرت تصویر میشود؛ تصویری پرکشش، اما سادهتر از واقعیت پیچیدهای که فیلم به آن اشاره میکند. ریتم و تجربه تماشا طولانیبودن فیلم بهخودیخود ایراد نیست؛ مسئله آن است که هر بخش باید ضرورت حضورش را ثابت کند.
«جوان» در لحظههای پرتحرک، با تغییر موقعیتها، موسیقی و ورود بازیگران، انرژی خود را حفظ میکند؛ اما میان این قلهها گاهی افت ریتم محسوس است. تعدد خطوط داستانی و بازگشتهای مکرر به اطلاعات یا احساساتی که پیشتر بیان شدهاند، باعث میشود برخی بخشها کشدار به نظر برسند. این نوسان برای تماشاگران مختلف نتیجههای متفاوتی دارد.
کسی که با سینمای پرزرقوبرق و اغراقآمیز ارتباط برقرار میکند، ممکن است تنوع ژانری، ستارهمحوری و تراکم اتفاقات را بخشی از لذت فیلم بداند. تماشاگر دیگری، بهویژه اگر به انسجام روایی و شخصیتپردازی دقیق اهمیت بیشتری بدهد، احتمالاً از شلوغی روایت و تکرار لحظههای نمایشی خسته میشود.
فیلم در واقع میان این دو تجربه حرکت میکند: در یک صحنه شور و هیجان میآفریند و در صحنهای دیگر زیر بار حجم ا
« جوان» در درجه نخست یک اکشن عامهپسند است که مسائل اجتماعی را به زبان ملودرام و قهرمانپروری بازگو میکند. »



ثبت دیدگاه