نقد و بررسی
نقد یانگوم داره نگاه میکنه (Jang Geum, Oh My Grandma) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میراثی که بهانهای برای زندگی روزمره است «Jang Geum, Oh My Grandma» یا «Dae Jang Geum Is Watching» از ایدهای ساده و خوشظرفیت آغاز میکند: اگر سه خواهر و برادرِ روزگار ما گمان کنند از نسل بانوی نامدارِ آشپزی، دائهجانگگوم، هستند، زندگیشان چه شکلی خواهد شد؟ پاسخ سریال نه حماسهای تاریخی است و نه قصهای پرپیچوخم؛ میراث گذشته بیشتر بهانهای برای پیوند دادن خوراک، روابط عاطفی و گرفتاریهای کوچک روزمره است.
محور روایت، هان سانهه، هان جینمی و هان جونگشیکاند؛ سه شخصیتی که هر یک با خلقوخو و دغدغهای متفاوت، در فضایی آشنا و گاه عمداً اغراقآمیز کنار هم قرار میگیرند. این انتخاب از همان ابتدا تکلیف اثر را روشن میکند. قرار نیست مخاطب در پی معمایی بزرگ یا بحرانی نفسگیر باشد. سریال میخواهد با موقعیتهای سبک، شوخیهای گاه نامتعارف و حضور پررنگ غذا، همراهی دلنشینی بسازد.
بنابراین جذابیتش بیش از آنکه به پرسش «بعد چه میشود؟» وابسته باشد، در این است که هر قسمت چه حالوهوایی پدید میآورد و شخصیتها چگونه به موقعیتهای کوچک واکنش نشان میدهند. غذا؛ زبان مشترک شخصیتها غذا در این مجموعه صرفاً وسیلهای برای زیباسازی قاب یا پرکردن فاصله میان صحنهها نیست؛ یکی از زبانهای اصلی روایت است.
« این انتخاب از همان ابتدا تکلیف اثر را روشن میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
میل به خوردن، آمادهکردن و چشیدن خوراک، شخصیتها را به هم نزدیک میکند و به لحظههای عادی روزمره رنگی ملموس میبخشد. در این جهان، یک وعده غذا میتواند استراحتی کوتاه از فشار کار باشد، بهانهای برای معاشرت شود یا با خاطره و دلبستگی شخصی گره بخورد. این حضور مداوم، بهخصوص برای تماشاگرانی که از نمایش خوراک در آثار تلویزیونی لذت میبرند، از امتیازهای مهم سریال است.
بااینحال، غذا همیشه بهطور کامل در خدمت گسترش شخصیت یا پیشبرد روایت قرار نمیگیرد. گاهی تأکید بر جذابیت ظاهری خوراک و واکنشهای پرشور شخصیتها چنان پررنگ میشود که خودِ داستان به حاشیه میرود. این تکرار ممکن است برای برخی تماشاگران به بخشی از لذت تماشای اثر تبدیل شود و برای برخی دیگر، نشانهای از محدودماندن ایدههای روایی باشد.
سریال در این زمینه دوگانهای روشن دارد: هرچه در ساختن حس اشتها و صمیمیت موفق است، همیشه در تبدیل آن به درامی عمیق توفیق یکسانی ندارد. کمدیِ سبک و مرز اغراق طنز سریال از جنس کمدی موقعیتهای روزمره است، اما همیشه به واقعگرایی وفادار نمیماند. واکنشهای بزرگ، رفتارهای نامتعارف و شوخیهایی که بر شدت و تکرار تکیه میکنند، بخشی از سازوکار خندهاند.
« بااینحال، غذا همیشه بهطور کامل در خدمت گسترش شخصیت یا پیشبرد روایت قرار نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این رویکرد برای اثری که قصد ندارد مخاطب را با جدیتی سنگین درگیر کند مناسب است؛ فضای کلی را سبک نگه میدارد و اجازه میدهد بیننده بدون نیاز به تمرکز بر زنجیرهای پیچیده از حوادث، با قسمتها همراه شود. اما همین اغراق، نقطه ضعف بالقوه اثر نیز هست. شوخیها همیشه به یک اندازه کارآمد نیستند و گاه بیش از آنکه از شخصیت یا موقعیت بجوشند، با اصرار برای خنداندن پیش میروند.
در چنین لحظههایی، طنز به جای آنکه ظریف و طبیعی باشد، کمی تصنعی به نظر میرسد. اشارههایی که به فرهنگ عامه یا چهرههای مشهور ارجاع میدهند نیز ممکن است برای همه مخاطبان خوشایند نباشند؛ کارکردشان به سلیقه شخصی و آشنایی بیننده با آن ارجاعات وابسته است. سریال در بهترین لحظاتش از تفاوتهای میان شخصیتها کمدی میسازد، اما هرگاه شوخی را بیش از اندازه برجسته میکند، از آن ظرافت فاصله میگیرد.
روابط عاطفی در مقیاس روزمره رگه عاشقانه، در کنار پیوند خانوادگی و علاقه به غذا، یکی از پایههای اصلی مجموعه است. رابطهها در مقیاسی کوچک و بیشتاب شکل میگیرند: نگاهها، سوءتفاهمها و نزدیکیهای تدریجی، بهجای آنکه مقدمه بحرانهایی بزرگ باشند، بیشتر به فضای لطیف و سبک سریال کمک میکنند.
« اما همین اغراق، نقطه ضعف بالقوه اثر نیز هست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین انتخاب با لحن کلی اثر هماهنگ است؛ عشق در اینجا نه نیرویی ویرانگر، بلکه بخشی از تجربه عادی زندگی است که در میان کار، خانواده و قرارهای روزانه جا باز میکند. البته آرامش روایی گاهی به کمبود کشمکش میانجامد. وقتی رابطهها با مانعهای جدی روبهرو نمیشوند یا پیامدهایشان چندان سنگین نیست، دنبالکردن آنها ممکن است برای مخاطبی که انتظار درام پرتنش دارد، کمفروغ باشد.
سریال بهجای آنکه احساسات را تا مرز بحران ببرد، ترجیح میدهد آنها را در سطحی دلپذیر و قابلکنترل نگه دارد. این انتخاب، هم بخشی از هویت اثر است و هم محدودیت آن: تماشاگرِ خواهان آرامش احتمالاً از آن استقبال میکند، اما کسی که به دنبال تحول عاطفی پرقدرت است شاید کمتر درگیر شود. بازیگری و همراهی گروهی یکی از عواملی که تماشای مجموعه را آسانتر میکند، همراهی بازیگران با لحن بازیگوشانه آن است.
بازیها بهطور کلی اجازه نمیدهند اغراقهای متن به سنگینی تبدیل شوند و شخصیتها را در حد تیپهای کاملاً بیجان باقی نمیگذارند. اعضای خانواده، با تفاوتهای رفتاری و واکنشهای گوناگون، به فضای سریال انرژی میدهند؛ در نتیجه، حتی وقتی داستان ساده میماند، حضور بازیگران میتواند صحنه را زنده نگه دارد.
« البته آرامش روایی گاهی به کمبود کشمکش میانجامد. »
قوتها و کاستیها
همچنین جذابیت مجموعه تا اندازهای از هماهنگی گروهی میآید، نه فقط از یک شخصیت یا خط روایی مشخص. این ویژگی برای اثری که بخش مهمی از وقت خود را صرف معاشرت و موقعیتهای کوچک میکند اهمیت دارد. اگر بازیگران نتوانند حس آشنایی و راحتی را منتقل کنند، سادگی روایت به یکنواختی بدل میشود؛ اما اینجا اجرای دلنشین آنان به سریال کمک میکند تا از چنین خطری فاصله بگیرد، هرچند نمیتواند همه کاستیهای فیلمنامه را جبران کند.
ریتمی که دیر گرم میشود ریتم مجموعه از ابتدا با شتابی محدود پیش میرود و برای جانگرفتن به زمان نیاز دارد. شروع آن ممکن است برای بینندهای که انتظار دارد از همان قسمتهای نخست با داستانی پرکشش روبهرو شود، کمی کمرمق جلوه کند. سریال بیش از آنکه بر ضرباهنگ تند تکیه کند، از تکرار و آشنایی تدریجی با شخصیتها سود میبرد.
این شیوه با حالوهوای آرام اثر سازگار است، اما در بخشهایی باعث میشود حس پیشروی داستان کاهش یابد. نبود تنش چشمگیر، این کندی را محسوستر میکند. چون مخاطب پیوسته منتظر بحران یا تغییر بزرگی نیست، کیفیت لحظههای کوچک اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ و هرگاه این لحظهها خلاقیت کافی نداشته باشند، روایت ممکن است دور خود بچرخد.
« همچنین جذابیت مجموعه تا اندازهای از هماهنگی گروهی میآید، نه فقط از یک شخصیت یا خط روایی مشخص. »
جمعبندی
در مقابل، همین ریتم آرام برای تماشای پراکنده یا پایان شب مناسب است: لازم نیست بیننده درگیر پیگیری موشکافانه جزئیات شود و میتواند از فضای سبک، خوراکهای رنگارنگ و برخوردهای شیرین شخصیتها لذت ببرد. جمعبندی «Jang Geum, Oh My Grandma» مجموعهای است که ارزشش را باید در تناسب میان هدف و اجرا سنجید.
این اثر وعده درامی پرتنش یا روایتی پیچیده نمیدهد؛ بهجای آن، خانوادهای پرجنبوجوش، رابطههای عاشقانهای کمفشار، طنزی سبک و غذایی فراوان پیش روی مخاطب میگذارد. سادگی قصه و دیر گرمشدن ریتم، مانع از آن میشود که سریال برای هر سلیقهای تجربهای بهیادماندنی باشد؛ بعضی شوخیها نیز از اندازه میگذرند و همه ارجاعاتش به یک اندازه نمینشینند.
بااینهمه، بازیگران خوشحضور و فضای آرامشبخش اثر به آن شخصیتی دلپذیر میبخشند. این مجموعه بیش از آنکه تماشاگر را وادار کند با اشتیاق به دنبال گره بعدی برود، دعوتش میکند مدتی در کنار شخصیتها بماند؛ با آنها غذا بخورد، به شوخیهایشان بخندد و از سادگی روزمرهشان لذت ببرد. برای مخاطبی که چنین همراهی سبکی میخواهد، سریال انتخابی سرگرمکننده و مناسبِ تماشای پیش از خواب است؛ برای کسی که درام پرکشش میجوید، احتمالاً تجربهای دوستداشتنی اما محدود خواهد بود.
« جمعبندی «Jang Geum, Oh My Grandma» مجموعهای است که ارزشش را باید در تناسب میان هدف و اجرا سنجید. »
ثبت دیدگاه