نقد و بررسی
نقد جین (Jane) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهانی که از نو دیده میشود مستند «جین» بهجای آنکه زندگی جین گودال را صرفاً در قالب روایتی زندگینامهای از تولد تا شهرت مرتب کند، از راه تصاویر آرشیوی به گذشته بازمیگردد؛ گذشتهای که در آن جنگل، دوربین و نگاه کنجکاو زنی جوان، آرامآرام برداشت انسان از جانوران را دگرگون میسازند.
مواد تصویری فیلم سالها در بایگانی نشنال جئوگرافیک نگهداری شدهاند و اکنون نه فقط سندی برای روایت، بلکه خودِ قلب تپندهٔ اثرند. نماهای قدیمی به ما امکان میدهند پژوهش گودال را نه از فاصلهٔ یک گزارش تاریخی، بلکه در متن زمان و مکان تجربه کنیم. اثر به کارگردانی برت مورگن، در اساس دربارهٔ مشاهده است: نگاه کردن، صبر کردن و پذیرفتن اینکه جهان طبیعی همیشه مطابق انتظار انسان رفتار نمیکند.
فیلم با همین انتخاب، موضوع پژوهش گودال را به شیوهٔ روایت خود پیوند میزند. بیننده نیز باید چشم بدوزد، جزئیات را دنبال کند و به تدریج با شخصیتهایی آشنا شود که در آغاز فقط سایههایی در میان درختاناند. این فرایند، بهویژه در بخشهای مربوط به نزدیک شدن گودال به شامپانزهها، گیرایی چشمگیری دارد.
« فیلم با همین انتخاب، موضوع پژوهش گودال را به شیوهٔ روایت خود پیوند میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تصاویر آرشیوی؛ حافظهای زنده مهمترین دستاورد «جین» کیفیت و حضور تصاویر آرشیوی آن است. فیلمهای قدیمی صرفاً برای مصور کردن سخنان راوی به کار نرفتهاند؛ آنها حسی از حضور مستقیم در جنگل میآفرینند. حرکت شامپانزهها میان شاخهها، مکثهای طولانی گودال در انتظار مشاهده و ثبت رفتارها، و بافت تصویری فیلمبرداریهای آن دوره، همه تماشاگر را به فضایی دور از زندگی روزمره میبرند.
کهنگی تصویر به نقطهضعف بدل نمیشود؛ برعکس، به آن نوعی صمیمیت و ارزش تاریخی میبخشد. این تصاویر همچنین رابطهای دوگانه میان انسان و دوربین شکل میدهند. دوربین فقط شاهد پژوهش نیست؛ گاه خود به بخشی از زندگی در جنگل تبدیل میشود. تماشای جوانی گودال در کنار جانوران، در حالی که هنوز شهرت جهانی نیافته و با پرسشها و دشواریهای کارش دستوپنجه نرم میکند، چهرهای ملموستر از او میسازد.
در بهترین لحظات، فیلم توضیح نمیدهد که چرا این تصاویر ارزشمندند؛ کافی است آنها را پیش چشم ما بگذارد. جین گودال؛ دانش از مسیر صبر شخصیت محوری فیلم با تصویری ساده و الهامبخش از پیشگامی علمی معرفی نمیشود؛ دستکم در آغاز، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، کنجکاوی و پشتکار اوست. گودال در محیطی ناآشنا قرار میگیرد و برای شناخت شامپانزهها باید زمان بگذارد، از شتاب در نتیجهگیری بپرهیزد و به رفتارهایی توجه کند که ممکن است برای ناظری بیحوصله ناچیز به نظر برسند.
« تصاویر آرشیوی؛ حافظهای زنده مهمترین دستاورد «جین» کیفیت و حضور تصاویر آرشیوی آن است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم این صبر را به تجربهای دیداری بدل میکند: پژوهش نه مجموعهای از کشفیات ناگهانی، بلکه نزدیکشدنی تدریجی و مبتنی بر مشاهده است. از این منظر، مستند تصویری جذاب از رابطهٔ علم و شهود ارائه میدهد. علاقهٔ گودال به جانوران در روایت حضور پررنگی دارد، اما ارزش کار او فقط به شور شخصیاش محدود نمیشود.
او شیوهٔ نگاه کردن به رفتار شامپانزهها را گسترش میدهد و پرسشهایی را پیش میکشد که مرز قراردادی میان انسان و دیگر جانوران را به تأمل وامیدارند. فیلم بهخوبی حس اهمیت این تغییر را منتقل میکند، هرچند کمتر از آنچه انتظار میرود وارد جزئیات روششناختی و مناقشههای علمی میشود. علم در سایهٔ روایت احساسی تکیهٔ اثر بر تجربهٔ انسانی گودال، از یک سو فیلم را قابلدسترس و پرکشش میکند و از سوی دیگر، گاه پیچیدگی پژوهش علمی را به حاشیه میراند.
بیننده با دشواریهای روزمرهٔ زندگی در محیط طبیعی و مسیر شکلگیری ارتباط میان پژوهشگر و جانوران همراه میشود، اما دربارهٔ روشهای دقیق گردآوری دادهها، محدودیتهای مشاهده و تفسیر رفتارها اطلاعات کمتری دریافت میکند. در نتیجه، علم بیشتر به صورت ماجرایی شخصی و الهامبخش بازنمایی میشود تا فرایندی پیچیده که در آن مشاهده، فرضیه و سنجش مداوم در کنار هم قرار میگیرند.
« از این منظر، مستند تصویری جذاب از رابطهٔ علم و شهود ارائه میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کاستی بهویژه از آنجا اهمیت مییابد که فیلم موضوعی علمی را برای مخاطب عام روایت میکند. میتوانست با اندکی توضیح بیشتر، نشان دهد چگونه یک مشاهدهٔ ظاهراً کوچک به تغییری گسترده در شناخت ما از شامپانزهها میانجامد و چه پرسشهایی همچنان بیپاسخ میمانند. بااینحال، انتخاب اثر روشن است: بهجای درسگفتاری مفصل، بر تجربهٔ زیسته، چهرهٔ گودال و اثر عاطفی تصاویر تکیه میکند.
این انتخاب تماشایی است، اما بهای آن کاهش عمق علمی روایت است. تدوین و موسیقی؛ میان شکوه و ازدحام ساختار فیلم از تکههای گوناگون تصویر، روایت و موسیقی بهره میگیرد تا گذشته را به شکلی زنده و پرتحرک بازسازی کند. موسیقی فیلیپ گلس به نماها حالوهوایی حماسی و گاه اندوهبار میدهد؛ همزمان، تدوین میان جنگل، زندگی شخصی گودال و بازگوییهای او رفتوآمد میکند.
این ترکیب در لحظات موفق، نیروی عاطفی بالایی دارد و تصاویر پراکندهٔ آرشیوی را به روایتی پیوسته بدل میسازد. اما همین میل به شدت و حرکت، گاهی به ازدحام میانجامد. موسیقی، تصویر و روایت ممکن است چنان بر یکدیگر انباشته شوند که فرصت مکث و تماشای مستقل نماها کاهش یابد. بعضی تصاویر چنان نیرومندند که نیازی به تأکید اضافه ندارند؛ بااینحال تدوین گاه میکوشد معنای عاطفی آنها را از پیش تعیین کند.
« این کاستی بهویژه از آنجا اهمیت مییابد که فیلم موضوعی علمی را برای مخاطب عام روایت میکند. »
قوتها و کاستیها
اگر فیلم در چند لحظه بیشتر به سکوت و دوام تصویر اعتماد میکرد، تأثیر مشاهدهٔ مستقیم حتی عمیقتر میشد. زندگی شخصی و معنای انتخاب یکی از لایههای انسانی اثر، توجه به دشواری جمع کردن پژوهش و زندگی خصوصی است. روایت نشان میدهد که مسیر حرفهای گودال در خلأ شکل نگرفته و تصمیمهای کاری او با مسئولیتهای خانوادگی و رابطههای شخصی گره خوردهاند.
این وجه، شخصیت او را از پیکرهٔ یادمانیِ «دانشمند بزرگ» بیرون میآورد و به انسانی بدل میکند که باید میان خواستهها و تعهدهای گوناگون راهی پیدا کند. بااینحال، فیلم در پرداخت این جنبه نیز بیش از همه به سوی احساس حرکت میکند. گاه تأکید بر فداکاری و انتخابهای دشوار، جای تحلیل دقیقتر شرایط اجتماعی و حرفهای را میگیرد؛ شرایطی که در آن از زنی در حوزهای علمی انتظارات خاصی وجود داشت.
این سویه میتوانست بسط بیشتری بیابد، اما همین حضور محدود نیز یادآور میشود که پژوهش علمی فقط مجموعهای از کشفیات نیست؛ بخشی از زندگی واقعی انسانهاست و از تصمیمها، جداییها و سازگاریهای روزمره جدا نمیشود. جمعبندی «جین» مستندی دیدنی و تأثیرگذار است که نیروی اصلی خود را از تصاویر آرشیوی کمنظیر و حضور صمیمانهٔ جین گودال میگیرد.
« اگر فیلم در چند لحظه بیشتر به سکوت و دوام تصویر اعتماد میکرد، تأثیر مشاهدهٔ مستقیم حتی عمیقتر میشد. »
جمعبندی
اثر با موفقیت حسِ ورود به جنگل و همراهی با پژوهشی تدریجی را پدید میآورد و تماشاگر را به بازاندیشی دربارهٔ نسبت انسان با جهان طبیعی دعوت میکند. در عین حال، گاه از شدتدادن به احساسات و شلوغی تدوین بازنمیایستد و پیچیدگیهای علمی کار گودال را کمتر از ظرفیت موضوع میکاود. با وجود این محدودیتها، فیلم در ساختن پرترهای زنده از زنی کنجکاو و پیگیر کامیاب است؛ زنی که اهمیت کارش فقط در شهرت یا دستاوردهایش خلاصه نمیشود، بلکه در شیوهٔ توجه کردن او به زندگی نهفته است.
«جین» بیش از آنکه گزارشی جامع از تاریخ علم باشد، دعوتی تصویری به دیدن، صبر کردن و جدی گرفتن جهان پیرامون است؛ دعوتی که پس از پایان تماشا نیز در ذهن باقی میماند.



ثبت دیدگاه