نقد و بررسی
نقد کلهخر ۴.۵ (Jackass 4.5) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در جهان «جکاس» «Jackass 4.5» در اصل دنبالهای مستقل با داستانی تازه نیست؛ مجموعهای از صحنهها و لحظههایی است که هنگام ساخت «جکاس برای همیشه» ضبط شدهاند، اما به نسخهٔ نهایی راه نیافتهاند. فیلم به کارگردانی جف ترمین، بدلکاریهای حذفشده را با بخشهایی از پشتصحنه و گفتوگوهای اعضای گروه ترکیب میکند.
بنابراین بهتر است آن را نه همچون یک فیلم کمدیِ دارای پیرنگ منسجم، بلکه بهمثابه ضمیمهای بلند و صمیمی بر تجربهٔ تماشای فیلم اصلی در نظر گرفت. همین تعریف، هم نقطهٔ قوت اثر را روشن میکند و هم محدودیتش را: تماشاگر برای تماشای ماجرایی تازه نمیآید، بلکه میخواهد چند دقیقهٔ دیگر در کنار گروهی بماند که شوخی را با بیپروایی و پذیرش خطر به نمایش میگذارد.
منطق شوخی: از درد تا خنده طنز «جکاس» بر پایهٔ فاصلهای کوتاه میان انتظار و فاجعه شکل میگیرد: گروه موقعیتی ساده را آغاز میکند، اما آن را بهسرعت به آزمایشی دردناک، چندشآور یا مضحک بدل میسازد. در اینجا نیز شوخیها از همان جنساند؛ بدلکاریهایی که بدن را به مرکز صحنه میآورند و واکنش واقعی آدمها را به مادهٔ اصلی کمدی تبدیل میکنند.
سازندگان برای خنداندن مخاطب به ظرافت کلامی یا طنز موقعیتهای پیچیده متکی نیستند. خنده از شدت واکنش، میزان جسارت و این پرسش میآید که اعضای گروه تا کجا حاضرند پیش بروند. این شیوه هنوز توان سرگرمکنندگی دارد، بهخصوص برای تماشاگرانی که از پیش با لحن مجموعه آشنا هستند. بااینحال، تازگی هر شوخی بهتنهایی تضمین نمیکند که ضرباهنگ فیلم نیز تازه بماند.
« سازندگان برای خنداندن مخاطب به ظرافت کلامی یا طنز موقعیتهای پیچیده متکی نیستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
وقتی سازوکار اصلی بارها تکرار شود، بخشی از واکنش مخاطب از خنده به پیشبینی تغییر میکند: میدانیم قرار است اتفاقی ناخوشایند بیفتد، و گاه فقط منتظریم ببینیم شکل آن چیست. «جکاس ۴.۵» در لحظات موفقش همین انتظار را به بازی میگیرد؛ در لحظات کماثرتر، به همان فرمول آشنایی بسنده میکند که طرفداران پیشتر بارها دیدهاند.
رفاقت در پشت صحنه آنچه فیلم را از یک گردآوری سادهٔ شوخیها فراتر میبرد، حضور گروه بهعنوان یک جمع است. پشتصحنه و گفتوگوها نشان میدهند که میان اعضا تنها رابطهای حرفهای یا رقابتی برقرار نیست؛ آنها به زبانی مشترک، خاطرهای جمعی و نوعی اعتماد متقابل تکیه دارند. شوخیها ممکن است بر تحقیر موقت یا درد جسمانی استوار باشند، اما گرمای اثر از آشنایی و صمیمیتی میآید که دوربین میان اجراها ثبت میکند.
از این منظر، تماشاگر فقط منتظر بدلکاری بعدی نیست؛ تماشای واکنشها، خندهها و همراهی گروه نیز بخشی از لذت فیلم است. این بُعد انسانی، بهویژه هنگام حضور چهرههای تازهتر، اهمیت پیدا میکند. فیلم فرصتی فراهم میکند تا جایگاه آنان در کنار اعضای قدیمیتر روشنتر شود و روند پیوستنشان به جمع را از خلال روایتها و آزمونها دنبال کنیم.
البته این بخشها گاهی بیش از اندازه کوتاه یا پراکندهاند و فرصت نمییابند تصویری عمیق از شخصیتها بسازند. بااینهمه، همان لحظههای گذرا به اثر گرمایی میبخشند که صرفاً با شوخیهای جسمانی به دست نمیآید. تدوین و ساختار پراکنده ضعف بنیادی فیلم در ساختار آن است. از آنجا که مصالح اصلی از صحنههای کنارگذاشتهشده و مواد پشتصحنه میآیند، فیلم پیوستگی روایی محکمی ندارد.
« رفاقت در پشت صحنه آنچه فیلم را از یک گردآوری سادهٔ شوخیها فراتر میبرد، حضور گروه بهعنوان یک جمع است. »
شخصیتها و اجرا
هر بخش میتواند بهتنهایی سرگرمکننده باشد، اما اتصال میان بخشها همیشه طبیعی یا ضروری به نظر نمیرسد. گاه یک گفتوگو زمینهای برای بدلکاری فراهم میکند؛ گاه مصاحبهای کوتاه از راه میرسد و سپس فیلم بیمقدمه به شوخی بعدی میپرد. این پراکندگی با روح بیقاعدهٔ «جکاس» سازگار است، اما در قالبی بلند، اندکی فرساینده میشود.
این مسئله صرفاً به نبود داستان مربوط نیست؛ مجموعهای از نماهای بیداستان نیز میتواند با ریتمی دقیق و طراحی حسابشده کنار هم بنشیند. در «جکاس ۴.۵»، تدوین در برخی مقاطع بیشتر نقش گردآورنده دارد تا سازندهٔ تجربهای یکپارچه. به همین دلیل، فیلم در بهترین حالت همچون مهمانیای است که لحظههای بهیادماندنی فراوان دارد، اما میان آنها مکثهای نامنظم و بخشهایی کمجان نیز دیده میشود.
این کیفیت برای تماشای پراکنده یا همراهی با طرفداران قدیمی مناسب است، ولی ممکن است برای مخاطبی که انتظار اثری منسجم دارد، کافی نباشد. برخی نقدها نیز به همین ترکیبِ صحنههای حذفشده و مصاحبهها اشاره کردهاند. چرا این صحنهها حذف شدند؟ عنوان فیلم خود پرسشی ضمنی در ذهن مخاطب میسازد: اگر این مواد در جریان ساخت فیلم اصلی ضبط شدهاند، چرا در نسخهٔ نهایی جای نگرفتهاند؟
پاسخ همیشه یکسان نیست. گاهی مسئله کیفیت یا تکراریبودن است؛ گاهی یک صحنه در کنار صحنههای دیگر اثر کمتری دارد؛ و گاهی هم مسئلهٔ ریتم و تناسب با کلیت فیلم مطرح است. «جکاس ۴.۵» از این جهت جذاب است که اجازه میدهد به حاشیههای فرایند ساخت نزدیک شویم، اما همین ویژگی، ناهمگونی اثر را نیز آشکار میکند.
« هر بخش میتواند بهتنهایی سرگرمکننده باشد، اما اتصال میان بخشها همیشه طبیعی یا ضروری به نظر نمیرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنچه بهعنوان افزودهای جالب در اینجا دیده میشود، لزوماً بهاندازهٔ مواد منتخب فیلم اصلی پرداختشده نیست. در نتیجه، تماشاگر ممکن است گاهی با بدلکاریای روبهرو شود که بهخوبی کار میکند و از خود بپرسد چرا کنار گذاشته شده؛ اما در بخشهایی دیگر، دلیل حذفشدن صحنه تقریباً روشن است.
بعضی شوخیها تکیهگاه کافی ندارند، یا بیش از آنکه ایدهای مستقل باشند، تکرار گونهای آشنا از شوخیهای مجموعهاند. فیلم از این رهگذر تصویری بیپیرایه از مواد خام تولید ارائه میکند: نه هر ایدهای به نتیجه میرسد و نه هر اجرایی سزاوار جایگاه برابر در نسخهٔ نهایی است. مرز میان جسارت و دلزدگی بیپروایی «جکاس» هم امضای آن است و هم مرز دسترسیاش به مخاطبان گوناگون.
صحنههای دردناک و زننده برای برخی تماشاگران بهخودیخود خندهآورند؛ برای برخی دیگر، نه سرگرمکننده، بلکه آزاردهنده یا ناخوشایندند. فیلم در برابر این دو واکنش راه میانهای پیشنهاد نمیکند و تلاش چندانی هم برای ملایمکردن موادش ندارد. اگر مخاطب با شوخیهای بدنی و چندشآور کنار نیاید، احتمالاً بخش مهمی از تجربه را پس خواهد زد.
در مقابل، طرفداران مجموعه میتوانند در همین شدتِ بیپرده نوعی صداقت ببینند: فیلم وانمود نمیکند که شوخیهایش ظریف یا پسندیدهٔ همگاناند. بااینحال، صراحت در انتخاب لحن نباید با موفقیت یکسان گرفته شود. بعضی لحظات بهسبب واکنش واقعی افراد و فضای بازیگوشانهٔ گروه کار میکنند؛ بعضی دیگر فقط به اتکای افراط و زنندگی پیش میروند.
« آنچه بهعنوان افزودهای جالب در اینجا دیده میشود، لزوماً بهاندازهٔ مواد منتخب فیلم اصلی پرداختشده نیست. »
قوتها و کاستیها
همین تفاوت سبب میشود که فیلم، بیش از آنکه اثری برای معرفی مجموعه به تازهواردان باشد، آزمونی برای سنجش میزان علاقهٔ مخاطب به جهان «جکاس» به نظر برسد. مخاطب و شیوهٔ تماشا برای دنبالکنندگان قدیمی، «جکاس ۴.۵» ارزش افزوده دارد: امکان دیدن لحظههایی که در نسخهٔ اصلی باقی نماندند و آشنایی بیشتر با فضای کار گروه.
اما برای تماشاگر تازهوارد، فیلم احتمالاً نقطهٔ شروع مناسبی نیست. بسیاری از جذابیتهایش بر شناخت قبلی از اعضا، سابقهٔ مجموعه و نوع شوخیهای آنها تکیه میکند. بدون این آشنایی، بخشی از لحظات رفاقتی یا ارجاعات درونگروهی ممکن است اهمیت کمتری پیدا کند و آنچه باقی میماند، مجموعهای از بدلکاریهای ناهماهنگ به نظر برسد.
از نظر لحن، اثر همزمان میخواهد سرگرم کند و پشتصحنه را نشان دهد، اما این دو وجه همیشه بهخوبی در هم تنیده نمیشوند. بااینحال، تماشای آن برای کسی که از «جکاس برای همیشه» لذت برده، میتواند فرصتی برای بازگشت به همان فضا باشد؛ نه برای دریافت تجربهای کاملاً تازه، بلکه برای دیدن حاشیههایی که معمولاً از قاب نهایی بیرون میمانند.
جمعبندی «Jackass 4.5» فیلمی نامتوازن اما خوشنیت در ادامهٔ یک سنت آشناست: بازگشت به بدلکاریهای بیپروا، شوخیهای زننده و رفاقتی که پشت صحنه به اثر جان میدهد. بهترین لحظاتش زمانی شکل میگیرند که این عناصر در کنار هم قرار میگیرند؛ شوخی نه فقط بهخاطر شدت آن، بلکه بهخاطر واکنش و همراهی اعضای گروه خندهدار میشود.
« اما برای تماشاگر تازهوارد، فیلم احتمالاً نقطهٔ شروع مناسبی نیست. »
جمعبندی
ضعف اصلی، پراکندگی و ناهمسانی کیفیت بخشهاست؛ فیلم گاهی بیشتر به پروندهای از مواد اضافه میماند تا اثری با ضرباهنگی مستقل. بنابراین، تماشای آن بیش از هر چیز به میزان علاقهٔ مخاطب به مجموعه بستگی دارد. طرفداران قدیمی احتمالاً از پشتصحنه و لحظههای حذفشده لذت خواهند برد، هرچند همهٔ شوخیها را به یک اندازه موفق نیابند.
مخاطب ناآشنا نیز ممکن است با افراط و تکرار روبهرو شود، بیآنکه پیوند عاطفی لازم برای درک جذابیت گروه را داشته باشد. این فیلم نه جایگزین «جکاس برای همیشه» است و نه تلاشی برای فراتررفتن از فرمول مجموعه؛ ضمیمهای است سرگرمکننده و گاه فرساینده، که ارزشش را از نزدیکی به گروه و شناخت هوادارانهٔ جهان «جکاس» میگیرد.
« بنابراین، تماشای آن بیش از هر چیز به میزان علاقهٔ مخاطب به مجموعه بستگی دارد. »
ثبت دیدگاه