نقد و بررسی
نقد دختران سنگنوردی спортивی! (Iwa Kakeru! Sport Climbing Girls) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دیوارهای بهمثابه معما «Iwa Kakeru! Sport Climbing Girls» از ایدهای ساده اما خوشظرفیت آغاز میکند: دیوارهٔ سنگنوردی برای کاساهارا کونومی، دانشآموزی که در حل معما مهارت دارد، مجموعهای از رنگها و مسیرهای درهمتنیده است؛ مسئلهای دیداری که باید راهحلش را با بدن پیدا کرد. این پیوند میان ذهن و جسم، هستهٔ جذاب مجموعه را میسازد.
کونومی از بازیهای فکری و رقابتهای معمایی به ورزشی میرسد که در آن هر حرکت، هم تصمیمی تحلیلی است و هم آزمونی برای قدرت، تعادل و شجاعت. سریال در همان آغاز، سنگنوردی را نه صرفاً بالا رفتن از دیوار، بلکه نوعی خواندنِ مسیر معرفی میکند؛ خواندنی که هرگز فقط با فکر و بدون توان بدنی ممکن نیست.
داستان در باشگاه سنگنوردی دبیرستان دخترانهٔ هانامیا شکل میگیرد و از همان ابتدا بر رقابت، تمرین و همکاری تیمی تکیه دارد. کشش رقابت و معنای عبور از ترس بهترین لحظههای مجموعه معمولاً هنگامی پدید میآیند که شخصیتها روبهروی دیواره قرار میگیرند. سنگنوردی در اینجا فرصتی برای نمایش کشمکش درونی است: ورزشکار باید مسیر را پیشبینی کند، وزن خود را جابهجا سازد و با اضطرابِ از دست دادن جای پا یا نرسیدن به دستگیرهای دور کنار بیاید.
تعلیق مسابقه از همین جزئیات تغذیه میکند؛ از مکث پیش از حرکت بعدی، از سنجیدن گزینهها و از لحظهای که بدن باید تصمیم ذهن را اجرا کند. وقتی دخترها با ترس، ناکامی یا محدودیتهای خود روبهرو میشوند، پیروزی فقط رسیدن به انتهای دیواره نیست؛ گاهی دستاورد اصلی این است که دوباره تلاش کنند و از شکست، شناخت تازهای از خود به دست آورند.
« این پیوند میان ذهن و جسم، هستهٔ جذاب مجموعه را میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این وجه از سریال انگیزهبخش است، چون پیشرفت را نه معجزهای ناگهانی، بلکه حاصل تمرین و مواجهه با تردید نشان میدهد. کونومی؛ استعداد، شتاب و مسئلهٔ باورپذیری کونومی شخصیتی است که ورودش به جهان سنگنوردی، نیروی محرک روایت به شمار میرود. مهارت او در حل معما بهخوبی به زبان بصری این ورزش پیوند میخورد و باعث میشود مسیرهای دیواره در نگاهش ساختاری قابل تحلیل داشته باشند.
این ویژگی، قهرمان را از الگوی ورزشکارانی که صرفاً با نیروی جسمانی پیش میروند متمایز میکند. بااینحال، سریال گاهی چنان بر استعداد طبیعی او تأکید میگذارد که فاصلهٔ میان تازهکار بودن و عملکرد چشمگیرش بهسرعت کمرنگ میشود. در نتیجه، بخشی از پیشرفت او بیش از آنکه از دل فرایندی تدریجی و دشوار برآید، به موهبتی ذاتی شبیه میشود.
این شتاب از باورپذیری مسیر میکاهد و فرصت پرداخت دقیقتر به تمرین، خطا و سازگاری جسمانی را محدود میکند. سریال ظرفیت آن را دارد که پیوند ذهن و بدن را پیچیدهتر کند، اما همیشه برای نشان دادن هزینهٔ تسلط بر این دو، مکث کافی ندارد. گروهی که پشت یکدیگر میایستند در کنار مسیر فردی کونومی، رابطهٔ اعضای باشگاه به مجموعه گرما میبخشد.
رقابت میان دخترها الزاماً به خصومت نمیانجامد؛ هرکدام میتوانند رقیب جدی یکدیگر باشند و در عین حال به تلاش هم احترام بگذارند. همین همزیستیِ رقابت و حمایت، یکی از دلایل دلنشین بودن فضای سریال است. تشویق، همدلی و توجه به دشواریهای دیگری، ورزش را از میدان سنجش توان فردی به تجربهای جمعی تبدیل میکند.
« این ویژگی، قهرمان را از الگوی ورزشکارانی که صرفاً با نیروی جسمانی پیش میروند متمایز میکند. »
شخصیتها و اجرا
این گروهمحوری همچنین به مجموعه اجازه میدهد نشان دهد که هر ورزشکار با مانعی متفاوت روبهروست: یکی ممکن است با ترس دستوپنجه نرم کند، دیگری با محدودیت بدنی یا احساس عقبماندن از رقیبان. بااینحال، همهٔ شخصیتها به یک اندازه مجال رشد نمییابند. برخی بیشتر در نقش همراه یا رقیب باقی میمانند و سریال بهجای آنکه جهان درونیشان را با جزئیات بگشاید، از حضورشان برای تقویت ریتم رقابت استفاده میکند.
آموزش ورزشی و وضوح اجرا یکی از امتیازهای «Iwa Kakeru!» آشناییزدایی از ورزشی است که برای بسیاری از بینندگان کمتر شناختهشده است. توضیح قواعد و تفاوتهای مسابقه، بیننده را از سردرگمی اولیه بیرون میآورد و کمک میکند نتیجهٔ هر حرکت را بهتر بفهمد. در این زمینه، مجموعه فقط به هیجانِ بالا رفتن اکتفا نمیکند؛ میکوشد منطق رقابت را نیز منتقل کند.
موسیقی خوششنوای آن هم در همراهی با لحظههای تمرین و مسابقه، شور مناسبی ایجاد میکند. اما آموزش قواعد زمانی بیشترین اثر را دارد که تصویر، خودِ حرکت را روشن و خوانا عرضه کند؛ و اینجا گاهی ضعف اجرا به چشم میآید. در بعضی صحنهها دشوار است دقیقاً فهمید ورزشکار چگونه بدنش را جابهجا کرده یا چرا راهحل خاصی برای مسیر برگزیده است.
وقتی حرکتهای کلیدی به اندازهٔ کافی واضح نباشند، بخش مهمی از جذابیت تحلیلی سنگنوردی از بین میرود و تماشاگر بهجای دنبال کردن تصمیمها، صرفاً نتیجه را میبیند. فنسرویس و ناهماهنگی در نگاه مسئلهٔ مهمتر در شیوهٔ نمایش بدن و فضای ورزشی، حضور فنسرویسی است که گاه تمرکز اثر را از سنگنوردی منحرف میکند.
« بااینحال، همهٔ شخصیتها به یک اندازه مجال رشد نمییابند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خودِ این ورزش طبیعتاً بدن را در معرض دید قرار میدهد؛ حرکت، تعادل و تماس با دیواره، بخش جداییناپذیر تماشای آن است. اما تفاوتی هست میان نمایش بدن بهعنوان ابزار کنش ورزشی و قاببندیای که بدن را به موضوعی جدا از مهارت و تلاش شخصیت بدل میکند. هرگاه مجموعه به سوی نگاه دوم میرود، از جدیت رقابت و حس احترام به ورزشکاران فاصله میگیرد.
این ناهماهنگی بهویژه زمانی آزاردهنده است که سریال از یک سو میخواهد بر پشتکار، تمرین و استقلال دخترها تأکید کند و از سوی دیگر، با انتخابهای بصری نامتناسب، توجه را به جهتی دیگر ببرد. در نتیجه، بخشی از مخاطبان ممکن است احساس کنند که خودِ ایدهٔ سنگنوردی زیر لایهای از ملاحظات تجاری و نمایشی کمرنگ شده است.
ریتم، بلندپروازی و مسیر نیمهتمام ریتم روایت در آغاز وعدهٔ کشف تدریجی جهانی تازه را میدهد، اما پس از چند قسمت ثبات خود را از دست میدهد. مسابقهها همچنان میتوانند هیجانآفرین باشند، ولی بعضی موضوعات مهم مجال کافی برای پرورش پیدا نمیکنند و چند خط شخصیتی یا ورزشی پیش از آنکه به نتیجهای رضایتبخش برسند، کنار میروند.
حاصل کار مجموعهای است که هدفش را در مقیاسی نسبتاً محدود نگه میدارد: بیشتر بر مسابقههای نزدیک و تجربهٔ اعضای باشگاه تمرکز دارد تا ساختن حماسهای بزرگ دربارهٔ تغییر چهرهٔ این ورزش. این انتخاب فینفسه ایراد نیست؛ حتی میتواند به اثر صمیمیت ببخشد. مشکل زمانی پدید میآید که سریال همزمان نشانههایی از مسیری گستردهتر عرضه میکند، اما برای بسط آنها فرصت کافی نمیگذارد.
« هرگاه مجموعه به سوی نگاه دوم میرود، از جدیت رقابت و حس احترام به ورزشکاران فاصله میگیرد. »
قوتها و کاستیها
پایانبندی نیز بدون آنکه نیازی به افشای رویدادهایش باشد، حس توقف در میانهٔ راه برجا میگذارد؛ گویی بخشی از ظرفیت داستان برای ادامه محفوظ مانده است. جمعبندی «Iwa Kakeru! Sport Climbing Girls» اثری دلنشین و قابلتماشاست که ارزش اصلیاش را در معرفی ورزشی کمپرداختهشده، هیجان عبور از ترس و رابطهٔ گرم میان اعضای تیم پیدا میکند.
استعارهٔ دیواره بهمثابه معما، نقطهٔ شروعی هوشمندانه است و توضیح قواعد مسابقه، موسیقی خوشایند و لحظههای تلاش دوباره، تجربهٔ تماشا را دلپذیر میسازند. در سوی دیگر، رشد شتابزدهٔ قهرمان، پرداخت نابرابر شخصیتها، ضعف گاهبهگاه در نمایش حرکتها، فنسرویس نامتناسب و روایتی که برخی زمینهها را نیمهکاره میگذارد، مانع از آن میشود که مجموعه به اثری ورزشی کاملاً منسجم بدل شود.
این سریال بیش از آنکه قصهای بلندپروازانه یا تجربهای عمیقاً تحولآفرین باشد، دعوتی ساده به تماشای رقابت، دوستی و تلاش است؛ دعوتی که برای علاقهمندان به ورزش و انیمههای گروهمحور احتمالاً جذاب خواهد بود، بهشرط آنکه انتظار روایتی بینقص یا پایانی کاملاً قاطع نداشته باشند.



ثبت دیدگاه