نقد و بررسی
نقد کلاس ایته وون (Itaewon Class) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: رؤیایی بزرگ در کوچههای ایتهوون «Itaewon Class» در ظاهر داستانی آشنا را پیش میبرد: جوانی که پس از ضربهای عمیق، تصمیم میگیرد از نو برخیزد، کسبوکاری بسازد و با رقیبی نیرومند روبهرو شود. اما جذابیت سریال فقط در وعدهٔ انتقام یا موفقیت نیست؛ در این است که آن را به روایتی دربارهٔ کرامت، انتخاب و معنای ایستادگی بدل میکند.
پارک سهروی از همان آغاز قهرمانی است که حاضر نیست برای آسایش یا منفعت، اصولش را کنار بگذارد. همین منش، موتور درام را روشن میکند و پرسشی محوری پیش میکشد: آیا پایبندی به اخلاق در جهانی نابرابر، نیرویی سازنده است یا باری که راه پیشرفتن را دشوارتر میکند؟ ایتهوون نیز صرفاً پسزمینهٔ رنگارنگ ماجرا نیست.
فضای محله، با رفتوآمد، تنوع و شور شبانهاش، با ایدهٔ مرکزی سریال پیوند میخورد: ساختن جایی برای کسانی که در نظم معمول جامعه بهآسانی پذیرفته نمیشوند. شخصیتپردازی پارک سهروی پارک سهروی با بازی پارک سو جون، بهسبب سماجت، خویشتنداری و وضوح هدفش بهیاد میماند. او از آن قهرمانانی نیست که پیوسته با سخنرانیهای پرطمطراق دیگران را متقاعد کنند؛ نیروی شخصیتش بیشتر در رفتارهای تکرارشوندهاش جلوه دارد.
تصمیمی میگیرد و، حتی وقتی راه دشوار میشود، از آن عقب نمینشیند. این پایداری به او نوعی وقار میبخشد و باعث میشود مخاطب باور کند که رویای کسبوکارش برای او صرفاً وسیلهای برای برتریجویی نیست. بااینحال، همین ویژگی مهمترین محدودیت شخصیت او نیز هست. پایبندی به اصول گاهی به شکل انعطافناپذیری درمیآید و او را از دیدن پیچیدگی موقعیتها بازمیدارد.
« پارک سهروی از همان آغاز قهرمانی است که حاضر نیست برای آسایش یا منفعت، اصولش را کنار بگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سریال این تناقض را بهخوبی در بطن شخصیت میگذارد، اما همیشه فرصت کافی نمییابد تا پیامدهای آن را با عمق برابر دنبال کند. در نتیجه، رشد سهروی گاه بیش از آنکه حاصل دگرگونی درونی باشد، به ادامهٔ همان ارادهٔ نخستین وابسته میماند. کسبوکار بهمثابه میدان نبرد اخلاقی یکی از نقاط قوت اثر، تبدیل مسیر راهاندازی یک رستوران کوچک به درامی پرکشش دربارهٔ قدرت است.
رقابت تجاری در اینجا فقط مسئلهٔ منو، مشتری و توسعه نیست؛ نبردی میان فردی کمنفوذ و ساختاری است که ثروت و روابط را در خدمت خود دارد. سریال نشان میدهد که کسبوکار کوچک برای دوامآوردن، به بیش از اشتیاق نیاز دارد: برنامهریزی، شناخت بازار، اعتماد متقابل و توان سازگارشدن با شکستها.
در همین بستر، تقابل اخلاق و منفعت شکل میگیرد. سهروی نمیخواهد هر پیروزیای را به هر قیمتی به دست آورد، اما رقیب قدرتمندش جهان را بر اساس منطق نفوذ و اطاعت میسنجد. این دوگانگی، بهخصوص در بخشهای آغازین، نیروی نمایشی چشمگیری دارد. هر گام کوچک در راه رشد کسبوکار، هم پیروزی اقتصادی است و هم آزمونی برای حفظ هویت.
بااینهمه، تکرار موانع مشابه در ادامه، گاهی از شدت این کشمکش میکاهد و روند پیشرفت را کشدار میکند. گروهی که معنای خانواده را گسترش میدهد قلب عاطفی «Itaewon Class» تنها در قهرمان اصلی نمیتپد؛ گروهی از آدمهای متفاوت آن را زنده نگه میدارند. کارکنان رستوران هرکدام با گذشته، نیازها و برداشت خاص خود وارد جمع میشوند و بهتدریج چیزی فراتر از همکاران یک کسبوکار میسازند: جمعی که تعلق را نه بر پایهٔ شباهت، بلکه از راه پذیرش و همراهی تجربه میکند.
« در نتیجه، رشد سهروی گاه بیش از آنکه حاصل دگرگونی درونی باشد، به ادامهٔ همان ارادهٔ نخستین وابسته میماند. »
شخصیتها و اجرا
این ایده به سریال گرمایی انسانی میدهد که در کنار رقابتهای تجاری، از اهمیت دوستی و انتخاب خانواده سخن میگوید. با وجود این، پرداخت شخصیتها یکدست نیست. برخی از اعضای گروه مجال بیشتری برای آشکارکردن تواناییها و زخمهای خود دارند، درحالیکه برخی دیگر بیشتر در خدمت پیشبرد داستان یا تقویت پیام کلی قرار میگیرند.
این نابرابری بهویژه زمانی محسوس میشود که سریال میکوشد چند مسیر شخصیتی را همزمان پیش ببرد. با این حال، ترکیب گروه و حس همبستگی میان اعضایش از دلنشینترین دستاوردهای اثر است. جوییسو و پیچیدگی جاهطلبی جوییسو، با بازی کیم دا می، یکی از پرقدرتترین حضورهای سریال است. او باهوش، تیزبین و جاهطلب است و در برابر الگوهای متعارفِ قهرمان زنِ آرام و سازگار، شخصیتی صریح و گاه آزاردهنده ارائه میکند.
این ویژگیها او را از نقش همراهِ صرف بیرون میآورد و به نیرویی فعال در مسیر کسبوکار تبدیل میکند. او نه فقط به سهروی باور دارد، بلکه توانایی دیدن فرصتها و اتخاذ تصمیمهایی را دارد که قهرمان اصلی از آنها غافل میماند. جذابیت او از آنجا میآید که هوش و جسارتش بیهزینه نیست. رفتارهایش همیشه بینقص یا اخلاقاً بیمسئله نیستند و همین، امکان خوانشی پیچیدهتر از جاهطلبی را فراهم میکند.
بااینحال، روایت گاهی بیش از آنکه بر پیامدهای تندی و تصمیمهای او مکث کند، مجذوب سرعت و اعتمادبهنفسش میشود. رابطهٔ عاطفی او با سهروی نیز در کنار داستان کسبوکار پیش میرود، اما وزن این دو خط در بخشهایی از سریال متوازن نیست و ممکن است برای مخاطبی که انتظار پرداخت عاشقانهٔ آرامتر و دقیقتری دارد، ناهموار به نظر برسد.
« با وجود این، پرداخت شخصیتها یکدست نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تبعیض، تنوع و مرزهای پذیرش سریال از فضای چندفرهنگی ایتهوون برای طرح موضوعاتی چون تبعیض، هویت و طردشدگی بهره میگیرد. اهمیت این انتخاب در آن است که تفاوتهای اجتماعی در حاشیهٔ داستان باقی نمیمانند؛ بخشی از تجربهٔ روزمرهٔ شخصیتها هستند و بر فرصتها، روابط و احساس تعلقشان اثر میگذارند.
«Itaewon Class» در این زمینه صریح است و میکوشد گروهی را نشان دهد که اعضایش، با وجود تفاوتها، برای ساختن آیندهای مشترک تلاش میکنند. در عین حال، اثر همیشه به پیچیدگیای که موضوعاتش وعده میدهند وفادار نمیماند. تقابل میان ستمگر و ستمدیده در بعضی بخشها بیش از حد روشن و یکسویه میشود؛ شخصیتهای منفی گاه چنان در موضع شرارت تثبیت میشوند که فضای اخلاقی خاکستری قصه کمرنگ میگردد.
این سادهسازی، پیام اثر را قابلفهم و مستقیم میکند، اما از امکان بررسی دقیقتر سازوکارهای اجتماعی قدرت میکاهد. ریتم روایت و انسجام درام شروع سریال محکم و پرانرژی است. انگیزهٔ سهروی بهسرعت روشن میشود و زنجیرهٔ رخدادها، مخاطب را به دل جهان او میکشاند. پس از آن، روایت با گذر زمان و گسترش کسبوکار، دامنهٔ خود را وسیعتر میکند.
این تغییر مقیاس میتواند برای داستانی دربارهٔ بلندپروازی و رشد مناسب باشد، اما به بهایی تمام میشود: بعضی موانع طولانیتر از نیاز درام باقی میمانند و ضرباهنگ افت میکند. افزون بر آن، برخی پیچشها بیش از اندازه به تصادف یا همزمانیهای داستانی متکیاند. وقتی گرههای مهم نه از تصمیمهای پیشین شخصیتها، بلکه از رخدادهایی ناگهانی باز میشوند، احساس انسجام آسیب میبیند.
« در عین حال، اثر همیشه به پیچیدگیای که موضوعاتش وعده میدهند وفادار نمیماند. »
قوتها و کاستیها
این ضعف در کنار دوگانگی میان واقعگرایی کسبوکار و ملودرام پرهیجان، گاه باعث میشود سریال میان دو شیوهٔ روایت در نوسان باشد. بااینحال، بازیهای پرانرژی و پیوند عاطفی با گروه، بسیاری از این لغزشها را قابلتحمل میکنند. جمعبندی «Itaewon Class» اثری است دربارهٔ ساختن چیزی از دل فقدان، ایستادگی در برابر قدرت و یافتن همراهانی که رؤیای فردی را به آرزویی جمعی بدل میکنند.
پارک سهروی قهرمانی بهیادماندنی است، هرچند سرسختیاش گاه مانع تغییر میشود؛ جوییسو حضوری پرانرژی و پیچیده دارد، هرچند روایت همیشه با پیامدهای رفتارش بهاندازهٔ کافی درگیر نمیشود. فضای زندهٔ ایتهوون و گروه رنگارنگ رستوران نیز به داستان گرمایی میبخشند که آن را از یک رقابت تجاری صرف فراتر میبرد.
کندی مقطعی، تکرار موانع و اتکای بعضی پیچشها به تصادف، مانع از آن است که روایت در تمام مسیر به یک اندازه منسجم بماند. بااینهمه، سریال در بهترین لحظاتش نیروی الهامبخشی دارد: یادآوری میکند که موفقیت فقط رسیدن به مقصد نیست، بلکه ساختن راهی است که در آن آدمی مجبور نباشد برای پیشرفتن، خودش را انکار کند.
« بااینحال، بازیهای پرانرژی و پیوند عاطفی با گروه، بسیاری از این لغزشها را قابلتحمل میکنند. »



ثبت دیدگاه