نقد و بررسی
نقد It Was Always You | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت در آستانهٔ انتخاب «It Was Always You» از همان موقعیتی بهره میگیرد که برای کمدی رمانتیک آشناست: زنی در آستانهٔ ازدواج، بازگشت مردی از گذشته و آشکارشدن پرسشهایی که برنامهریزیهای دقیق نتوانستهاند خاموششان کنند. الیزابت برای مراسم نامزدی و ازدواجش نقشهای حسابشده دارد؛ اما حضور دیوید، برادر آزادروح و سفرکردهٔ نامزدش، نظم این نقشه را برهم میزند.
از این نقطه، فیلم نه در پی معمایی پیچیده، بلکه در پی مکثی عاطفی است: آیا انتخابی که امن و منطقی به نظر میرسد، الزاماً همان انتخابی است که آدم واقعاً میخواهد؟ طرح داستان ساده و بیپیرایه است و فیلم نیز ادعای فراتررفتن از محدودهٔ رمانس تلویزیونی را ندارد. جذابیتش در این است که تغییر مسیر زندگی را از خلال جزئیات روزمره و برخوردهای کوچک دنبال میکند، نه از راه بحرانهای بزرگ.
بااینحال، سادگی گاه به کممایگی نزدیک میشود؛ بعضی گرهها بیش از آنکه از تحول درونی شخصیتها برآیند، برای جلو بردن رابطه کنار هم چیده شدهاند. زمینهٔ داستان و تمرکز بر تردید الیزابت، فیلم را به اثری دلپذیر و قابلپیشبینی بدل میکند، اما همین پیشبینیپذیری از همان ابتدا دامنهٔ غافلگیری را محدود میسازد.
الیزابت؛ میان نظم و میل به تجربه الیزابت بیش از آنکه صرفاً میان دو مرد مردد باشد، میان دو تصور از زندگی ایستاده است. یک سو، آیندهای منظم و قابلپیشبینی قرار دارد؛ سوی دیگر، میل به تجربهکردن، سفر و پذیرفتن احتمال تغییر. امتیاز فیلم این است که انتخاب او را فقط مسئلهٔ «کدام مرد؟» نمیبیند، بلکه پرسش را به خواستههای شخصیاش پیوند میزند.
« طرح داستان ساده و بیپیرایه است و فیلم نیز ادعای فراتررفتن از محدودهٔ رمانس تلویزیونی را ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در لحظههایی که الیزابت دربارهٔ تصمیمهای ظاهراً کوچک، از برنامهریزی مراسم گرفته تا انتخابهای روزمره، مکث میکند، آشکار میشود که مسئله شاید نه یک ترجیح منفرد، بلکه عادت به کوتاهآمدن از خواستههای خود باشد. بااینهمه، این بُعد شخصیتپردازی به اندازهای که ظرفیت دارد بسط نمییابد.
فیلم نشانههایی از کشمکش الیزابت عرضه میکند، اما کمتر به ریشههای آن میپردازد: چرا او چنین زندگی حسابشدهای را برگزیده، در گذشته چه چیزهایی میان خواست و عملش فاصله انداخته و رابطهٔ قدیمی او با دیوید چه کیفیتی داشته است؟ در نتیجه، بخشی از دگرگونی عاطفی او بیشتر بهصورت نتیجهای مطلوب به نظر میرسد تا فرایندی که تمام مراحلش را بهروشنی دیده باشیم.
شخصیت اصلی همدلبرانگیز است، اما عمق درونیاش گاه از شتاب قصه عقب میماند. دیوید؛ جذابیت آزادی و مسئلهٔ تغییر دیوید نیروی محرک بسیاری از لحظههای فیلم است. بازگشت او، با نگاه بیقیدترش به زندگی، در برابر جهان منظم الیزابت تضاد میسازد و فرصت میدهد تا عادتهای تثبیتشدهٔ او دوباره دیده شوند.
این تقابل، در بهترین صحنهها، نه با سخنرانیهای سنگین، بلکه از راه همراهی، شوخی و موقعیتهای ساده شکل میگیرد. دیوید میتواند الیزابت را به تجربهکردن چیزی بیرون از برنامههایش ترغیب کند و همین جنبه از رابطه، موتور دلنشین قصه است. اما فیلم در ترسیم شخصیت او یکدست نیست. دیوید در آغاز رفتاری دارد که ممکن است بیش از آنکه سرکش و جذاب باشد، آزارنده یا خودمحور به نظر برسد.
« بااینهمه، این بُعد شخصیتپردازی به اندازهای که ظرفیت دارد بسط نمییابد. »
شخصیتها و اجرا
سپس، با سرعتی نسبتاً زیاد، سویهٔ مهربانتر و همراهترش نمایان میشود. گذار میان این دو تصویر به اندازهٔ کافی زمینهچینی نمیشود و به همین دلیل، تحول او گاه ناگهانی جلوه میکند. افزون بر این، کمککردن به الیزابت همیشه با احترام کامل به استقلال او همراه نیست؛ گاهی گفتار و رفتار دیوید چنین حسی میدهد که او بهتر میداند الیزابت چه میخواهد.
این ویژگی با مضمون خودشناسی فیلم در تنش است: اگر قرار است الیزابت صدای خواستههایش را پیدا کند، روایت باید مراقب باشد آن صدا را با صدای مردی که کنار او ایستاده جایگزین نکند. شیمی بازیگران و نیروی لحظههای کوچک بزرگترین سرمایهٔ عاطفی فیلم، حضور Erin Krakow و Tyler Hynes در کنار یکدیگر است.
رابطهٔ آنها از جنس شور ناگهانی و پرهیاهو نیست؛ بیشتر بر نگاهها، واکنشهای کوتاه و لحظههای خودمانی استوار است. همین خویشتنداری به صحنههای عاشقانه گرما میبخشد و اجازه میدهد شوخیها طبیعیتر بنشینند. تماسهای کوچک، مکثهای معنادار و موقعیتهای کمیک، بیش از دیالوگهای پرطمطراق در شکلگیری صمیمیت مؤثرند.
بازیگران در بسیاری از لحظهها حس راحتی و تفاهمی پدید میآورند که فیلمنامه بهتنهایی همیشه از پس ساختنش برنمیآید. بهویژه در صحنههایی که نزدیکی میان شخصیتها در حاشیهٔ یک کار روزمره یا شوخی ساده شکل میگیرد، فیلم زندهتر میشود. این لحظهها نشان میدهند چرا مخاطب ممکن است پیوند آن دو را باورپذیرتر از توضیحهای مستقیم داستان بداند.
« سپس، با سرعتی نسبتاً زیاد، سویهٔ مهربانتر و همراهترش نمایان میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، شیمی بازیگران نمیتواند جای خالی پیشینهٔ مشترک را بهکلی پر کند. فیلم از خاطرهها و آشنایی دیرینهٔ الیزابت و دیوید بهره میگیرد، اما کمتر نشان میدهد این گذشته چگونه به پیوند امروز آنها شکل داده است. بنابراین، جذابیت اجرایی رابطه پررنگ است، درحالیکه عمق عاطفیِ برخاسته از تاریخچهٔ مشترک، کمتر مجال رشد پیدا میکند.
لحن، طنز و گرمای جهان فیلم «It Was Always You» در ساختن فضایی صمیمی موفقتر از ساختن تعلیق است. جهان فیلم آراسته، دوستانه و آشناست؛ فضایی که مخاطب را به تماشای یک ماجرای سبک و آرام دعوت میکند، نه مواجهه با درامی پرتنش. شوخیهای پراکنده، موقعیتهای بامزه و حضور مادربزرگ به این جهان رنگ میدهند.
مادربزرگ صرفاً زینت داستان نیست؛ انرژی سرزندهاش در برابر جدیت برنامههای عروسی، لحنی بازیگوشانه ایجاد میکند و به بعضی صحنهها جان میبخشد. طنز فیلم معمولاً از برخورد شخصیتها با یکدیگر میآید، نه از شوخیهای تند یا کلامی پیچیده. این انتخاب با حالوهوای شیرین اثر هماهنگ است و کمک میکند فیلم، حتی هنگام پرداختن به تردیدهای عاطفی، بیش از حد تلخ نشود.
در سوی دیگر، برخی موقعیتها آنقدر ساختگی یا قراردادیاند که از جهان داستان بیرون میزنند. وقتی یک قاعدهٔ عجیب یا رخدادی نامحتمل برای رسیدن شخصیتها به صحنهای خاص به کار میرود، حس تصنع آشکار میشود. در چنین لحظههایی، گرمای کلی فیلم تا حدی از قدرت اقناع آن میکاهد. ریتم و محدودیتهای فیلمنامه ریتم فیلم در بخشهایی روان و دلپذیر است، اما پیوستگی آن همواره حفظ نمیشود.
« بااینحال، شیمی بازیگران نمیتواند جای خالی پیشینهٔ مشترک را بهکلی پر کند. »
قوتها و کاستیها
بعضی موقعیتها بیش از اندازه کش میآیند و داستان برای رساندن شخصیتها به گام بعدی مکثهایی طولانی میکند. این مکثها گاهی مجال میدهند رابطه در جزئیات شکل بگیرد؛ گاهی هم صرفاً زمان روایت را پر میکنند، بیآنکه شناخت تازهای از شخصیتها به دست دهند. نتیجه آن است که فیلم میتواند برای مخاطبی که به رمانسهای آرام علاقه دارد، آسوده و خوشایند باشد، اما برای تماشاگرانی که انتظار پیشرفت پیوسته دارند، کند جلوه کند.
فیلمنامه همچنین میان دو مسیر در رفتوآمد است: دگرگونی الیزابت و رشد رابطهٔ عاشقانه از یک سو، و خطهای فرعی و فضای خانوادگی از سوی دیگر. حضور شخصیتهای مکمل به فیلم لطافت و تنوع میدهد، اما پرداخت آنها گاهی از رابطهٔ مرکزی جذابتر به نظر میرسد. این مسئله نشانهٔ ظرفیتی است که فیلم بهطور کامل از آن استفاده نمیکند؛ روابط فرعی میتوانند جهان داستان را غنیتر سازند، ولی در عوض، کمپرداختبودن تاریخچهٔ الیزابت و دیوید بیشتر به چشم میآید.
ضعف اصلی نه فقدان احساس، بلکه کمبود زمینهای است که آن احساس را ماندگار و عمیق کند. جمعبندی «It Was Always You» رمانسی گرم و خوشتماشا است که جذابیت اصلیاش را از شیمی Erin Krakow و Tyler Hynes، شوخیهای سبک و حالوهوای صمیمیاش میگیرد. فیلم با پرسشی آشنا اما قابلتأمل سروکار دارد: چه زمانی امنیت و نظم به محدودیتی برای خواستن بدل میشوند؟
در بهترین لحظهها، این پرسش از دل تعامل شخصیتها و انتخابهای کوچک بیرون میآید و به اثر نیرویی انسانی میبخشد. در مقابل، کندی مقطعی ریتم، ناهمواری در تحول دیوید و کمپرداختبودن گذشتهٔ مشترک دو شخصیت اصلی، مانع میشود رابطه به عمقی برسد که بازیگران وعدهاش را میدهند. این فیلم بیش از آنکه در روایت عاشقانهای پیچیده یا غافلگیرکننده موفق باشد، در ایجاد حس آرامش و همراهی کامیاب است.
« بعضی موقعیتها بیش از اندازه کش میآیند و داستان برای رساندن شخصیتها به گام بعدی مکثهایی طولانی میکند. »
جمعبندی
برای مخاطبی که از قصهای شیرین، شوخ و عاطفی لذت میبرد، تجربهای دلگرمکننده فراهم میکند؛ اما کسانی که شخصیتپردازی مفصل و تحول تدریجی میخواهند، ممکن است فاصلهای میان ظرفیت ایده و پرداخت نهایی آن احساس کنند.
ثبت دیدگاه