نقد و بررسی
نقد سفر به چین: راز نقاب آهنین (Iron Mask) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خیالپردازی در سفر میان دو جهان «Iron Mask» اثری فانتزیـماجراجویانه به کارگردانی Oleg Stepchenko است که ادامهٔ داستان فیلم «Forbidden Empire» بهشمار میآید. فیلم، Jonathan Green، نقشهنگار انگلیسی، را از مأموریتی در خاور دور روسیه به مسیری میکشاند که سرانجام پایش به چین، جادوگران، استادان هنرهای رزمی و اژدهایی افسانهای باز میشود.
در کنار این ماجرا، خط روایی دیگری نیز در پیوند با زندانیان برج لندن و چهرهای سلطنتی شکل میگیرد. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ برخوردی پرهیاهو میان تاریخ، افسانه و کمدی میدهد؛ وعدهای که گاه با تصویرهای چشمگیر همراه است و گاه زیر بار پراکندگی داستانی کمرمق میشود. روایتی که از چند سو گشوده میشود ساختار «Iron Mask» بر چند مسیر موازی استوار است: سفر گرین، ماجرای شاهزادهٔ چینی و رویاروییهای مربوط به پادشاه روسیه و برج لندن.
این خطوط بالقوه میتوانند تصویری بزرگتر از جهان فیلم بسازند؛ جهانی که در آن ماجراجویی شخصی، دسیسهٔ سیاسی و افسانهٔ شرقی به هم میرسند. مشکل آنجاست که فیلم در پیوند دادن این بخشها پیوستگی کافی ندارد. گاه رویدادها با شتاب از جایی به جای دیگر میپرند و تماشاگر فرصت نمییابد اهمیت هر خط را در نسبت با کلیت ماجرا دریابد.
« در کنار این ماجرا، خط روایی دیگری نیز در پیوند با زندانیان برج لندن و چهرهای سلطنتی شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه، روایتی است که بیش از آنکه بهتدریج گسترش یابد، مدام شاخههای تازه میسازد. شخصیتها و موقعیتهای متعدد وارد میشوند، اما همه به یک اندازه پرورش نمییابند. ازاینرو، پیچیدگی داستان نه همیشه به تعلیق یا غنا میانجامد و نه به کشف لایههای تازه؛ در بخشهایی بیشتر حس شلوغی و ناتمامی پدید میآورد.
فیلم میخواهد هم قصهای دربارهٔ سفر و کشف باشد، هم ماجرایی سیاسی و هم نمایشگاهی از افسانههای فانتزی، اما در جمع کردن این خواستهها به تعادل نمیرسد. لحن میان شوخی و حماسه یکی از ویژگیهای آشکار فیلم، تغییر پیدرپی لحن آن است. شوخیهای اغراقآمیز، بهخصوص در آغاز، فضایی سبک و بازیگوشانه میسازند و گاه از جدیت بیمورد فاصله میگیرند.
این انتخاب با جهان کمیک و پرحادثهٔ فیلم سازگار است؛ جهانی که در آن ممکن است یک نقشهنگار اروپایی، شاهزادگان چینی و موجودات افسانهای در یک ماجرا کنار هم قرار گیرند. بااینحال، شوخیها همیشه در جای درست نمینشینند. لحظهای که فیلم میکوشد بر خطر یا شکوه یک صحنه تأکید کند، طنزی ناگهانی میتواند اثر آن را خنثی سازد؛ و در سوی دیگر، شوخیای که باید ضرباهنگ را سبک کند، گاهی به دلیل تکرار یا اغراق بیش از اندازه فرسوده میشود.
« نتیجه، روایتی است که بیش از آنکه بهتدریج گسترش یابد، مدام شاخههای تازه میسازد. »
شخصیتها و اجرا
مسئله صرفاً وجود طنز نیست، بلکه نبود یک لحن مسلط است. فیلم میان ماجراجویی خانوادگی، فانتزی حماسی و کمدی بزنوبکوب در نوسان میماند و کمتر موفق میشود این شیوهها را به زبانی واحد تبدیل کند. بازیگران در میان شخصیتهای کمپرداخته حضور بازیگرانی چون Jason Flemyng، Jackie Chan و Arnold Schwarzenegger به فیلم بُعد بینالمللی میدهد و از نظر تبلیغاتی نیز توجهبرانگیز است.
Flemyng نقش راهنمای تماشاگر در این جهان نامتعارف را بر عهده دارد؛ شخصیتی که با نگاه کنجکاو و واکنشهایش به شگفتیهای پیرامون، مسیر روایت را دنبال میکند. اما ضعف در پرداخت شخصیتها باعث میشود او نیز کمتر از آنچه ظرفیت نقش اقتضا میکند، به چهرهای بهیادماندنی بدل شود. Jackie Chan در نقش استاد رزمی، حضور آشنایی به فضای فیلم میآورد؛ حضوری که انتظار حرکت و شوخطبعی را برمیانگیزد، اما سهم او در کلیت روایت به اندازهٔ این انتظار گسترش نمییابد.
Schwarzenegger نیز در نقش James Hook به وجه نمایشی و کاریکاتوری اثر کمک میکند. بازیگران در مجموع با جهانی روبهرو هستند که شخصیتپردازی در آن اغلب تابع حادثه است: افراد بیشتر برای پیش بردن موقعیتها یا افزودن رنگی تازه به صحنه حضور دارند تا آنکه خواستهها و دگرگونیهای درونیشان بهروشنی شکل بگیرد.
« مسئله صرفاً وجود طنز نیست، بلکه نبود یک لحن مسلط است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی جهان و جلوههای بصری فیلم در بخش طراحی جهان، بلندپروازی خود را آشکار میکند. رنگهای تند، لباسهای پرجزئیات، مکانهای خیالانگیز و عناصر برگرفته از افسانههای شرقی، فضایی میسازند که قرار است تماشاگر را از واقعیت روزمره جدا کند. این جهان در بهترین لحظات، حس یک قصهٔ مصور پرزرقوبرق را دارد؛ با تصویرهایی که بهجای بازنمایی تاریخی دقیق، بر شگفتی و نمایش تکیه میکنند.
اما همین گرایش به نمایش، در جلوههای رایانهای گاه به نقطهضعف بدل میشود. برخی موجودات و صحنههای فانتزی از نظر بافت و حرکت، با محیط و بازیگران همخوان نیستند و مصنوعی به نظر میرسند. اژدها، که باید یکی از کانونهای شگفتی فیلم باشد، از نظر مفهومی ظرفیت ایجاد هیبت و رمزآلودگی دارد؛ بااینهمه، اجرای بصری آن همیشه آن حس باورپذیری را منتقل نمیکند که چنین موجودی به آن نیاز دارد.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه در افسانه غرق شود، متوجه سازوکار تصویری آن گردد. حرکت، نبرد و ریتم صحنههای رزمی و تعقیبوگریزها از بخشهای پرتحرک فیلماند. حضور استادان هنرهای رزمی امکان میدهد که داستان از سکون فاصله بگیرد و با ضرباهنگی بصری پیش برود. در این لحظات، فیلم از ظرفیت برخورد سبکهای مختلف بهره میگیرد: حرکتهای رزمی شرقی در کنار ماجراجویی قهرمان اروپایی و فضای افسانهای روسی و چینی قرار میگیرند.
« طراحی جهان و جلوههای بصری فیلم در بخش طراحی جهان، بلندپروازی خود را آشکار میکند. »
قوتها و کاستیها
ایدهٔ این آمیزش جذاب است، هرچند اجرای آن همیشه انسجام لازم را ندارد. ریتم فیلم نیز تابع همین چندپارگی است. برخی بخشها با سرعت از یک حادثه به حادثهٔ بعد میروند، درحالیکه بعضی موقعیتها بیش از اندازه مکث میکنند یا بدون نتیجهٔ روایی روشن گسترش مییابند. این نوسان، انرژی صحنههای اکشن را کاهش میدهد؛ زیرا تماشاگر نه همیشه فرصت مییابد خطر هر رویارویی را حس کند و نه در همهٔ موارد میفهمد چرا این درگیری در مسیر کلی داستان اهمیت دارد.
فیلم حرکت دارد، اما حرکت بهتنهایی جای پیشروی دراماتیک را نمیگیرد. صدا و دشواری دوبله یکی از موانع مهم در تجربهٔ تماشای فیلم، ناهماهنگی میان صدا و تصویر است. وقتی دوبله با حرکت لبها همزمان نمیشود، پیوند طبیعی میان چهره، گفتار و احساس از میان میرود. این مسئله بهویژه در اثری که بر شوخیهای کلامی، واکنشهای اغراقشده و تفاوت فرهنگی شخصیتها تکیه دارد، اثرگذار است.
شوخی ممکن است دیر یا زود به گوش برسد و گفتوگوها حالتی تصنعی پیدا کنند؛ درنتیجه، بخشی از طنز و شخصیتپردازی پیش از آنکه فرصت اثرگذاری بیابد، از دست میرود. این مشکل تنها به زیبایی شنیداری محدود نیست. صدا در سینما بخشی از بازی و ریتم است؛ بنابراین دوبلهٔ ناهماهنگ میتواند حتی صحنهای را که از نظر تصویر سرگرمکننده طراحی شده، از نظر عاطفی دور و بیجان کند.
« ایدهٔ این آمیزش جذاب است، هرچند اجرای آن همیشه انسجام لازم را ندارد. »
جمعبندی
در فیلمی که از ابتدا بر ترکیب زبانها و فرهنگها بنا شده، کیفیت ارائهٔ صوتی اهمیت بیشتری پیدا میکند. جمعبندی «Iron Mask» بیش از هر چیز فیلمی است متکی بر شگفتیهای بصری و ایدهٔ برخورد جهانهای گوناگون. فضای رنگارنگ، شوخیهای سبک، حضور بازیگران شناختهشده و صحنههای رزمی، لحظاتی سرگرمکننده میآفرینند؛ اما پراکندگی روایت، شخصیتهای کمپرداخته، جلوههای رایانهای نامتوازن و دشواری دوبله مانع میشوند که این عناصر به تجربهای یکپارچه بدل شوند.
فیلم برای تماشاگرانی که از فانتزی پرزرقوبرق و ماجراجویی اغراقآمیز لذت میبرند، میتواند جذابیتهایی داشته باشد، اما کسانی که انسجام داستانی و پیوند عمیق با شخصیتها را در اولویت میگذارند، احتمالاً با اثری ناهموار روبهرو خواهند شد. «Iron Mask» رؤیای بزرگی در سر دارد؛ مشکلش آن است که همیشه نمیداند چگونه اجزای این رؤیا را در یک روایت منسجم کنار هم بنشاند.
« در فیلمی که از ابتدا بر ترکیب زبانها و فرهنگها بنا شده، کیفیت ارائهٔ صوتی اهمیت بیشتری پیدا میکند. »
ثبت دیدگاه