نقد و بررسی
نقد آرزوی ایرلندی (Irish Wish) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای عاشقانه در قاب ایرلندی «Irish Wish» کمدیـرمانتیکی فانتزی به کارگردانی Janeen Damian است که قصهاش را بر آرزویی ساده اما پرپیامد بنا میکند: مَدی، ویراستاری که به نویسندهای دل بسته، ناچار است در مراسم ازدواج او با بهترین دوستش شرکت کند. سفر به ایرلند، برخورد با مردی غریبه و آرزویی کنار سنگی کهن، مسیر داستان را از یک دلشکستگی آشنا به خیالِ زندگی دیگری میکشاند.
فیلم از همان ابتدا وعده نمیدهد که قواعد رمانس را زیرورو کند؛ بیشتر به دنبال تجربهای سبک، خوشمنظره و آشناست. مسئله این است که آشناییِ فرمول، گاه بهجای آسودگی، حس تکرار به همراه میآورد. طرحی آشنا، فرصتی برای خودشناسی موتور داستان بر فاصله میان خواسته و نیاز واقعی استوار است. مَدی گمان میکند رسیدن به مردی که دوستش دارد، گره زندگیاش را باز میکند؛ اما دگرگونی جادویی موقعیت، بهتدریج او را با پرسشی مهمتر روبهرو میسازد: آیا تصویری که از عشق ساخته، با خودِ آن رابطه همخوان است؟
این ایده ظرفیت آن را دارد که درباره خیالپردازی عاشقانه، شناخت خویشتن و صداقت با دوستان حرف بزند. بااینحال، فیلم این مضمون را بیشتر بهعنوان مسیر حرکت قصه به کار میگیرد تا موضوعی که واقعاً در آن کاوش کند. تغییرات مَدی و نتیجهگیریهای عاطفی، اغلب با شتاب پیش میروند و موقعیتهای تازه به اندازه کافی فرصت نمییابند پیامدهایشان را نشان دهند.
« فیلم از همان ابتدا وعده نمیدهد که قواعد رمانس را زیرورو کند؛ بیشتر به دنبال تجربهای سبک، خوشمنظره و آشناست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین، ایده مرکزی جذابتر از پرداخت نهایی آن به نظر میرسد: فیلم پرسش درست را مطرح میکند، اما پاسخ را با احتیاط و عمق کمتری از آنچه لازم است پیش میبرد. مَدی و دو تصویر از عشق Lindsay Lohan در نقش مَدی مهمترین عامل پیوند مخاطب با فیلم است. حضور او یادآور کمدیهای رمانتیک و خانوادگیای است که پیشتر با آنها شناخته میشد؛ نوعی گرمی و راحتی در بازیاش وجود دارد که بهویژه در لحظههای سبک و بدنی، فیلم را از خشکی نجات میدهد.
او میتواند میان آشفتگی، خجالت و شوخطبعی حرکت کند و به قهرمان قصه چهرهای دوستداشتنی بدهد. اما فیلمنامه بهاندازه کافی از این ظرفیت استفاده نمیکند. مَدی قرار است هم ویراستاری با استعداد باشد و هم زنی که مدام خواستههای خودش را عقب میاندازد، ولی بخش حرفهای شخصیتش بیشتر طرحی برای یک پیام اخلاقی باقی میماند تا بخشی زنده از زندگی او.
رابطه میان خودداری و اعتمادبهنفس نیز بهسادگی از نقطهای به نقطه دیگر میرسد. در نتیجه، تحول او قابلفهم است، اما همیشه احساس نمیشود که از تجربهای پیچیده و تدریجی برآمده باشد. مثلث عاطفی و کمبود صمیمیت یکی از دشواریهای اصلی فیلم، باورپذیر کردن روابطی است که باید بار عاطفی قصه را حمل کنند.
« مَدی و دو تصویر از عشق Lindsay Lohan در نقش مَدی مهمترین عامل پیوند مخاطب با فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
رابطه مَدی با نویسندهای که دوستش دارد، در آغاز بیشتر بر ستایش و خیال بنا شده تا شناخت متقابل. همین امر، ایده زیر سؤال بردن شیفتگی او را قابلقبول میکند، اما وقتی فیلم از مخاطب میخواهد اهمیت انتخاب عاطفی تازه را حس کند، زمینه کافی برای آن فراهم نکرده است. شخصیت James، با بازی Ed Speleers، قرار است نقطه مقابل دنیای پیشین مَدی باشد.
گفتوگوها و کلکلهایشان گاه جرقهای از شیمی و سرزندگی ایجاد میکند، اما این نزدیکی با شتاب شکل میگیرد. بخشی از دیالوگهای عاشقانه بیش از آنکه از شناختی مشترک برخیزند، شبیه جملههاییاند که برای رساندن داستان به ایستگاه بعدی نوشته شدهاند. از سوی دیگر، دوستی میان مَدی، Emma و Heather نیز امکان درامی ظریف درباره حسادت، وفاداری و گفتن حقیقت را فراهم میکند، اما معمولاً در حد ضرورتهای پیرنگ باقی میماند.
کمدی سبک، اما نه همیشه خندهدار «Irish Wish» میخواهد تماشاگر را با موقعیتهای آشنا و بیدردسر سرگرم کند: سوءتفاهم، جابهجاییهای جادویی، برخوردهای تصادفی و آشفتگیهای پیش از عروسی. این سازوکار برای کمدی رمانتیک مناسب است و برخی لحظههای فیزیکی و واکنشهای مَدی به وضع تازهاش، سرزندگی قابلقبولی دارند.
« رابطه مَدی با نویسندهای که دوستش دارد، در آغاز بیشتر بر ستایش و خیال بنا شده تا شناخت متقابل. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم نیز خود را جدیتر از آنچه هست نشان نمیدهد؛ همین سبکی، آن را برای تماشایی گذرا مناسب میسازد. بااینهمه، شوخیها کیفیت یکدستی ندارند. بعضی به تکرار الگوهای آشنا متکیاند و بعضی دیگر چنان آشکار برای رساندن شخصیتها به موقعیتی خاص طراحی شدهاند که طبیعی به گوش نمیرسند. ریتم هم در بخشهایی افت میکند؛ هنگامی که فیلم فرصت مییابد رابطهها را پرورش دهد، بهجای مکث و ظرافت، گاهی همان گرههای روایی را دوباره پیش میکشد.
نتیجه، اثری است که میتواند لحظههایی سرگرمکننده داشته باشد، ولی کمتر به کمدیای بدل میشود که شوخیها یا دیالوگهایش پس از تماشا در ذهن بمانند. ایرلند؛ جغرافیایی دلنشین و نیروی اصلی فیلم مهمترین امتیاز بصری فیلم، استفاده از چشماندازهای ایرلند است. طبیعت سرسبز، آبوهوا و فضاهای روستایی به قصه رنگی افسانهای میدهند و با حضور جادو و آرزوی باستانی همخواناند.
این محیط فقط پسزمینهای زیبا نیست؛ حالوهوای سفر را میسازد و میان واقعیت روزمره شخصیتها و خیال رمانتیک فیلم پلی میزند. در بسیاری از صحنهها، چشماندازها بیش از جزئیات داستان فرصت نفسکشیدن دارند و همین موضوع به سود اثر تمام میشود. تماشاگر میتواند از تماشای جهان تصویری فیلم لذت ببرد، حتی اگر مسیر عاطفی آن برایش چندان قانعکننده نباشد.
« فیلم نیز خود را جدیتر از آنچه هست نشان نمیدهد؛ همین سبکی، آن را برای تماشایی گذرا مناسب میسازد. »
قوتها و کاستیها
البته فیلم گاهی ایرلند را به مجموعهای از نشانههای توریستی و حالوهوای افسانهای تقلیل میدهد. در نتیجه، مکان بیش از آنکه بهعنوان جامعهای زنده و پیچیده دیده شود، به کارتپستالی جذاب برای یک قصه عاشقانه تبدیل میشود. خیال جادویی و محدودیتهای فیلمنامه عنصر جادو به فیلم اجازه میدهد موقعیت سادهای را به بازی روایی تبدیل کند: اگر آرزوی پنهان آدم تحقق پیدا کند، آیا واقعاً خوشبختتر میشود؟
این تمهید بالقوه میتوانست پیامدهای اخلاقی و عاطفی بیشتری داشته باشد، بهویژه چون خواسته مَدی فقط زندگی خودش را تغییر نمیدهد و بر دیگران نیز اثر میگذارد. فیلم گاهی به این مسئله نزدیک میشود، اما بهسرعت به مسیر قابلانتظار کمدی رمانتیک بازمیگردد. فیلمنامه به جای آنکه جادو را وسیلهای برای دشوارتر کردن انتخابها قرار دهد، اغلب از آن برای ایجاد موقعیتهای تازه استفاده میکند.
همین تفاوت، به قصه لطمه میزند: رخدادها پیش میروند، اما پرسشهای مهم درباره مسئولیت، رضایت و معنای عشق چندان مجال گسترش نمییابند. فیلم در بهترین لحظههایش این کمبود را با گرمای بازی Lohan و فضای دلپذیر جبران میکند، ولی نه آنقدر که ساختار کلی از پیشبینیپذیری فاصله بگیرد. جمعبندی «Irish Wish» فیلمی خوشمنظره و سبک است که با حضور Lindsay Lohan و فضای ایرلندی خود، برای یک تماشای بیتکلف جذابیت دارد.
« البته فیلم گاهی ایرلند را به مجموعهای از نشانههای توریستی و حالوهوای افسانهای تقلیل میدهد. »
جمعبندی
قصهاش درباره تفاوت میان خواسته و نیاز، ایدهای آشنا اما مناسب برای کمدی عاشقانه فراهم میکند؛ بااینحال، شخصیتها و رابطهها آنقدر پرورده نمیشوند که بار عاطفی این ایده را بهطور کامل حمل کنند. کلیشهها، دیالوگهای گاه تصنعی و افت ریتم، مانع از آناند که فیلم از سرگرمی گذرا فراتر برود.
اگر تماشاگر از یک اثر رمانتیک ساده انتظار تازگی یا رابطهای عمیق و باورپذیر داشته باشد، احتمالاً با ناامیدی روبهرو میشود؛ اما برای شبی سبک، چشماندازهای دلنشین و نوستالژی حضور Lohan، فیلم میتواند انتخابی پذیرفتنی باشد.
« کلیشهها، دیالوگهای گاه تصنعی و افت ریتم، مانع از آناند که فیلم از سرگرمی گذرا فراتر برود. »



ثبت دیدگاه