نقد و بررسی
نقد جعل آنا (Inventing Anna) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای واقعی در لباس افسانهای «Inventing Anna» از قصهای بهره میگیرد که گویی از پیش برای تلویزیون نوشته شده است: زنی جوان با هویتی ساختگی وارد محافل ثروتمند نیویورک میشود، اعتماد اطرافیان را جلب میکند و تصویری از آیندهای پرزرقوبرق میسازد که بر واقعیت استوار نیست. سریال، با الهام از ماجرای آنا سوروکین و گزارش جسیکا پرسلر، این داستان را نه صرفاً بهعنوان پروندهای درباره کلاهبرداری، بلکه بهمثابه معمایی درباره میل به باورکردن روایتهای جذاب بازسازی میکند.
در جهانی که ظاهر موفقیت گاه از خود موفقیت مهمتر میشود، آنا دلوی بهسرعت به شخصیتی بدل میشود که اطرافیان میخواهند دربارهاش داستان بسازند؛ چه او را نابغهای جسور بدانند و چه فریبکاری حسابگر. روایت میان آنا و خبرنگار ساختار سریال بر رفتوآمد میان زمانها و زاویهدیدها تکیه دارد.
در یک سوی روایت، آنا قرار دارد: زنی که با اعتمادبهنفسی سرسختانه از تصویر مطلوب خود دفاع میکند. در سوی دیگر، خبرنگاری به نام ویویان کنت، با انگیزههای حرفهای و شخصی، میکوشد از میان گفتههای متناقض و خاطرات اطرافیان به ماجرا شکل بدهد. این دو مسیر در آغاز به هم نیرو میبخشند؛ یکی معمایی میسازد و دیگری وعده میدهد که پاسخ آن را بیابد.
بااینحال، توازن میان این دو محور همیشه برقرار نمیماند. تمرکز بر ویویان گاه چنان پررنگ میشود که آنا، با وجود نامی که عنوان سریال بر آن تأکید دارد، از مرکز توجه کنار میرود. پیگیری خبرنگار میتواند زمینهای مناسب برای نمایش سازوکار روزنامهنگاری و دشواری دسترسی به حقیقت باشد، اما وقتی بخش بزرگی از زمان صرف زندگی و اضطرابهای او میشود، جذابیت خاص آنا و جهان پیرامونش کمرنگتر از ظرفیت داستان به نظر میرسد.
« روایت میان آنا و خبرنگار ساختار سریال بر رفتوآمد میان زمانها و زاویهدیدها تکیه دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب روایی ممکن است برای برخی مخاطبان لایهای تازه بیافریند و برای برخی دیگر، دورشدن از موضوع اصلی باشد. آنا؛ اجرا، افسانه و تناقض جولیا گارنر نقش آنا را با حضوری پرانرژی و رفتاری حسابشده پیش میبرد. او شخصیتی میسازد که در هر موقعیت میکوشد کنترل صحنه را در دست داشته باشد؛ حتی زمانی که دیگران دربارهاش پرسش میکنند، گویی خود او قواعد گفتوگو را تعیین میکند.
جذابیت اجرا در همین تقابل نهفته است: آنا هم میتواند خونسرد و طعنهزن باشد، هم در برابر تهدیدها آسیبپذیر به نظر برسد، بیآنکه تماشاگر بتواند بهسادگی میان نقش و واقعیت مرزی قطعی بکشد. بااینهمه، لهجه و شیوه بیان او ممکن است برای گروهی از بینندگان تصنعی یا ناپایدار جلوه کند. این انتخاب بهخودیخود با شخصیتپردازی سازگار است؛ آنا کسی است که هویت خود را اجرا میکند و به دیگران عرضه میدارد.
اما آنچه در سطح ایده قابلتوجیه است، همیشه در عمل کاملاً باورپذیر نمیشود. گاهی توجه مخاطب از معنای رفتاری آنا به چگونگی اجرای آن منحرف میشود. این فاصله میان قصد هنری و اثر نهایی، یکی از نقاطی است که سریال را به اثری بحثبرانگیز بدل میکند. وکیل و اطرافیان؛ آینههای یک فریب در کنار آنا، شخصیت وکیلش از جذابترین حضورهای سریال است.
او به ماجرا وجهی نمایشی و پرتحرک میبخشد و در تقابل با موکلش، نوعی بازی قدرت شکل میدهد: هر یک میکوشد روایت را به سود خود صورتبندی کند. رابطه آن دو فقط به دفاع حقوقی محدود نمیشود؛ به میدان کشمکشی تبدیل میشود که در آن تصویر عمومی، حقیقت و منفعت شخصی درهم میآمیزند. اطرافیان آنا نیز اهمیت دارند، زیرا سریال از خلال واکنشهای آنان میپرسد چه چیزی یک فریب را ممکن میکند.
« این انتخاب روایی ممکن است برای برخی مخاطبان لایهای تازه بیافریند و برای برخی دیگر، دورشدن از موضوع اصلی باشد. »
شخصیتها و اجرا
هرکس با انگیزهای متفاوت وارد مدار او میشود: برخی شیفته سبک زندگی و اعتمادبهنفسش هستند، برخی از نزدیکی به ثروت و نفوذ سود میبرند و بعضی دیگر بعدتر میکوشند تجربه خود را توضیح دهند. شخصیتهایی چون نِف و ریچل تنها شاهدانی فرعی نیستند؛ حضورشان نشان میدهد که ماجرا برای کسانی که در حاشیه یا مرکز آن قرار گرفتهاند، پیامدهایی یکسان ندارد.
بااینحال، همه این خطوط به یک اندازه پرداخت نمیشوند و گاه بعضی چهرهها بیش از آنکه شخصیتهایی کامل باشند، کارکردی در پیشبرد روایت دارند. طنز، دیالوگ و لذت تماشای رسوایی یکی از امتیازهای سریال، آگاهی آن از وجه مضحک و نمایشی ماجراست. پاسخهای تند، مکالمههای کنایهآمیز و موقعیتهایی که در آنها آدمها با جدیت از ادعاهایی سست دفاع میکنند، به اثر انرژی میبخشند.
طنز در اینجا صرفاً برای سبککردن فضا نیست؛ گاه شکافی میان ادعای باشکوه شخصیتها و واقعیت نهچندان محکم پشت آن ایجاد میکند. همین شکاف، منبع بخشی از جذابیت و سرگرمی سریال است. اما لحن اثر گاهی میان کمدی، درام جنایی و نقد اجتماعی نوسان میکند. این نوسان همیشه به ترکیبی ثمربخش نمیانجامد.
سریال میخواهد هم تماشاگر را با رسوایی و زرقوبرق سرگرم کند و هم از او بخواهد درباره شیفتگی جامعه به ثروت و شهرت تأمل کند. در بعضی صحنهها این دو خواسته بهخوبی در کنار هم قرار میگیرند؛ در برخی دیگر، اثر چنان مجذوب نمایش سبک زندگی پرهزینه میشود که نگاه انتقادیاش به حاشیه میرود.
« طنز، دیالوگ و لذت تماشای رسوایی یکی از امتیازهای سریال، آگاهی آن از وجه مضحک و نمایشی ماجراست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نیویورکِ پرزرقوبرق و طراحی فضا فضای بصری «Inventing Anna» بخش مهمی از روایت است. هتلها، رستورانها، مهمانیها و فضاهای مجلل فقط پسزمینهای چشمنواز نیستند؛ آنها تصویری از جهانی میسازند که دسترسی به آن خود نوعی سرمایه محسوب میشود. آنا میکوشد با ظاهر، رفتار و حضور در مکانهای درست، فاصله میان خاستگاه واقعی و هویت ادعاییاش را پنهان کند.
شهر در این برداشت، مجموعهای از درهای نیمهباز است که گاه تنها به شرط داشتن اعتمادبهنفس و نمایش مناسب میتوان از آنها گذشت. تنش میان درخشش تصویر و脆ندگی سازوکارهای پشت آن، از عناصر موفق سریال است. تجمل در اینجا هم جذابیت دارد و هم نوعی خلأ؛ گویی هرچه ظاهر باشکوهتر باشد، نیاز به حفظ آن نیز بیشتر میشود.
سریال در خلق این حس موفق است، هرچند گاهی بهجای کاوش عمیقتر در محیط اجتماعی، به تماشای سطح پرزرقوبرق آن بسنده میکند. کشآمدن روایت و مسئله تمرکز ضعف آشکار اثر، ریتم ناهماهنگ آن است. قصهای با چنین ظرفیت دراماتیکی میتواند با تمرکز بر تصمیمهای تعیینکننده و پیامدهایشان، تعلیقی فشرده بسازد؛ اما سریال بارها میان اشخاص، دورههای زمانی و روایتهای جانبی رفتوآمد میکند.
این پراکندگی در ابتدا به ساختن تصویری چندوجهی کمک میکند، ولی با گذشت زمان ممکن است حس تکرار یا توقف پدید آورد. برخی بخشها اطلاعات تازهای به درک ما از آنا نمیافزایند و بیشتر زمان روایت را پر میکنند تا اینکه آن را پیش ببرند. مشکل فقط طولانیبودن نیست؛ مسئله این است که هر خط روایی با وزن یکسانی عرضه میشود، درحالیکه همه آنها به یک اندازه برای فهم شخصیت اصلی یا سازوکار فریب ضروری نیستند.
« نیویورکِ پرزرقوبرق و طراحی فضا فضای بصری «Inventing Anna» بخش مهمی از روایت است. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، اثری است که لحظههای بسیار تماشایی دارد، اما همیشه نمیداند کدام لحظهها باید در مرکز بمانند. اگر تمرکز بیشتری بر آنا و رابطه پیچیده او با کسانی که به او اعتماد میکنند وجود داشت، داستان احتمالاً از انسجام و نیروی عاطفی بیشتری برخوردار میشد. فریبکاری یا توانمندی؛ مرزی که نباید محو شود پرسش مهم سریال این است که چرا بخشی از جامعه به آنا جذب میشود.
پاسخ را نمیتوان تنها در مهارت فریبکاری او جستوجو کرد؛ محیطی که منزلت را از راه ثروت، شبکه ارتباطی و نشانههای ظاهری میسنجد نیز در شکلگیری این افسانه سهم دارد. آدمها گاه نه به دلیل شواهد، بلکه به این دلیل باور میکنند که باورکردن برایشان سودمند یا هیجانانگیز است. از این منظر، ماجرا فقط درباره زنی نیست که دیگران را فریب میدهد؛ درباره جمعی نیز هست که حاضر است نشانههای هشدار را نادیده بگیرد، چون رؤیای پیوستن به دنیای ممتاز جذابتر از پرسیدن پرسشهای دشوار است.
بااینحال، سریال در نسبتدادن معنای اجتماعی به شخصیت آنا محتاط و منسجم عمل نمیکند. گاهی مرز میان ستایش زیرکی و محکومکردن سوءاستفاده از اعتماد، مبهم میشود. بلندپروازی و خودساختگی میتوانند موضوعی الهامبخش باشند، اما این مفاهیم بهتنهایی فریبکاری را توجیه نمیکنند. هرگاه اثر این تمایز را روشن نگه میدارد، به نقدی جالب درباره شهرت و ثروت نزدیک میشود؛ هرگاه آن را مخدوش میکند، ممکن است ناخواسته جذابیت آنا را با حقانیت اخلاقی اشتباه بگیرد.
جمعبندی «Inventing Anna» اثری دیدنی و پرحادثه است که از داستانی واقعی و نامتعارف، نمایشی پرزرقوبرق و گاه طنزآمیز میسازد. بازی جولیا گارنر و حضور پرتحرک وکیل آنا به سریال جان میدهند؛ دیالوگهای شوخطبعانه و فضای پرتنش نیز لحظاتی بهیادماندنی خلق میکنند. در مقابل، تمرکز بیش از اندازه بر خبرنگار، ریتم کشدار و نوسان لحن، مانع از آن میشود که همه ظرفیت داستان به ثمر بنشیند.
« نتیجه، اثری است که لحظههای بسیار تماشایی دارد، اما همیشه نمیداند کدام لحظهها باید در مرکز بمانند. »
جمعبندی
ارزش اصلی سریال نه در پاسخدادن به این پرسش است که آنا را باید دوست داشت یا محکوم کرد، بلکه در نشاندادن سازوکاری است که چنین شخصیتی را به پدیدهای عمومی تبدیل میکند. اثر گاه در این تأمل موفق است و گاه زیر بار جذابیت خودِ افسانهای که میسازد، از نقد آن فاصله میگیرد. حاصل، روایتی سرگرمکننده اما نابرابر است: سریالی که لحظههای درخشان دارد، ولی برای رسیدن به آنها راهی طولانیتر از نیاز داستان طی میکند.
« اثر گاه در این تأمل موفق است و گاه زیر بار جذابیت خودِ افسانهای که میسازد، از نقد آن فاصله میگیرد. »
ثبت دیدگاه