نقد و بررسی
نقد در ژرفای دوزخ (Into the Inferno) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آستانهای میان زمینشناسی و اسطوره «Into the Inferno» مستندی دربارهٔ آتشفشانهاست، اما نه به معنای متعارفِ فیلمی آموزشی که پدیدهای طبیعی را مرحلهبهمرحله توضیح دهد. ورنر هرتسوگ و آتشفشانشناس، کلایو اوپنهایمر، در سفر به چند ناحیهٔ آتشفشانی جهان، از جمله وانواتو، اندونزی، اتیوپی، ایسلند و کرهٔ شمالی، طبیعت را در کنار شیوههایی میگذارند که جوامع انسانی برای فهم آن ساختهاند: علم، روایت، آیین و اسطوره.
حاصل، اثری است که بیشتر از آنکه بخواهد آتشفشانها را در چارچوبی منظم معرفی کند، در پی تماشای نیرویی است که هم واقعیتی زمینشناختی است و هم سرچشمهٔ حیرت و هراس. تصویر، پیش از توضیح قویترین وجه فیلم بیتردید تصویرهایش است. دهانههای سرخفام، دود و خاکستر، و گدازههایی که با حرکتی سنگین و بیاعتنا پیش میروند، صرفاً برای زیبایی چشمانداز به کار نمیروند؛ آنها مقیاس تجربهٔ انسانی را کوچک میکنند.
در برابر چنین منظرهای، خانهها و آدمها نه مرکز جهان، بلکه اجزایی شکننده در حاشیهٔ نیرویی عظیم به نظر میرسند. فیلم بهخوبی میفهمد که گاه بهترین توضیح، چند لحظه سکوت و تماشای خود پدیده است. این تصاویر همچنین حسی دوگانه پدید میآورند: گدازه هم مسحورکننده است و هم تهدیدآمیز. زیبایی آن از خطرش جدا نیست و همین همنشینی، نگاه را به تجربهای جسمانی بدل میکند؛ تماشاگر فقط اطلاعاتی دربارهٔ فوران دریافت نمیکند، بلکه با منظرهای روبهرو میشود که هم جذبش میکند و هم پس میراند.
« تصویر، پیش از توضیح قویترین وجه فیلم بیتردید تصویرهایش است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در بهترین لحظههایش اجازه میدهد این تناقض بیواسطه بماند. هرتسوگ و لحنِ پیشگویانه صدای هرتسوگ یکی از عناصر اصلی شکلدهندهٔ فیلم است. لحن عمیق و خطابی او به تصاویر کیفیتی آیینی میدهد و رویدادهای طبیعی را به تأملی دربارهٔ انسان و ناپایداری جهان پیوند میزند. این صدا نه صدای راهنمایی خنثی، بلکه صدای فیلمسازی است که از همان ابتدا جهان را موضوع اندیشه و شگفتی میداند.
حضور او، حتی وقتی در قاب نیست، بر نحوهٔ تفسیر تصاویر اثر میگذارد. این سبک، امتیاز و محدودیت فیلم را همزمان در خود دارد. از یک سو، به اثر شخصیتی روشن و بهیادماندنی میبخشد؛ از سوی دیگر، گاهی لحن پرطنین هرتسوگ چنان بر مواد تصویری سایه میاندازد که تماشاگر بهجای مکث مستقل در برابر منظره، در مسیر تفسیر ازپیشساختهشدهٔ فیلم قرار میگیرد.
روایت وقتی مؤثر است که به تصویر عمق بدهد؛ هرگاه بیش از اندازه آن را شرح دهد، بخشی از نیروی خام تصویر فروکش میکند. مردم، آیینها و زندگی در کنار خطر فیلم زمانی از یک سفر تصویری صرف فراتر میرود که به مردمانی توجه میکند که آتشفشان برایشان نه منظرهای دوردست، بلکه حضوری در زندگی روزمره است.
« فیلم در بهترین لحظههایش اجازه میدهد این تناقض بیواسطه بماند. »
شخصیتها و اجرا
در این بخشها، باورها و آیینها راههایی برای زیستن در کنار پدیدهایاند که مهارشدنی نیست. آتشفشان ممکن است در روایت علمی با داده و فرایند توضیح داده شود، اما در تجربهٔ محلی جایگاهی عاطفی، معنوی یا اسطورهای نیز پیدا میکند. ارزش این رویکرد در آن است که جوامع بومی را صرفاً پسزمینهٔ تصاویر تماشایی نمیکند.
آدمها در فیلم حامل تجربه و تفسیرند؛ رابطهشان با زمین از جنس مشاهدهٔ گردشگری نیست، بلکه با حافظه، خطر و پیوند اجتماعی درآمیخته است. همین مواجهه، فیلم را از مستند طبیعتی که تنها بر شگفتی منظره تکیه دارد متمایز میکند. البته این بخشها گاهی بهسرعت از یک فرهنگ و باور به موضوعی دیگر میرسند و مجال کافی برای ماندن در پیچیدگی هر روایت فراهم نمیشود.
علم در کنار امر رازآمیز حضور اوپنهایمر بُعد علمی سفر را تقویت میکند. او در مقام آتشفشانشناس، اطلاعات و زمینهای فراهم میآورد که مشاهدهٔ فورانها و چشماندازها را از سطح هیجان بصری فراتر ببرد. اما فیلم نمیخواهد علم را پاسخ نهایی به همهٔ پرسشها قرار دهد. در نگاه هرتسوگ، دانستن سازوکار یک پدیده لزوماً راز و شکوه آن را از میان نمیبرد؛ حتی ممکن است آگاهی از مقیاس نیروهای طبیعی، حس ناتوانی انسان را شدیدتر کند.
« در این بخشها، باورها و آیینها راههایی برای زیستن در کنار پدیدهایاند که مهارشدنی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، توازن میان توضیح علمی و تأمل فلسفی همیشه هموار نیست. در برخی مقاطع، اطلاعات و گفتوگوها طولانی میشوند، بیآنکه به همان اندازه تصویر تازه یا ایدهای روشنکننده عرضه کنند. از سوی دیگر، حرکت فیلم میان زمینشناسی، تاریخ، باورهای دینی و موضوعات فرهنگی گوناگون گاه انسجام آن را سست میکند.
این پراکندگی بخشی از روش هرتسوگ است، اما برای تماشاگرانی که انتظار روایتی متمرکز دربارهٔ آتشفشانها دارند، میتواند فاصلهساز باشد. ریتم و ساختار سفر ساختار فیلم بر پایهٔ جابهجایی میان مکانها و موضوعها شکل گرفته است، نه بر محور یک داستان واحد با مسیر روایی پیوسته. این شیوه امکان میدهد آتشفشانها در زمینههای فرهنگی و جغرافیایی متفاوت دیده شوند، اما بهایش آن است که بعضی فصلها بیش از اندازه کوتاه یا گذرا به نظر برسند.
فیلم گاهی از یک پرسش به پرسشی دیگر میپرد و پیوند میان آنها بیشتر به تداعی ذهنی هرتسوگ وابسته است تا به استدلالی آشکار. ریتم آرام و مکثهای طولانی، در لحظههای بصری به سود فیلم عمل میکند: تماشاگر فرصت مییابد در عظمت منظره غرق شود. اما هر جا گفتوگوها و توضیحات جای تصویر را میگیرند، همان مکث ممکن است به کشآمدن بدل شود.
« بااینحال، توازن میان توضیح علمی و تأمل فلسفی همیشه هموار نیست. »
قوتها و کاستیها
این نوسان باعث میشود تجربهٔ تماشای فیلم یکدست نباشد؛ بخشهایی آن را میخکوب میکنند و بخشهایی دیگر انرژیاش را پراکنده میسازند. این کندی، بیش از آنکه نقصی صرفاً فنی باشد، بخشی از انتخاب تأملگرایانهٔ فیلم است، اما انتخابی که همهٔ تماشاگران را همراه نمیکند. زیبایی و هراس در یک قاب «Into the Inferno» از تقابل سادهٔ طبیعتِ زیبا با طبیعتِ ویرانگر پرهیز میکند.
آتشفشان در اینجا نه دشمنی اخلاقی است و نه منظرهای تزئینی؛ نیرویی است که مستقل از خواست انسان عمل میکند. فیلم از همین بیاعتنایی، معنایی فلسفی میسازد: انسان میتواند آن را مطالعه کند، از آن بترسد و برایش روایت بیافریند، اما نمیتواند آن را بهتمامی در چارچوب خود بگنجاند. این نگرش در تصویرهای گدازه و در روایت مردمانی که در همسایگی آتشفشان زندگی میکنند بهخوبی به هم میرسد.
آنچه برای دانشمند موضوع بررسی است، برای ساکن یک منطقه ممکن است خاطرهای خانوادگی، سرچشمهٔ احترام یا حضوری مقدس باشد. فیلم از کنار هم گذاشتن این دیدگاهها نتیجهای قطعی استخراج نمیکند؛ بیشتر تماشاگر را به پذیرفتن چند شیوهٔ متفاوتِ مواجهه با ناشناخته دعوت میکند. جمعبندی «Into the Inferno» مستندی تماشایی و تأملبرانگیز است که بهترین دستاوردش را در تصویرهای پرقدرت و پیوند دادن آتشفشانها با ذهن و زندگی انسان مییابد.
« زیبایی و هراس در یک قاب «Into the Inferno» از تقابل سادهٔ طبیعتِ زیبا با طبیعتِ ویرانگر پرهیز میکند. »
جمعبندی
نگاه شخصی هرتسوگ به اثر هویتی متمایز میبخشد و صدای او، همراه با تصاویر آتش و گدازه، فضایی پرابهت میسازد. در مقابل، کندی بخشهایی از فیلم، گفتوگوهای طولانی و حرکتهای گاه پراکنده میان موضوعات میتواند تمرکز و همراهی تماشاگر را تضعیف کند. این اثر برای کسی که انتظار یک درسنامهٔ منظم و پیوسته دربارهٔ زمینشناسی آتشفشانها دارد، احتمالاً کمتر از حد انتظار به خود سازوکارهای طبیعی میپردازد.
اما برای تماشاگر علاقهمند به مستندی که طبیعت را از دریچهٔ علم، فرهنگ و اندیشه مینگرد، تجربهای ماندگار فراهم میآورد: سفری که در آن آتشفشان هم پدیدهای فیزیکی است و هم آینهای برای سنجیدن مرزهای فهم و امنیت انسانی.
« نگاه شخصی هرتسوگ به اثر هویتی متمایز میبخشد و صدای او، همراه با تصاویر آتش و گدازه، فضایی پرابهت میسازد. »



ثبت دیدگاه