نقد و بررسی
نقد لج و لج بازی (Insistency) | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و طرح داستان «لج و لجبازی» (۱۹۷۲)، ساختهٔ مهدی رئیسفیروز، بر موقعیتی بنا میشود که در ظاهر ساده است، اما ظرفیت فراوانی برای سوءتفاهم و آشفتگی عاطفی دارد. رانندهای که مسافران را میان تهران و شهرهای دیگر جابهجا میکند، تصادفاً از توطئهای علیه زنی ثروتمند باخبر میشود و او را آگاه میکند.
سپس پیشنهاد رانندگی برای آن زن را میپذیرد؛ کاری آسانتر و پردرآمدتر از شغل پیشینش. همین تغییر، در زندگی زناشویی او بحرانی میآفریند: همسرش به رابطهای پنهانی مشکوک میشود و خانه را ترک میکند. فیلم بیآنکه ماجرا را به معمایی پیچیده بدل کند، از برخورد منافع، بدگمانی و غرور، نیروی محرک قصه را میسازد.
موتور کمدی: فاصلهٔ میان واقعیت و برداشت جذابیت اصلی فیلم در فاصلهای است که میان آنچه رخ میدهد و آنچه شخصیتها از آن میفهمند شکل میگیرد. قهرمان، با نیتی که از نظر خودش روشن و عملی است، وارد کاری تازه میشود؛ اما همسرش همان تغییر را از زاویهای دیگر میبیند. این شکاف، سرچشمهٔ کمدی موقعیت است و اجازه میدهد هر تصمیم روزمره، پیامدی بزرگتر از انتظار پیدا کند.
« سپس پیشنهاد رانندگی برای آن زن را میپذیرد؛ کاری آسانتر و پردرآمدتر از شغل پیشینش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر از اطلاعاتی برخوردار است که بعضی شخصیتها ندارند و همین آگاهیِ نامتقارن، هم خنده میآفریند و هم تنش را حفظ میکند. توطئهای که راننده به آن پی میبرد نیز کارکردی فراتر از ایجاد تعلیق دارد: او را از جایگاه یک ناظر عبوری بیرون میآورد و به دل ماجرا میکشاند. اما فیلم در نهایت بیش از آنکه بر سازوکار جنایی یا معمایی تکیه کند، به پیامدهای اجتماعی و خانوادگی این درگیری علاقهمند است.
بدینترتیب، رخدادی بیرونی بهانهای میشود برای آزمودن اعتماد میان زن و شوهر. راننده؛ قهرمانی میان معاش و مسئولیت شغل رانندگی در فیلم فقط وسیلهای برای پیش بردن روایت نیست؛ بخشی از هویت شخصیت مرکزی و دریچهای به جهان داستان است. رفتوآمد میان تهران و شهرهای دیگر او را با آدمها و موقعیتهای گوناگون روبهرو میکند، بیآنکه خودش از قدرت یا جایگاه اجتماعی ویژهای برخوردار باشد.
آگاهی او از توطئه، بهطور اتفاقی حاصل میشود و تصمیمش برای هشدار دادن به زن ثروتمند، از مسئولیتپذیریای حکایت دارد که با جایگاه فرودست و کاریِ او تضاد جالبی میسازد. پیشنهاد شغل تازه نیز دوپهلوست: از یک سو، راهی برای بهبود وضع معیشتی و سبکتر شدن کار است؛ از سوی دیگر، زمینهٔ سوءظن را فراهم میکند.
« بدینترتیب، رخدادی بیرونی بهانهای میشود برای آزمودن اعتماد میان زن و شوهر. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این تقابل، تنشی ملموس میسازد میان آنچه در زندگی روزمره «مصلحت» به نظر میرسد و آنچه در رابطهٔ عاطفی «تهدید» تلقی میشود. بااینحال، شخصیت راننده گاهی بیش از آنکه بهعنوان فردی با لایههای روانی مستقل شکل بگیرد، در خدمت همین زنجیرهٔ اتفاقها باقی میماند. ازدواج، حسادت و منطق لجاجت عنوان فارسی فیلم بر خصیصهای تأکید میکند که در روابط شخصیتها حضوری تعیینکننده دارد: پافشاری بر برداشت خود، حتی زمانی که گفتوگو میتواند سوءتفاهم را برطرف کند.
این لجاجت صرفاً عیب فردی نیست؛ نیرویی است که رابطه را از درون فرسوده میکند. زن با مشاهدهٔ موقعیتی مبهم، نتیجهای عاطفی میگیرد؛ مرد نیز در برابر اتهام، ممکن است بهجای توضیحی قانعکننده، به واکنشی دفاعی پناه ببرد. از اینرو، اختلاف نه فقط از رخداد بیرونی، بلکه از ناتوانی دو طرف در شنیدن یکدیگر تغذیه میشود.
فیلم در این بخش به ظرفیت طنزآمیز حسادت متکی است، اما زیر خنده، پرسشی جدیتر دیده میشود: اعتماد تا چه اندازه به شفافیت وابسته است و تا چه اندازه به شناختی که دو نفر از یکدیگر دارند؟ با وجود این، پرداخت رابطه همیشه به عمق درام روانشناختی نمیرسد. گاه شخصیتها برای حفظ شتاب کمدی، سریعتر از آنچه باورپذیر است به سوءظن یا قهر تن میدهند و در نتیجه، انگیزههای عاطفیشان بیش از اندازه فشرده به نظر میرسد.
« این لجاجت صرفاً عیب فردی نیست؛ نیرویی است که رابطه را از درون فرسوده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها و جانبخشی به موقعیتها بازیها از عوامل مهم حفظ نشاط فیلماند. چنین داستانی اگر تنها بر زنجیرهٔ اتفاقهای تصادفی تکیه کند، ممکن است به مجموعهای مکانیکی از بدفهمیها فروکاسته شود؛ اما حضور بازیگرانی که میتوانند تنش را با مکث، واکنش و تغییر لحن به لحظهای کمیک بدل کنند، به موقعیتها جان میدهد.
نقشآفرینیها بهویژه در صحنههایی اهمیت پیدا میکنند که شخصیتها از واقعیت یکسانی برداشتهای متفاوت دارند. در آنجا، یک نگاه یا تردید کوچک میتواند هم خنده ایجاد کند و هم نگرانی از پیامد بعدی را بالا ببرد. با این همه، شخصیتپردازی محدود، دامنهٔ بازیها را نیز محدود میکند. بیشتر بازیگران در چارچوب تیپهای آشنای کمدی و ملودرام حرکت میکنند و فرصت چندانی برای آشکار شدن لایههای درونی آنان فراهم نمیشود.
بنابراین، تماشاگر ممکن است از تقابلها و واکنشها سرگرم شود، اما همیشه به شناختی عمیق از آدمهای داستان دست پیدا نکند. ریتم و ساختار روایت فیلم از یک سو با رفتوآمدها، تغییر شغل و پیچشهای ناشی از سوءتفاهم، تحرک روایی میسازد؛ از سوی دیگر، این تحرک همیشه به معنای کشش یکنواخت نیست.
« بازیها و جانبخشی به موقعیتها بازیها از عوامل مهم حفظ نشاط فیلماند. »
قوتها و کاستیها
برخی موقعیتها بهخوبی به یکدیگر راه میبرند و حس پیشروی ایجاد میکنند، اما تکرار بدگمانی یا تأخیر در روشن شدن مقصود شخصیتها میتواند ریتم را کند کند. در چنین لحظاتی، فیلم بهجای آنکه تنش را با اطلاعات تازه گسترش دهد، بر الگوی آشنای کمدی سوءتفاهم تکیه میکند. این دوگانگی بخشی از تجربهٔ تماشاست: فضای پرتحرک و موقعیتهای سرگرمکننده، فیلم را روان نگه میدارند، اما بخشهایی از روایت ممکن است کمکشش جلوه کنند.
اگر مخاطب انتظار کمدیای با ضرباهنگ تند و پیوسته داشته باشد، مکثهای روایی برجستهتر به چشم میآیند؛ در مقابل، تماشاگر علاقهمند به کمدیهای مبتنی بر واکنش و مناسبات خانوادگی احتمالاً با این ریتم مدارا میکند. عنوان و ابهام معنایی عنوان انگلیسی «Insistency» و عنوان فارسی «لج و لجبازی» یکسان بار معنایی ندارند.
عنوان فارسی بیواسطه به سماجت و پافشاری در اختلاف اشاره میکند و از این منظر با محور رابطهٔ زناشویی سازگار است. عنوان انگلیسی، در عوض، برای مخاطبی که با بافت زبانی و فرهنگی اثر آشنا نیست، میتواند انتزاعی یا دشوارفهم باشد. حتی در عنوان فارسی نیز معنای فیلم به یکباره آشکار نمیشود: باید دید لجاجت در چه کسانی و در کدام بزنگاهها خود را نشان میدهد تا پیوند عنوان با روایت روشنتر شود.
« در چنین لحظاتی، فیلم بهجای آنکه تنش را با اطلاعات تازه گسترش دهد، بر الگوی آشنای کمدی سوءتفاهم تکیه میکند. »
جمعبندی
این ابهام، لزوماً نقصی قطعی نیست؛ عنوان میتواند نوعی کلید تفسیری باشد که پس از آشنایی با کشمکشها معنای بیشتری پیدا میکند. بااینحال، چون مفهوم محوری فیلم بیشتر در رفتار و واکنشها جای دارد تا در گفتاری صریح، برداشت مخاطب از نسبت عنوان و داستان ممکن است متفاوت باشد. جمعبندی «لج و لجبازی» کمدیای استوار بر سوءتفاهم، حسادت و فاصلهٔ میان نیت و برداشت؛ فیلمی که از مواجههٔ اتفاقی با یک توطئه، ماجرایی خانوادگی و سرگرمکننده میسازد.
نقطهٔ قوت آن در موقعیتهایی است که از تفاوت نگاه شخصیتها نیرو میگیرند و در بازیهایی که تنش را به لحظههای کمیک بدل میکنند. در برابر، پرداخت محدود شخصیتها، تکرار گاهوبیگاه الگوی سوءتفاهم و نوسان ریتم مانع میشود که فیلم در تمام لحظات به عمق یا کشش یکسانی برسد. حاصل، اثری است که بیش از آنکه بر ظرافت روانشناختی تکیه کند، بر حرکت قصه و برخورد آدمها بنا شده است؛ کمدیای که سرگرمیاش از همان لجاجتی میآید که روابطش را دشوار میکند.

ثبت دیدگاه