نقد و بررسی
نقد اینزرتس (Inserts) | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در آستانهٔ دگرگونی «Inserts» ساختهٔ John Byrum، اثری نامتعارف دربارهٔ هالیوودی است که با ورود سینمای ناطق، مرز میان شکوه و فراموشی را از نو ترسیم میکند. ماجرا در اوایل دههٔ ۱۹۳۰ میگذرد؛ دورانی که دگرگونی فنیِ سینما فقط ابزارهای فیلمسازی را عوض نمیکند، بلکه سرنوشت بازیگران و فیلمسازانی را نیز که با شیوههای پیشین خو گرفتهاند، به خطر میاندازد.
در مرکز داستان، کارگردانی سابقاً نامدار قرار دارد که اکنون در خانهای رو به زوال، فیلمهای صامت و پورنوگرافیک میسازد و به گذشتهای چنگ میزند که دیگر برای صنعت سینما اعتباری ندارد. فیلم بهجای آنکه این بحران را در مقیاس بزرگ استودیویی روایت کند، آن را به فضایی بسته و جمعی کوچک از آدمهای گرفتار در حاشیه محدود میسازد.
همین انتخاب، هم سرچشمهٔ یگانگی اثر است و هم یکی از محدودیتهای اصلیاش. «Inserts» در قالب نمایشی کموبیش صحنهوار و در مکانی واحد پیش میرود؛ ساختاری که در اطلاعات مربوط به تولید و شیوهٔ روایت فیلم نیز بر آن تأکید شده است. خانهای که به تصویر بدل میشود عمارت فرسودهٔ شخصیت اصلی صرفاً پسزمینهای برای رخدادها نیست؛ بهتدریج همچون تصویری از ذهن و موقعیت او عمل میکند.
خانه از جهان بیرون جدا افتاده، اما این جدایی آسایشبخش نیست: دیوارهای فرسوده و فضای گرفتهاش، انزوا را به نوعی زندان بدل میکنند. کارگردان در این محیط میتواند همچنان فرمان بدهد، قاب ببندد و بازیگران را به حرکت وادارد، ولی این اختیار بیشتر به بازماندهٔ قدرتی ازدسترفته میماند تا نیرویی زنده و خلاق.
« همین انتخاب، هم سرچشمهٔ یگانگی اثر است و هم یکی از محدودیتهای اصلیاش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیرامون خانه نیز نشانههایی از تغییر و جایگزینی دیده میشود؛ گویی حتی فضای شهری دیگر برای ماندن او جایی ندارد. محدودیت مکانی باعث میشود بیننده پیوسته به چهرهها، فاصلهها و مناسبات قدرت توجه کند. در عوض، فیلم گاه از همین محدودیت آسیب میبیند: رفتوآمد شخصیتها و ایستادنهای طولانی در یک فضا میتوانند حس سکون پدید آورند.
آنچه در آغاز به تمرکز و فشردگی درام یاری میرساند، در بخشهایی از روایت به کمتحرکی نزدیک میشود. «Inserts» از این نظر فیلمی است که فرم خود را پنهان نمیکند؛ ساختار بستهاش مدام به یادمان میآورد که با روایتی حسابشده و تقریباً نمایشی روبهرو هستیم. هجو هالیوود و دوگانگی تصویر فیلم از وضعیت دشوار شخصیتهایش برای ساختن هجوی تلخ از صنعت سینما بهره میگیرد.
در جهان این اثر، هالیوود هم کارخانهٔ رؤیاسازی است و هم دستگاهی برای کنارگذاشتن آدمهایی که دیگر بهکارش نمیآیند. فناوری تازه، صدا و سلیقهٔ بازار بهظاهر نیروهای پیشبرندهٔ این تغییرند؛ اما فیلم پرسش دیگری را نیز پیش میکشد: آیا شخصیت اصلی قربانیِ دگرگونی صنعت است، یا ناکامیهای خود را پشت این دگرگونی پنهان میکند؟
این ابهام، بهویژه در خودشیفتگی و خودترحمی او، لایهای جذاب به داستان میافزاید. عنوان فیلم نیز با دو معنای سینمایی و جنسیاش، به بازی اثر با تصویر و بدن اشاره دارد. آدمهای داستان برای دوام آوردن ناچارند خود را در برابر دوربین عرضه کنند؛ دوربینی که در اینجا نه ابزار رهایی، بلکه وسیلهای برای معامله، کنترل و بهرهبرداری است.
« پیرامون خانه نیز نشانههایی از تغییر و جایگزینی دیده میشود؛ گویی حتی فضای شهری دیگر برای ماندن او جایی ندارد. »
شخصیتها و اجرا
طنز فیلم از همین ناسازگاری نیرو میگیرد: شخصیتها دربارهٔ هنر، اصالت و شأن سینما سخن میگویند، درحالیکه در موقعیتی گرفتارند که فاصلهٔ میان ادعای هنری و واقعیت مادی را بیرحمانه آشکار میکند. این هجو همیشه به ظرافت نمیرسد، اما دستکم فیلم را از یک درام صرف دربارهٔ شکست شغلی فراتر میبرد.
بازیها و کشمکش میان شخصیتها یکی از مهمترین دلایل زندهماندن «Inserts» بازیهای پرانرژی گروه اصلی است. Richard Dreyfuss در نقش کارگردانی که خود را نابغهای راندهشده میپندارد، آمیزهای از فرمانروایی، آشفتگی و استیصال میسازد. شخصیت او پیوسته میکوشد تسلطش را حفظ کند، اما هرچه بیشتر به گذشته پناه میبرد، آسیبپذیری و ترسش آشکارتر میشود.
بازی Dreyfuss گاه عمداً پرجنبوجوش و اغراقآمیز است؛ این شیوه با جهان ملتهب فیلم تناسب دارد، هرچند در لحظاتی به تکرار حالتهای خودشیفتهٔ شخصیت نزدیک میشود. Veronica Cartwright در نقش بازیگری که از دوران سینمای صامت به حاشیه رانده شده، حضوری تلخ و بهیادماندنی دارد. او فرسودگی، بیاعتنایی ظاهری و آسیبپذیری را چنان در هم میآمیزد که شخصیتش از یک نشانهٔ صرفاً نمادین فراتر میرود.
Jessica Harper نیز به تنش میان ظاهر سادهدلانه و انگیزههای پیچیده جان میبخشد. Bob Hoskins، در نقش تهیهکنندهای خشن و اهل معامله، هر بار که وارد میدان میشود، ضرباهنگ و فشار صحنه را افزایش میدهد. تقابل این بازیگران، نیرویی میسازد که کاستیهای حرکتی و روایی فیلم را تا حدی جبران میکند.
« این هجو همیشه به ظرافت نمیرسد، اما دستکم فیلم را از یک درام صرف دربارهٔ شکست شغلی فراتر میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گفتوگوها و مسئلهٔ تصنع فیلم بیش از آنکه بر رویدادهای بیرونی تکیه کند، از گفتوگوها و برخوردهای کلامی پیش میرود. این انتخاب، فرصت میدهد شخصیتها دربارهٔ جایگاه خود، تغییر زمانه و معنای هنر سخن بگویند؛ اما گاهی همان گفتوگوها به نقطهضعف اثر بدل میشوند. سخنان فلسفی شخصیت اصلی در برخی لحظهها بیش از آنکه از تجربهٔ زندهٔ او بجوشند، شبیه جملههایی آماده و طراحیشده به گوش میرسند.
این تصنع بهویژه زمانی برجسته میشود که فیلم میخواهد همزمان شوخ، تلخ و عمیق باشد؛ گویی شخصیتها گاه برای پیشبرد بحثهای موضوعی سخن میگویند، نه به این دلیل که چنین حرفی در موقعیت طبیعی آنان ناگزیر شده است. نمایشیبودن اجرا نیز اثر دوگانهای دارد. ورود و خروج شخصیتها و تمرکز بر دیالوگ، به صحنهها حالت رویارویی و جدال میدهد؛ اما ممکن است بیننده را از زندگی روزمره و باورپذیری جهان فیلم دور کند.
نقدهای همزمان با اکران نیز به همین حس صحنهواربودن، مصنوعیبودن برخی گفتوگوها و دشواری باورکردن جهانی بیرون از فضای اصلی اشاره کردهاند. این ایرادها را نمیتوان تنها با ارجاع به سبک فیلم برطرف کرد: صورت نمایشی اثر انتخابی آگاهانه است، اما آگاهی از انتخاب، همیشه مانع احساس تصنع نمیشود.
نیمهٔ دوم و نابرابری در پرداخت با پیشروی روایت، تنش میان شخصیتها و نیازهای متضادشان ظرفیت دراماتیک بیشتری پیدا میکند؛ بااینحال، نیمهٔ دوم به همان اندازه که وعده میدهد، به همهٔ مسیرهای داستانی مجال پرورش نمیدهد. بعضی شخصیتها بیشتر در خدمت ایجاد اصطکاک یا پیشبرد موقعیت هستند تا آنکه دنیای درونیشان بهطور کامل گشوده شود.
« نمایشیبودن اجرا نیز اثر دوگانهای دارد. »
قوتها و کاستیها
ازاینرو، روابط گاه بیش از آنکه به تحولی تدریجی برسند، تابع نیاز صحنه به شوک، کنایه یا کشمکش میشوند. این نابرابری در پرداخت، وقتی محسوستر میشود که فیلم از هجو صنعت سینما به بررسی عمیقتر تنهایی و شکست نزدیک میشود، اما درنگ کافی برای پیوند این دو سطح فراهم نمیآورد. لحظات پرتنش بازیگران توجه را دوباره جلب میکنند، ولی برخی پرسشهای مطرحشده در آغاز، در ادامه به همان عمق دنبال نمیشوند.
حاصل، فیلمی است با ایده و فضای ماندگار، اما نه روایتی که همهٔ اجزایش با یک اندازه از انسجام به نتیجه برسند. جمعبندی «Inserts» تجربهای ناهنجار و کنجکاویبرانگیز است: هجوی تلخ از هالیوود، درامی دربارهٔ هنرمندی که نمیتواند با زمانه کنار بیاید، و نمایشی بسته که دوربین و اجرا را به موضوع خود تبدیل میکند.
فضای رو به زوال خانه، بازیهای پرکشش و طنز گزنده، به فیلم هویتی مستقل میبخشند. در برابر، محدودیت مکانی به سکون میانجامد، گفتوگوهای فلسفی گاه تصنعی میشوند و نیمهٔ دوم در پرداخت برخی شخصیتها و مسیرها کم میآورد. ارزش اثر بیش از آنکه در کمال رواییاش باشد، در جسارت ایده و تناقضهایش نهفته است: فیلمی دربارهٔ سینما که خود را به صحنهای کوچک محدود میکند؛ دربارهٔ قدرت تصویر که شخصیتهایش را در برابر دوربین به موقعیتی آسیبپذیر میکشاند؛ و دربارهٔ گذشتهای که شاید تنها پناهگاه باشد، اما دیگر توان نجاتدادن کسی را ندارد.
برای تماشاگرانی که از روایتهای صیقلی و پرتحرک انتظار دارند، این ساختار ممکن است دشوار و کمرمق جلوه کند؛ اما برای علاقهمندان به درامهای شخصیتمحور و هجوهای تلخ، «Inserts» اثری قابلتأمل است که پس از پایان نیز پرسشهایش دربارهٔ هنر، شهرت و بهای ماندن در گذشته را باقی میگذارد.
« ازاینرو، روابط گاه بیش از آنکه به تحولی تدریجی برسند، تابع نیاز صحنه به شوک، کنایه یا کشمکش میشوند. »
ثبت دیدگاه