نقد و بررسی
نقد شاهد بیگناه (Innocent Witness) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان معمای جنایی و درام انسانی «Innocent Witness» ساختهٔ Lee Han، در ظاهر با معمایی آشنا آغاز میشود: مردی سالخورده در خانهاش جان باخته و خدمتکار او به قتل متهم شده است. تنها شاهدی که میتواند دربارهٔ آنچه رخ داده چیزی بگوید، Ji-woo، دختر نوجوانی است که در طیف اوتیسم قرار دارد. وکیل مدافع، Soon-ho، برای پیشبرد پرونده میکوشد اعتماد او را به دست آورد؛ اما هرچه شناختش از شاهد بیشتر میشود، وظیفهٔ حرفهایاش دشوارتر و پیچیدهتر به نظر میرسد.
فیلم از همین کشمکش دوگانه نیرو میگیرد: حقیقت حقوقی چه نسبتی با حقیقت انسانی دارد، و آیا شنیدن شهادت کسی که جهان را متفاوت تجربه میکند، مستلزم آن است که ابتدا شیوهٔ تجربهٔ او را بفهمیم؟ اثر بهجای آنکه تمام انرژی خود را صرف پرسش «چه اتفاقی افتاده است؟» کند، بهتدریج رابطهٔ وکیل و شاهد را به مرکز ثقل روایت بدل میسازد.
پرونده محرک داستان است، اما مسئلهٔ عمیقتر، اعتبار و امکان شنیدهشدن روایت Ji-woo است. این جابهجایی، فیلم را از یک معمای دادگاهی صرف فراتر میبرد، بیآنکه سویهٔ تعلیقی آن را کاملاً کنار بگذارد. روایت قطرهچکانی و تعلیق آرام Lee Han اطلاعات پرونده را با شتاب عرضه نمیکند. آغاز فیلم فضای لازم را برای معرفی Soon-ho، موقعیت حرفهای او و اتهام واردشده به خدمتکار فراهم میآورد؛ سپس Ji-woo وارد روایت میشود و پرسشهای تازهای دربارهٔ آنچه میتوان بهعنوان شهادت معتبر پذیرفت شکل میگیرد.
این شیوهٔ تدریجی، به فیلم امکان میدهد که تعلیق را نه فقط از راه پنهانکردن اطلاعات، بلکه از برخورد میان اشخاص و نگاههای متفاوت آنان بسازد. بااینحال، همین مکث و تأمل گاه به کندی بدل میشود. بخشهای آغازین برای استقرار شخصیتها و صورتبندی پرونده زمان زیادی میطلبند و در میانه نیز چند صحنه بیش از اندازه درنگ میکنند.
« تنها شاهدی که میتواند دربارهٔ آنچه رخ داده چیزی بگوید، Ji-woo، دختر نوجوانی است که در طیف اوتیسم قرار دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روایت در این لحظات از نیروی پیشبرندهٔ خود فاصله میگیرد و تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم مضمونش را از پیش روشن کرده، اما همچنان آن را با مکالمهها و موقعیتهای مشابه توضیح میدهد. با وجود این، ریتم آهسته در کلیت اثر کارکردی دوگانه دارد: از یک سو کشش داستان را گاه کاهش میدهد و از سوی دیگر، فرصت میدهد رابطهٔ میان دو شخصیت اصلی ناگهانی و تصنعی به نظر نرسد.
وکیل مدافع؛ از محاسبه تا تردید Soon-ho در ابتدا شخصیتی عملگراست که زبان حرفهاش، سنجش سود و زیان و پیشبینی نتیجه است. او با پروندهای روبهرو میشود که در آن شهادت Ji-woo اهمیت تعیینکننده دارد و برای دفاع از موکلش، باید اعتبار آن شهادت را به چالش بکشد. فیلم این موقعیت را به تقابل سادهٔ «وکیل بد» و «شاهد بیگناه» تقلیل نمیدهد؛ در عوض، نشان میدهد چگونه منطق شغلی میتواند انسان را وادار کند با دیگری همچون مانعی در مسیر پرونده رفتار کند.
تغییر Soon-ho از راه شناخت تدریجی شکل میگیرد، نه با یک دگرگونی ناگهانی و قهرمانانه. او میکوشد رفتار و نیازهای Ji-woo را بفهمد، اما آموختن چند نکته دربارهٔ او به معنای شناخت کاملش نیست. این نکته به شخصیت عمق میدهد: فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد همدلی، دانستن مجموعهای از اطلاعات نیست؛ بلکه آمادگی برای بازنگری در داوریهای خود است.
در عین حال، Soon-ho گاه بیش از آنکه شخصیتی پیچیده و مستقل باشد، نمایندهٔ تماشاگر و وسیلهای برای ورود به موضوعات فیلم به نظر میرسد. برخی نشانههای اخلاقی نیز بیش از حد روشن و مستقیماند و مجال کمتری برای کشف تدریجی باقی میگذارند. Ji-woo و دشواری شنیدهشدن هستهٔ انسانی فیلم در نحوهٔ پرداخت Ji-woo نهفته است.
« تغییر Soon-ho از راه شناخت تدریجی شکل میگیرد، نه با یک دگرگونی ناگهانی و قهرمانانه. »
شخصیتها و اجرا
او صرفاً قطعهای از معمای قتل یا ابزاری برای رشد وکیل نیست؛ علایق، حساسیتها و شیوهٔ ارتباط خودش را دارد. رابطهاش با Soon-ho نیز از لحظههای ساده و روزمره جان میگیرد: مکالمههایی که با سرعت و قواعد معمول پیش نمیروند، و موقعیتهایی که نشان میدهند اعتماد میان دو نفر چگونه میتواند از توجه به جزئیات کوچک ساخته شود.
بازی Kim Hyang-gi به نقش نیروی محوری این بخش است. اجرای او در صحنههای گفتوگو و دادگاه، کنترلشده و متکی بر جزئیات رفتاری است؛ در نتیجه، Ji-woo اغلب بیش از آنکه توضیحی دربارهٔ او بشنویم، از خلال کنشها و واکنشهایش شناخته میشود. با این همه، فیلم گاهی خطر سادهسازی را به جان میخرد: برخی رفتارها یا گفتوگوها چنان آشکارا برای توضیح وضعیت او طراحی شدهاند که شخصیت را به نمونهای آموزشی نزدیک میکنند.
اثر در لحظههایی که به او اجازه میدهد صرفاً یک نوجوان با ترجیحات و خلقوخوی خاص باشد، موفقتر از زمانی است که میخواهد هر رفتار را برای مخاطب معناگذاری کند. دادگاه و اعتبار حقیقت صحنههای بازجویی و دادگاه از بخشهای مؤثر فیلماند، زیرا در آنها پرسشهای اخلاقی روایت به شکل عملی درمیآیند.
شهادت فقط مجموعهای از واژهها نیست؛ شیوهٔ طرح پرسش، انتظارهای نهاد رسمی و برداشت حاضران نیز در معنایی که از گفتهها میسازند دخالت دارد. فیلم توجه را به این نکته جلب میکند که شاهد را نمیتوان صرفاً با سنجههایی ارزیابی کرد که برای تجربه و بیان همهٔ افراد یکسان عمل نمیکنند. تنش دادگاه از تضاد میان وظیفهٔ وکیل و مسئولیت اخلاقی او سرچشمه میگیرد.
« او صرفاً قطعهای از معمای قتل یا ابزاری برای رشد وکیل نیست؛ علایق، حساسیتها و شیوهٔ ارتباط خودش را دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Soon-ho باید مطابق قواعد دفاع از موکلش عمل کند، اما هرچه به Ji-woo نزدیکتر میشود، دشوارتر میتواند پیامد انسانی راهبرد حقوقی خود را نادیده بگیرد. این کشمکش، حتی زمانی که فیلم بیش از اندازه بر احساسات تکیه میکند، به صحنهها وزن میبخشد. بااینحال، بعضی واکنشها و دیالوگها توضیحیاند و گاه بهجای آنکه اجازه دهند تماشاگر از رفتارها نتیجه بگیرد، برداشت مطلوب فیلم را با صراحت بیان میکنند.
بازیگری و زبان بصری Jung Woo-sung در نقش Soon-ho بازیای مهارشده ارائه میدهد. او تغییرهای شخصیت را با نشانههای کوچک منتقل میکند و از تبدیل او به قهرمانی بینقص پرهیز دارد. این خویشتنداری، بهویژه در مواجهههای او با Ji-woo و در موقعیتهای رسمی پرونده، با لحن نسبتاً آرام فیلم تناسب دارد.
در کنار او، Kim Hyang-gi بار عاطفی و توجهبرانگیزترین سویهٔ روایت را بر دوش میکشد، بیآنکه نقش را صرفاً به نمایش آشکار احساسات محدود کند. کارگردانی نیز بیشتر بر مشاهده و همراهی با شخصیتها تکیه دارد تا بر نمایشهای پرزرقوبرق. فضای دادگاه و خانهها در خدمت تقابل میان جهان عمومی قانون و تجربهٔ خصوصی آدمهاست.
فیلم برای خلق هیجان به تدوین تند یا پیچیدگی صوری متوسل نمیشود؛ در عوض، از مکث، نگاه و تغییر لحن بهره میگیرد. این انتخاب با مضمون اثر هماهنگ است، هرچند در بخشهایی که گفتوگوها کش میآیند، زبان بصری بهتنهایی توان حفظ کشش را ندارد. عاطفه، کلیشه و مرزهای اثر «Innocent Witness» بهروشنی میخواهد تماشاگر را درگیر عاطفی کند و غالباً نیز در این کار موفق است.
« این کشمکش، حتی زمانی که فیلم بیش از اندازه بر احساسات تکیه میکند، به صحنهها وزن میبخشد. »
قوتها و کاستیها
دشواری اعتماد، فشار اجتماعی و نیاز به شنیدهشدن، موضوعاتیاند که فیلم با صمیمیت پی میگیرد. اما گاهی عاطفه را بیش از اندازه هدایت میکند: نشانههای احساسی و برخی گفتوگوها چنان صریحاند که فضای چندانی برای برداشت مستقل باقی نمیگذارند. در این لحظهها، تأثیرگذاری به جای آنکه از دل موقعیت بجوشد، کمی طراحیشده به نظر میرسد.
همچنین فیلم در بعضی نقاط به الگوهای آشنای درامهای دادگاهی و قصههای رستگاری نزدیک میشود. برخی چرخشهای شخصیتی و تأکیدهای اخلاقی قابل پیشبینیاند و پیچیدگی نهادی پرونده گاه در سایهٔ رابطهٔ دو شخصیت اصلی قرار میگیرد. این کاستیها مانع اثرگذاری فیلم نمیشوند، اما نشان میدهند که اثر در پرداخت مضمونهایش جسورتر از ساختار روایی خود است: در طرح پرسشهای انسانی تازگی بیشتری دارد تا در راهحلهای دراماتیک.
جمعبندی «Innocent Witness» درام حقوقیای است که ارزش اصلیاش را نه در پیچیدهکردن معمای قتل، بلکه در توجه به فاصلهٔ میان شهادتدادن و شنیدهشدن مییابد. رابطهٔ Soon-ho و Ji-woo به فیلم مرکز عاطفی روشنی میدهد و بازیهای سنجیده، بهخصوص در صحنههای بازجویی و دادگاه، آن را باورپذیر نگه میدارند.
کندی بخشهایی از روایت، دیالوگهای توضیحی و تمایل گاه آشکار به هدایت احساسات، از انسجام و ظرافت اثر میکاهند؛ بااینحال، فیلم در طرح پرسشی مهم کامیاب است: عدالت زمانی معنا دارد که نهادها نهفقط به دنبال شنیدن پاسخ باشند، بلکه بیاموزند چگونه روایتهای متفاوت را بشنوند. «Innocent Witness» اثری آرام و عاطفی است که نقصهایش را پنهان نمیکند، اما به سبب نگاه انسانی و بازیهای قابلاعتنایش در ذهن میماند.
« دشواری اعتماد، فشار اجتماعی و نیاز به شنیدهشدن، موضوعاتیاند که فیلم با صمیمیت پی میگیرد. »



ثبت دیدگاه