نقد و بررسی
نقد هجوم آفتها (Infestation) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: هجوم به قلمرو فیلم درجهدو «Infestation» ساختهٔ Kyle Rankin، فیلمی ترسناکـکمدی از سال ۲۰۰۹ است که از همان آغاز روشن میکند قرار نیست با وحشتی جدی و سنگین روبهرو باشیم. داستان، کوپر را در موقعیتی ناگهانی و نامعمول قرار میدهد: او پس از نیشخوردن از حشرهای عظیم به هوش میآید و درمییابد شهر به اشغال موجوداتی درآمده که گویی از کابوس یک فیلم هیولایی بیرون آمدهاند.
در کنار گروهی از بازماندگان، باید راهی برای زندهماندن پیدا کند. فیلم از این طرح ساده برای آمیختن تعقیبوگریز، شوخی و هیولاهای غریب استفاده میکند؛ آمیختهای که گاه سرگرمکننده است و گاه از کمبود عمق روایی رنج میبرد. لحن و هویت ژانری مهمترین تصمیم فیلم، انتخاب لحنی سبک و بازیگوش است.
«Infestation» بیش از آنکه بخواهد مخاطب را در اضطرابی مداوم فرو ببرد، میکوشد او را با موقعیتهای عجیب و واکنشهای کمابیش خندهدار شخصیتها همراه کند. این رویکرد به فیلم هویتی روشن میدهد: با اثری روبهروییم که از قواعد فیلمهای حشرهمحور و آخرالزمانی بهره میگیرد، اما قصد ندارد آنها را با جدیتی تمامعیار بازآفرینی کند.
همین لحن دو اثر متضاد دارد. از یک سو، فیلم را سبکپا و تماشایی میسازد و اجازه نمیدهد ضعفهای فنیاش پیوسته به تجربهای کسلکننده تبدیل شوند. از سوی دیگر، هرگاه صحنهای ظرفیت ایجاد ترس یا تعلیق پیدا میکند، شوخیها و بیاعتنایی شخصیتها به خطر، از شدت آن میکاهند. بنابراین تماشاگر باید با انتظار درست به سراغ فیلم برود: اینجا با وحشتی هولناک روبهرو نیستیم، بلکه با سرگرمیای آگاهانه کمادعا طرفیم.
« در کنار گروهی از بازماندگان، باید راهی برای زندهماندن پیدا کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کوپر و گروه بازماندگان کوپر قهرمانی متعارف نیست؛ او تنبل، بیمسئولیت و در آغاز چندان دوستداشتنی نیست. فیلم از همین ناسازگاری بهره میبرد و او را در برابر بحرانی میگذارد که دیگر نمیتوان با شوخی یا طفرهرفتن از آن گریخت. این تضاد، زمینهای برای تحول شخصیت فراهم میکند، هرچند مسیر او چندان پیچیده یا ظریف پرداخت نمیشود.
گاهی رفتارهایش بیش از آنکه بامزه باشد آزاردهنده به نظر میرسد و شوخیهایش نیز همواره به هدف نمینشینند. بازماندگان پیرامون او، بیش از آنکه صاحب پیشینه و قوس شخصیتی مستقل باشند، کارکردی در پیشبرد ماجرا دارند. آنها به گروه تنوع میبخشند و میان شخصیتها موقعیتهایی برای اصطکاک و شوخی ایجاد میکنند، اما فیلم فرصت محدودی برای پرداخت دقیق به ترسها، انگیزهها و پیوندهایشان اختصاص میدهد.
حاصل، گروهی است که همراهی با آنها آسان است، ولی شناخت عمیقی از آنها شکل نمیگیرد. در میان بازیگران، حضور Ray Wise رنگی آشنا و پرانرژی به بخشهایی از فیلم میدهد؛ او میتواند حتی در فضای اغراقآمیز اثر نیز نوعی اقتدار سرگرمکننده ایجاد کند. هیولاها، جلوهها و جذابیتهای ناپایدار حشرههای غولآسا و موجودات دورگه، مهمترین جاذبهٔ بصری فیلماند.
طراحی کلی آنها ظرفیت خلق تصویرهای چندشآور و عجیب را دارد و فیلم از این امکان برای ساختن لحظههایی غیرمنتظره بهره میبرد. ترکیب بدن انسان و حشره، بهویژه، به جهان فیلم حالتی گروتسک میدهد: نه آنقدر واقعگرایانه که به وحشت جسمانی خالص برسد، و نه آنقدر انتزاعی که کاملاً از حس تهدید تهی شود.
« کوپر و گروه بازماندگان کوپر قهرمانی متعارف نیست؛ او تنبل، بیمسئولیت و در آغاز چندان دوستداشتنی نیست. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، جلوههای رایانهای اغلب ارزان و مصنوعی به نظر میرسند. در فیلمی که موجوداتش باید بار عمدهای از هیجان را به دوش بکشند، این محدودیت به چشم میآید؛ بعضی نماها بهجای آنکه باورپذیری خطر را تقویت کنند، یادآور امکانات فنی محدود اثرند. البته همین ناصافی گاهی با حالوهوای فیلمهای درجهدو سازگار میشود و نوعی لذتِ «بدجنس و بامزه» میسازد.
اما این امتیاز نمیتواند در همهٔ صحنهها ضعف اجرا را بپوشاند. ریتم، تعلیق و روایت بقا روایت فیلم بیش از هر چیز بر حرکت گروه و تلاش برای گریختن از تهدیدها تکیه دارد. این ساختار برای یک فیلم ماجراییِ کمادعا کارآمد است: خطر تازهای پیش میآید، شخصیتها واکنش نشان میدهند و مسیر بقا ادامه پیدا میکند.
«Infestation» در این چارچوب معمولاً وقت زیادی تلف نمیکند و چند موقعیت متفاوت برای رویارویی با حشرات فراهم میآورد. اما همین محدودشدن به زندهماندن، دامنهٔ درام را کوچک نگه میدارد. جهان بیرون از گروه چندان گسترش نمییابد و پرسشهای بزرگتر دربارهٔ منشأ تهدید یا پیامدهای آن، بیشتر در حاشیه باقی میمانند.
فیلم بهجای آنکه سازوکار بحران را بهدقت بسازد، از آن بهعنوان سکویی برای موقعیتهای هیجانانگیز و طنزآلود استفاده میکند. از این رو، تعلیق معمولاً مقطعی است: لحظهای خطر حس میشود، اما تداوم لحن کمدی اجازه نمیدهد ترس به نیروی غالب بدل شود. شوخیها و نسبتشان با ترس طنز «Infestation» بر برخورد آدمهای معمولی با وضعیتی نامعمول استوار است.
« با این حال، جلوههای رایانهای اغلب ارزان و مصنوعی به نظر میرسند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
واکنشهای دستپاچه، اعتمادبهنفسهای بیجا و اختلاف میان شخصیتها، بهویژه هنگامی که خطر در فاصلهای نزدیک قرار دارد، زمینهٔ چند صحنهٔ خندهآور را فراهم میکند. فیلم در بهترین لحظههایش از همین تضاد بهره میبرد: تهدید بزرگ است، اما آدمها همچنان با ضعفها و عادتهای کوچک خود دستوپنجه نرم میکنند.
با این همه، شوخیها یکدست نیستند. برخی موقعیتها بهسبب اغراق و بیپرواییشان جواب میدهند، اما بعضی دیگر بیش از اندازه به لحن سبک تکیه میکنند و ضربهٔ لازم را ندارند. این مسئله بهخصوص برای مخاطبی که به دنبال وحشت جدی است محسوس خواهد بود؛ فیلم نه فضای دلهرهآور پایداری میسازد و نه کمدیای چنان دقیق که همهٔ کاستیهای داستانی را جبران کند.
جذابیتش بیشتر از ترکیب نامتعارف این دو ژانر میآید تا از تسلط کامل بر هر یک. پایانبندی و وعدهٔ ادامه فیلم در پایان بهجای بستن کامل جهان داستان، حس ادامهداشتن ماجرا را زنده میگذارد. این انتخاب با مقیاس و حالوهوای اثر سازگار است: تهدید هنوز ظرفیت گسترش دارد و شخصیتها در برابر وضعیتی بزرگتر از توان خود قرار گرفتهاند.
بدون ورود به جزئیات داستانی، میتوان گفت پایانبندی بیش از آنکه جمعبندیای قاطع باشد، دعوتی کنجکاویبرانگیز به مرحلهٔ بعد است. این رویکرد برای تماشاگرانی که از جهان حشرهها و ایدهٔ موجودات دورگه لذت بردهاند، جذاب خواهد بود. در عین حال، اگر روایت و شخصیتپردازی نتوانسته باشد مخاطب را درگیر کند، بازماندن درِ قصه ممکن است بیشتر ناتمامماندن به نظر برسد تا وعدهای هیجانانگیز.
« جذابیتش بیشتر از ترکیب نامتعارف این دو ژانر میآید تا از تسلط کامل بر هر یک. »
قوتها و کاستیها
اثر در اینجا نیز همان دوگانگی اصلی خود را حفظ میکند: ایدههایی برای ادامه دارد، اما هنوز عمق کافی برای تبدیلشدن به روایتی پرمایه فراهم نکرده است. جمعبندی «Infestation» فیلمی کمادعا و سبکسر است که با حشرههای غولآسا، شوخیهای گاهموفق و گروهی از بازماندگان، سرگرمیای مناسب برای علاقهمندان به فیلمهای هیولاییِ درجهدو فراهم میکند.
جذابیت موجودات و فضای شوخ آن میتواند تماشایش را خوشایند سازد، اما جلوههای مصنوعی، داستان ساده و شخصیتپردازی محدود مانع از آن میشوند که تجربهای ماندگار یا واقعاً هراسآور شکل بگیرد. ارزش فیلم بیش از آنکه در نوآوری روایی یا ترس عمیق باشد، در بیتکلفی و آمیزهٔ حشرات عجیب با کمدی آخرالزمانی نهفته است.
اگر همین حالوهوا مطلوب باشد، فیلم همچنان میتواند سرگرمکننده باشد؛ اما انتظار وحشتی جدی یا داستانی چندلایه، احتمالاً به ناامیدی میانجامد.



ثبت دیدگاه