نقد و بررسی
نقد آدمهای ناکافی (Inadequate People) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان میل به آرامش و آشوب درونی «Inadequate People» ساختهٔ Roman Karimov، کمدیدرامی روسی است که از یک جابهجایی مکانی ساده، پرسشی روانی و عاطفی میسازد: آیا میتوان با ترک محیطی آشنا، از آشفتگیهای درونی نیز فاصله گرفت؟ ویتالی، مردی سیساله، از زادگاهش به مسکو میرود تا زندگی تازهای آغاز کند و به نوعی آرامش برسد؛ اما فیلم از همان ابتدا روشن میکند که شهر تازه درمانی جادویی نیست.
آدمی میتواند خانهاش را عوض کند، ولی عادتها، زخمها و سازوکارهای دفاعیاش را با خود میبرد. این کشمکش، ستون اصلی روایت است و فیلم بهجای آنکه قهرمانش را در قالب بیماری یا «موردی عجیب» خلاصه کند، او را انسانی میبیند که میکوشد میان کنترل خود و تسلیمشدن به آشفتگی تعادل برقرار کند.
اثر در سال ۲۰۱۰ ساخته شد و Roman Karimov علاوه بر کارگردانی، نگارش فیلمنامه را نیز بر عهده داشت. شخصیت اصلی؛ آرامشی که مدام به تعویق میافتد ویتالی در ظاهر زندگی نسبتاً باثباتی دارد: شغلی، خانهای و برنامهای روزمره. اما این نظم بیرونی تنها پوستهای بر اضطرابها و رنجشهای اوست.
شخصیت او نه قهرمانی دلپذیر به معنای متعارف است و نه آدمی که بتوان بهسادگی محکومش کرد. گاه آرام و سنجیده به نظر میرسد و گاه واکنشهایی نشان میدهد که از خشم فروخورده یا ناتوانی در مهار احساساتش خبر میدهد. همین تضاد، از او شخصیتی قابلتأمل میسازد؛ زیرا فیلم نمیکوشد هر رفتار او را به توضیحی روانشناختی تقلیل دهد.
« آدمی میتواند خانهاش را عوض کند، ولی عادتها، زخمها و سازوکارهای دفاعیاش را با خود میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، ویتالی گاهی بیش از آنکه در حال تغییر باشد، در حال توضیحدادن خود است. برخی از گفتوگوهایش چنان صیقلخورده و نکتهپردازانهاند که spontaneity زندگی روزمره را از دست میدهند. این ویژگی هم بخشی از جذابیت فیلم است و هم مانعی برای باورپذیری آن: تماشاگر ممکن است از هوشمندی جملهها لذت ببرد، اما همزمان احساس کند شخصیتها بهجای آنکه واقعاً با یکدیگر حرف بزنند، در حال اجرای متنی ازپیشساختهاند.
پیوندی نامنتظر و مرزهای اخلاقی آن آشنایی ویتالی با کریستینا، همسایهٔ جوانترش، مسیر فیلم را از تنهایی فردی به رابطهای پیچیده میبرد. آنچه میان آن دو شکل میگیرد، صرفاً یک برخورد اتفاقی یا وسیلهای برای پیشبردن ماجرا نیست؛ هر یک در دیگری نوعی امکانِ فهمیدهشدن مییابد. کریستینا با صراحت، تندی و بیاعتمادیاش به تظاهر، در برابر احتیاط و آشفتگی ویتالی قرار میگیرد.
تفاوت سن، تجربه و موقعیت اجتماعیشان نیز از همان ابتدا باعث میشود این رابطه بهآسانی در قالب یک پیوند رمانتیک بیمسئله جا نگیرد. فیلم از این تفاوت برای ایجاد کشش بهره میبرد، اما همیشه در ارزیابی پیامدهای اخلاقی آن به اندازهٔ کافی دقیق نیست. رابطهٔ میان مردی بالغ و دختری نوجوان، فارغ از جذابیت روایی یا تفاهم گفتاری، با عدمتوازن قدرت و تجربه همراه است.
در نتیجه، مسئله تنها این نیست که دو شخصیت تا چه اندازه یکدیگر را میفهمند؛ پرسش مهمتر آن است که فیلم از مخاطب میخواهد این نزدیکی را چگونه ببیند و تا چه حد آن را تأیید میکند. اثر گاه این ابهام را به پرسشی سازنده بدل میکند، اما گاه به نظر میرسد با شوخطبعی و لحن نامتعارف خود میخواهد از سنگینی آن بکاهد.
« بااینحال، ویتالی گاهی بیش از آنکه در حال تغییر باشد، در حال توضیحدادن خود است. »
شخصیتها و اجرا
همین دوگانگی، هم یکی از بحثبرانگیزترین وجوه فیلم است و هم دلیلی برای آنکه رابطهٔ محوریاش را نتوان بیتأمل پذیرفت. کمدیِ ناهنجاریها و ضربآهنگ روایت «Inadequate People» از موقعیتهایی نیرو میگیرد که در آنها رفتار آدمها کمی از معیارهای معمول فاصله دارد. شوخیها غالباً از تضاد میان ظاهر مؤدبانه و انگیزههای پنهان، یا از برخورد شخصیتهایی با خلقوخوی ناسازگار پدید میآیند.
فیلم در بهترین لحظههایش، بهجای ساختن لطیفهای جداافتاده، از خصلت شخصیتها برای تولید طنز استفاده میکند. واکنشهای ویتالی، صراحت کریستینا و برخوردهای نامنتظرشان با محیط اطراف، به روایت تحرکی میبخشد که آن را از یک درام روانشناختی خشک دور میکند. موقعیتهای غافلگیرکننده نیز کنجکاوی مخاطب را زنده نگه میدارند.
فیلم بهجای حرکت در مسیری کاملاً قابلپیشبینی، گاهی صحنه را با واکنشی نامعمول یا برخوردی عجیب به سمتی دیگر میبرد. این انتخاب با انرژی کلی اثر هماهنگ است، اما همیشه به نتیجهای یکدست نمیرسد. بعضی از دیدارها بیش از حد طراحیشده به نظر میآیند و شوخیها گاهی پیش از آنکه از دل موقعیت بجوشند، به شکل جملههایی آماده وارد صحنه میشوند.
بنابراین، همان شیوهای که به فیلم هویت و سرزندگی میدهد، گاه آن را از طبیعیبودن دور میکند. بازیها و جهانِ شخصیتهای فرعی بازیهای نقشهای اصلی از مهمترین عوامل همراهی با فیلماند. Ilya Lyubimov برای ویتالی ترکیبی از خویشتنداری و تحریکپذیری میسازد؛ گویی شخصیتش پیوسته میکوشد چهرهای منطقی حفظ کند، اما چیزی در زیر این آرامش ظاهری آمادهٔ فوران است.
« فیلم در بهترین لحظههایش، بهجای ساختن لطیفهای جداافتاده، از خصلت شخصیتها برای تولید طنز استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Ingrid Olerinskaya نیز به کریستینا سرزندگی و تیزی میبخشد. اجرای او فقط بر سرکشی تکیه نمیکند؛ پشت رفتار دفاعی شخصیت، نوعی حساسیت و نیاز به ارتباط نیز دیده میشود. شیمی میان این دو، حتی زمانی که فیلمنامه بیش از اندازه به شوخی یا گفتوگوی ساختگی متکی میشود، بخش مهمی از جذابیت اثر را حفظ میکند.
در سوی دیگر، شماری از شخصیتهای فرعی بیشتر نقش ابزار روایی دارند تا انسانهایی مستقل. آنها برای برهمزدن نظم روزمره، نمایانکردن ضعفهای ویتالی یا تولید موقعیتی خندهدار وارد داستان میشوند، اما کمتر فرصت مییابند از کارکردشان فراتر بروند. در نتیجه، جهان فیلم از نظر شخصیتپردازی ناهمگون است: دو چهرهٔ مرکزی نسبتاً چندلایهاند، حال آنکه اطرافیانشان گاهی به تیپهایی آشنا و اغراقشده نزدیک میشوند.
این تفاوت، هم تمرکز روایت را روی رابطهٔ اصلی نگه میدارد و هم به جهان داستان اندکی تصنع میبخشد. مسکو بهمثابهٔ وعده، نه درمان انتقال داستان به مسکو فقط پسزمینهای جغرافیایی نیست. شهر در نگاه ویتالی وعدهٔ شروعی تازه است؛ جایی که میتوان از گذشته فاصله گرفت و زندگی را دوباره سامان داد.
اما فیلم شهر را به تصویر رؤیاییِ رهایی بدل نمیکند. روزمرگی همچنان ادامه دارد و آدمها با همان تردیدها، تنشها و ناکامیهایشان در کنار هم زندگی میکنند. از این منظر، مسکو بیش از آنکه راهحل باشد، میدان تازهای برای رویارویی با خود است. این ایده با موضوع اصلی فیلم پیوند دارد: آرامش درونی نه از تغییر نشانی، بلکه از مواجهه با آنچه فرد از آن میگریزد به دست میآید.
« Ingrid Olerinskaya نیز به کریستینا سرزندگی و تیزی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، اثر این مضمون را همیشه با ظرافت پیش نمیبرد. گاهی گفتوگوها مستقیمتر از حد لازم معنای صحنه را بیان میکنند و گاهی برخوردهای تصادفی چنان کارکردی آشکار دارند که حس ساختگیبودن را تقویت میکنند. با وجود این، تقابل میان امید به شروع دوباره و بازگشت مداوم آشفتگی، به فیلم خط عاطفی روشنی میدهد.
نوسان میان خنده و جدیت لحن فیلم در مرز کمدی، درام و عاشقانه حرکت میکند. این آمیختگی میتواند به اثر طراوت ببخشد: صحنهای خندهدار ناگهان با حس تنهایی یا آسیبپذیری همراه میشود و لحظهای جدی ممکن است در برخوردی نامعمول شکسته شود. اما گذار میان این لحنها همیشه نرم نیست. برخی موقعیتها چنان بهسوی طنز اغراقآمیز میروند که دشوار میشود وزن عاطفی مسئلهٔ زیرین را حفظ کرد؛ در مقابل، گاه درام از مخاطب انتظار واکنشی جدی دارد، درحالیکه شخصیتپردازی یا صحنهپردازی هنوز آن واکنش را کاملاً آماده نکرده است.
این نوسان را میتوان بخشی از جستوجوی سبکی فیلم دانست، نه صرفاً نقصی فنی. «Inadequate People» میخواهد هم سرگرمکننده باشد و هم دربارهٔ تنهایی، بیثباتی و نیاز به تماس انسانی حرف بزند. گاهی این دو خواسته به تعادل میرسند و گاهی یکی دیگری را عقب میزند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه یک تجربهٔ کاملاً هموار باشد، با ناهمواریهایش در ذهن میماند.
جمعبندی «Inadequate People» اثری پرتحرک و نامتعارف دربارهٔ آدمهایی است که میکوشند در جهان و در چشم یکدیگر پذیرفتنی باشند، اما پیوسته از معیارهای معمول فاصله میگیرند. بازیهای اصلی، شوخطبعی موقعیتها و میل روایت به غافلگیرکردن، تماشای آن را زنده و سرگرمکننده میکند. در مقابل، شخصیتهای فرعی کمعمق، بعضی گفتوگوهای بیش از اندازه پرداختشده و نوسان میان کمدی و درام از یکدستی اثر میکاهند.
« بااینحال، اثر این مضمون را همیشه با ظرافت پیش نمیبرد. »
جمعبندی
مهمتر از همه، رابطهٔ مرکزی فیلم پرسشی اخلاقی پیش میکشد که پاسخ آن بهسادگی در جذابیت یا تفاهم دو شخصیت خلاصه نمیشود. فیلم در این زمینه هم کنجکاویبرانگیز است و هم محل تردید. ارزشش نه در ارائهٔ تصویری بینقص از عشق یا سلامت روان، بلکه در ساختن جهانی است که آدمهایش با همهٔ تناقضها و ناکفایتیهایشان به دنبال نوعی پیوند میگردند؛ پیوندی که میتواند آرامشبخش باشد، اما لزوماً بیمسئله نیست.
« فیلم در این زمینه هم کنجکاویبرانگیز است و هم محل تردید. »
ثبت دیدگاه