نقد و بررسی
نقد In the Land of Blood and Honey | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زمینه و جایگاه فیلم «In the Land of Blood and Honey» نخستین فیلم بلند داستانیِ کارگردانیشده بهدست Angelina Jolie است؛ اثری که جنگ بوسنی را نه از منظر فرماندهان و نقشههای نظامی، بلکه از دل تجربهی کسانی روایت میکند که بدن و زندگی روزمرهشان به میدانِ سلطه بدل شده است. فیلم رابطهی دانیل و آیلا را در مرکز قرار میدهد، اما این رابطه بیش از آنکه عاشقانهای مستقل باشد، ابزاری برای ورود به جهانی است که در آن هویت قومی، قدرت نظامی و ترس، معنای صمیمیت را دگرگون میکنند.
همین انتخاب، هم سرچشمهی بلندپروازی فیلم است و هم منشأ بخشی از ناتوانیهای آن. جنگ بهمثابه اقلیمِ زندگی جنگ در این فیلم حادثهای بیرونی نیست که گاهبهگاه به زندگی شخصیتها هجوم بیاورد؛ اقلیمی است که همهچیز را در خود فرو میبرد. خشونت، انتظارِ خشونت و ناتوانی از پیشبینی لحظهی بعد، بر روابط انسانی سایه میاندازند.
فضای تلخ و سنگین اثر از همین تداوم اضطراب نیرو میگیرد: تماشاگر با جهانی روبهروست که در آن امنیت، حتی در لحظههای ظاهراً آرام، دسترسپذیر نیست. فیلم در نمایش رنج، گاه بیپرده و دشوار میشود، اما این سختی صرفاً برای شوکآفرینی به کار نمیرود. توجه آن به بیپناهی زنان و محدودشدن اختیارشان، یکی از جدیترین وجوه اثر است.
« همین انتخاب، هم سرچشمهی بلندپروازی فیلم است و هم منشأ بخشی از ناتوانیهای آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جنگ در اینجا فقط ویرانیِ شهرها یا رویارویی نیروها نیست؛ سازوکاری است که بدن، سکوت و امکان انتخاب را نیز تصرف میکند. بااینحال، انباشت موقعیتهای هولناک همیشه به عمق بیشتر نمیانجامد. در بعضی لحظهها، شدت حادثه جای پرداخت تدریجی را میگیرد و فیلم بهجای آنکه تجربهی شخصیتها را باز کند، از تماشاگر میخواهد صرفاً با سنگینی آن روبهرو شود.
عشق زیر فشار قدرت پیوند دانیل و آیلا بر تناقضی دشوار بنا شده است: گذشتهای مشترک و عاطفی در برابر اکنونی که قدرت میان آن دو را به شکلی بنیادین نامتقارن کرده است. پرسش مهم فیلم این نیست که آیا عشق میتواند در دل جنگ باقی بماند؛ پرسش پیچیدهتر آن است که وقتی یکی از دو نفر بر سرنوشت دیگری نفوذ و اختیار دارد، چه چیزی را میتوان عشق نامید و چه چیزی از ترس، مصلحت یا وابستگی ناشی میشود؟
این پرسش بالقوه نیروی دراماتیک فراوانی دارد، اما فیلمنامه همیشه برای پروراندن آن زمان و دقت کافی صرف نمیکند. تغییر حالتهای رابطه گاه سریعتر از آن رخ میدهد که تماشاگر بتواند مسیر عاطفی شخصیتها را باور کند. در نتیجه، ابهامی که باید از کشمکش درونی و تجربهی زیستهی آن دو پدید آید، بعضی وقتها بیشتر شبیه تصمیمی روایی به نظر میرسد.
« بااینحال، انباشت موقعیتهای هولناک همیشه به عمق بیشتر نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
رابطهی اصلی، بهویژه در لحظاتی که فیلم میخواهد همزمان بر خشونت پیرامون و کشش عاشقانه تأکید کند، برای بخشی از تماشاگران قانعکننده از کار درنمیآید. این ضعف مهم است، زیرا فیلم بخش بزرگی از بار خود را بر دوش همین رابطه گذاشته است. شخصیتپردازی و بازیها Zana Marjanović در نقش آیلا، ترکیبی از ترس، خشم و مقاومت را به شخصیت میبخشد.
او آیلا را صرفاً قربانیِ منفعل تصویر نمیکند؛ درون محدودیتهای شدید، نشانههایی از اراده و هویت فردی او را زنده نگه میدارد. این وجه از بازی، فیلم را از تبدیلشدن به گزارشی یکدست از رنج دور میکند. آیلا همچنان فردی است با نگاه و داوریِ خودش، حتی وقتی شرایط امکان کنش آزاد را از او میگیرد.
Goran Kostić نیز دانیل را با نوعی خویشتنداری و اضطرابِ پنهان بازی میکند. در چهره و سکوتهای او میتوان کشمکش میان گذشتهی شخصی و جایگاه کنونیاش را جستوجو کرد، هرچند شخصیت گاه بیش از اندازه به توضیح مستقیمِ موقعیت و انگیزهها متکی میشود. همین اتکا، از پیچیدگیای که نقش به آن نیاز دارد میکاهد.
« این ضعف مهم است، زیرا فیلم بخش بزرگی از بار خود را بر دوش همین رابطه گذاشته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها در مجموع باورپذیرند و بهویژه حس ترس و درماندگی را منتقل میکنند؛ اما قدرت بازیگری همیشه نمیتواند کمبودهای ساختاری فیلمنامه را جبران کند. کارگردانی و شیوهی روایت در مقام کارگردان، Angelina Jolie با موضوعی بزرگ و اخلاقاً حساس روبهروست و آشکارا میکوشد از آن تصویری جدی و بیتزیین بسازد.
فیلم از همان ابتدا میان دو مقیاس حرکت میکند: تاریخِ جمعیِ جنگ و سرگذشت خصوصیِ دو شخصیت. گاهی این دو مقیاس بهخوبی یکدیگر را روشن میکنند؛ گاهی هم چنان از هم جدا میشوند که بخشهای عاشقانه و بخشهای جنگی بهجای آنکه در هم تنیده شوند، کنار یکدیگر قرار میگیرند. روایت در بعضی قسمتها کشدار میشود و ریتم آن، بهخصوص پس از استقرار وضعیت اصلی، افت میکند.
صحنهها همیشه با پیوندی طبیعی به یکدیگر نمیرسند؛ گاه احساس میشود داستان برای رساندن شخصیتها به موقعیتی خاص، آنها را به جلو میراند، نه آنکه رخدادها از منطق تصمیمها و واکنشهایشان برآیند. گفتوگوهای صریح و توضیحی نیز در لحظاتی مضمون را بیش از اندازه آشکار میکنند. این مستقیمگویی در فضایی که همهچیز به بقا و قدرت فروکاسته شده، گاهی قابلفهم است، اما تکرار آن از ظرافت دراماتیک اثر میکاهد.
« فیلم از همان ابتدا میان دو مقیاس حرکت میکند: تاریخِ جمعیِ جنگ و سرگذشت خصوصیِ دو شخصیت. »
قوتها و کاستیها
تصویر، فضا و اثرگذاری حسی فیلم در ساختن فضایی سرد و فرسوده موفقتر از ساختن یک روایت کاملاً روان است. جهان آن نه با زیباسازیِ جنگ، بلکه با حس فشار و ناامنی به یاد میماند. تصویرها و موقعیتها به مخاطب فرصت آسودگیِ کامل نمیدهند و همین کیفیت، تجربهی تماشای اثر را دشوار میکند. تلخی فیلم ممکن است برای برخی تماشاگران آزارنده یا فرساینده باشد، اما با موضوع آن تناسب دارد: قرار نیست جنگ به پسزمینهای تماشایی برای یک داستان عاشقانه تبدیل شود.
بااینحال، همین تأکید بر سنگینی فضا گاه به یکنواختی میانجامد. وقتی فشار روانی تقریباً بیوقفه ادامه پیدا میکند، لحظات آرامش یا تغییر عاطفی باید با دقت بیشتری طراحی شوند تا معنای تازهای پیدا کنند. در غیر این صورت، شدتِ ثابتِ لحن میتواند تأثیر صحنههای مهم را کاهش دهد و تماشاگر را خسته کند.
فیلم در انتقال تلخیِ جنگ نیرومند است، اما در تبدیل آن تلخی به ریتمی متنوع و پیوسته، همواره به همان اندازه موفق نیست. جمعبندی «In the Land of Blood and Honey» اثری بلندپروازانه و سنگین است که جنگ بوسنی را از زاویهی رابطهای گرفتار در نابرابریِ قدرت روایت میکند. مهمترین قوت آن، توجه به ترس و بیاختیاریِ زنان و تواناییاش در ساختن فضایی آکنده از ناامنی است؛ بازیها نیز در انتقال درماندگی و فشار روانی سهمی مؤثر دارند.
« تصویر، فضا و اثرگذاری حسی فیلم در ساختن فضایی سرد و فرسوده موفقتر از ساختن یک روایت کاملاً روان است. »
جمعبندی
در سوی دیگر، عاشقانهی مرکزی به اندازهای که فیلم نیاز دارد قانعکننده شکل نمیگیرد، روایت گاه کش میآید و بعضی گذارها تصنعی به نظر میرسند. ارزش فیلم بیش از آنکه در انسجام کاملِ داستانی باشد، در جدیتِ مواجههاش با رنج و در پرسشهایی است که دربارهی عشق، اختیار و امکان حفظ انسانیت در دل خشونت پیش میکشد.
این پرسشها گاهی از خودِ درام پرقدرتترند؛ اما حتی با کاستیهایش، فیلم تصویری ناراحتکننده و ماندگار از جهانی ارائه میدهد که در آن مرز میان صمیمیت و سلطه بهشدت آسیب دیده است.



ثبت دیدگاه