نقد و بررسی
نقد در دل تاریکی (In Tenebras: Into the Darkness) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییای که در تاریکی گم میشود «In Tenebras: Into the Darkness» از طرحی برخوردار است که بهسادگی میتواند تماشاگر را با خود همراه کند: دو برادر و خواهرشان با اتکا به نقشهای قدیمی، در پی گنجی میروند که پدربزرگشان در تونلهای جبلالطارق پنهان کرده است. آنچه در آغاز جستوجویی خانوادگی و ماجراجویانه به نظر میرسد، بهتدریج به تلاش برای بقا بدل میشود؛ زیرا راهروهای زیرزمینی نه فقط مسیر بازگشت را از آنان میگیرند، بلکه وجود تهدیدهایی ناشناخته را نیز به رخ میکشند.
فیلم در این ترکیبِ گنجیابی، دلهره و عملیات نجات، مواد خامی برای ساختن یک تریلر پرتنش در اختیار دارد. مسئله این است که داشتنِ مواد مناسب، لزوماً به معنای شکلگرفتنِ اثری منسجم نیست. جغرافیای ترس: تونلها بهمثابه شخصیت مهمترین امتیاز فیلم، انتخاب فضای زیرزمینی است. تونلهای بهجامانده از جنگ جهانی دوم در جبلالطارق، بهخودیخود واجد تاریخ و راز هستند: گذرگاههایی که برای رفتوآمد روزمره ساخته نشدهاند و تاریکی و محدودیتشان، حس گرفتارشدن را تقویت میکند.
چنین مکانی میتواند بیش از یک پسزمینه تزئینی عمل کند؛ میتواند مانند نیرویی زنده، شخصیتها را از هم جدا کند، جهتیابی را دشوار سازد و هر صدای دور یا سایهای نامعلوم را به تهدیدی بالقوه بدل کند. فیلم گاهی از همین ظرفیت بهره میگیرد. تنگی فضا، تکرار راهروها و ناتوانی شخصیتها در تشخیص مسیر، زمینهای طبیعی برای تعلیق فراهم میکنند.
تماشاگر نیز همراه آنان از اطمینان به سردرگمی میرسد: آیا مسیر پیش رو راه خروج است، یا فقط شاخهای دیگر از هزارتویی بیانتها؟ بااینحال، اثر همیشه از این امکانات بصری و دراماتیک استفاده نمیکند. حضور در تاریکی بهتنهایی ترس نمیآفریند؛ برای آنکه فضای بسته به تجربهای هراسآور تبدیل شود، باید تغییرات نور، صدا، حرکت و انتظار با دقتی پیوسته سازمان یابند.
« فیلم در این ترکیبِ گنجیابی، دلهره و عملیات نجات، مواد خامی برای ساختن یک تریلر پرتنش در اختیار دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هرگاه این عناصر از هم فاصله بگیرند، تونلها بهجای آنکه منبع تنش باشند، صرفاً محیطی برای سرگردانی جلوه میکنند. گنج و میراث خانوادگی نقشه پدربزرگ، انتخابی مؤثر برای آغاز ماجراست. این نشانه کوچک، گذشته خانوادگی را به فضای تاریخی جبلالطارق پیوند میدهد و پرسشی ساده اما کششمند پیش میکشد: چه چیزی در دل این تونلها پنهان شده و چرا داستانش تا امروز باقی مانده است؟
گنج در اینجا فقط وسیلهای برای حرکت شخصیتها نیست؛ وعدهای روایی است که مخاطب را به دنبالکردن مسیر ترغیب میکند. همچنین، خاطرهای که از نسلی به نسل دیگر رسیده، میتوانست لایهای عاطفی به ماجراجویی بدهد: سفر این جوانان شاید نه فقط در جستوجوی ثروت، بلکه در پی فهم میراثی باشد که از خانواده به آنان رسیده است.
اما فیلم در پرداخت این امکان شتاب میکند. ماجراجویی هنگامی جان میگیرد که انگیزههای شخصیتها، اختلافهایشان و پیوندهای خانوادگیشان برای مخاطب ملموس شود. اگر این روابط عمدتاً در حد شوخی، بگومگو یا توضیح اطلاعات باقی بمانند، نقشه و گنج نیز از معنای عاطفی تهی میشوند و کارکردی صرفاً مکانیکی پیدا میکنند: بهانهای برای واردکردن شخصیتها به تونل.
بهاینترتیب، شروع پرکشش فیلم بیش از آنکه به رابطهای دراماتیک و ریشهدار تبدیل شود، به سکوی پرتابی برای حوادث بعدی بدل میگردد. شخصیتپردازی و بازیها یکی از هزینههای اصلی ریتم شتابزده، کمرنگشدن شخصیتهاست. فیلم گروهی از خواهران و برادران را در موقعیتی مرگبار قرار میدهد، اما فرصت چندانی برای ساختن تفاوتهای فردی، ترسها و شیوههای تصمیمگیری آنان فراهم نمیکند.
« گنج و میراث خانوادگی نقشه پدربزرگ، انتخابی مؤثر برای آغاز ماجراست. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، خطر بیرونی همیشه با کشمکش درونی متناسب نمیشود. وقتی شخصیتها پیش از گرفتارشدن برای تماشاگر به آدمهایی مشخص و باورپذیر تبدیل نشده باشند، نگرانی برای سرنوشتشان نیز به همان اندازه محدود میماند. این ضعف در دیالوگها هم دیده میشود. گفتوگوهای توضیحی گاهی بیش از آنکه از دل موقعیت بیرون بیایند، برای انتقال اطلاعات یا پیشبرد صحنه به گوش میرسند.
در فیلمی که بخش مهمی از آن به راهرفتن، جستوجو و واکنش به محیط میگذرد، دیالوگ باید هم شخصیت را آشکار کند و هم بر تنش بیفزاید؛ اما بیان مصنوعی یا شوخیهایی که با اضطراب موقعیت همخوان نیستند، ممکن است تماشاگر را از تجربه خطر بیرون بکشند. حضور بازیگرانی چون Michael Paré و Costas Mandylor نیز بهتنهایی نمیتواند جای پرداخت دقیق نقشها را بگیرد؛ تأثیر هر بازی، به اندازه و کیفیت مصالحی بستگی دارد که فیلمنامه در اختیار بازیگر گذاشته است.
تعلیق و ریتم روایت ایدهی همزمانکردن جستوجوی نجات با رویارویی نیروهای بیرونی، ظرفیت خوبی برای ایجاد تعلیق دارد. در یک سوی ماجرا، خواهران و برادران در تونلها گم شدهاند؛ در سوی دیگر، گروهی برای یافتن آنان وارد محیطی میشود که قواعدش را نمیشناسد. چنین ساختاری میتواند دو خط روایی را بهتدریج به هم نزدیک کند و هر بار که اطلاعات تازهای به مخاطب میرسد، معنای موقعیت را تغییر دهد.
فیلم همچنین با مبهم نگهداشتن ماهیت خطر میکوشد کنجکاوی را زنده نگاه دارد. بااینحال، تنش زمانی مؤثر است که میان انتظار و پرداخت تعادل برقرار باشد. شتابزدگی در معرفی شخصیتها و جابهجاییهای ناهموار میان بخشهای مختلف، به روایت فرصت نمیدهد تا هر مرحله از خطر را بهدرستی بسازد. گاه مسیرِ رسیدن به موقعیت بعدی مهمتر از خودِ موقعیت به نظر میرسد؛ تماشاگر عبور شخصیتها از تونلها را میبیند، اما ضرورت دراماتیک این عبور همیشه روشن نیست.
« در نتیجه، خطر بیرونی همیشه با کشمکش درونی متناسب نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تعلیق صرفاً از پنهانکردن پاسخها حاصل نمیشود؛ باید پرسشها را در زمان مناسب مطرح کرد و برای انتظارِ مخاطب وزن و پیامد ساخت. صدا، تصویر و محدودیتهای اجرا بخش فنی فیلم نیز گاه مانع از آن میشود که فضای بالقوه دلهرهآورش به تجربهای یکپارچه تبدیل شود. کیفیت ناهماهنگ صدا، بهویژه در اثری که فضای بسته و پژواک در ایجاد حس مکان اهمیت دارد، میتواند پیوند مخاطب با صحنه را سست کند.
در چنین محیطی، صدای قدمها، فاصله میان شخصیتها و تفاوت میان سکوت و آشفتگی، بخشی از روایتاند؛ اگر دیالوگها یا صداگذاری از نظر وضوح و توازن بهاندازه کافی دقیق نباشند، تاریکی به جای آنکه شنیداری و ملموس شود، فقط در تصویر باقی میماند. برخی نقدها نیز به ناهماهنگی صدا و دیالوگهای تصنعی اشاره کردهاند.
فیلمبرداری لرزان میتواند در موقعیتی خاص حس بیثباتی ایجاد کند، اما کاربرد مداوم یا نامنظم آن لزوماً تنش را افزایش نمیدهد. گاهی بهجای آنکه مخاطب را در تجربه شخصیتها شریک کند، تشخیص حرکت و موقعیت را دشوار میسازد. جلوههای رایانهای نیز هرجا آشکارا از بافت تصویری فیلم جدا میشوند، از باورپذیری صحنه میکاهند.
این مسئله بهویژه در داستانی اهمیت دارد که میخواهد از فضایی تاریخی و واقعی آغاز کند و سپس به قلمرو تهدیدهای ناشناخته پا بگذارد؛ هرچه جهان فیلم ملموستر باشد، عناصر غیرعادی آن نیز فرصت بیشتری برای اثرگذاری خواهند داشت. میان جاهطلبی و انسجام فیلم میخواهد چند مسیر ژانری را همزمان دنبال کند: ماجراجوییِ گنجیابی، تریلرِ بقا، تعلیقِ نظامی و وحشتی که از ناشناختهبودن خطر نیرو میگیرد.
« برخی نقدها نیز به ناهماهنگی صدا و دیالوگهای تصنعی اشاره کردهاند. »
قوتها و کاستیها
این ترکیب در اساس جذاب است و حتی میتواند تازگی داشته باشد؛ زیرا تونلهای جنگی، میراث خانوادگی و عملیات جستوجو را در یک فضای محدود کنار هم مینشاند. اما تنوع ژانری فقط وقتی به غنای اثر میانجامد که عناصر مختلف از منطق مشترکی پیروی کنند. اگر هر بخش قواعد و حالوهوای متفاوتی را دنبال کند، نتیجه بهجای گسترش تدریجی جهان داستان، پراکندگی خواهد بود.
از همینرو، مشکل فیلم را نمیتوان تنها به کمبود بودجه یا کیفیت یک جلوه تصویری فروکاست. مسئله بنیادیتر، نسبت میان ایده و اجراست. طرح اولیه وعده میدهد که مکان، تاریخ خانوادگی و تهدید ناشناخته به یک تجربه واحد بدل شوند؛ اما پرداخت شتابزده و ناهماهنگیهای فنی، این پیوند را سست میکنند.
فیلم در بهترین لحظاتش یادآور این است که برای ساختن تعلیق، همیشه به فضای بزرگ نیاز نیست: یک نقشه، چند شخصیت و راهروهایی که انتهایشان دیده نمیشود، میتوانند کفایت کنند. دشواری اصلی آن است که این عناصر باید با حوصله و دقت در کنار هم قرار گیرند. جمعبندی «In Tenebras: Into the Darkness» بر ایدهای خوشساخت و فضایی دیدنی تکیه دارد: جستوجوی گنجی خانوادگی در تونلهای تاریخی، که بهتدریج به مبارزهای برای بقا تبدیل میشود.
محیط زیرزمینی و امکان تلفیق ماجراجویی با تعلیق، جذابترین سرمایههای آن هستند. بااینحال، شتاب روایت، فرصت اندک برای شناخت شخصیتها، دیالوگهای گاه مصنوعی و ناهماهنگیهای صوتی و تصویری، مانع از آن میشوند که این ظرفیت به اثری کاملاً منسجم و ماندگار بدل شود. حاصل، فیلمی است که طرحش بیش از اجرای آن کنجکاویبرانگیز است: تجربهای مناسب برای علاقهمندان به ماجراجوییهای زیرزمینی و وحشت کمهزینه، اما اثری که در ساختن پیوندی عمیق میان تماشاگر و شخصیتهایش به نتیجهای به همان اندازه پرکشش نمیرسد.
« اما تنوع ژانری فقط وقتی به غنای اثر میانجامد که عناصر مختلف از منطق مشترکی پیروی کنند. »



ثبت دیدگاه