نقد و بررسی
نقد In Search of Darkness | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به دههای پرهیاهو «در جستوجوی تاریکی» مستندی بلند دربارهٔ سینمای وحشت دههٔ ۱۹۸۰ است؛ دورهای که در آن هیولاها، قاتلان نقابدار، موجودات فراطبیعی و کابوسهای جسمانی به بخشی پررنگ از فرهنگ عامه بدل شدند. فیلم با گردآوری بازیگران، کارگردانان، تهیهکنندگان و هنرمندان جلوههای ویژه، میکوشد این جهان را نه فقط از منظر تماشاگران، بلکه از نگاه کسانی بازسازی کند که آن را آفریدند.
حاصل، سفری خاطرهمحور و پرجزئیات است که بیش از آنکه یک روایت تاریخی فشرده باشد، به آلبومی گسترده از تجربهها و یادها شباهت دارد. تاریخنگاری از زبان سازندگان نقطهٔ قوت اصلی مستند، حضور کسانی است که در شکلگیری این سینما سهم داشتهاند. روایتها اغلب از تجربهٔ شخصی آغاز میشوند: چگونگی حضور در یک پروژه، همکاری با گروه تولید، دشواریهای فیلمبرداری یا واکنش به تصمیمهای خلاقانه.
این جزئیات به فیلمها جان تازه میبخشند و یادآور میشوند که آثار وحشت تنها محصول ایدهای ترسناک نیستند؛ پشت هر هیولا، صحنهٔ تکاندهنده یا چهرهٔ ماندگار، گروهی از بازیگران و صنعتگران قرار دارند که با امکانات و محدودیتهای زمانه دستوپنجه نرم میکردند. گستردگی صداها نیز اهمیت دارد.
مستند تنها به ستارهها یا کارگردانان شناختهشده بسنده نمیکند و به نقش هنرمندان گریم، جلوههای ویژه و دیگر عوامل فنی هم توجه نشان میدهد. همین انتخاب نگاه را چندوجهی میکند: تماشاگر میتواند هم از خاطرهٔ بازیگر بشنود و هم از مهارتی که جسم و ماده را به ابزار ترس بدل میکرد. در این معنا، فیلم ادای احترام به پشتصحنهٔ سینمای وحشت نیز هست؛ به کارهایی که گاه در قاب نهایی دیده نمیشوند، اما نیروی تخیل اثر را ممکن میسازند.
« تاریخنگاری از زبان سازندگان نقطهٔ قوت اصلی مستند، حضور کسانی است که در شکلگیری این سینما سهم داشتهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جلوههای عملی و نیروی تخیل دههٔ هشتاد در مستند، فقط دورهای از فیلمهای محبوب نیست؛ آزمایشگاهی برای خلاقیت عملی نیز هست. گفتوگوها توجه را به گریم، عروسکگردانی، ساخت موجودات و جلوههای فیزیکی جلب میکنند؛ فنونی که به جای پنهانکردن مادیت تصویر، آن را به بخشی از لذت و هراس بدل میساختند.
در بسیاری از این تجربهها، محدودیت منابع الزاماً سد راه نبود؛ گاه گروهها را وامیداشت راهحلهایی بیابند که خامی و دستساختبودنشان به جذابیت فیلم میافزود. این بخش از مستند برای مخاطب امروز نیز آموزنده است، زیرا تفاوت میان ترسِ ساختهشده با مواد و بدنهای واقعی و ترسی که تماماً به تصویر دیجیتال وابسته است، صرفاً فنی نیست.
جلوهٔ عملی کیفیتی ملموس دارد: سطحی ناصاف، حرکتی ناگهانی یا بدنی که دگرگون میشود، وزن و بافتی به کابوس میدهد. «در جستوجوی تاریکی» با شور فراوان این میراث را به یاد میآورد و بهدرستی نشان میدهد که بخشی از ماندگاری آثار آن دوره از همین پیوند میان ابتکار، مهارت و محدودیت سرچشمه میگیرد.
ساختار گسترده، پیوندهای کمرنگ فیلم برای پوششدادن دامنهای وسیع از آثار و موضوعها، ساختاری عمدتاً فهرستوار و مرورگرانه اختیار میکند. این روش برای یافتن نامهای آشنا یا کشف فیلمهای کمتر دیدهشده کارآمد است؛ هر بخش دریچهای تازه به گوشهای از آن دهه میگشاید و تماشاگر را به دنبالکردن عنوانهای مختلف ترغیب میکند.
« جلوهٔ عملی کیفیتی ملموس دارد: سطحی ناصاف، حرکتی ناگهانی یا بدنی که دگرگون میشود، وزن و بافتی به کابوس میدهد. »
شخصیتها و اجرا
اما همین گستردگی گاه مانع شکلگیری یک خط روایی محکم میشود. موضوعها و خاطرهها پشت سر هم میآیند، بیآنکه همیشه پیوند میان آنها به اندازهٔ کافی روشن شود. نتیجه آن است که مستند بیشتر به مجموعهای از شهادتهای مستقل میماند تا تحلیلی پیوسته از تحول ژانر. فیلمها و روندها مطرح میشوند، اما رابطهٔ میان تغییرات صنعتی، سلیقهٔ مخاطبان و دگرگونی زبان بصری همیشه با انسجام یکسان دنبال نمیشود.
این پراکندگی برای هواداری که از پیش با آثار و چهرهها آشناست، میتواند بخشی از لذت مرور باشد؛ اما تماشاگر تازهوارد ممکن است در انبوه نامها و ارجاعها به راهنمایی بیشتری نیاز پیدا کند. نوستالژی؛ نیروی محرک و محدودیت عشق آشکار فیلمسازان و مصاحبهشوندگان به سینمای وحشت دههٔ هشتاد، مهمترین سرچشمهٔ انرژی مستند است.
خاطرهها با شور و صمیمیت بازگو میشوند و همین گرما، تماشای فیلم را دلپذیر میکند. نوستالژی در اینجا صرفاً اشاره به گذشته نیست؛ نوعی تجربهٔ جمعی است که نشان میدهد چگونه فیلمهای ترسناک میتوانند به خاطرهٔ کودکی، نخستین مواجهه با تصویرهای ممنوعه یا کشف جهانی تازه پیوند بخورند. اما این شیفتگی گاه بر فاصلهٔ انتقادی سایه میاندازد.
بسیاری از روایتها بیشتر به یادآوری جذابیت فیلمها گرایش دارند تا سنجش محدودیتها و تناقضهایشان. در نتیجه، نگاه تاریخی و فرهنگی مستند همواره به عمقی که موضوعش ظرفیت آن را دارد نمیرسد. برای فهم اینکه چرا برخی تصاویر یا الگوهای روایی در آن دوره شکل گرفتند و چه اضطرابهایی را بازتاب میدادند، به تحلیل منظمتری نیاز است.
« اما همین گستردگی گاه مانع شکلگیری یک خط روایی محکم میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم گاهی چنین دریچههایی میگشاید، اما آنها را به بحثی مداوم و پیوسته تبدیل نمیکند. ریتم و تجربهٔ تماشا بلندی زمان اجرا، هم فرصت است و هم دشواری. مستند مجال مییابد صداها و فیلمهای فراوانی را در کنار هم قرار دهد و به موضوعات متنوع بپردازد؛ بااینحال، تماشای یکنفس آن میتواند فرساینده شود.
وقتی گفتوگوها و اشارهها با آهنگی تند روی هم انباشته میشوند، فرصت مکث و هضم اطلاعات کاهش مییابد. حتی مخاطبی که به ژانر علاقهمند است ممکن است احساس کند با فهرستی پایانناپذیر از خاطرهها روبهروست. تدوین در ایجاد تنوع تصویری نقش دارد و برش میان مصاحبهها و تصاویر فیلمها به روایت جان میدهد، اما نمیتواند همیشه از یکنواختی قالب گفتوگومحور جلوگیری کند.
بخشی از لذت تماشا وابسته به میزان آشنایی مخاطب با سینمای آن دوره است: برای هوادار قدیمی، هر نام میتواند خاطرهای را زنده کند؛ برای تماشاگر ناآشنا، همان تراکم ممکن است به فاصلهای میان او و اثر بینجامد. تماشای بخشبخش، بهجای یک نشست طولانی، با ساختار مجموعهوار فیلم سازگارتر است.
اثرگذاری بر سینمای امروز «در جستوجوی تاریکی» تلاش میکند میراث این فیلمها را در سینمای معاصر نیز پی بگیرد. ارزش این تأکید در آن است که آثار دههٔ هشتاد را بهعنوان یادگارهایی منزوی از گذشته عرضه نمیکند، بلکه بر استمرار ایدهها، تصویرها و شیوههای ساخت تأکید میگذارد. گفتوگوها روشن میکنند که تجربهٔ سازندگان پیشین چگونه میتواند برای نسلهای بعدی معنا داشته باشد؛ بهویژه در توجه به امکانات جلوههای عملی و توانایی ژانر وحشت برای آمیختن سرگرمی با دلهرههای جمعی.
« فیلم گاهی چنین دریچههایی میگشاید، اما آنها را به بحثی مداوم و پیوسته تبدیل نمیکند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، این پیوند با امروز بیشتر از مسیر خاطره و تأثیر شخصی عبور میکند تا مقایسهای نظاممند میان دو دوره. مستند بهخوبی اشتیاق به میراث را منتقل میکند، اما کمتر به این پرسش میپردازد که کدام عناصر دقیقاً دگرگون شدهاند و چرا برخی الگوها در زمان حاضر شکلهای تازهای یافتهاند.
ازاینرو، اثرگذاری را بیش از آنکه بهطور کامل تحلیل کند، به مخاطب یادآوری میکند و برای ادامهٔ کاوش در ذهن او بذر میکارد. جمعبندی «در جستوجوی تاریکی» مستندی پرشور و فراخدامنه است که ارزش خود را بیش از هر چیز از صداهای دستاول، تنوع تجربهها و توجه به هنر پشتصحنه میگیرد. تماشای آن فرصتی است برای بازگشت به سینمایی که در آن تخیل، مهارت فنی و محدودیتهای تولید اغلب دست در دست هم حرکت میکردند.
فیلم برای دوستداران وحشت کلاسیک گنجینهای از خاطره و اشاره فراهم میآورد و برای علاقهمندان به ساخت فیلم، تصویری ملموس از کار گروهی و خلاقیت عملی عرضه میکند. در مقابل، طول زیاد، ساختار فهرستوار و غلبهٔ نوستالژی مانع آن میشوند که این مجموعهٔ ارزشمند همیشه به تحلیلی یکپارچه و ژرف بدل شود.
اثر بیش از آنکه گذشته را به پرسش بکشد، آن را با مهر و اشتیاق بازمیخواند. با وجود این محدودیت، شور صادقانهٔ آن جذاب است: مستند نه فقط دربارهٔ فیلمهای ترسناک دههٔ هشتاد، بلکه دربارهٔ کسانی است که آنها را ساختند و خاطرهای ماندگار از آنها با خود دارند.
« بااینحال، این پیوند با امروز بیشتر از مسیر خاطره و تأثیر شخصی عبور میکند تا مقایسهای نظاممند میان دو دوره. »
ثبت دیدگاه