نقد و بررسی
نقد غریبه و آشنا (In-Out Sider) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دوستی در آستانهٔ آینده «In-Out Sider» روایتی دربارهٔ دو پسر دبیرستانی است که در کنار یکدیگر بزرگ میشوند و بهتدریج درمییابند رؤیاها و مسیرهای پیش رو، هرچند در زمان نوجوانی مشترک به نظر میرسند، الزاماً به یک سرانجام نمیرسند. فیلم برای پیشبردن این مضمون به حادثههای بزرگ یا گرهافکنیهای پرشتاب متکی نیست؛ محور آن همراهی روزمرهٔ دو دوست، گفتوگوهایشان و تردیدهایی است که در نگاه نخست کوچکاند، اما از دل همانها تصویری از بلوغ شکل میگیرد.
این انتخاب، حالوهوای اثر را از همان ابتدا تعیین میکند: با درامی آرام و مشاهدهگر روبهروییم که بیشتر از آنکه بخواهد مخاطب را به سوی پرسش «بعد چه میشود؟» ببرد، دعوتش میکند لحظهای در کنار شخصیتها بماند. چنین رویکردی به فیلم لطافتی صادقانه میبخشد، هرچند گاهی نیز از نیروی روایی آن میکاهد.
دوستی بهمثابهٔ مرکز روایت مهمترین سرمایهٔ فیلم رابطهٔ میان دو پسر است. دوستی آنها نه به شکل پیوندی آرمانی و بینقص، بلکه بهصورت رابطهای در حال دگرگونی تصویر میشود: صمیمیتی که در خاطرهها و تجربههای مشترک ریشه دارد، اما با نزدیکشدن آینده ناگزیر در معرض تغییر قرار میگیرد. فیلم از این زاویه، بلوغ را صرفاً عبور از نوجوانی نمیبیند؛ آن را لحظهای میداند که آدمی باید نسبت خود را با دیگران و با خواستههای خودش از نو تعریف کند.
جذابیت رابطه در این است که معنايش فقط از طریق حرفهای صریح ساخته نمیشود. مکثها، شوخیهای کوچک و لحظههایی که دو شخصیت بیتکلف کنار یکدیگرند، به مخاطب فرصت میدهند نزدیکیشان را حس کند. این جزئیات ساده، از توضیحهای مستقیم دربارهٔ اهمیت دوستی مؤثرترند. بااینحال، برای آنکه رابطه در تمام طول فیلم عمق تازهای پیدا کند، لازم بود تغییرات میان دو شخصیت با وضوح بیشتری پرورش یابد.
« چنین رویکردی به فیلم لطافتی صادقانه میبخشد، هرچند گاهی نیز از نیروی روایی آن میکاهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در بعضی بخشها، پیوندشان گرما دارد، اما مسیر دگرگونی آن به اندازهٔ کافی نمایان نمیشود. نوجوانی میان رؤیا و تردید فیلم نگاه مهربان و بیقضاوتی به آرزوهای نوجوانانه دارد. آینده برای شخصیتها جادهای روشن و ازپیشتعیینشده نیست؛ بیشتر پرسشی است که هر بار با نگرانی تازهای بازمیگردد.
همین ناتمامی به فضای اثر صداقت میدهد: نوجوانان هنوز پاسخ قطعی ندارند و شاید حتی نتوانند دقیقاً آنچه را میخواهند به زبان بیاورند. رؤیاها در اینجا بیش از آنکه برنامههایی منظم باشند، نشانههایی از میل به انتخاب، استقلال و یافتن جایگاهی در جهاناند. اثر هنگامی موفقتر میشود که به جای توضیحدادن این وضعیت، اجازه میدهد از رفتار و گفتوگوی شخصیتها آشکار شود.
تردیدهای کوچکشان میتواند بار احساسی بیشتری از یک بیانیهٔ بزرگ دربارهٔ جوانی داشته باشد. اما این رویکرد گاهی بیش از حد به اشاره و حالوهوا تکیه میکند. بعضی از کشمکشهای درونی بهروشنی شکل نمیگیرند و در نتیجه، مخاطب ممکن است اهمیت برخی لحظهها را بیشتر در ایدهٔ کلی فیلم دریابد تا در تحول ملموس شخصیتها.
زمان در لحظههای روزمره یکی از امتیازهای اثر، توانایی آن در انتقال گذر زمان از راه زندگی معمولی است. فیلم برای نشاندادن بزرگشدن، ناچار نیست هر تغییر را با رخدادی سرنوشتساز علامتگذاری کند. گاه همین تکرار دیدارها، گفتوگوهای آشنا و تجربههای مشترک کافی است تا حس کنیم فصل تازهای از زندگی نزدیک میشود.
« در بعضی بخشها، پیوندشان گرما دارد، اما مسیر دگرگونی آن به اندازهٔ کافی نمایان نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
زمان نهفقط در آنچه رخ میدهد، بلکه در تفاوت ظریف میان لحظههای مشابه احساس میشود؛ لحظههایی که در نگاه اول عادیاند، اما با گذشت زمان معنای دیگری پیدا میکنند. این کیفیت به اثر حسی نوستالژیک میدهد، بیآنکه الزاماً گذشته را به تصویری بینقص تبدیل کند. خاطره و امید در کنار هم حضور دارند: گذشته به دلیل نزدیکی و آشناییاش دلپذیر است، اما آینده نیز با همهٔ ابهامش امکان تازهای میگشاید.
بااینحال، مکثهای فراوان همیشه به غنای این حس نمیافزایند. گاه صحنهای که میتوانست کوتاه و دقیق باشد، بیش از نیاز ادامه پیدا میکند و بهجای عمیقترکردن تجربه، ریتم را کمجان میسازد. ریتم آرام؛ امتیاز و محدودیت آرامش روایی «In-Out Sider» هم بخشی از هویت آن است و هم یکی از مهمترین محدودیتهایش.
فیلم با تأنی پیش میرود و از شتابدادن مصنوعی به تجربهٔ نوجوانی پرهیز میکند. این انتخاب برای داستانی که به صمیمیت و تغییرات تدریجی وابسته است، قابلفهم است؛ زیرا بعضی احساسها فقط وقتی مجال ماندن پیدا میکنند که روایت از رسیدن فوری به نتیجه دست بکشد. اما کندی زمانی به مسئله بدل میشود که صحنهها نه تنش تازهای بسازند و نه رابطه یا شخصیتها را به مرحلهٔ دیگری ببرند.
در چنین لحظههایی، تماشاگر ممکن است میان سکون تعمدی و کشآمدن بیثمر تفاوتی نیابد. فیلم از سکوت و مکث بهره میگیرد، ولی همیشه به آنها محتوای کافی نمیدهد. حاصل، ریتمی است که برای مخاطب علاقهمند به درامهای کمحادثه میتواند پذیرفتنی باشد، اما برای کسی که انتظار پیشروی پیوسته دارد، گاه خستهکننده جلوه میکند.
« این کیفیت به اثر حسی نوستالژیک میدهد، بیآنکه الزاماً گذشته را به تصویری بینقص تبدیل کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پراکندگی داستان و کمبود پرداخت ساختار داستانی اثر به اندازهٔ فضای عاطفیاش استوار نیست. تمرکز بر لحظههای کوتاه و تجربههای پراکنده، به فیلم حس مشاهدهگری میدهد، ولی میان این لحظهها پیوندی که مسیر دراماتیک روشنی بسازد همیشه برقرار نمیشود. بعضی تعارضها بهوجود میآیند، اما فرصت نمییابند به شکلی قانعکننده رشد کنند یا اثر خود را بر رابطهٔ دو شخصیت بگذارند.
ازاینرو، بخشهایی از روایت بیشتر همچون طرحهایی ناتمام باقی میمانند تا اجزای یک حرکت پیوسته. این پراکندگی با مسئلهٔ شخصیتپردازی نیز گره میخورد. فیلم ظرفیت خوبی برای نشاندادن تغییر درونی شخصیت اصلی دارد، اما این تغییر در همهٔ مراحل به اندازهٔ کافی ملموس نمیشود. تماشاگر میتواند بفهمد که شخصیتها با پرسشهایی جدی روبهرو هستند، ولی گاهی دشوار است تشخیص دهد این پرسشها دقیقاً چگونه نگاه یا رفتارشان را دگرگون کردهاند.
اگر تعارضها روشنتر و پیامدهایشان محسوستر بود، لطافت اثر میتوانست با استحکام دراماتیک بیشتری همراه شود. پرهیز از اغراق و ارزش لحظههای کوچک فیلم در مواجهه با نوجوانی از بزرگنمایی احساسات پرهیز میکند. این خویشتنداری به سود اثر است؛ زیرا تجربهٔ شخصیتها را به نمونههایی نمایشی و ازپیشآشنا تقلیل نمیدهد.
رؤیاها و نگرانیها در حد واقعیتی شخصی باقی میمانند، نه ابزاری برای ساختن پیامی مستقیم و شعاری. همین رویکرد باعث میشود لحظههای صمیمی اثر، با وجود سادگیشان، گاه پژواکی ماندگار پیدا کنند. بااینهمه، پرهیز از اغراق نباید به کمرنگشدن خودِ درام بینجامد. فیلم در بخشهایی چنان به آرامش و ظرافت وفادار میماند که فرصت کشف لایههای پیچیدهتر شخصیتها را از دست میدهد.
« پراکندگی داستان و کمبود پرداخت ساختار داستانی اثر به اندازهٔ فضای عاطفیاش استوار نیست. »
قوتها و کاستیها
مسئله نه کمبود حادثه، بلکه کمبود دقت در پیوند دادن احساسات به انتخابهاست. مخاطب میتواند لطافت رابطه را باور کند، اما برای آنکه اثرگذاری آن ژرفتر شود، لازم است اثر این رابطه بر تصمیمها و مسیر فردی هر شخصیت نیز روشنتر دیده شود. جمعبندی «In-Out Sider» اثری لطیف دربارهٔ دوستی، بلوغ و آیندهای نامطمئن است که نقطهٔ قوتش را در لحظههای ساده و صمیمی مییابد.
نگاه بیقضاوت آن به رؤیاهای نوجوانی و توجهش به تغییر آرام رابطهٔ دو دوست، فضایی انسانی و تأملبرانگیز میسازد. فیلم بهخوبی یادآوری میکند که بزرگشدن همیشه با گسستی ناگهانی همراه نیست؛ گاهی دوستی ادامه دارد، اما معنایش در گذر زمان تغییر میکند. در مقابل، ریتم کشدار، پراکندگی روایت و پرداخت ناکافی برخی تعارضها مانع از آن میشوند که این ظرفیت عاطفی در سراسر فیلم به نیرویی یکدست تبدیل شود.
نتیجه اثری است که بیش از آنکه با پیچیدگی داستانی یا تحول پررنگ شخصیتها اثر بگذارد، با حالوهوا و یادآوری لحظههای مشترک در ذهن میماند؛ فیلمی آرام و صمیمی که ایدهای دلنشین دارد، اما در تبدیل آن به روایتی کاملاً منسجم کامیاب نیست.
« مسئله نه کمبود حادثه، بلکه کمبود دقت در پیوند دادن احساسات به انتخابهاست. »

ثبت دیدگاه