نقد و بررسی
نقد In Darkness | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی بر لبهٔ تاریکی «In Darkness» ساختهٔ Agnieszka Holland، درامی تاریخی بر پایهٔ رویدادهای واقعی است که داستان لئوپولد سوخا، کارگر فاضلاب و دزد خردهپا در شهر لووفِ اشغالشده را دنبال میکند. او گروهی از یهودیانِ گریخته از گتو را در شبکهٔ زیرزمینی شهر پناه میدهد؛ پناهگاهی که قرار است تنها راهی موقت برای بقا باشد، اما به اقامتی چهاردهماهه و آزمونی اخلاقی بدل میشود.
فیلم از همان ابتدا قهرمانی آرمانی عرضه نمیکند: سوخا نخست به پول و امنیت خانوادهاش میاندیشد و کمکش را در قالب معامله میبیند. همین نقطهٔ عزیمت، هستهٔ دراماتیک اثر را شکل میدهد؛ پرسش اصلی نه این است که انسانی نیک چگونه کار نیک میکند، بلکه این است که آدمی منفعتطلب در دل وضعیتی هولناک چگونه با مسئولیت و وجدان روبهرو میشود.
شخصیت اصلی و دگرگونی اخلاقی اجرای Robert Więckiewicz از سوخا، فیلم را از تبدیلشدن به قصهای ساده دربارهٔ «قهرمان نجاتبخش» دور میکند. او مردی است آمیخته به ترس، مصلحتاندیشی و خودخواهی؛ کسی که در محیطی خطرناک عادت کرده است برای گذران زندگی راههای خاکستری را برگزیند. بازیگر این تناقضها را بیشتر با رفتار و حضور فیزیکی منتقل میکند تا با توضیحهای مستقیم: سوخا هم مراقب است و هم حسابگر، هم میتواند پناهدهنده باشد و هم در موقعیتهای دیگر به منافع خود بچسبد.
این دوگانگی، نقطهٔ قوت شخصیتپردازی اوست، زیرا تماشاگر را از ستایش بیچونوچرای یک چهرهٔ قهرمانانه بازمیدارد. با این همه، فیلم همیشه به یک اندازه در واکاوی دگرگونی درونی او موفق نیست. تغییر نگرش سوخا در طول زمان قابلفهم است، اما گاه بیشتر از مسیر رخدادها اعلام میشود تا از خلال پرداختی دقیق به انگیزهها و کشمکشهای ذهنی.
« این دوگانگی، نقطهٔ قوت شخصیتپردازی اوست، زیرا تماشاگر را از ستایش بیچونوچرای یک چهرهٔ قهرمانانه بازمیدارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اثر اهمیت انتخابهای او را نشان میدهد، ولی برخی لحظهها فرصت بیشتری برای مکث و روشنشدن هزینهٔ روانی این انتخابها میطلبند. نتیجه آن است که شخصیت اصلی باورپذیر میماند، اما لایههای درونیاش به تمامی گشوده نمیشود. گروه پناهندگان و انسانیتِ بیپیرایه فیلم از پناهندگان تصویری یکدست و نمادین نمیسازد.
آنان تنها قربانیانی خاموش نیستند که وظیفهشان برانگیختن همدردی تماشاگر باشد؛ هر یک با نیازها، اختلافها، خستگیها و واکنشهای متفاوت به شرایطی غیرانسانی روبهرو هستند. این انتخاب، به اثر صداقتی تلخ میبخشد: انسانها حتی زیر فشار مرگ نیز به مجموعهای از فضیلتهای پاک و بیتناقض فروکاسته نمیشوند.
آنان میترسند، با یکدیگر تنش پیدا میکنند، امیدشان تحلیل میرود و برای دوامآوردن دست به سازگاریهایی میزنند که از بیرون ممکن است ناخوشایند یا دشوارفهم به نظر برسد. با وجود این، تعدد شخصیتها و امتداد زمانی روایت گاهی به زیان تمرکز تمام میشود. بعضی چهرهها فرصت کافی برای تثبیت فردیت خود نمییابند و در برخی بخشها بیشتر نقش محرک روایی دارند تا شخصیتهایی با مسیر مستقل.
فیلم میخواهد هم زندگی زیرزمینی جمعی را ثبت کند و هم دگرگونی سوخا را دنبال کند؛ این دو محور غالباً به هم نیرو میبخشند، اما همیشه در تعادل نیستند. در نتیجه، شمار شخصیتها گاه از عمق پرداخت هر یک پیشی میگیرد. فاضلاب؛ جغرافیای خفقان و بقا مهمترین دستاورد بصری فیلم، تبدیل فاضلاب به فضایی دراماتیک و روانی است.
« نتیجه آن است که شخصیت اصلی باورپذیر میماند، اما لایههای درونیاش به تمامی گشوده نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
تاریکی، رطوبت، تنگنا و بوی تعفن صرفاً جزئیات محیطی نیستند؛ هر کدام بخشی از تجربهٔ زیستن در پناهگاهی ناامن را به تماشاگر منتقل میکنند. زیرزمین از یک سو امکان نجات فراهم میآورد و از سوی دیگر جهانی است که بدن را فرسوده و ذهن را محصور میکند. نورهای اندک و حرکت در گذرگاههای باریک، حس محدودیت را چنان پررنگ میسازند که گویی شخصیتها نه فقط از تعقیبکنندگان، بلکه از خودِ فضا نیز راه گریزی ندارند.
فیلم همچنین از تقابل میان دو جهان بهره میگیرد: شهرِ روی زمین که زندگی روزمرهاش، با همهٔ خشونت و تهدید، همچنان جریان دارد؛ و زیرزمین که در آن هر لحظه میتواند به بحرانی تازه بدل شود. این تضاد، یکی از منابع اصلی تعلیق است. خطر همیشه در هیئت یک تعقیب مستقیم ظاهر نمیشود؛ گاه در صدایی از دور، در کمبود آذوقه یا در ضرورت عبور از مسیری آشنا اما ناامن حضور دارد.
با این حال، اتکای مداوم به فضای بسته در بخشهایی اثر را از نظر بصری یکنواخت میکند و تکرار وضعیت محصور، از شدت تأثیر اولیه میکاهد. کارگردانی، دوربین و ریتم Agnieszka Holland تجربهٔ کارگردانی درامهای تاریخی را به اثری میآورد که بیش از جلوهگری، بر مشاهده و انباشتهشدن تدریجی فشار تکیه دارد.
دوربین در بسیاری از لحظهها به شخصیتها نزدیک میماند و تماشاگر را در فاصلهای امن از رنج آنان قرار نمیدهد. این نزدیکی، بهویژه در فضاهای زیرزمینی، حس حضور مستقیم میآفریند؛ گویی هر تصمیم باید در همان راهروی کمنور و در همان لحظهٔ اضطراب گرفته شود. فیلم از اغراق حماسی پرهیز میکند و میکوشد بقا را نه به صورت رشتهای از لحظههای قهرمانانه، بلکه همچون کاری فرساینده و روزمره نشان دهد.
« زیرزمین از یک سو امکان نجات فراهم میآورد و از سوی دیگر جهانی است که بدن را فرسوده و ذهن را محصور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما زمان طولانی روایت، که حدود ۱۴۵ دقیقه است، بهای خود را دارد. فیلم در بخشهایی کند میشود و برخی وضعیتها را بیش از اندازه ادامه میدهد، بیآنکه هر بار به شناخت تازهای از شخصیتها یا دگرگونی محسوسی در تنش برسد. کندی گاه با موضوع تناسب دارد: انتظار، بیخبری و تکرار، خود بخشی از تجربهٔ حبساند.
بااینحال، این منطق همیشه برای توجیه کشآمدن روایت کافی نیست. تدوینی فشردهتر میتوانست ضمن حفظ حس فرسایش و ناامنی، تمرکز عاطفی اثر را افزایش دهد. بازیگری و رابطههای انسانی بازیگران اصلی، فضای داستان را از خشکی یک بازسازی تاریخی نجات میدهند. Więckiewicz با ترکیب سختجانی و آسیبپذیری، شخصیت سوخا را از قالب ناجی بینقص بیرون میآورد.
Benno Fürmann و Agnieszka Grochowska نیز در کنار او به تقویت تنشهای میان افراد کمک میکنند؛ رابطهها در فیلم بر اعتماد کامل استوار نیستند و شرایط، هر پیوند انسانی را پیوسته در معرض سوءظن و فرسودگی میگذارد. این نکته اهمیت دارد، زیرا پناهدادن در چنین موقعیتی تنها تصمیمی اخلاقی نیست؛ تعهدی است که هر روز باید دوباره پذیرفته شود.
با این حال، قدرت گروهی بازیها از نابرابری در میزان پرداخت شخصیتها کم نمیکند. برخی چهرهها بهسرعت در ذهن میمانند، اما بعضی دیگر مجال نمییابند از جایگاه «عضوی از گروه پناهندگان» فراتر بروند. این محدودیت در فیلمی که میخواهد بر انسانیت فردی قربانیان پافشاری کند، محسوس است. اجراها در مجموع متقاعدکنندهاند، اما متن همیشه به آنها فرصت نمیدهد که پیچیدگی موردنظر را به شکلی کامل آشکار کنند.
« اما زمان طولانی روایت، که حدود ۱۴۵ دقیقه است، بهای خود را دارد. »
قوتها و کاستیها
جنگ، اخلاق و مرزهای قهرمانی «In Darkness» دربارهٔ جنگ است، اما مهمتر از میدان نبرد، به زندگی در سایهٔ خشونت سازمانیافته میپردازد: به سازشهای کوچک، ترسهای روزمره و انتخابهایی که در شرایط عادی شاید تصورناپذیر باشند. سوخا از آغاز در جایگاهی اخلاقاً بیطرف یا پاک قرار ندارد. همین امر پرسش فیلم را از داوری ساده دربارهٔ خوب و بد دور میکند و به آن بُعدی انسانیتر میدهد.
آیا انگیزهٔ اولیهٔ یک عمل، ارزش نهایی آن را تعیین میکند؟ آیا کمککردن تنها هنگامی معنا دارد که از ابتدا از سر نوعدوستی باشد؟ فیلم پاسخ قطعی نمیدهد، اما مسیر شخصیتها را بهگونهای پیش میبرد که این پرسشها در ذهن تماشاگر باقی بمانند. از سوی دیگر، اثر در چارچوبی آشنا از درامهای جنگ جهانی دوم حرکت میکند و همیشه از قراردادهای این ژانر فاصله نمیگیرد.
خطر، پنهانکاری و آزمون وجدان، عناصر شناختهشدهای هستند و فیلم گاه بیش از آنکه صورت تازهای به آنها ببخشد، بر نیروی موقعیت تاریخی و فضای خفقانآور خود متکی است. تازگی آن بیشتر در تمرکز بر شبکهٔ فاضلاب و مردی ناسازگار با تصور رایج از قهرمان نهفته است تا در ساختار روایی کاملاً نوآورانه.
جمعبندی «In Darkness» اثری پرتنش و تلخ دربارهٔ بقا، مسئولیت و دگرگونی اخلاقی در وضعیتی است که انسان را به مرز تحمل میرساند. فضاسازی تیره، طراحی جهان زیرزمینی و بازی باورپذیر Robert Więckiewicz، آن را به تجربهای ملموس و گاه خفقانآور بدل میکنند. همچنین پرهیز از تصویرکردن پناهندگان بهعنوان نمادهایی بینقص، به فیلم صداقتی انسانی میبخشد.
« سوخا از آغاز در جایگاهی اخلاقاً بیطرف یا پاک قرار ندارد. »
جمعبندی
در برابر این قوتها، ریتم نامتوازن، زمان طولانی و پرداخت نهچندان عمیق برخی شخصیتها از تأثیر کلی آن میکاهند. فیلم در نهایت نه با قهرمانی بیعیب، بلکه با تصویری دشوارتر و ماندگارتر روبهرویمان میگذارد: انسانی معمولی که در دل ترس و منفعتطلبی، بارها ناچار میشود تصمیم بگیرد در برابر رنج دیگران چه کند.
« در برابر این قوتها، ریتم نامتوازن، زمان طولانی و پرداخت نهچندان عمیق برخی شخصیتها از تأثیر کلی آن میکاهند. »
ثبت دیدگاه