نقد و بررسی
نقد تصاویری در صومعه (Images in a Convent) | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فضای صومعه و معماریِ انزوا «تصاویر در یک صومعه» اثر جو داماتو، در مرز میان وحشت ماورایی و درام بهرهکشانۀ اروتیک حرکت میکند؛ فیلمی که صومعه را نه پناهگاهی آرام، بلکه محفظهای بسته برای میل، ترس و سرکوب میسازد. دیوارهای بلند، راهروهای کشیده و اتاقهای کمنور، حس محصوربودن را از همان ابتدا شکل میدهند.
صومعه در اینجا فقط مکان وقوع رویدادها نیست: معماری آن به نیرویی فعال بدل میشود که شخصیتها را از جهان بیرون جدا میکند و تنشهای پنهانشان را در فضای محدود خود بازمیتاباند. این انزوا، بستر مناسبی برای تعلیق فراهم میکند. ورود مردی زخمی به محوطه، نظمِ ظاهری صومعه را بر هم میزند و نگاه تماشاگر را به پرسشی دوگانه معطوف میکند: آیا خطر از بیرون آمده یا آنچه درون دیوارها جریان داشته، از پیش همهچیز را آلوده کرده است؟
فیلم در ساختن چنین ابهامی موفقتر از توضیحدادن آن عمل میکند. فضای مرموز و حس ناامنی، گاه از خود حوادث اثرگذارتر میشوند. میل، ایمان و اقتدار محور اصلی فیلم، برخورد میان سوگند پرهیزکاری و میل جسمانی است. راهبهها در ظاهر به نظمی دینی پایبندند، اما زندگی پنهانشان نشان میدهد که این نظم بر خواستههایی سرکوبشده بنا شده است.
داماتو از این تضاد برای تولید شوک و برانگیختن کنجکاوی بهره میگیرد؛ بااینحال، فیلم کمتر میکوشد تجربهٔ درونی شخصیتها را بفهمد یا ایمان آنان را بهعنوان مسئلهای جدی بررسی کند. دین عمدتاً به مجموعهای از نشانههای دیداری و مناسکی بدل میشود که در کنار تصویرهای اروتیک، تضادی آشکار و تحریکآمیز میسازند.
« دیوارهای بلند، راهروهای کشیده و اتاقهای کمنور، حس محصوربودن را از همان ابتدا شکل میدهند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مادر روحانی، نمایندۀ اقتداری است که رفتار راهبهها را زیر نظر دارد و امکان مجازات را همواره زنده نگه میدارد. ترس از آشکارشدن رازها، بهظاهر میتواند سرچشمۀ تعلیق روانی باشد؛ اما فیلم این رابطه را بهندرت به کشمکشی اخلاقی یا شخصیتی بسط میدهد. سرکوب بیشتر نقش محرکی برای نمایش تخطی دارد تا موضوعی برای کاوش.
حاصل، اثری است که با نمادهای ایمان و گناه بازی میکند، اما کمتر به پرسشهای عمیقترِ آزادی، انتخاب و باور میپردازد. مرد زخمی و برهمخوردن نظم مرد زخمی با ورود خود، به کانون توجه و رقابت بدل میشود. حضور او مسیر روایت را از مناسبات درونی صومعه به سوی رخدادی بیرونی و تهدیدآمیز میبرد.
راهبهها به او پناه میدهند، اما این تصمیم بهسرعت مناسبات پنهان میان آنان را آشکارتر میکند. او در عین حال، شخصیتی مستقل و پرجزئیات نیست؛ بیشتر نقشی روایی دارد: عاملی که امیال را تشدید میکند و راه را برای پیوند داستان با نیروی اهریمنی میگشاید. این محدودیت، از ظرفیت دراماتیک موقعیت میکاهد.
مرد میتوانست آینهای برای نمایش تفاوتهای شخصیتی راهبهها یا نیرویی باشد که نظم صومعه را از درون به چالش میکشد. اما فیلم عمدتاً او را به محرکی برای سلسلهای از موقعیتهای اروتیک و ماورایی تبدیل میکند. در نتیجه، رقابت میان شخصیتها بیش از آنکه از پیشینه یا انگیزههای متمایزشان برخیزد، به تکرار یک الگوی روایی وابسته میماند.
« مادر روحانی، نمایندۀ اقتداری است که رفتار راهبهها را زیر نظر دارد و امکان مجازات را همواره زنده نگه میدارد. »
شخصیتها و اجرا
وحشت اهریمنی و پیوندی ناپایدار ورود نیروی شیطانی، وعدۀ تبدیل فیلم به وحشتی گوتیک را میدهد؛ وعدهای که با شمایل مذهبی صومعه و فضای بستهاش تناسب دارد. مجسمهٔ رازآمیز و حضور کشیشِ مأمورِ جنگیری، مصالحی فراهم میکنند تا تعارض میان امر مقدس و نیروهای نامقدس به محور روایت بدل شود. در لحظاتی، فیلم از همین عناصر برای ساختن تصویری کابوسوار استفاده میکند و شور اروتیک را به اضطرابی فراطبیعی پیوند میزند.
بااینحال، رابطۀ علتومعلولی میان مرد زخمی، نیروی اهریمنی و رفتار راهبهها چندان روشن و پرورده نیست. شیطان گاه بیشتر به توضیحی آماده برای آشوب بدل میشود تا حضوری که منطق داستان را شکل دهد. این کمپرداختگی سبب میشود که وحشت ماورایی و درام صومعهای بهجای آنکه یکدیگر را عمیقتر کنند، در کنار هم قرار گیرند.
فیلم از تصویر و فضای هراسآور بهره میبرد، اما در ساختن جهانی منسجم برای آنها چندان کامیاب نیست. میزانسن، موسیقی و حالوهوای گوتیک قوت مهم اثر در فضاسازی دیداری و شنیداری آن است. راهروها، اتاقها و فضاهای آیینی، با قاببندیهایی که بر تنهایی و مراقبت تأکید دارند، صومعه را مکانی رازآلود و ناآرام جلوه میدهند.
دوربین گاه حس نزدیکی و خلوت ایجاد میکند و گاه با نگاهکردن به فضا از فاصله، شخصیتها را درون نظمی بزرگتر و تهدیدکننده محصور میسازد. همین رفتوآمد میان خلوت و نظارت، با مضمون زندگی پنهانی راهبهها همخوانی دارد. موسیقی نیکو فیدنکو نیز سهمی اساسی در شکلدادن به لحن فیلم دارد. آهنگسازی پرشور و گاه نامتعارف، بر صحنهها حالتی رؤیاگون میافزاید و فاصلهٔ میان واقعیت، هذیان و کابوس را کم میکند.
« بااینحال، رابطۀ علتومعلولی میان مرد زخمی، نیروی اهریمنی و رفتار راهبهها چندان روشن و پرورده نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی همیشه ظریف نیست و گاهی بیش از حد بر احساس موردنظر تأکید میگذارد، اما در تقویت حالوهوای گوتیک فیلم مؤثر است. در مجموع، تصویر و صدا در ساختن فضایی که فیلمنامه بهتنهایی از عهدۀ آن برنمیآید، نقش پررنگی دارند. ریتم و تکرار ساختار فیلم میان صحنههای اروتیک و خطوط روایی مربوط به تهدید و جنگیری در رفتوآمد است.
این ترکیب، در آغاز نوید تنوع میدهد: هر بار که نظم روزانۀ صومعه به نمایش گذاشته میشود، امکان دارد بخشی از راز آن آشکار شود یا خطر تازهای سربرآورد. اما تکرار موقعیتهای جنسی، بخش قابلتوجهی از زمان فیلم را به خود اختصاص میدهد و حرکت داستان را کند میکند. بهجای آنکه هر صحنه اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها بدهد یا تعارض را پیچیدهتر کند، اغلب بر همان وضعیت قبلی تأکید میگذارد.
این مسئله بر تأثیر وحشت نیز سایه میاندازد. هنگامی که تنش روایی برای مدتی طولانی متوقف میشود، ورود ناگهانی عناصر ماورایی نمیتواند همیشه نیروی ازدسترفته را بازیابی کند. فیلم در بخشهایی به اوجی آشفته و پرتنش نزدیک میشود، اما مسیر رسیدن به آن پیوسته و محکم نیست. تدوین و ریتم، بیش از آنکه تعلیق را گامبهگام افزایش دهند، گاه میان دو شیوۀ متفاوتِ روایت معلق میمانند.
بهرهکشی از بدن و کاستی شخصیتپردازی «تصاویر در یک صومعه» به سنت آثاری تعلق دارد که از برخورد ممنوعیتهای مذهبی و نمایش اروتیک برای جلب توجه بهره میگیرند. این انتخاب، بخشی از هویت تاریخی و زیباییشناختی فیلم است، اما محدودیتهایش نیز آشکارند. بدنها بارها در مرکز قاب قرار میگیرند، درحالیکه ذهنیت و فردیت شخصیتها کمتر مجال ظهور پیدا میکند.
« در مجموع، تصویر و صدا در ساختن فضایی که فیلمنامه بهتنهایی از عهدۀ آن برنمیآید، نقش پررنگی دارند. »
قوتها و کاستیها
راهبهها بهندرت از قالبهایی که داستان برایشان تعیین کرده فراتر میروند و تفاوت میان خواستهها و ترسهای آنان به اندازۀ کافی پرورده نمیشود. خشونت و آزار جنسیِ نمایشی نیز این کاستی را تشدید میکند. چنین صحنههایی میتوانستند پیامدهای عاطفی و روانی خود را در روایت برجای بگذارند، اما فیلم بیشتر بر نیروی شوکآورشان تکیه میکند.
این رویکرد، بهجای پیچیدهترکردن جهان اثر، گاه آن را به مجموعهای از تصاویر افراطی تقلیل میدهد. ازاینرو، اثر برای تماشاگرانی که به تحلیل روانشناختی یا شخصیتپردازی دقیق اهمیت میدهند، ناگزیر ناکامکننده خواهد بود. جمعبندی «تصاویر در یک صومعه» فیلمی نابرابر است که جذابیت خود را بیش از هر چیز از فضای گوتیک، موسیقی پرشور و برخورد تحریکآمیز میان تقدس و میل میگیرد.
جو داماتو در ساختن صومعهای بسته و وهمآلود توانمندتر از پرداخت شخصیتها یا پیوند دادن منظم عناصر ماورایی به روایت است. فیلم در لحظات فضاسازی، تصویری از محیطی میسازد که راز و تهدید در آن رسوب کردهاند؛ اما تکرار صحنههای اروتیک، روایت را از حرکت بازمیدارد و خشونت نمایشی جای بخشی از تنش و شخصیتپردازی را میگیرد.
در نهایت، این اثر را باید بیشتر تجربهای حسی و متعلق به سینمای بهرهکشانۀ ایتالیایی دانست تا وحشتی روایی و منسجم. تماشاگر علاقهمند به فضای گوتیک و سینمای فرقهای ممکن است از لحن نامتعارف و تصویرسازی آن چیزی برای کشف بیابد؛ اما کسی که در پی داستانی دقیق، شخصیتهایی چندلایه و وحشتی ماورایی با منطق روشن است، احتمالاً با اثری کمرمقتر از وعدههای آغازین روبهرو خواهد شد.
« خشونت و آزار جنسیِ نمایشی نیز این کاستی را تشدید میکند. »



ثبت دیدگاه