نقد و بررسی
نقد من خیلی هیجانزدهام! (I'm So Excited!) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاهی در کارنامه آلمودوار «I'm So Excited!» بازگشت پدرو آلمودوار به کمدی پرهیاهو و اغراقآمیزی است که از نخستین دورهٔ فیلمسازیاش میشناسیم؛ کمدیای آکنده از میل، سوءتفاهم، رازهای پنهان و شخصیتهایی که با شور فراوان از مرزهای رفتار متعارف عبور میکنند. پس از آثاری جدیتر و تیرهتر، این فیلم بیش از آنکه کوششی برای گسترش جهان سینمایی او باشد، نوعی بازگشت بازیگوشانه به لحن سبکتر و بیپرواتر گذشته است.
همین انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم محدودیت اصلی آن: انرژی و رنگ دارد، اما همیشه به خلاقیتی همسنگ آثار شاخص کارگردان تبدیل نمیشود. هواپیما بهمثابه صحنهٔ نمایش داستان در پروازی از مادرید به مکزیکوسیتی میگذرد؛ نقص فنی، سرنشینان را با خطری جدی روبهرو میکند و فضای بستهٔ هواپیما به صحنهای برای آشکارشدن اضطرابها و رازها بدل میشود.
این محدودیت مکانی از نظر کمدی انتخابی هوشمندانه است. شخصیتها نمیتوانند بهآسانی از یکدیگر فاصله بگیرند، و هر گفتوگو، اشتباه یا اعتراف، در فضایی فشرده و مشترک طنین میاندازد. تعلیق ناشی از وضعیت پرواز نیز میتواند بهطور طبیعی تنش و بیقراری بسازد. بااینحال، فیلم از ظرفیت این موقعیت همیشه بهخوبی استفاده نمیکند.
« این محدودیت مکانی از نظر کمدی انتخابی هوشمندانه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هواپیما گاه بیش از آنکه به سازوکاری روایی تبدیل شود، پسزمینهای برای ردیفکردن موقعیتهای عجیب است. انتظار میرود محدودیت فضا شخصیتها را ناگزیر به برخوردهای پیچیدهتر و زنجیرهای از سوءتفاهمها کند؛ اما بسیاری از خردهروایتها در مسیرهای جداگانه پیش میروند و پیوندی محکم با یکدیگر نمییابند.
بنابراین ایدهٔ مرکزی وعدهٔ یک کمدی موقعیت منسجم را میدهد، ولی فیلم در اجرا بیشتر به مجموعهای از اپیزودهای پراکنده نزدیک میشود. شخصیتها و بازی گروهی یکی از داراییهای فیلم، گروه بازیگرانی است که با جسارت وارد جهان اغراقآمیز آلمودوار میشوند. مهمانداران با حرکات نمایشی، دیالوگهای تند و واکنشهای پرشور، نیروی محرکهٔ بخش بزرگی از کمدیاند.
بازی خاویر کامارا، رائول آرهوالو و کارلوس آرِسِس در مقام خدمهای نامتعارف، از هماهنگی و ضرباهنگ کمیک برخوردار است؛ آنها میدانند چگونه جدیتِ موقعیت را با نمایشیبودن رفتار خود درهم بیامیزند. همین انرژی جمعی، در لحظاتی که فیلم به ریتم میافتد، آن را سرزنده و تماشایی میکند. مسافران نیز با رازها، هراسها و خواستههای شخصیشان میتوانند مواد خام مناسبی برای کمدی فراهم کنند.
« هواپیما گاه بیش از آنکه به سازوکاری روایی تبدیل شود، پسزمینهای برای ردیفکردن موقعیتهای عجیب است. »
شخصیتها و اجرا
مشکل اینجاست که بسیاری از آنها بیش از آنکه انسانهایی چندوجهی باشند، طرحهایی گذرا برای یک شوخی یا یک موقعیتاند. فیلم به بعضی از شخصیتها فرصت میدهد که خود را آشکار کنند، اما کمتر میکوشد این آشکارشدن را به تحول یا رابطهای عمیقتر پیوند بزند. نتیجه، جمعی رنگارنگ است که حضورشان جلب توجه میکند، ولی گاه بهسختی میتوان به سرنوشت یا انگیزههایشان دل بست.
طنزی میان هجو و ابتذال طنز فیلم بر شوخیهای جنسی، بیپروایی کلامی و رفتارهای افراطی تکیه دارد. این عناصر با جهان سینمایی آلمودوار بیگانه نیستند؛ او بارها از میل و رسوایی برای آشکارکردن شکاف میان ظاهر اجتماعی و خواستههای پنهان بهره برده است. در این فیلم نیز بحران پرواز بهانهای میشود تا آداب معمول کنار بروند و شخصیتها چیزی از خود نشان دهند که در زندگی روزمره پنهان نگه میدارند.
اما بیپروایی بهتنهایی برای ساختن طنزی مؤثر کافی نیست. برخی شوخیها چنان بر تکرار و غلو متکیاند که اثر خود را از دست میدهند؛ گویی فیلم انتظار دارد صرفاً جسارت موضوع، خنده را تضمین کند. در عوض، بهترین لحظات زمانی پدید میآیند که بازیگران با زمانبندی دقیق و واکنشهای متقابل، یک موقعیت را بهتدریج بسط میدهند.
« نتیجه، جمعی رنگارنگ است که حضورشان جلب توجه میکند، ولی گاه بهسختی میتوان به سرنوشت یا انگیزههایشان دل بست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سکانس اجرای نمایشی مهمانداران با ترانهٔ عنوان فیلم نمونهای از این موفقیت است: در آن، هماهنگی گروه و سرخوشی اجرایی، چیزی بیش از مجموعهای از شوخیهای کلامی میسازد. این لحظه نشان میدهد فیلم در قالب نمایش و بازی گروهی، گاه از آنچه در روایت پیوسته به دست میآورد، زندهتر است. رنگ، طراحی و تصنع آگاهانه فضای بصری فیلم با رنگهای اشباع، پوششهای چشمگیر و دکورهای نمایشی، از واقعگرایی فاصله میگیرد.
هواپیما به جهانی مصنوعی و فشرده تبدیل میشود؛ جهانی که در آن هر رفتار میتواند به نمایش بدل شود. این تصنع با لحن هجوآمیز اثر تناسب دارد و یادآوری میکند که فیلم قصد ندارد تجربهای مستند از یک بحران هوایی ارائه دهد. همهچیز کمی بزرگتر، روشنتر و آشکارتر از زندگی واقعی است. بااینحال، تصنع زمانی کار میکند که تخیل بصری فیلم آن را به نیرویی مولد بدل کند.
در «I'm So Excited!» رنگ و طراحی اغلب حالوهوایی شاد و پرجنبوجوش میآفرینند، اما گاهی از صحنهها فاصله میگیرند و به پوششی تزئینی بدل میشوند. فضای بستهٔ هواپیما نیز میتوانست از نظر بصری بهتدریج اضطرابآورتر شود، اما فیلم بیشتر بر رنگ و نمایش تکیه دارد تا بر تحول تدریجی فضا. این انتخاب با سبک کمیک اثر سازگار است، ولی به محدودماندن دامنهٔ حسی آن میانجامد.
« این لحظه نشان میدهد فیلم در قالب نمایش و بازی گروهی، گاه از آنچه در روایت پیوسته به دست میآورد، زندهتر است. »
قوتها و کاستیها
نوسان لحن و پراکندگی روایت مهمترین دشواری فیلم، جابهجایی میان هجو پرشور و لحظههایی است که میکوشند به ترس، آسیبپذیری یا بحران عاطفی نزدیک شوند. این تغییرها میتوانند در اصل غنیکننده باشند: خنده در مجاورت خطر، و نمایش در برابر هراس، تضادی دراماتیک میسازند. اما فیلم همیشه گذار میان این دو حالت را آماده نمیکند.
گاه لحظهای جدی چنان ناگهانی وارد میشود که نه عمق بیشتری به کمدی میدهد و نه بهتنهایی فرصت پیدا میکند که اثر عاطفی بگذارد. پراکندگی خردهداستانها این مسئله را تشدید میکند. هر شخصیت یا زوج، مسیری بالقوه برای گسترش روایت دارد، اما مسیرها بهاندازهٔ کافی به هم گره نمیخورند. در نتیجه، برخی بخشها بیشتر مکثهایی میان شوخیها به نظر میرسند تا حلقههایی ضروری در ساختار فیلم.
ریتم، بهویژه هنگامی که یک ماجرا مجال مییابد اما پیامد قابلتوجهی برای دیگران ندارد، کند میشود. فیلم برای حفظ انرژی خود به رشتهای پیوسته از کشفها و برخوردها نیاز دارد؛ چیزی که تنها در بخشی از زمان به آن دست مییابد. جمعبندی «I'm So Excited!» کمدیای رنگارنگ و بیپرواست که از شور بازیگران، موقعیت محدود هواپیما و میل آشکارش به اغراق نیرو میگیرد.
« اما فیلم همیشه گذار میان این دو حالت را آماده نمیکند. »
جمعبندی
فیلم در لحظاتی که به نمایش گروهی و شوخیهای اجرایی تکیه میکند، واقعاً سرزنده میشود و فضای سرخوشانهاش میتواند تماشاگر را با خود همراه کند. اما شوخیهای نابرابر، شخصیتپردازی کمعمق و پیوندهای سست میان خردهداستانها مانع از آن میشوند که این انرژی به اثری کاملاً منسجم تبدیل شود.
این فیلم را بهتر است نه بهعنوان نمونهای کامل از تواناییهای آلمودوار، بلکه بهمثابه تجربهای سبکبال و نمایشی دید؛ اثری که از آشوب و میل برای ساختن کمدی استفاده میکند، اما گاهی در میان ایدههای پراکندهٔ خود گرفتار میشود. تماشاگرانی که با طنز اغراقآمیز، بازیهای پرشور و فضایی آگاهانه مصنوعی ارتباط میگیرند، لحظات لذتبخشی خواهند یافت؛ آنان که انسجام روایی و تحول عمیق شخصیتها را در اولویت میگذارند، احتمالاً با فیلمی ناتمامتر روبهرو میشوند.
ثبت دیدگاه