نقد و بررسی
نقد دلاور دوران 1956 (Ilya Muromets) | 1956
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای که در قاب عریض جان میگیرد «Ilya Muromets» ساختهٔ Aleksandr Ptushko، فیلمی فانتزی و حماسی از سینمای شوروی است که از حماسههای شفاهی اسلاوی و روسی الهام میگیرد. فیلم از همان آغاز خود را به منطق واقعگرایی روزمره مقید نمیکند: جهانش سرزمینی افسانهای است که در آن قهرمانان، موجودات هیولایی و نیروهای جادویی، همگی اجزای طبیعی روایتاند.
این انتخاب، مهمترین کلید تماشای اثر است. اگر فیلم را نه بهعنوان درامی تاریخی با معیارهای واقعگرایی، بلکه همچون کتابقصهای عظیم و مصور ببینیم، بسیاری از اغراقهایش بدل به بخشی از جذابیت آن میشوند. اثر بر پایهٔ مجموعهای از روایتهای حماسی دربارهٔ ایلیا مورومتس ساخته شده و شکوه بصریاش را در قاب عریض و صحنههای پرتعداد میجوید.
قهرمان و معنای دگرگونی ایلیا در آغاز انسانی ناتوان است؛ کسی که در برابر یورش و ویرانی، جز نظارهکردن کاری از دستش برنمیآید. ورود مسافرانی رازآلود و دارویی جادویی، امکان بازگشت توان جسمی او را فراهم میکند و مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. اهمیت این نقطهٔ آغاز فقط در تبدیل یک جوان ناتوان به پهلوانی جنگاور نیست؛ فیلم از آن برای ساختن الگویی افسانهای از مسئولیت استفاده میکند.
نیروی تازه، در منطق روایت، موهبتی شخصی برای آسایش ایلیا نیست، بلکه دعوتی است به دفاع از دیگران و رویارویی با ستم. بااینحال، شخصیتپردازی ایلیا بیشتر بر الگوی پهلوان حماسی تکیه دارد تا بر پیچیدگی روانشناختی. فیلم علاقهمند است او را در مقیاس کنشهای بزرگ نشان دهد: سفر، نبرد، مقاومت و رویارویی با خطر.
« این انتخاب، مهمترین کلید تماشای اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از همین رو، دروننگری و تردیدهای شخصی چندان مجال بروز پیدا نمیکنند. این ویژگی ممکن است برای مخاطبی که به تحول تدریجی و چندلایهٔ شخصیتها عادت دارد، محدودکننده باشد؛ اما در چارچوب قصهگویی افسانهای، ایلیا بیش از آنکه فردی روزمره باشد، نماد نیرویی است که از دل درماندگی برمیخیزد.
روایت پرحادثه و پیوندهای سست بزرگترین ضعف ساختاری فیلم، پراکندگی قصه است. روایت با شتاب از ماجرایی به ماجرای دیگر میرود و گاه چنین به نظر میرسد که مجموعهای از حکایتها به جای یک مسیر دراماتیک کاملاً پیوسته کنار هم نشستهاند. تهدیدهای تازه، شخصیتهای فرعی و رخدادهای شگفتانگیز یکی پس از دیگری ظاهر میشوند، اما همهٔ آنها به یک اندازه در خدمت پیشبرد خط اصلی نیستند.
نتیجه، جهانی سرشار از اتفاق است که گاهی انسجام رواییاش زیر بار فراوانیِ رویدادها کمرنگ میشود. این پراکندگی را میتوان تا اندازهای با خاستگاه حماسی اثر توضیح داد. قصههای پهلوانی شفاهی الزاماً به الگوی امروزیِ روایت خطی و متمرکز وفادار نیستند؛ ممکن است از یک آزمون به آزمونی دیگر برسند و قهرمان را در برابر مجموعهای از نیروهای نمادین قرار دهند.
چنین ساختاری برای فیلم فرصت میآفریند تا مدام منظره، موجود یا موقعیتی تازه عرضه کند. بااینهمه، توضیحِ منشأ این انتخاب، کاستی آن را کاملاً برطرف نمیکند: پیوند میان برخی رخدادها ناگهانی است و تدوین هم همیشه گذارها را به اندازهٔ کافی نرم و روشن نمیسازد. جهان دیداری و معماری قاب در عوض، «Ilya Muromets» در آفرینش جهان دیداری خود بسیار نیرومند است.
« از همین رو، دروننگری و تردیدهای شخصی چندان مجال بروز پیدا نمیکنند. »
شخصیتها و اجرا
رنگهای زنده، لباسهای پرجزئیات و دکورهای چشمگیر، فیلم را به تماشای تصویری بدل میکنند که در آن هر قاب میکوشد چیزی بیش از پسزمینهٔ روایت باشد. ترکیببندیها بهویژه در صحنههای جمعی اهمیت دارند: آدمها، اسبها، پرچمها و معماری صحنه اغلب چنان چیده شدهاند که احساس مقیاس و تشریفات را تقویت کنند.
فیلم از فضای عریض برای نمایشِ گسترهٔ میدانها و ازدحام سپاهها بهره میگیرد و در بسیاری لحظهها، تصویر پیش از هر گفتوگویی معنای حماسی خود را منتقل میکند. لباسها نیز فقط ابزار تشخیص شخصیتها نیستند؛ بخشی از شخصیت بصری جهان فیلماند. زرهها، پوششهای رنگارنگ و جامههای پرزرقوبرق به صحنهها کیفیتی نمایشی میدهند که با واقعگرایی تاریخی فرق دارد، اما با افسانهپردازی اثر کاملاً همخوان است.
فیلم گویی نمیخواهد گذشته را بازسازی مستندگونه کند، بلکه میخواهد آن را به شکل خاطرهای پرشکوه و افسونشده پیش چشم تماشاگر بگذارد. این زیباییِ آشکار گاه از خویشتنداری دور میشود، ولی همین وفور جزئیات است که تماشای قابها را لذتبخش میکند. جلوههای دستی و خیالپردازی جلوههای ویژهٔ فیلم بیش از آنکه برای پنهانکردن ساختگیبودن خود تلاش کنند، آن را به نمایش میگذارند.
هیولاها، نیروهای جادویی و رخدادهای ناممکن، حس کاردستی و اجرای فیزیکی دارند؛ کیفیتی که امروز ممکن است ساده یا حتی نامتعارف جلوه کند، اما به فیلم هویتی ملموس میدهد. بادهای سهمگین، موجودات شگفت و اژدهای سهسر از آن جنس تصاویرند که با منطق خواب و قصه کار میکنند، نه با قواعد طبیعت. این جلوهها قرار نیست تماشاگر را به اشتباه بیندازند؛ قرار است او را وارد جهانی کنند که در آن ناممکنها بخشی از منظرهاند.
« لباسها نیز فقط ابزار تشخیص شخصیتها نیستند؛ بخشی از شخصیت بصری جهان فیلماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای نبرد نیز از همین روحیه بهره میبرند. حضور جمعیت فراوان و حرکت گستردهٔ نیروها، حس نبردی بزرگتر از زندگی را پدید میآورد. البته در برخی لحظهها، هماهنگی اجرا و تدوین یکدست نیست و پیوند میان نماها میتواند ناگهانی به نظر برسد. اما وقتی فیلم در بهترین حالت خود است، همین عناصر دستی و گاه خام، به جای آنکه مانع خیالپردازی شوند، آن را تقویت میکنند: تماشاگر با جهانی روبهروست که ساختهشدنش را میتوان در سطح تصویر احساس کرد.
موسیقی، آواز و ریتم موسیقی و آواز در این فیلم نقش پررنگی دارند؛ گاه چنان پررنگ که ریتم روایی را کند میکنند. آوازها به فضای حماسی و قصهگویانهٔ اثر وفادارند و میکوشند حس آیینی یا افسانهای را حفظ کنند، اما تکرار و طول بعضی قطعات ممکن است حوصلهٔ مخاطب امروز را بیازماید. بهجای آنکه موسیقی همیشه در پسزمینه به حرکت صحنهها کمک کند، گاهی در مرکز توجه قرار میگیرد و جریان داستان را برای مدتی متوقف میسازد.
از سوی دیگر، همین تأکید موسیقایی بخشی از تفاوت فیلم با فانتزیهای معاصر است. اثر در بسیاری لحظهها به داستانگوییِ نمایشی و منظوم نزدیک میشود؛ انگار روایت نه فقط برای دیدن، بلکه برای شنیدن و تکرارشدن نیز ساخته شده باشد. مشکل زمانی پدید میآید که آواز، بهجای ژرفترکردن لحظه یا افزودن معنا، صرفاً بر زمان آن میافزاید.
در چنین موقعیتهایی، فیلم میان شور آیینی و ایستایی در نوسان میماند. حماسه و سایهٔ ایدئولوژی در کنار فانتزی و ماجراجویی، فیلم تصویری از دفاع از سرزمین، وفاداری و ایستادگی در برابر مهاجمان میسازد. این محور به اثر نیرویی جمعی میدهد: خطر فقط متوجه یک پهلوان نیست، بلکه روستا و جامعهای گستردهتر را تهدید میکند.
« صحنههای نبرد نیز از همین روحیه بهره میبرند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، همین تأکید گاه به حالوهوایی تبلیغاتی نزدیک میشود. شخصیتها ممکن است بیش از آنکه در کشمکشهای فردی پیچیده حضور داشته باشند، نمایندهٔ مواضع اخلاقی و سیاسی روشنی شوند؛ مرز میان خیر و شر نیز معمولاً ساده و صریح ترسیم میشود. این سادگی با قالب افسانهای سازگار است، اما میتواند دامنهٔ تفسیر را محدود کند.
فیلم بیشتر به شکوه قهرمانی و استواری جمعی علاقهمند است تا پرسشگری دربارهٔ تناقضهای قدرت یا هزینههای جنگ. تماشاگر میتواند این گرایش را هم بهعنوان بخشی از زمانه و فضای تولید اثر بخواند و هم بهعنوان عاملی که گاهی شخصیتها را به نشانههایی سادهتر از انسانهای مستقل تبدیل میکند.
در هر دو صورت، لحن تبلیغاتی مانع دیدن تواناییهای بصری فیلم نیست، اما بر دریافت آن سایه میاندازد. جمعبندی «Ilya Muromets» اثری است که نقاط قوت و ضعفش از یک سرچشمه میآیند: میل به ساختن جهانی عظیم، پرحادثه و آشکارا افسانهای. همین میل، قابهای چشمنواز، لباسهای بهیادماندنی، نبردهای پرجمعیت و جلوههای دستی خلاقانه را به وجود میآورد؛ و در همان حال، روایت را پراکنده میکند، آوازها را طولانی میسازد و گاه انسجام تدوین را تحت فشار میگذارد.
فیلم در شخصیتپردازی و ظرافت روایی به اندازهٔ چشمانداز تصویریاش موفق نیست، اما تخیل دیداری آن بهقدری پرجنبوجوش است که کاستیها را به بخشی از تجربهٔ تماشایش تبدیل میکند. تماشاگرانی که به قصههای ساده و منسجمِ امروزی خو گرفتهاند، شاید با جهشهای داستانیاش فاصله بگیرند؛ اما آنان که از جهانهای دستساز، اغراقهای افسانهای و شکوه خامِ سینمای حماسی لذت میبرند، در این فیلم گنجینهای رنگارنگ خواهند یافت.
« بااینحال، همین تأکید گاه به حالوهوایی تبلیغاتی نزدیک میشود. »
ثبت دیدگاه