نقد و بررسی
نقد خیال با تراموا سفر میکند (Illusion Travels by Streetcar) | 1954
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تراموایی بهمثابه جهان کوچک در «Illusion Travels by Streetcar» ساختهٔ لوئیس بونوئل، همهچیز از دلبستگی سادهای آغاز میشود: دو کارگر حملونقل شهری درمییابند تراموای شمارهٔ ۱۳۳ قرار است از خدمت خارج شود و میخواهند پیش از بازنشستگیاش، آخرین گردش را با آن تجربه کنند. همین تصمیم کوچک، شهر را به صحنهٔ یک ماجرای طولانی و پرپیچوخم بدل میکند؛ ماجرایی که در آن بازگرداندن وسیلهٔ «قرضگرفتهشده» هر بار به مانعی تازه برمیخورد.
بونوئل از این طرح ساده برای ساختن کمدیای بهره میگیرد که نیروی اصلیاش نه در پیچیدگی داستان، بلکه در حرکت، برخورد و تماشای آدمهاست. تراموا در این فیلم صرفاً وسیلهای برای جابهجایی نیست. همچون رشتهای است که محلهها و طبقات اجتماعی را به یکدیگر وصل میکند و شخصیتها را از فضای آشنای کار به دل زندگی روزمرهٔ شهر میبرد.
شمارهٔ ۱۳۳ با هر توقف، مسافرانی تازه و موقعیتهایی پیشبینیناپذیر را وارد روایت میکند. بدینترتیب، وسیلهای که قرار است از کار بیفتد، خود به نیروی محرک فیلم بدل میشود؛ گویی شهر هنوز به آن نیاز دارد، حتی اگر نظم اداری حکم دیگری داده باشد. کمدیِ یک تصمیم نابخردانه هستهٔ طنز فیلم در فاصلهٔ میان نیت و پیامد شکل میگیرد.
« تراموا در این فیلم صرفاً وسیلهای برای جابهجایی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خواستهٔ دو کارگر در آغاز چندان بزرگ یا قهرمانانه نیست: میخواهند با تراموای محبوبشان دوری بزنند و خاطرهای برای خود بسازند. اما همین کنش کوچک، در پی مستی و بیاحتیاطی، به زنجیرهای از دردسرها میانجامد. بونوئل این شکاف را با ریتمی اپیزودیک پر میکند؛ هر بار که به نظر میرسد ماجرا رو به آرامش میرود، برخوردی تازه مسیر آن را تغییر میدهد.
از این منظر، خندهٔ فیلم فقط از حماقت یا دستپاچگی شخصیتها برنمیخیزد؛ سرچشمهٔ آن، برخورد خواستههای شخصی با قواعد خشک و گاه نامعقول زندگی اجتماعی است. قهرمانان نه توطئهگرند و نه ماجراجویانی با نقشهای سنجیده؛ آنها آدمهایی معمولیاند که در تصمیمی لحظهای گرفتار پیامدهای بزرگتر از انتظار خود میشوند.
همین عادیبودن، کمدی را دلپذیر میکند و از تبدیل شخصیتها به تیپهایی صرفاً نمایشی جلوگیری میکند. شهر و مسافرانش یکی از جذابیتهای ماندگار فیلم، تصویری است که از شهر و ساکنانش میسازد. تراموا فرصتی فراهم میآورد تا گروهی رنگارنگ از مردم در یک فضای مشترک کنار هم قرار گیرند: مسافران، کارگران، رهگذران و کسانی که در مسیر وارد ماجرا میشوند.
« اما همین کنش کوچک، در پی مستی و بیاحتیاطی، به زنجیرهای از دردسرها میانجامد. »
شخصیتها و اجرا
این تنوع، شهر را به پسزمینهای بیجان تقلیل نمیدهد؛ محیط شهری با آدمهایش جان میگیرد و روایت را از محدودهٔ دو شخصیت اصلی فراتر میبرد. فضای فیلم گرم و خودمانی است. نگاه بونوئل به مردم عادی، بیش از آنکه از موضعی بیرونی و تحقیرآمیز باشد، با کنجکاوی و نوعی همدلی همراه است. آدمها ممکن است مضحک، خودخواه یا زودباور باشند، اما حضورشان بخشی از بافت زندهٔ شهر است.
فیلم از خلال این مواجههها، لحظههایی کوتاه از زندگی جمعی میسازد؛ لحظههایی که گاه از خود ماجرای اصلی جذابترند، زیرا نشانی از تنوع رفتارها و خلقوخوهای انسانی در خود دارند. بونوئل میان واقعگرایی و امر نامتعارف «Illusion Travels by Streetcar» در ظاهر کمدیای شهری و سرراست است، اما در شیوهٔ نگاهش نشانههایی از جهان خاص بونوئل دیده میشود.
رخدادهای نامعمول در دل محیطی کاملاً روزمره جای میگیرند؛ امر عجیب نه با تشریفات و نه با تأکیدهای نمایشی وارد میشود، بلکه چنان طبیعی در جریان زندگی حل میشود که گویی شهر همیشه آمادگی پذیرش آن را داشته است. این ترکیب، به فیلم حالتی جشنوار و اندکی رؤیایی میبخشد، بیآنکه آن را به فانتزیای گسسته از واقعیت بدل کند.
« نگاه بونوئل به مردم عادی، بیش از آنکه از موضعی بیرونی و تحقیرآمیز باشد، با کنجکاوی و نوعی همدلی همراه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بونوئل در اینجا بیش از آنکه ساختار روایت را به بازیهای فرمی پیچیده بسپارد، به مشاهدهٔ موقعیتها و واکنشها تکیه میکند. نتیجه، فیلمی است که برای مخاطب عام نیز دسترسپذیر میماند، اما در پس سادگیاش نوعی طعنه به نظم اجتماعی و باورهای روزمره دارد. تراموا در این میان، هم وسیلهای واقعی است و هم مجالی برای آشکارشدن تناقضهای کوچک زندگی؛ مکانی که در آن قواعد، عادتها و رفتارهای آدمها بهآسانی از مسیر معمول خود خارج میشوند.
بازیها و حضور انسانی بخش مهمی از موفقیت فیلم به بازیگران و هماهنگی گروهی آنان وابسته است. نقشهای محوری بر دوش کارگرانی است که سرخوشی و گرفتاری را همزمان تجربه میکنند؛ شخصیتهایی که نه قهرمانانی بینقصاند و نه ابلهانی یکبعدی. طنز از واکنشهایشان، از تلاش برای مهار وضعیتی که خود پدید آوردهاند، و از فاصلهٔ میان اعتمادبهنفسشان و آنچه واقعاً از عهدهاش برمیآیند حاصل میشود.
در کنار آنها، مسافران و شخصیتهای فرعی به روایت بافت و ضرباهنگ میدهند. هر حضور تازه امکان یک برخورد کمدی یا لحظهای نامتعارف را فراهم میکند. این پراکندگی، گاهی به سود فیلم است و گاهی نیز از تمرکز آن میکاهد؛ بااینحال، حس جمعی اثر را تقویت میکند. اهمیت آدمهای فرعی در این است که شهر را از حالت دکور بیرون میآورند و به آن نوعی زندگی مستقل میبخشند.
« بازیها و حضور انسانی بخش مهمی از موفقیت فیلم به بازیگران و هماهنگی گروهی آنان وابسته است. »
قوتها و کاستیها
ریتم، کشآمدن و محدودیتهای داستان فیلم در آغاز برای یافتن ضرباهنگ مناسب به زمان نیاز دارد. زمینهچینی و معرفی موقعیت، پیش از آنکه زنجیرهٔ ماجراها به حرکت بیفتد، اندکی طول میکشد و ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار کمدی پرتحرک از همان دقایق نخست دارند، کمجان به نظر برسد. پس از آغاز گردش تراموا، انرژی روایت بیشتر میشود، اما ساختار اپیزودیک آن همیشه به پیشروی منسجم داستان کمک نمیکند.
برخی شوخیها بهاندازهٔ کافی بسط نمییابند یا به خندهای ماندگار نمیرسند. گاهی فیلم بر جذابیت موقعیت تازه تکیه میکند، بیآنکه پیامد آن را از نظر دراماتیک عمیقتر کند. به همین دلیل، سادگی طرح که در ابتدا امتیازی برای فیلم است، در ادامه میتواند به احساس کشآمدن بینجامد. روایت از دل موقعیتهای متعدد لذت میبرد، اما این موقعیتها همیشه به نقطهٔ اوجی همسنگ با زمان صرفشده نمیرسند.
زیباییِ یک ماجرای کوچک آنچه فیلم را زنده نگه میدارد، بیش از هر چیز، لذت حضور در مسیر است. تماشاگر با دو کارگر و تراموا از موقعیتی به موقعیت دیگر میرود و بهتدریج با آدمهایی روبهرو میشود که هرکدام به شکلی کوتاه در این گردش شریکاند. این تجربه، کمدی را از یک رشته شوخی منفرد فراتر میبرد و به پرسهزنیای شهری تبدیل میکند؛ پرسهزنیای که اهمیتش در خودِ حرکت و برخوردهاست، نه فقط در مقصد.
« ریتم، کشآمدن و محدودیتهای داستان فیلم در آغاز برای یافتن ضرباهنگ مناسب به زمان نیاز دارد. »
جمعبندی
فیلم همچنین یادآور میشود که اشیای روزمره میتوانند حامل خاطره و دلبستگی باشند. برای دیگران، تراموای شمارهٔ ۱۳۳ شاید وسیلهای فرسوده و قابلتعویض باشد؛ برای این دو کارگر، بخشی از زندگی کاری و تجربهٔ مشترکشان است. همین تفاوت نگاه، به ماجرا گرمایی انسانی میدهد و سبب میشود که تصمیم خام آنان، با وجود پیامدهای خندهآورش، کاملاً بیمعنا جلوه نکند.
جمعبندی «Illusion Travels by Streetcar» کمدیای صمیمی و شهری است که از طرحی کوچک، موقعیتهایی کمیک و سرشار از برخوردهای نامنتظر میسازد. نقطهٔ قوتش در حالوهوای زندهٔ شهر، حضور آدمهای متنوع و نگاه بونوئل به امر نامتعارف در دل زندگی عادی است. در مقابل، شروع کند، نابرابری شوخیها و کشآمدن برخی بخشها مانع از آن میشود که فیلم در تمام مسیر به یک اندازه پرانرژی بماند.
این اثر بیش از آنکه بر خندههای پیدرپی یا دگرگونیهای بزرگ داستانی تکیه کند، بر جذابیت یک گردش طولانی و بر لذت مشاهدهٔ مردم و رفتارهایشان بنا شده است. اگر تماشاگر با ریتمی آرامتر و کمدیای موقعیتمحور همراه شود، فیلم تجربهای گرم و خوشتماشا فراهم میکند؛ ماجرایی که در آن یک تراموا، برای مدتی کوتاه، به قلب تپندهٔ شهر بدل میشود.
« فیلم همچنین یادآور میشود که اشیای روزمره میتوانند حامل خاطره و دلبستگی باشند. »
ثبت دیدگاه