نقد و بررسی
نقد پادشاه (Il Re) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پادشاهی در حصار «Il Re» از ایدهای جذاب و آزاردهنده آغاز میشود: زندانی که در آن قانون رسمی، دستکم در عمل، جای خود را به داوری شخصی رئیس زندان داده است. برونو تستوری نه فقط مدیر سن میکله، بلکه فرمانروای قلمرویی است که مرزهایش را دیوار، درهای آهنی و قواعد نانوشتهاش را اراده او تعیین میکند.
او گاه بیرحم است و گاه رفتاری برخلاف انتظار نشان میدهد؛ اما این دو وجه، در جهانبینی خودش، تناقضی ندارند. برونو میپندارد که حق دارد برای هر کس و هر موقعیت، شکل جداگانهای از عدالت تعریف کند. همین تصور، نقطه قوت و سرچشمه نگرانی سریال است. پرسش اصلی صرفاً این نیست که آیا برونو مدیر موفقی است یا نه؛ بلکه این است که قدرت بیمهار چگونه خود را به جای عدالت مینشاند.
سریال از مخاطب نمیخواهد فرمانروای زندان را بیچونوچرا تحسین کند، اما او را به تماشای سازوکار ذهنی مردی دعوت میکند که نظم را با سلطه، و مصلحت را با مجوزِ عبور از قانون اشتباه میگیرد. دو جهانِ برونو برونو در زندان تقریباً همهچیز را زیر نفوذ خود دارد؛ اما بیرون از دیوارهای سن میکله، زندگیاش آشفته و ناپایدار است.
این تقابل فقط ابزاری برای برجستهکردن شخصیت او نیست، بلکه شکافی بنیادی در وجودش را آشکار میسازد: مردی که در قلمرو عمومی خویش اقتدار دارد، در زندگی شخصی از ساماندادن به بحرانها ناتوان است. او برای حفظ تصویرِ فرمانروای مسلط، به زندان وابسته میشود؛ جایی که میتواند ضعفهایش را پشت تصمیمگیریهای قاطع پنهان کند.
« او گاه بیرحم است و گاه رفتاری برخلاف انتظار نشان میدهد؛ اما این دو وجه، در جهانبینی خودش، تناقضی ندارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دوگانگی، برونو را از قالب یک ضدقهرمانِ صرف بیرون میآورد. او نه چهرهای سراسر شر است و نه مردی نیکخواه که شرایط، رفتارش را توجیه کند. گاهی دلسوزیاش واقعی به نظر میرسد، اما همان دلسوزی نیز از صافیِ قدرت شخصی او میگذرد. مسئله این است که او خود را داورِ نهایی میداند و همین باور، حتی نیتهای انسانیاش را هم نگرانکننده میکند.
اخلاقِ شخصی و عدالتِ رسمی هسته فکری سریال در فاصله میان عدالت و انتقام، نظم و خودکامگی شکل میگیرد. برونو برای خود مجموعهای از معیارها دارد و بر پایه آنها درباره زندانیان تصمیم میگیرد. چنین نظامی ممکن است در لحظههایی انسانیتر از سازوکارهای رسمی به نظر برسد، اما چون به شخصی واحد وابسته است، هیچ تضمینی برای انصاف، ثبات یا پاسخگویی در آن وجود ندارد.
آنچه امروز از نظر او سزاوار گذشت است، فردا ممکن است مستحق مجازاتی سخت تلقی شود. «Il Re» از این راه، زندان را به تصویری فشرده از مسئله قدرت بدل میکند. سن میکله فقط محل نگهداری مجرمان نیست؛ آزمایشگاهی است برای دیدن اینکه وقتی یک فرد اختیار تعریفِ خیر و شر را به دست میگیرد، مرز میان مراقبت و کنترل تا چه اندازه ناپایدار میشود.
سریال در بهترین لحظاتش پاسخ سادهای به این پرسش نمیدهد. برونو شاید بتواند در موقعیتی خاص تصمیمی همدلانه بگیرد، اما این همدلی لزوماً نظام او را عادلانه نمیکند. تعلیق و موتور روایت دو مرگ ناگهانی و خطری که جایگاه برونو را تهدید میکند، داستان را از مطالعهای صرفاً شخصیتی به روایتی پرتنش تبدیل میسازد.
« این دوگانگی، برونو را از قالب یک ضدقهرمانِ صرف بیرون میآورد. »
شخصیتها و اجرا
رخدادها، نظمی را که او بر زندان تحمیل کرده زیر سؤال میبرند و او را وادار میکنند برای حفظ قدرتش دست به کنش بزند. تعلیق سریال از همینجا نیرو میگیرد: مخاطب نهفقط میخواهد بداند چه اتفاقی رخ خواهد داد، بلکه میخواهد ببیند برونو برای نگهداشتن قلمرو خود تا کجا پیش میرود. ریتم سنجیده، کشش داستان را حفظ میکند و تنش را بیآنکه همواره به شتابزدگی متوسل شود، پیش میبرد.
تهدید اصلی تنها بیرونی نیست؛ بحران، برداشت برونو از خودش را نیز به لرزه میاندازد. او باید با پیامدهای شیوهای روبهرو شود که سالها آن را ابزار اداره زندان دانسته است. پرهیز از شرح جزئیات رخدادها نیز اهمیت دارد، زیرا بخشی از نیروی روایی اثر در همین انباشت تدریجیِ شک و ناامنی نهفته است.
بازیها و شخصیتپردازی بازی لوکا زینگارتی در نقش برونو، بر پایه نمایش اغراقآمیز اقتدار بنا نشده است. او بهجای آنکه شخصیت را صرفاً با فریاد یا خشونت تعریف کند، سنگینیِ حضورش را در سکوتها، مکثها و شیوه نگاهکردنش جای میدهد. برونو در ظاهر ممکن است آرام و مسلط باشد، اما زیر این آرامش، ناآرامی و نیاز دائمی به کنترل احساس میشود.
همین تضاد به نقش عمق میدهد و کمک میکند رفتارهای متناقض شخصیت، صرفاً مجموعهای از تصمیمهای تصادفی به نظر نرسند. بازیگران دیگر نیز در شکلدادن به فضای انسانی سریال سهم دارند. زندانیان و کارکنان زندان تنها پسزمینهای برای قدرتنمایی برونو نیستند؛ واکنشهایشان نشان میدهد هر تصمیم او چگونه بر کسانی اثر میگذارد که در ساختار سن میکله اختیار کمتری دارند.
« ریتم سنجیده، کشش داستان را حفظ میکند و تنش را بیآنکه همواره به شتابزدگی متوسل شود، پیش میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، تمرکز پررنگ داستان بر رئیس زندان گاهی مجال کمتری به برخی شخصیتهای پیرامونی میدهد تا مستقل از رابطهشان با او بهطور کامل پرداخت شوند. در نتیجه، جهان سریال بیش از آنکه موزاییکی از تجربههای گوناگون باشد، اغلب از منظر برونو دیده میشود. فضاسازی و زبان بصری فضای سرد و خفقانآور زندان از موفقترین عناصر اثر است.
دیوارها و راهروها فقط نشانههای آشنای محیط زندان نیستند؛ حس گرفتارشدن در نظمی را منتقل میکنند که هم جسم و هم ذهن را محدود میسازد. محیط سن میکله با تنش و ناامنی پیوند میخورد و به مخاطب یادآوری میکند که در این جهان، حتی لحظههای ظاهراً آرام نیز زیر سایه تهدید قرار دارند. در عین حال، زبان بصری سریال همیشه به یک اندازه پخته و منسجم نیست.
بعضی میزانسنها و انتخابهای تصویری بهخوبی حالوهوای اثر را تقویت میکنند، اما در بخشهایی احساس میشود تصویر هنوز به بیان مستقل و یکپارچهای نرسیده است. این ناهمواری از اثرگذاری فضای کلی نمیکاهد، ولی گاهی مانع آن میشود که فرم بصری به اندازه ایده مرکزی، دقیق و متمایز باشد. سریال در انتقال تیرگی موفق است؛ اما تیرگی بهتنهایی همیشه به معنای غنای بصری نیست.
هویت ایتالیایی و سایه الگوهای آشنا یکی از چالشهای «Il Re» آن است که گاه به الگوهای آشنای درامهای جنایی آمریکایی نزدیک میشود: فرمانروای مقتدر، قلمروی بسته، بحرانِ قدرت و نبرد برای حفظ کنترل. چنین الگوهایی بهخودیخود ایرادی ندارند و میتوانند برای ساخت روایتی پرکشش کارآمد باشند؛ مسئله زمانی پدید میآید که این قالبها بر جزئیات بومی داستان سایه بیندازند و صدای مستقل اثر را کمرنگ کنند.
« در نتیجه، جهان سریال بیش از آنکه موزاییکی از تجربههای گوناگون باشد، اغلب از منظر برونو دیده میشود. »
قوتها و کاستیها
سریال ظرفیت آن را دارد که از ویژگیهای محیط اجتماعی و نهادیِ خود بهره بگیرد و تجربهای متمایز بسازد. هرگاه به رابطه میان قانون، زندان و اختیار شخصی برونو توجه میکند، هویتی روشنتر پیدا میکند؛ اما وقتی به مسیرهای آشنای ژانر تکیه میزند، تازگیِ ایدهاش کاهش مییابد. ازاینرو، اثر میان دو میل در رفتوآمد است: ساختن یک درام جنایی پرتعلیق و یافتن زبانی که از نمونههای مشابه فاصله بگیرد.
تیرگی، تکرار و مخاطب خشونت و تلخیِ فضای سریال، با موضوع آن سازگار است و به ساختن حس ناامنی کمک میکند. بااینحال، همین لحن تیره ممکن است برای برخی مخاطبان سنگین باشد؛ بهویژه اگر انتظار داشته باشند روایت با لحظههای تنفس، تغییر عاطفی یا تفاوتهای بیشتری در حالوهوا همراه شود. وقتی فشار و خشونت پیوسته در مرکز تجربه باقی میماند، خطر یکنواختشدنِ اثر نیز پدیدار میشود.
این تکرار تنها مسئلهای مربوط به میزان خشونت نیست؛ به شیوهای هم مربوط میشود که سریال تنش خود را حفظ میکند. هرچه روایت بیشتر بر فضای خفقانآور و اقتدار برونو تکیه میکند، نیازش به تحول در روابط و زاویه دید افزایش مییابد. اثر در بخشهایی این نیاز را پاسخ میدهد، اما در بخشهایی دیگر، همان تیرگیای که ابتدا نیروی دراماتیک میسازد، به رنگ غالب و تقریباً بیوقفه روایت تبدیل میشود.
جمعبندی «Il Re» درامی جنایی است که نیروی اصلی خود را از شخصیت محوریاش و از پرسشی اخلاقی میگیرد: چه رخ میدهد وقتی یک نفر خود را همزمان قانونگذار، داور و مجری عدالت بداند؟ لوکا زینگارتی با بازی کنترلشده و پرتنش خود به این پرسش چهرهای انسانی میبخشد و فضای سرد زندان نیز مخاطب را در دل جهانی میگذارد که امنیت در آن شکننده است.
« سریال ظرفیت آن را دارد که از ویژگیهای محیط اجتماعی و نهادیِ خود بهره بگیرد و تجربهای متمایز بسازد. »
جمعبندی
روایت پرتعلیق و ریتم سنجیده، پیگیری داستان را آسان میکند؛ هرچند تقلید گاهبهگاه از الگوهای جناییِ آشنا، ناپختگیهایی در زبان بصری و سنگینیِ مداومِ فضا از تمایز و دامنه اثر میکاهند. بااینهمه، ارزش سریال در آن است که برونو را نه به قهرمانی بینقص بدل میکند و نه به چهرهای ساده برای محکومکردن.
او تجسمِ وسوسهای خطرناک است: این تصور که چون نظم رسمی ناکافی یا ناکارآمد به نظر میرسد، میتوان اختیار عدالت را به فردی مقتدر سپرد. سن میکله قلمرو برونو است، اما پرسشهایی که سریال در آن طرح میکند از دیوارهای زندان فراتر میروند.
« سن میکله قلمرو برونو است، اما پرسشهایی که سریال در آن طرح میکند از دیوارهای زندان فراتر میروند. »


ثبت دیدگاه