نقد و بررسی
نقد سرشناس (Il Divo) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سیاست بهمثابه معما «Il Divo» ساختهٔ پائولو سورنتینو، فیلمی زندگینامهای به معنای متعارف نیست؛ نه میکوشد زندگی جولیو آندریوتی را از آغاز تا انجام با نظمی روشن بازگو کند و نه شخصیت او را به الگویی ساده از قهرمان یا تبهکار فروبکاهد. فیلم در ایتالیا و در آستانهٔ دههٔ نود میگذرد؛ زمانی که آندریوتی، سیاستمداری کهنهکار و چهرهای جداییناپذیر از قدرت، با بحرانهای سیاسی و اتهامهایی سنگین روبهرو است.
سورنتینو بهجای آنکه پاسخهایی قطعی عرضه کند، دور او فضایی از پرسش، سوءظن و ابهام میسازد. از همین رو، تماشای فیلم بیش از آنکه دنبالکردن یک پروندهٔ سیاسی باشد، مواجهه با سازوکار قدرت و دشواری تشخیص حقیقت در دل آن است. عنوان فیلم نیز دریچهای به جهان آن میگشاید: «Il Divo» میتواند یادآور چهرهای نامدار و ستایششده باشد و در عین حال، رنگی قدسی و تقریباً اسطورهای داشته باشد.
آندریوتی در تصویر سورنتینو، نه صرفاً مردی صاحبمنصب، بلکه پیکری نمادین است؛ کسی که سالها در مرکز قدرت ایستاده و در برابر دگرگونیهای پیرامونش به شکلی رازآلود دوام آورده است. فیلم این دوام را نه با توضیحهای طولانی، بلکه با حضور سرد و مداوم او در قابها، سکوتها و موقعیتهای رسمی به تصویر میکشد.
نتیجه، پرترهای است که بیش از آنکه شخصیت را برای مخاطب توضیح دهد، او را به مسئلهای تماشایی و حلناشدنی بدل میکند. پرترهای از چهره و سکوت بخش بزرگی از نیروی فیلم بر دوش بازی تونی سرویلو است. او آندریوتی را با تقلید ظاهری صرف بازسازی نمیکند؛ شخصیتپردازیاش بر جزئیاتی کوچک استوار است: مکثی کوتاه، حرکتی محدود، نگاههایی که گاه از تماس مستقیم میگریزند و لحنی که بهندرت از خونسردی فاصله میگیرد.
« سورنتینو بهجای آنکه پاسخهایی قطعی عرضه کند، دور او فضایی از پرسش، سوءظن و ابهام میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بازیِ مهارشده، در تقابل با خشونت و آشوب جهان پیرامون، اثری ناآرامکننده پیدا میکند. در بسیاری از فیلمها، شخصیت اصلی با بیان احساسات و واکنشهای آشکار قابلفهم میشود؛ اما سرویلو درست از راه پنهانکردن واکنشها، فاصلهٔ میان چهرهٔ عمومی و دنیای درونی مردی قدرتمند را پررنگ میکند.
نکتهٔ مهم آن است که این خویشتنداری به بیتحرکی نمیانجامد. حضور آندریوتی در صحنهها، حتی زمانی که کمحرف است، وزن و جهت آنها را تغییر میدهد. مخاطب پیوسته میکوشد از چهرهاش نشانهای استخراج کند و همین کوشش، او را در موقعیتی مشابه شخصیتهای پیرامون آندریوتی میگذارد: باید از سکوت، حرکات و فاصلهها معنایی بیرون بکشد، بیآنکه مطمئن باشد این معنا درست است.
بازی سرویلو بنابراین تنها یک دستاورد بازیگری نیست؛ بخشی از روش روایی فیلم است. تصویر؛ معماری سرد قدرت فیلمبرداری لوکا بیگاتسی، فضای سیاست را از راه معماری و ترکیببندی به تجربهای جسمانی بدل میکند. اتاقهای رسمی، راهروها، میزهای سنگین و قابهای دقیق، جهانی میسازند که در آن آدمها کوچکتر از نهادهایی به نظر میرسند که درونشان حرکت میکنند.
دوربین غالباً با نظمی حسابشده، فاصله میان شخصیتها را حفظ میکند و اجازه نمیدهد نزدیکی ظاهری را با صمیمیت اشتباه بگیریم. این فضا سرد است، اما بیروح نیست؛ زیر سطح مرتب و تشریفاتیاش، تهدید و تنش جریان دارد. سورنتینو از قاببندی فقط برای ثبت مکان استفاده نمیکند، بلکه آن را به ابزاری برای بیان نسبت قدرت بدل میسازد.
« این بازیِ مهارشده، در تقابل با خشونت و آشوب جهان پیرامون، اثری ناآرامکننده پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
ایستادن یک شخصیت در مرکز قاب، قرارگرفتن دیگری در حاشیه یا محصورشدن آدمها میان دیوارها، بر سلسلهمراتب و محدودیتهایشان دلالت دارد. گاه تصویر چنان آراسته و دقیق است که مرز میان زیبایی بصری و هراس محو میشود. این تناقض، یکی از ویژگیهای اصلی فیلم است: قدرت در آن هم جلوهای باشکوه دارد و هم صورتی بیمارگون.
تماشاگر مجذوب نظم تصویر میشود، اما همان نظم یادآور جهانی است که در آن افراد و رویدادها گویی در شبکهای بسته گرفتار شدهاند. تدوین و موسیقی؛ ضرباهنگی نامتعارف روایت «Il Divo» پیوسته از ضرباهنگی یکسان پیروی نمیکند. تدوین خلاقانه، میان صحنههای گفتوگو، تصویرهای کوتاه و لحظههایی با انرژی ناگهانی جابهجا میشود.
این شیوه، به فیلم حالوهوایی متمایز میدهد و از تبدیلشدن آن به شرحی خشک از تحولات سیاسی جلوگیری میکند. در عوض، مخاطب با موجهایی از اطلاعات و تصویر روبهرو است که گاه بهسرعت بر هم انباشته میشوند. تدوین در بهترین لحظات، تجربهٔ مواجهه با سیاست را بازمیآفریند: جریانی که در آن خبر، شایعه، مناسبات پشتپرده و خشونت از هم جداشدنی نیستند.
موسیقی تِهو تئاردو نیز از همراهی صرف با احساسات صحنهها فراتر میرود. موسیقی در اینجا گاه با تصویر همنوا میشود و گاه با آن فاصله میگیرد؛ همین ناهمخوانی، احساس بیثباتی و غرابت را تقویت میکند. فیلم بهجای آنکه همیشه به تماشاگر بگوید چه احساسی داشته باشد، با ترکیب صدا و تصویر، نوعی اضطراب کنترلشده میسازد.
« گاه تصویر چنان آراسته و دقیق است که مرز میان زیبایی بصری و هراس محو میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی لحظهها به سبب همین انتخابها چنان انرژی میگیرند که گویی فیلم موقتاً از قالب درام سیاسی بیرون میآید و به نمایشی نمادین بدل میشود. پیچیدگی سیاسی و دشواری دنبالکردن روایت بزرگترین مانع فیلم نیز از همان جایی برمیخیزد که بخشی از قدرتش را میسازد: تراکم سیاسی و روایی. در مدت نسبتاً محدود، نامها، رویدادها و رابطههایی متعدد وارد میدان میشوند و فیلم همیشه برای معرفی آنها مکث نمیکند.
مخاطبی که با تاریخ سیاسی ایتالیا آشنایی ندارد، ممکن است برای فهم جایگاه شخصیتها یا اهمیت برخی اتهامها ناچار شود از جزئیات عبور کند. این گسستها گاهی حس سردرگمی ایجاد میکنند و مانع از آن میشوند که خط روایی در هر لحظه بهروشنی دنبال شود. با این همه، پراکندگی را نباید صرفاً نقصی تصادفی دانست.
فیلم ظاهراً علاقهای ندارد همهٔ پیوندها را به نقشهای شفاف و مرتب تبدیل کند. ساختار آن با دنیایی تناسب دارد که در آن ارتباطها پنهاناند و اطلاعات بهصورت کامل در اختیار هیچکس نیست. اما این انتخاب زمانی دشوار میشود که پیچیدگیِ آگاهانه با کمبود زمینهسازی همراه باشد. برای مخاطب ناآشنا، تعدد چهرهها میتواند از ساختن تصویری کلی و منسجم جلوگیری کند.
در نتیجه، «Il Divo» گاهی بیش از آنکه بیننده را درگیر پرسشهایش کند، او را پشت درِ اطلاعات نگه میدارد. ابهام اخلاقی و فاصله از داوری آسان فیلم در پرداخت اتهامهای پیرامون آندریوتی، بهسادگی به حکم نهایی و آرامشبخشی نمیرسد. این تعلیق اخلاقی از مهمترین امتیازهای اثر است. سورنتینو نمیکوشد با توضیحی سرراست، تماشاگر را از مسئولیت داوری معاف کند؛ در عوض، پرسشهایی دربارهٔ حقیقت، مسئولیت و امکان دوام قدرت طرح میکند.
« این گسستها گاهی حس سردرگمی ایجاد میکنند و مانع از آن میشوند که خط روایی در هر لحظه بهروشنی دنبال شود. »
قوتها و کاستیها
آیا سکوت نشانهٔ بیاعتنایی است یا بخشی از یک راهبرد؟ آیا فاصلهگرفتن از خشونت، شخص را از سازوکارهایی که به آن میدان دادهاند جدا میکند؟ فیلم این پرسشها را در فضای سیاسیاش میپراکند، اما پاسخ واحدی را بهجای مخاطب نمینشاند. البته همین رویکرد ممکن است برای کسی که انتظار دارد فیلم همهٔ جوانب پرونده را روشن کند، ناکافی یا حتی گریزپا به نظر برسد.
«Il Divo» بیش از آنکه دادگاهی سینمایی باشد، مطالعهای دربارهٔ شکلگیری افسانهٔ قدرت است؛ دربارهٔ اینکه چگونه چهرهای سیاسی میتواند به نمادی بدل شود که دیگر نه بهآسانی به فردی عادی فروکاسته میشود و نه در یک روایت اخلاقی ساده جا میگیرد. در اینجا ابهام، هم ابزار تحلیل است و هم محدودیت اثر.
پایانبندی و اثر کلی پایانبندی فیلم از نظر روایی ناگهانی و نیمهتمام به نظر میرسد و برای بخشی از مخاطبان فرود عاطفی یا رواییِ کافی فراهم نمیکند. این احساس، بهویژه پس از انباشت رخدادها و شخصیتها، میتواند نوعی ناتمامی بر جای بگذارد. با این حال، گسست در پایان با منطق کلی فیلم بیارتباط نیست: اثری که از آغاز از حلوفصل کامل رازها فاصله میگیرد، لزوماً در پایان نیز همهچیز را به نظم قطعی بازنمیگرداند.
مسئله آن است که این انتخاب، هرچند از نظر مضمونی قابلدفاع است، از نظر تجربهٔ تماشاگر همیشه رضایتبخش نیست. فیلم در برخی لحظهها بیشتر به توقف میرسد تا فرود. جمعبندی «Il Divo» اثری چشمگیر، دشوار و از نظر بصری پرقدرت است که سیاست را نه عرصهای برای گفتوگوی روشن، بلکه شبکهای از نشانهها، فاصلهها و ابهامها میبیند.
« آیا سکوت نشانهٔ بیاعتنایی است یا بخشی از یک راهبرد؟ »
جمعبندی
بازی کنترلشدهٔ تونی سرویلو، قاببندیهای حسابشده، تدوین پرانرژی و موسیقی نامتعارف، به فیلم هویتی متمایز میبخشند. در مقابل، تراکم شخصیتها و اطلاعات، پراکندگی روایت و پایانبندی کمفرود ممکن است تجربهٔ تماشا را دشوار کند. فیلم برای مخاطبی که به روایت خطی و توضیح کامل وقایع نیاز دارد، انتخابی آسان نیست؛ اما برای کسی که سینمای سیاسی را بهمثابه کاوشی در صورت و سازوکار قدرت میپسندد، اثری تأملبرانگیز و ماندگار است.
سورتنتینو شخصیت آندریوتی را نه به کلیدی برای حل معما، بلکه به خودِ معما تبدیل میکند؛ و همین تصمیم، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم مرز دسترسپذیری آن.
« در مقابل، تراکم شخصیتها و اطلاعات، پراکندگی روایت و پایانبندی کمفرود ممکن است تجربهٔ تماشا را دشوار کند. »
ثبت دیدگاه