نقد و بررسی
نقد ایکاروس (Icarus) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی که از مسیر خود منحرف میشود «Icarus» با پرسشی نسبتاً روشن آغاز میشود: آیا ورزشکاری آماتور میتواند با استفاده از مواد ممنوعه عملکرد خود را بهبود دهد و همزمان از آزمونهای ضد دوپینگ بگریزد؟ برایان فوگل، فیلمساز و دوچرخهسوار آماتور، این پرسش را نه از راه پژوهشی صرفاً نظری، بلکه با واردکردن بدن خودش به آزمایش دنبال میکند.
همکاری او با گریگوری رودچنکوف، دانشمند روسی و مدیر آزمایشگاه ضد دوپینگ مسکو، ابتدا به نظر میرسد چارچوبی برای بررسی محدودیتهای نظام آزمایش باشد. اما پروژه بهتدریج از قالب تجربهای شخصی بیرون میرود و به روایتی گستردهتر دربارهٔ قدرت، پنهانکاری و هزینهٔ افشاگری بدل میشود؛ چرخشی که محور اصلی جذابیت فیلم است.
بدن بهمثابه میدان آزمایش بخش آغازین فیلم بر خود آزمایش متمرکز است: تمرینهای سنگین، مصرف مواد و گفتوگوهایی که روند کار را دنبال میکنند. این انتخاب، موضوع را از سطح بحثهای انتزاعی پایین میآورد و به تجربهای ملموس تبدیل میکند؛ مخاطب با بدن ورزشکار، فشار تمرین و نگرانی از نتیجهٔ آزمایشها روبهرو میشود.
از همین رو، «Icarus» در شروع خود ادعای اخلاقیاش را به نمایش میگذارد: در رقابت حرفهای، وقتی نتیجه اهمیت حیاتی پیدا میکند، مرز میان مهارت، دستکاری بدن و تخلف چگونه جابهجا میشود؟ بااینحال، این بخش طولانیتر از نیاز روایی فیلم به نظر میرسد. تکرار مراحل تمرین و آزمایش گاهی انرژی روایت را کاهش میدهد و فوگل نیز حضوری پررنگ دارد؛ حضوری که هم تجربه را صمیمیتر میکند و هم گاه توجه را بیش از اندازه به خود فیلمساز میکشاند.
« بااینحال، این بخش طولانیتر از نیاز روایی فیلم به نظر میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
میتوان فهمید چرا این مقدمات لازماند، اما پیوستگی آنها همیشه به اندازهٔ اهمیت موضوع نیست. فیلم پیش از آنکه به افق بزرگتر خود برسد، مدتی در محدودهٔ پروژهٔ شخصی میماند. پیوند انسانی میان دو شخصیت قلب عاطفی فیلم، رابطهٔ فوگل و رودچنکوف است. گفتوگوهای تصویری و تماسهای مکررشان فقط اطلاعاتی دربارهٔ سازوکارهای دوپینگ منتقل نمیکند؛ آنها تصویری از دو آدم با موقعیتها و انگیزههای متفاوت میسازند که در خلال همکاری، به یکدیگر نزدیک میشوند.
رودچنکوف در برابر دوربین شخصیتی پرحرف، پیچیده و گاه شوخطبع جلوه میکند؛ کسی که دانش تخصصیاش با گذشتهای مبهم و مسئولیتی دشوار گره خورده است. حضور او فیلم را از گزارش خشک دربارهٔ مواد ممنوعه به مطالعهای دربارهٔ اعتماد و همدستی بدل میکند. همین نزدیکی، البته پرسشی اخلاقی نیز میسازد.
فوگل فقط ناظر بیطرف ماجرا نیست؛ او در شکلگیری تجربه سهم دارد و در برابر فردی قرار گرفته که هم اطلاعاتی حیاتی در اختیار دارد و هم از بخشی از جهانی میآید که فیلم در حال افشای آن است. این موقعیت، مرز میان دوستی، روزنامهنگاری و مشارکت را پیچیده میکند. فیلم از پاسخ قطعی به این پرسشها پرهیز میکند، اما اهمیتشان را در دل رابطهٔ دو شخصیت زنده نگه میدارد.
چرخش روایی و نیروی تعلیق نقطهٔ قوت بزرگ «Icarus» آن است که مسیر غیرمنتظرهٔ رویدادها را به بخشی از فرم خود تبدیل میکند. فیلم از ابتدا مانند اثری طراحیشده برای افشای رسوایی سیاسی پیش نمیرود؛ دامنهٔ داستان هنگام فیلمبرداری دگرگون میشود و اثر این دگرگونی در ساختار نهایی باقی میماند.
« میتوان فهمید چرا این مقدمات لازماند، اما پیوستگی آنها همیشه به اندازهٔ اهمیت موضوع نیست. »
شخصیتها و اجرا
با بالاگرفتن اتهامها و پیوند خوردن رودچنکوف با برنامهٔ دوپینگ دولتی روسیه در بازیهای سوچی، موضوع از یک آزمایش فردی فراتر میرود و به ماجرایی دربارهٔ مداخلهٔ سازمانیافته و خطر افشای اطلاعات حساس نزدیک میشود. این جابهجایی، تعلیق قابلتوجهی پدید میآورد. فیلم بهجای آنکه صرفاً مجموعهای از توضیحات کارشناسانه باشد، از مخاطب میخواهد تغییر وضعیت شخصیتها و سنگینی پیامدهای احتمالی را دنبال کند.
در نیمهٔ بعد، گفتوگوها معنای تازهای مییابند: آنچه پیشتر همکاری علمی به نظر میرسید، اکنون در پرتو اتهامها و خطرهای تازه خوانده میشود. همین بازنگری مداوم در اطلاعات قبلی به فیلم نیرویی دراماتیک میبخشد، بیآنکه نیاز داشته باشد پایان یا جزئیات تعیینکنندهٔ ماجرا را پیشاپیش آشکار کند.
شیوهٔ روایت و محدودیتهای ساختاری فیلم از امکانات مستند برای ایجاد حس فوریت بهره میگیرد: تماسهای تصویری، گفتوگوهای مستقیم، تصاویر آرشیوی و شواهدی که در روند روایت مطرح میشوند. این مواد، تماشاگر را نزدیک به رخدادها نگه میدارند و حس میدهند که فیلم همزمان با تغییر شرایط شکل میگیرد.
ساختار آن از همین رو تازگی دارد؛ نه کاملاً پژوهشی و فاصلهمند است و نه صرفاً زندگینامهای. میان تجربهٔ شخصی، تحقیق ورزشی و تریلر سیاسی حرکت میکند. اما این حرکت همیشه هموار نیست. گذار از آزمایش دوپینگ به رسوایی سیاسی میتواند روایت را دوپاره جلوه دهد؛ گویی فیلمی تازه در میانهٔ فیلم نخست آغاز شده است.
« این جابهجایی، تعلیق قابلتوجهی پدید میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این گسست را میتوان نتیجهٔ همان تحول واقعی پروژه دانست، ولی توضیحِ علت آن، ضعفهای تدوین و تمرکز را کاملاً برطرف نمیکند. حضور پررنگ فوگل نیز گاهی پرسشهایی را که باید در مرکز باشند به حاشیه میبرد. «Icarus» از آشفتگی مسیر خود انرژی میگیرد، اما بخشی از آن آشفتگی همچنان در تجربهٔ تماشاگر باقی میماند.
حقیقت، شهادت و راستیآزمایی در موضوعی سیاسی و پرمخاطره، ارزش فیلم فقط به میزان تکاندهنده بودن ادعاهایش وابسته نیست؛ مهم است که مخاطب بفهمد روایت بر چه نوع شواهدی استوار است و چه چیزهایی هنوز محل بحثاند. «Icarus» به کمک رودچنکوف و گفتوگو با چهرههای مرتبط، تصویری از سازوکارهای ادعاشدهٔ دوپینگ سازمانیافته میسازد.
بااینحال، بخشی از نیروی روایت از شهادت افرادی میآید که خود در مرکز ماجرا قرار دارند. در نتیجه، اثر گاه بیش از آنکه بررسی مستقلی از همهٔ ادعاها عرضه کند، مخاطب را با شهادتها و خطرهای پیرامون آنها روبهرو میسازد. این محدودیت، موضوع فیلم را بیاهمیت نمیکند؛ برعکس، یادآور تفاوت میان افشاگری و اثبات کامل است.
مستند در ساختن تصویری پرتنش و قانعکننده موفق است، اما تماشاگر باید میان آنچه در قاب دیده میشود، آنچه شخصیتها روایت میکنند و آنچه از راه منابع بیرونی قابل تأیید است تمایز بگذارد. از این منظر، «Icarus» هم فیلمی دربارهٔ تخلف ورزشی است و هم دربارهٔ دشواریِ دانستن حقیقت در جهانی که اطلاعات، شهرت و قدرت سیاسی به هم گره خوردهاند.
« حضور پررنگ فوگل نیز گاهی پرسشهایی را که باید در مرکز باشند به حاشیه میبرد. »
قوتها و کاستیها
تصویر اخلاقی ورزش رقابتی ورزش در این مستند عرصهای صرفاً جسمانی نیست؛ نهادی است که ارزشهایی چون انصاف، اعتماد و برابری را وعده میدهد و در همان حال، فشار نتایج میتواند آن ارزشها را فرسوده کند. فیلم با تمرکز بر آزمونها و راههای گریز از آنها، نشان میدهد که دوپینگ فقط مسئلهٔ انتخاب اخلاقی یک ورزشکار نیست؛ مسئلهای دربارهٔ نظارت، انگیزههای ساختاری و توانایی نهادها برای کشف تخلف نیز هست.
این نگاه، اثر را از محکومکردن چند فرد فراتر میبرد و پرسشی دشوارتر مطرح میکند: اگر نظام رقابت خود راههای پنهانکاری را تشویق یا ممکن کند، مسئولیت را باید چگونه تقسیم کرد؟ عنوان فیلم نیز با همین لایهٔ اخلاقی تناسب دارد. اشارهٔ اسطورهای آن تداعیگر بلندپروازی و خطر نزدیک شدن بیش از اندازه به مرزهای توان انسانی است.
در جهان فیلم، این مرز فقط جسمانی نیست؛ با جاهطلبی، وفاداری و میل به برندهشدن تعریف میشود. عنوان، معنایی نمادین میافزاید، هرچند فیلم آن را به استعارهای کاملاً پرورده تبدیل نمیکند. جمعبندی «Icarus» مستندی پرکشش و نامتعارف است که از یک آزمایش ورزشی شخصی به روایتی دربارهٔ دوپینگ سازمانیافته و خطر افشاگری راه پیدا میکند.
جذابیت اصلیاش در رابطهٔ زندهٔ فوگل و رودچنکوف، حس دگرگونی مداوم و تواناییاش در تبدیل موضوعی تخصصی به روایتی انسانی و پرتنش نهفته است. کندی بخش آغازین، حضور گاه بیش از اندازهٔ فیلمساز و ناهماهنگی میان دو نیمه از کاستیهای آناند؛ همچنین اتکای بخشی از روایت به شهادتها، ضرورت نگاه سنجشگرانه را حفظ میکند.
« عنوان فیلم نیز با همین لایهٔ اخلاقی تناسب دارد. »
جمعبندی
با وجود این، فیلم در طرح پرسشهای مهم دربارهٔ انصاف، حقیقت و قدرت موفق است و تجربهای میسازد که پس از پایان تماشا نیز ذهن را به تأمل وامیدارد.



ثبت دیدگاه