نقد و بررسی
نقد من (I) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از مراقبت و تنهایی «I» فیلمی کرهای به نویسندگی و کارگردانی کیم هیونتاک است که در سال ۲۰۲۱ ساخته شد. در مرکز داستان، آهیونگ قرار دارد؛ دختری که پس از بزرگشدن در پرورشگاه، در آستانهٔ استقلال با قطع کمکهزینهٔ دولتی روبهرو میشود. او برای تأمین هزینههای زندگی و ادامهٔ مسیرش، پرستاری از کودک خردسال یونگچه را میپذیرد؛ مادری تنها که شبها در بار کار میکند.
این موقعیت ساده، بهتدریج به بستری برای طرح پرسشهایی پیچیده دربارهٔ مسئولیت، فقر، مادری و معنای خانواده بدل میشود. فیلم از حادثهای ناگوار بهعنوان نقطهٔ چرخش بهره میگیرد، اما علاقهاش صرفاً به ساختن تعلیق یا یافتن مقصر محدود نمیماند. آنچه اهمیت دارد، فشارهایی است که پیش از حادثه بر هر دو زن سنگینی کردهاند و پس از آن، رابطهشان را دگرگون میکنند.
«I» میکوشد نشان دهد که چگونه کمبود حمایت و امنیت، تصمیمهای دشوار را به انتخابهایی دردناک تبدیل میکند. داستان، بیآنکه پایان یا پیچش اصلی را آشکار سازد، به سوی پرسشی پیش میرود که از همان ابتدا در دل رابطهٔ دو زن حضور دارد: چه کسی حق دارد دربارهٔ آیندهٔ یک کودک تصمیم بگیرد؟ دو زن در دو سوی یک بحران آهیونگ و یونگچه از جهانهای اجتماعی متفاوتی میآیند، اما هر دو در برابر کمبود تکیهگاه آسیبپذیرند.
آهیونگ میخواهد زندگی مستقلی برای خود بسازد، ولی استقلال او روی کاغذ از آنچه در واقعیت تجربه میکند آسانتر به نظر میرسد. نیاز مالی، مسئولیت مراقبت از کودک و تلاش برای حفظ مسیر شخصی، او را در وضعیتی قرار میدهد که در آن خواستههای فردی بهآسانی زیر بار ضرورتهای روزمره محو میشوند.
« روایتی از مراقبت و تنهایی «I» فیلمی کرهای به نویسندگی و کارگردانی کیم هیونتاک است که در سال ۲۰۲۱ ساخته شد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
یونگچه نیز تصویری یکدست از «مادر فداکار» یا «مادر ناتوان» نیست. او زنی است که برای زندهماندن و تأمین معاش، به کاری دشوار و فرساینده تن میدهد و همزمان میکوشد مادر باشد. فیلم با قرار دادن این دو شخصیت کنار یکدیگر، رقابتی ساده میان زن خوب و زن بد نمیسازد. هر یک از زاویهای متفاوت با فشارهای اقتصادی و عاطفی دستوپنجه نرم میکند؛ با این تفاوت که آسیبپذیری یکی، مسئولیت دیگری را از میان نمیبرد.
کودک؛ پیوند عاطفی و میدان داوری کودک در فیلم صرفاً وسیلهای برای پیشبرد حادثه یا برانگیختن احساسات نیست. حضور او رابطهٔ میان دو زن را شکل میدهد و همزمان آن را در معرض داوری قرار میدهد. مراقبت از نوزاد در روایت، کاری لطیف و آرامبخش تصویر نمیشود؛ کاری است مداوم، پرزحمت و وابسته به جزئیاتی که بهسادگی میتوانند از چشم دیگران دور بمانند.
همین نگاه، اهمیت کار مراقبتی را برجسته میکند: کاری که اغلب بیدستمزد یا کمارزش شمرده میشود، اما زندگی روزانه بر آن تکیه دارد. فیلم همچنین نشان میدهد که پیوند عاطفی با کودک، لزوماً با اختیار یا امنیت همراه نیست. آهیونگ بهتدریج به کودک نزدیک میشود، اما نزدیکی احساسی بهتنهایی جایگاه او را روشن نمیکند.
مرز میان مراقبت حرفهای، دلبستگی و احساس مسئولیت، در اینجا مدام جابهجا میشود. این ابهام، یکی از سرچشمههای اصلی تنش داستان است و مانع از آن میشود که موقعیت شخصیتها را با پاسخهای ساده حلوفصل کنیم. بازیها و ساخت شخصیت بازی کیم هیانگگی در نقش آهیونگ، بر سکوتها و واکنشهای کوچک تکیه دارد.
« یونگچه نیز تصویری یکدست از «مادر فداکار» یا «مادر ناتوان» نیست. »
شخصیتها و اجرا
او شخصیتی را میسازد که میان میل به استقلال و نیاز به تعلق در نوسان است، بیآنکه این کشمکش را به نمایشهای پرشور و پیدرپی تبدیل کند. آهیونگ گاه مردد یا بسته به نظر میرسد، اما این ویژگی با تجربهٔ زیستی او تناسب دارد: کسی که ناچار شده زودتر از موعد به بزرگسالی قدم بگذارد، ممکن است در بیان نیازهای خود چندان آسوده نباشد.
ریو هیونکیونگ نیز به یونگچه بُعدی انسانی میدهد. شخصیت او در معرض قضاوت است، اما بازی بازیگر اجازه نمیدهد که او فقط به مجموعهای از خطاها یا دشواریهایش فروکاسته شود. در برابر آهیونگ، یونگچه گاهی خشن و دفاعی جلوه میکند و گاهی فرسودگی و درماندگیاش آشکار میشود. حضور بازیگرانی چون یوم ههران نیز به فضای اجتماعی فیلم وزن میبخشد، هرچند برخی از شخصیتهای پیرامونی بیش از آنکه به شخصیتهایی کاملاً شکلگرفته تبدیل شوند، در خدمت پیشبرد فضای داستان باقی میمانند.
فضاسازی و نگاه اجتماعی فضای فیلم با زندگی روزمرهٔ شخصیتها پیوندی نزدیک دارد. محیطهای کاری، خانه و رفتوآمدهای میان آنها، جهانی بیزرقوبرق میسازند که در آن تنگنای مالی نه یک موضوع فرعی، بلکه نیرویی دائمی است. فیلم برای نشاندادن دشواری زندگی این دو زن به توضیحهای طولانی نیاز ندارد؛ زمانبندی کار، خستگی و اضطراب ناشی از پول، خود بخشی از روایتاند.
از این جهت، فضاسازی رازآمیز اثر بیشتر از جنس نادانستن و انتظار است تا معمایی که تماشاگر باید پاسخ آن را پیدا کند. عنوان کوتاه فیلم نیز میتواند توجه را به فردیت و خودِ انسانی جلب کند؛ به اینکه هر شخصیت، پیش از آنکه مادر، پرستار یا یتیم باشد، فردی با نیازها و گذشتهٔ خاص خویش است.
« ریو هیونکیونگ نیز به یونگچه بُعدی انسانی میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فیلم این امکان را بهطور کامل بسط نمیدهد و تمرکز اصلیاش را بر رابطهٔ دو زن و مسئولیت مشترکشان در قبال کودک نگه میدارد. ریتم و انسجام روایت «I» در ساختن حالوهوایی ناآرام و کنجکاویبرانگیز موفق است. حادثه، رابطهای را که در ابتدا بر پایهٔ نیاز کاری شکل گرفته بود، از تعادل خارج میکند و فیلم برای مدتی تماشاگر را در انتظار روشنشدن پیامدها نگه میدارد.
بااینحال، روایت در بخشهایی پراکنده میشود و توجه خود را میان زندگی خصوصی، فشارهای کاری و کشمکش اصلی تقسیم میکند؛ بیآنکه هر مسیر را به یک اندازه پرورش دهد. نتیجه گاه حس پیوستگی را تضعیف میکند. ریتم نیز یکدست نیست. مکثهای طولانی و صحنههای روزمره به ساخت حس واقعگرایانهٔ فیلم کمک میکنند، اما در بعضی بخشها به کندی میانجامند و از کشش داستان میکاهند.
این انتخاب برای تماشاگرانی که درامهای آرام و شخصیتمحور را میپسندند، میتواند بخشی از جذابیت اثر باشد؛ اما مخاطبی که انتظار پیشروی پیوسته و پرداخت دقیق همهٔ خطوط فرعی را دارد، احتمالاً با افتوخیزهایی روبهرو خواهد شد. قوتها و محدودیتها مهمترین نقطهٔ قوت فیلم، توجه آن به پیچیدگی رابطهای است که بهسادگی میتوانست به کشمکشی اخلاقی و یکطرفه تبدیل شود.
«I» میفهمد که فقر و محرومیت فقط پسزمینهٔ داستان نیستند؛ آنها شکل رابطهها، انتخابها و امکان مراقبت را تعیین میکنند. بازیهای اصلی نیز به این نگاه کمک میکنند و سبب میشوند تنش میان آهیونگ و یونگچه صرفاً حاصل رخدادها نباشد، بلکه از تفاوت در ترسها، نیازها و برداشتهایشان از مسئولیت سرچشمه بگیرد.
« ریتم و انسجام روایت «I» در ساختن حالوهوایی ناآرام و کنجکاویبرانگیز موفق است. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، فیلم در پرداخت برخی انگیزهها و شخصیتهای فرعی کم میآورد. بعضی از موقعیتها ظرفیت گسترش بیشتری دارند، اما روایت پیش از آنکه معنای عاطفی یا اجتماعیشان کاملاً روشن شود، از آنها عبور میکند. همین مسئله، همراه با ریتم نابرابر، مانع میشود که اثر در همهٔ لحظهها به همان اندازهٔ تأثیرگذار باشد.
بااینحال، این نارساییها از توجه فیلم به موضوع اصلیاش نمیکاهند؛ بیشتر نشان میدهند که جاهطلبی عاطفی و اجتماعی روایت از انسجام اجرایی آن پیشی گرفته است. جمعبندی «I» درامی انسانی دربارهٔ مراقبت، محرومیت و دشواری تصمیمگرفتن در شرایطی است که هیچکس از امنیت کافی برخوردار نیست. فیلم از ارائهٔ حکمهای ساده دربارهٔ مادری یا مسئولیت پرهیز میکند و نیروی خود را از تقابل دو زن میگیرد که هر یک بهنحوی در پی حفظ چیزی ارزشمندند.
فضاسازی درگیرکننده و بازیهای باورپذیر، اثر را به تجربهای عاطفی تبدیل میکنند؛ هرچند پراکندگی بعضی بخشها و افت ریتم، از انسجام آن میکاهد. حاصل، فیلمی بینقص نیست، اما در طرح پرسشهای دشوار و انسانی دربارهٔ خانواده و حق مراقبت، اثری قابلتأمل و ماندگار در ذهن است.
« در مقابل، فیلم در پرداخت برخی انگیزهها و شخصیتهای فرعی کم میآورد. »



ثبت دیدگاه