نقد و بررسی
نقد I.T. | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده مرکزی: خانه هوشمند بهمثابه میدان تهدید فیلم «I.T.» به کارگردانی John Moore از هراسی معاصر بهره میگیرد: فناوریای که زندگی را آسانتر و خانه را هوشمندتر میکند، ممکن است راه نفوذ و نظارت را نیز هموار سازد. مایک ریگن، بازرگانی موفق که خانوادهاش را در خانهای مجهز به سامانههای پیشرفته گرد آورده، ناگهان درمییابد ابزارهایی که به آنها اعتماد کرده میتوانند علیه او به کار بیفتند.
ایده در ذات خود ظرفیت یک تریلر مؤثر را دارد؛ زیرا تهدید نه از مکانی دور، بلکه از وسایل روزمره و فضای خصوصی خانه سر برمیآورد. فیلم در بهترین لحظاتش همین مرز لرزان میان آسایش و آسیبپذیری را به دلهره بدل میکند. با این همه، «I.T.» بیش از آنکه درباره فناوری به معنای دقیق کلمه باشد، داستانی آشنا درباره تعقیب، انتقام و فروپاشی امنیت خانوادگی است که لباس روزآمدی بر تن کرده.
عنوان فیلم نیز به حوزه فناوری اشاره دارد، اما از همان ابتدا روشن است که مسئله اصلی، خودِ رایانهها نیستند؛ مسئله اعتماد بیاحتیاطانه و قدرتی است که دسترسی به اطلاعات شخصی در اختیار فردی بدخواه میگذارد. فیلم این تم را بهروشنی عرضه میکند، اما کمتر میکوشد آن را از سطح هشدار عمومی فراتر ببرد.
روایت و کشش دراماتیک داستان از موقعیتی ساده و قابلفهم آغاز میشود: مایک برای رفع مشکلی فنی از اِد کمک میگیرد و رابطه کاری آن دو بهتدریج به بحرانی شخصی و خطرناک تبدیل میشود. فشردگی روایت و سرعت حرکت میان رخدادها، فیلم را در بیشتر زمانش سرگرمکننده نگه میدارد. تهدیدها پلهپله گستردهتر میشوند و هرچه خانواده ریگن بیشتر در محاصره قرار میگیرد، خانهای که قرار بود پناهگاه باشد، حالتی ناآرام و بیگانه پیدا میکند.
« فیلم در بهترین لحظاتش همین مرز لرزان میان آسایش و آسیبپذیری را به دلهره بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما همین شتاب، گاه به بهای منطق و پرداخت تمام میشود. برخی اتفاقها نه از تصمیمهایی که بهخوبی زمینهچینی شده باشند، بلکه از نیاز فیلمنامه به پیشبردن بحران برمیآیند. روایت نیز به الگوی شناختهشده تریلرهای انتقاممحور وفادار میماند: شخصیت قدرتمند با تهدیدی شخصی روبهرو میشود، تلاش میکند اوضاع را مهار کند و سرانجام ناچار میشود مستقیم وارد میدان شود.
بنابراین فیلم در ایجاد انتظار و حفظ ضرباهنگ موفقتر از غافلگیری یا ساختن مسیری واقعاً تازه است. تعلیق و فضای ناامنی نقطه قوت فیلم، استفاده از فضای خصوصی برای تولید اضطراب است. خانه هوشمند ریگن، با درها، دوربینها، ارتباطات و سامانههای متصلش، در آغاز نشانه ثروت و آسایش به نظر میرسد؛ اما همان امکانات بهتدریج احساس محاصره ایجاد میکنند.
تماشاگر بهجای آنکه فقط نگران حملهای بیرونی باشد، به امکان نفوذ از راه ابزارهای معمولی هم فکر میکند. این جابهجایی، بذر تعلیق را بهخوبی میکارد و به فیلم هویتی متمایز از یک تریلر خانگی صرف میبخشد. کارگردانی John Moore در تنظیم موقعیتهای تهدیدآمیز و حفظ حرکت روایت کارآمد است.
فیلم بیآنکه به پیچیدگی بصری چشمگیری برسد، میداند چگونه فضای خانه و محیط کاری را به محل بیاعتمادی بدل کند. بااینحال، بخش مهمی از دلهره بر تکرار یک تصور استوار میشود: هر وسیله متصل میتواند به ابزار مزاحمت بدل شود. وقتی این ایده چند بار به شکل مشابه بازمیگردد، اثرگذاری آن کاهش مییابد و فیلم برای بالا نگهداشتن تنش به رخدادهای پرصداتر وابسته میشود.
« اما همین شتاب، گاه به بهای منطق و پرداخت تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و مناسبات شخصیتها پیرس برازنان در نقش مایک ریگن، ترکیبی از اقتدار و آشفتگی را به نمایش میگذارد. چهره و حضور آشنای او برای نقش مردی موفق که ناگهان کنترل زندگیاش را از دست میدهد مناسب است؛ او میتواند هم اعتمادبهنفس یک مدیر را نشان دهد و هم هراس پدری را که امنیت خانوادهاش در معرض خطر است.
بااینحال، فیلم فرصت چندانی برای کاوش در تناقضهای درونی مایک فراهم نمیکند. شخصیت بیشتر بر اساس کارکردش در داستان شکل میگیرد: مردی که باید واکنش نشان دهد، تصمیم بگیرد و بحران را دنبال کند. جیمز فریشویل در نقش اِد، حضوری مؤثر و ناآرامکننده دارد. بازی او در ساختن فاصلهای میان ظاهر عادی شخصیت و تهدید نهفته در رفتارهایش کمککننده است، هرچند خود شخصیت از پرداخت روانشناختی عمیق محروم میماند.
انگیزههای او به اندازهای روشن نیستند که بتوانند تصویری پیچیده یا چندوجهی بسازند؛ در نتیجه، اِد بیشتر به چهرهای برای تجسم خطر تبدیل میشود تا انسانی با منطق درونی قابلکاوش. آنا فریل و استفانی اسکات نیز در مرکز بحران خانوادگی حضور دارند، اما نقشهایشان غالباً تابع تصمیمها و واکنشهای مایک است.
خانواده در مقام موضوع تهدید مهم است، ولی اعضای آن به یک اندازه شخصیتپردازی نمیشوند. فناوری؛ ایدهای جذاب با اجرایی سست «I.T.» در انتخاب موضوعی متناسب با زمانهاش هوشمندانه عمل میکند. تلفنها، سامانههای نظارتی و خانههای متصل، بخش جداییناپذیر زندگی امروزند و امکان دسترسی به اطلاعات شخصی میتواند پیامدهایی واقعی داشته باشد.
« بازیها و مناسبات شخصیتها پیرس برازنان در نقش مایک ریگن، ترکیبی از اقتدار و آشفتگی را به نمایش میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از این نگرانی برای ساختن تعلیق استفاده میکند و پرسشی قابلتأمل پیش میکشد: وقتی زندگی روزمره به شبکهای از دستگاهها وابسته است، امنیت دقیقاً در کجا قرار دارد؟ مشکل آنجاست که نمایش تواناییهای فنی گاهی تابع هیجان صحنه است، نه منطق قابلقبول. هک در فیلم اغلب به نیرویی همهکاره و فوری تبدیل میشود که میتواند تقریباً هر مانعی را کنار بزند.
جزئیات فنی نه به شکلی روشن و سنجیده توضیح داده میشوند و نه محدودیتهای فناوری به رسمیت شناخته میشوند. این اغراق ممکن است برای پیشبرد تعقیبوگریز مفید باشد، اما اعتماد به جهان داستان را تضعیف میکند. در نتیجه، تماشاگر بهجای آنکه تهدید را از دل جزئیات باور کند، گاه ناچار است قواعد منعطف فیلم را بپذیرد.
مضمونهای زیرپوستی و محدودیتهای فیلمنامه فیلم به شکلی ضمنی درباره طبقه، اقتدار و آسیبپذیری سخن میگوید. مایک به ثروت و موقعیت اجتماعی خود خو گرفته و تصور میکند میتواند پیرامونش را مدیریت کند؛ اما بحران نشان میدهد که دارایی و نفوذ لزوماً امنیت نمیآورند. از سوی دیگر، دسترسی دیجیتال نوعی قدرت نامرئی فراهم میآورد که میتواند فاصله میان فردی کمنفوذ و صاحبقدرت را موقتاً از میان بردارد.
این تقابل، بالقوه میتوانست به درامی اجتماعی و اخلاقیتر بینجامد. بااینحال، فیلمنامه ترجیح میدهد این پرسشها را در سطحی مستقیم و کاربردی نگه دارد. شخصیتها بیشتر برای پیشبرد بحران به کار میآیند تا برای گشودن لایههای تازهای از مضمون. همچنین، تقابل خیر و شر چندان مبهم نیست و فیلم کمتر به پیامدهای اخلاقی رفتار مایک یا پیچیدگیهای رابطه او با اطرافیانش میپردازد.
« مشکل آنجاست که نمایش تواناییهای فنی گاهی تابع هیجان صحنه است، نه منطق قابلقبول. »
قوتها و کاستیها
این سادگی، تماشای اثر را آسان میکند، اما از ماندگاری آن میکاهد: ایدهای بهروز در اختیار فیلم قرار دارد، ولی داستان در بسیاری از لحظات از الگوهای آشنای ژانر فاصله نمیگیرد. ریتم، لحن و تجربه تماشا ریتم تند و فضای رازآلود از عواملی هستند که «I.T.» را به تریلری قابلتماشا تبدیل میکنند.
فیلم از مکثهای طولانی پرهیز میکند و معمولاً پس از هر مرحله از بحران، مسیر تازهای برای افزایش نگرانی میگشاید. این شتاب برای مخاطبی که به دنبال سرگرمی پرحادثه است، امتیاز محسوب میشود؛ اما گاه اجازه نمیدهد ترس، روابط خانوادگی یا پیامدهای روانی تهدید عمق کافی پیدا کنند. لحن فیلم نیز میان تریلر فناوری و داستان انتقامجویانه در نوسان است.
در صحنههایی که بر نظارت و نقض حریم خصوصی تمرکز میشود، اثر هویتی امروزی پیدا میکند؛ در بخشهایی دیگر، به الگوی آشنای رویارویی قهرمان و مهاجم بازمیگردد. این دوگانگی الزاماً مانع سرگرمکنندگی نیست، اما مانع انسجام کامل اثر میشود. فیلم میخواهد هم هشدار اجتماعی باشد و هم تریلری پرشتاب؛ حاصل، اثری است که در هر دو زمینه نشانههایی از موفقیت دارد، اما هیچکدام را تا نهایت پیش نمیبرد.
جمعبندی «I.T.» تریلری خوشریتم با ایدهای همزمان و پرظرفیت است: تبدیل خانه هوشمند و ابزارهای ارتباطی به سرچشمه ناامنی. بازی پیرس برازنان و جیمز فریشویل به تقابل مرکزی انرژی میبخشد و فضای فیلم در حفظ حس تهدید مؤثر است. در مقابل، داستان به الگوهای آشنا تکیه دارد، شخصیتها عمق محدودی دارند و تصویر فناوری بیش از آنکه دقیق باشد، در خدمت هیجان قرار میگیرد.
« لحن فیلم نیز میان تریلر فناوری و داستان انتقامجویانه در نوسان است. »
جمعبندی
در نهایت، فیلم برای تماشاگرانی که تریلری ساده، پرکشش و بینیاز از پیچیدگیهای روایی میخواهند، تجربهای قابلقبول فراهم میکند. اما کسانی که انتظار دارند موضوع فناوری با ظرافت، واقعگرایی و تحلیل روانشناختی جدیتری همراه شود، احتمالاً از ظرفیتهای استفادهنشده آن آگاه خواهند شد.
«I.T.» یادآوری میکند که ایدهای جذاب بهتنهایی کافی نیست؛ برای آنکه هراس دیجیتال واقعاً در ذهن بماند، شخصیتها و منطق جهان داستان نیز باید به اندازه تهدیدهایش باورپذیر باشند.
ثبت دیدگاه