نقد و بررسی
نقد I Love My Dad | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با هستهای تلخ «I Love My Dad» از موقعیتی میآغازد که در یک جمله هم خندهدار به نظر میرسد و هم نگرانکننده: پدری که از سوی پسرش طرد شده، برای بازگشت به زندگی او هویت زنی جوان را جعل میکند. چاک میخواهد دوباره با فرانکلین حرف بزند، اما راهی که انتخاب میکند نه صادقانه است و نه بیخطر.
همین تناقض، موتور اصلی فیلم است؛ داستان دربارهٔ میل به نزدیکی است، اما نشان میدهد که اشتیاق به رابطه، بهخودیخود رفتارهای آسیبزا را توجیه نمیکند. فیلم از این وضعیت، کمدیِ موقعیت میسازد، ولی خندهاش از جنسی آسوده و سبک نیست. هر گامی که چاک برای حفظ نقابش برمیدارد، او را بیشتر در شبکهای از دروغها گرفتار میکند و تماشاگر را میان خنده و دلواپسی نگه میدارد.
به این ترتیب، پرسش مهم اثر فقط این نیست که نقشهٔ چاک تا کجا پیش میرود؛ پرسش این است که آیا نیت خیر، وقتی با بیمسئولیتی و فریب همراه میشود، هنوز میتواند نام محبت بگیرد یا نه. چاک؛ پدری که نیت خوبش کفایت نمیکند چاک شخصیت محوریِ اخلاقی فیلم است؛ نه شروری حسابگر که از آزار پسرش لذت ببرد و نه پدری قابلاعتماد که فقط در انتخاب روش دچار اشتباه شده باشد.
او ترکیبی از نگرانی، خودمحوری و گریز از پیامدهاست. میخواهد در زندگی فرانکلین حضور داشته باشد، اما بهجای روبهروشدن با زخمهایی که خود به رابطه وارد کرده، راهی میانبُر میجوید. جعل هویت برای او راهی است تا از دروازهای وارد شود که پسرش بسته است؛ اما همین راه، اعتماد را به چیزی شکنندهتر بدل میکند.
« چاک میخواهد دوباره با فرانکلین حرف بزند، اما راهی که انتخاب میکند نه صادقانه است و نه بیخطر. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی Patton Oswalt به این دوگانگی جان میدهد. او چاک را با نوعی درماندگیِ مضحک بازی میکند: مردی که در لحظههای حساس، بهجای ایستادن و پذیرفتن خطا، به دروغ بعدی پناه میبرد. بازی او اجازه نمیدهد مخاطب بهسادگی شخصیت را محکوم یا تبرئه کند. گاه نگرانیاش برای پسرش واقعی به نظر میرسد؛ بااینحال، فیلم فراموش نمیکند که محبت، اگر با مرزبندی و صداقت همراه نباشد، میتواند به شکل دیگری از تحمیل تبدیل شود.
فرانکلین؛ تنهایی و نیاز به دیدهشدن فرانکلین صرفاً ابزاری برای پیشبردن نقشهٔ پدرش نیست. آسیبپذیری او و اشتیاقش به داشتن رابطهای صمیمی، پایهٔ عاطفی داستان را شکل میدهد. او با هویتی ساختگی پیوند میگیرد، اما احساساتی که تجربه میکند ساختگی نیستند. فیلم از این فاصله بهره میگیرد: مخاطب میداند آن سوی گفتوگو چه کسی نشسته، درحالیکه فرانکلین به تصوری دیگر دل بسته است.
این نابرابری، خنده را با اندوه میآمیزد. James Morosini در نقش فرانکلین، سادهدلی او را به حماقت تقلیل نمیدهد. باورپذیری شخصیت از همینجا میآید که نیاز او به ارتباط، در شرایط تنهایی و آشفتگی عاطفی، او را پذیرای توجهی میکند که در ظاهر گرم و بیقیدوشرط است. فیلم در عین حال با پرهیز از داوری شتابزده، نشان میدهد فریبخوردن لزوماً نشانهٔ ضعف یا نادانی نیست؛ گاهی آدمها به چیزی اعتماد میکنند، چون بیش از هر چیز به پیوند انسانی نیاز دارند.
کمدیِ معذبکننده و مرز تحمل تماشاگر بخش مهمی از نیروی فیلم از کمدیِ معذبکننده میآید. تماشاگر پیوسته منتظر است دروغ چاک آشکار شود و در عین حال شاهد است که او برای عقبانداختن آن لحظه، تصمیمهای بدتری میگیرد. خنده در اینجا از برتریِ امن مخاطب نمیآید؛ از این واقعیت میآید که میتوانیم همزمان رفتار شخصیت را مضحک بدانیم و از پیامدهایش بترسیم.
« بازی Patton Oswalt به این دوگانگی جان میدهد. »
شخصیتها و اجرا
موقعیتها هرچه خصوصیتر و نامتعارفتر میشوند، طنز نیز بهتدریج رنگ اضطراب میگیرد. این لحن، البته، برای همه خوشایند نیست. فیلم گاه بر شوخیهای چندشآور یا موقعیتهایی تکیه میکند که عمداً تماشاگر را پس میزنند. گاهی نیز صحنهٔ خجالتآور بیش از اندازه ادامه مییابد و بهجای آنکه فشار طنز را بیشتر کند، تحملپذیری روایت را میآزماید.
این انتخاب بخشی از هویت اثر است، اما همیشه به نتیجهای متناسب نمیرسد: مرز باریک میان طنز جسورانه و فرساینده، در بعضی لحظهها به سود دومی جابهجا میشود. روایت دیداری و جانبخشیدن به گفتوگوی آنلاین یکی از تصمیمهای خلاقانهٔ فیلم، تبدیل پیامهای مجازی به صحنههایی قابلدیدن است. گفتوگوهای فرانکلین و «بکا» تنها به تصویر صفحهٔ تلفن محدود نمیمانند؛ حضور خیالی او در فضای پیرامون فرانکلین، رابطهٔ آنلاین را شکل جسمانی میبخشد.
این تمهید، از تکرار نمایش پیامها جلوگیری میکند و به مخاطب امکان میدهد نزدیکیای را تجربه کند که فرانکلین تصور میکند در حال شکلگیری است. در عین حال، این شیوه فقط یک آرایش بصری نیست؛ به مضمون فیلم هم خدمت میکند. فضای مجازی هم امکان میدهد آدمها از فاصله به هم نزدیک شوند و هم زمینهای فراهم میآورد تا تصویر مطلوبی از خود بسازند و پشت آن پنهان شوند.
فیلم این دو کارکرد را در هم میتند: گفتوگوی آنلاین برای فرانکلین دریچهای به صمیمیت است، اما برای چاک پوششی برای فرار از مواجههٔ واقعی. فاصلهٔ میان این دو تجربه، یکی از ایدههای ظریفتر فیلم را میسازد. بازی گروهی و کنترل لحن بازی Oswalt و Morosini ستون اصلی فیلم است، اما Claudia Sulewski نیز در شکلدادن به جهان خیالی داستان نقشی مهم دارد.
« موقعیتها هرچه خصوصیتر و نامتعارفتر میشوند، طنز نیز بهتدریج رنگ اضطراب میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«بکا» برای فرانکلین صرفاً یک چهرهٔ جذاب نیست؛ تصویری از همراهی و پذیرش است که او آرزویش را دارد. حضور او باید هم به رابطهای باورپذیر شکل دهد و هم یادآوری کند که این صمیمیت بر بنیانی نادرست بنا شده است. Sulewski از این دوگانگی بهره میبرد و به شخصیت خیالی، حضوری گرم و قابلباور میبخشد.
فیلم در بخشهایی که کمدی را با درام خانوادگی میآمیزد، به تعادل قابلتوجهی میرسد. بااینحال، این تعادل همیشه پایدار نیست. سنگینیِ وضعیت فرانکلین و نگرانی دربارهٔ حال روحی او، گاهی با لحن سبک و اغراقآمیز موقعیتها اصطکاک پیدا میکند. همین اصطکاک میتواند اثرگذار باشد، اما در لحظههایی نیز سبب میشود طنز، رنج شخصیت را کمرنگ کند یا درام بیش از اندازه ناگهانی وارد صحنه شود.
اخلاق فریب و پیامدهای رابطه «I Love My Dad» در نهایت از مخاطب میخواهد میان نیت و عمل تمایز بگذارد. چاک ممکن است واقعاً بخواهد به پسرش کمک کند، اما روش او کنترلگرانه و فریبکارانه است. او برای بهدستآوردن نزدیکی، حق انتخاب فرانکلین را دور میزند؛ درست همان چیزی که اعتماد را ناممکن میکند.
فیلم این مسئله را به بحثی کلیتر دربارهٔ ارتباط در عصر شبکههای اجتماعی گسترش میدهد: فناوری میتواند فاصله را کاهش دهد، اما صداقت را تضمین نمیکند و حتی گاه پنهانکاری را آسانتر میسازد. بااینهمه، اثر همیشه پیامدهای این رفتارها را با همان دقتی بررسی نمیکند که زمینهٔ کمدی آنها را میسازد.
« بکا» برای فرانکلین صرفاً یک چهرهٔ جذاب نیست؛ تصویری از همراهی و پذیرش است که او آرزویش را دارد. »
قوتها و کاستیها
بعضی تصمیمها چنان عجیب و خطرناکاند که تماشاگر ممکن است احساس کند روایت از پیامد اخلاقیشان عبور میکند تا به موقعیت بعدی برسد. همین مسئله میتواند پایانبندی را برای برخی مخاطبان ناخوشایند کند؛ نه لزوماً بهخاطر نتیجهٔ عاطفی آن، بلکه چون آشتی و احساس، در برابر آسیبِ ناشی از فریب، پرسشهایی حلنشده باقی میگذارند.
جمعبندی «I Love My Dad» کمدیای خانوادگی و نامتعارف است که از موقعیتی بهغایت خجالتآور، داستانی دربارهٔ تنهایی، اعتماد و میل به ترمیم رابطه میسازد. جسارت ایده و اجرای صادقانهٔ بازیگران، به آن نیرویی فراتر از یک شوخی بلندبالا میبخشد؛ بهویژه آنجا که خنده ناگهان جای خود را به همدلی یا اندوه میدهد.
در مقابل، شوخیهای چندشآور و کشآمدن برخی موقعیتها ممکن است تجربهٔ تماشا را دشوار کند و ابهام اخلاقیِ رفتار چاک همیشه به کاوشی به همان اندازه ژرف تبدیل نمیشود. ارزش فیلم بیش از آنکه در ستایش آشتی باشد، در نمایش پیچیدگی آن است: دوستداشتن یکدیگر، زخمها را خودبهخود پاک نمیکند و نیت خوب، جای صداقت را نمیگیرد.
این اثر با لحنی ناآرام و گاه نامتعارف، مخاطب را میان خنده، شرمساری و تأثر نگه میدارد؛ تجربهای که برای بعضی تماشاگران جذاب و بهیادماندنی خواهد بود و برای برخی دیگر بیش از حد آزارنده.



ثبت دیدگاه