نقد و بررسی
نقد مهلت یکساله (I Give It a Year) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی وارونه برای کمدی رمانتیک «I Give It a Year» با پرسشی آشنا اما وارونه آغاز میشود: آیا عشقِ پرشور و تصمیمی شتابزده برای ازدواج میتوانند به زندگی مشترکی پایدار بینجامند؟ نَت و جاش پس از آشنایی کوتاهی ازدواج میکنند و فیلم، در سال نخست زندگی مشترکشان، به فاصلهای مینگرد که میان شور آغازین و واقعیت روزمره پدید میآید.
این انتخاب، بالقوه، ظرفیت یک کمدی رمانتیک تازه را دارد؛ بهجای آنکه فقط مسیر رسیدن دو نفر به یکدیگر را دنبال کند، از همان ابتدا به پرسش دشوارترِ پس از وصال میپردازد: آیا این دو نفر اساساً برای زیستن در کنار هم مناسباند؟ عنوان فیلم نیز از ابتدا سایهای از تردید بر ازدواج میاندازد؛ بااینحال، اثر قرار نیست صرفاً حکایتی تلخ درباره فروپاشی رابطه باشد.
فیلم میان هجوِ مناسبات زناشویی، کمدیِ شرمندگی و لحظههایی از رمانس در رفتوآمد است. همین ترکیب، هم منبع جذابیت آن است و هم سرچشمه بخشی از ناهماهنگیهایش. روایت و ریتم داستان، زندگی نَت و جاش را نه در قالب یک مسیر کاملاً خطی، بلکه با رفتوبرگشتهایی میان دورههای مختلف رابطهشان پی میگیرد.
گفتوگوهای زوج با مشاور زناشویی نیز به فیلم امکان میدهد فاصله میان آنچه دو شخصیت درباره زندگی مشترک خود میگویند و آنچه در رفتارشان آشکار میشود، به مادهای کمیک بدل شود. این ساختار میتوانست به تدریج لایههای رابطه را کنار بزند و تناقضهای دو شخصیت را روشنتر کند؛ اما نتیجه همیشه به همان اندازه منسجم نیست.
« فیلم میان هجوِ مناسبات زناشویی، کمدیِ شرمندگی و لحظههایی از رمانس در رفتوآمد است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی روایت به جای آنکه هر صحنه را به تغییری تازه در رابطه پیوند بزند، از یک موقعیت کمیک به موقعیت بعدی میپرد. این پراکندگی بر ریتم اثر میگذارد. بعضی بخشها با ضرباهنگی مناسب پیش میروند و شوخیهایشان فرصت مییابد اثر بگذارد؛ در بخشهایی دیگر، صحنهها بیش از اندازه طول میکشند و تکرار موقعیتهای معذبکننده، تازگی نخستین برخورد را از میان میبرد.
فیلم در حدود نودوهفت دقیقه روایت میشود، اما احساس کشآمدن در لحظاتی که شوخیها به نتیجه نمیرسند، همچنان برجسته است. طنز میان خنده و شرمندگی مهمترین ابزار کمدی فیلم، خجالتزدگی است: گفتوگوهای بیملاحظه، موقعیتهایی که افراد در آنها نمیدانند چگونه خود را جمعوجور کنند و شوخیهایی که مرز میان خندهداربودن و زنندهبودن را میآزمایند.
این جنس طنز، اگر با زمانبندی دقیق و تغییر مداوم موقعیت همراه باشد، میتواند بسیار مؤثر باشد؛ زیرا تماشاگر همزمان از صحنه میخندد و از گرفتاری شخصیتها معذب میشود. فیلم در چند لحظه دقیقاً به همین تعادل میرسد و شوخیهایی ناگهانی و بهیادماندنی میسازد. مسئله آن است که اثر بیش از حد به همین شیوه تکیه میکند.
وقتی هر موقعیت بهدنبال شوک یا شرمندگی است، آنچه ابتدا غافلگیرکننده به نظر میرسید، به عادت بدل میشود. در نتیجه، بخشی از شوخیها نه بهسبب جسارتشان، بلکه بهسبب طولانیشدن و اصرار بر یک لحن واحد، خستهکننده میشوند. فیلم گاه چنان سرگرم عبور از مرزهای آداب معاشرت است که فراموش میکند شوخی، برای دوامآوردن، به تنوع و ظرافت نیز نیاز دارد.
« گاهی روایت به جای آنکه هر صحنه را به تغییری تازه در رابطه پیوند بزند، از یک موقعیت کمیک به موقعیت بعدی میپرد. »
شخصیتها و اجرا
این همان دلیلی است که باعث میشود یک صحنه برای برخی تماشاگران بیاختیار خندهآور و برای برخی دیگر تحملناپذیر باشد. رمانس در برابر هجو تناقض اصلی «I Give It a Year» تنها میان دو شخصیت نیست؛ در خودِ لحن فیلم نیز حضور دارد. از یک سو، اثر میخواهد به رابطه، کشش عاطفی و امکان یافتن همراهی مناسب اهمیت بدهد.
از سوی دیگر، با نگاهی بدبینانه و هجوآمیز به ازدواج، قرارهای عاشقانه و مناسبات اجتماعی نزدیک میشود. در بعضی لحظهها این دو رویکرد یکدیگر را غنی میکنند: طنز، کلیشههای رمانتیک را میشکند و رمانس، به هجو گرمای انسانی میبخشد. اما پیوند میان آنها پایدار نیست. گاهی فیلم از تماشاگر میخواهد احساسات شخصیتها را جدی بگیرد، درست در لحظهای که شوخی یا رفتار اغراقآمیز بعدی، این احساسات را به حاشیه میراند.
گاهی نیز صحنهای که میتوانست با لحنی سبک و عاشقانه ادامه یابد، ناگهان به سمت شوخیای ناهماهنگ میپیچد. حاصل، نه کمدی سیاهی کاملاً یکدست است و نه کمدی رمانتیکی که بتواند پیوندهای عاطفیاش را با اطمینان بسازد. ایده مرکزی جذاب است، اما فیلم همیشه نمیداند چه لحنی را باید در خدمت آن قرار دهد.
بازیها و شخصیتها بازیگران از نقاط قوت روشن فیلماند. Rose Byrne در نقش نَت، زنی موفق و مسلط بر زندگی حرفهای خود، ظرافتی به نقش میدهد که از تبدیلشدن شخصیت به طرحی ساده جلوگیری میکند. Rafe Spall نیز جاش را با دستپاچگی و نوعی آشفتگی کمیک بازی میکند؛ گویی هر بار که میخواهد خود را از موقعیتی دشوار بیرون بکشد، بیشتر در آن فرومیرود.
« رمانس در برابر هجو تناقض اصلی «I Give It a Year» تنها میان دو شخصیت نیست؛ در خودِ لحن فیلم نیز حضور دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تضاد میان این دو، زمینهای مناسب برای نمایش اختلاف در خلقوخو و انتظاراتشان فراهم میآورد. Anna Faris و Simon Baker نیز در نقشهای مکمل، حضور مؤثری دارند و به فضای چندلایه روابط کمک میکنند. در کنار آنها، بازیگرانی چون Minnie Driver، Stephen Merchant و Olivia Colman به فیلم رنگوبویی ویژه میبخشند.
نکته مهم آن است که گروه بازیگران، حتی در صحنههایی که متن به شوخیهای کماثر متوسل میشود، غالباً میکوشند به رفتارها و واکنشها حسی از واقعیت بدهند. بعضی از بهترین لحظات فیلم نه از ایدهای پیچیده، بلکه از مکث، نگاه یا نحوه بیان یک جمله جان میگیرند. بااینحال، بازی خوب نمیتواند بهتنهایی کمبودهای ریتم و فیلمنامه را جبران کند.
ظرفیت هدررفته و مخاطب مناسب فیلم از مصالحی برخوردار است که میتوانستند به کمدی رمانتیک متفاوتتری بینجامند: ازدواجی که با شتاب شکل گرفته، زوجی که تفاوتهایشان بهتدریج برجسته میشود و دوستان و نزدیکانی که هرکدام تصویری از رابطه مطلوب دارند. اما بسیاری از این ایدهها به جای آنکه در تحول شخصیتها ریشه بدوانند، بهانهای برای ساختن موقعیتی کمیک میشوند.
به همین دلیل، تماشاگر ممکن است از یک شوخی مشخص لذت ببرد، اما نسبت به مسیر عاطفی زوج اصلی فاصله بگیرد. این فیلم بیش از همه برای کسانی مناسب است که با طنز خشن، شوخیهای جنسی و کمدیِ معذبکننده ارتباط برقرار میکنند و از لحظههای بیهوا و گاه نامتعارف استقبال میکنند. اگر انتظار یک کمدی رمانتیک گرم، متعادل و پیوسته را داشته باشیم، ناهمگونی لحن و تکرار شوخیها احتمالاً آزاردهنده خواهد شد.
« تضاد میان این دو، زمینهای مناسب برای نمایش اختلاف در خلقوخو و انتظاراتشان فراهم میآورد. »
قوتها و کاستیها
ارزش تماشای فیلم بیشتر در بازیهای خوب و چند لحظه واقعاً خندهدار آن است تا در روایتی که از ابتدا تا انتها با قدرت پیش برود. جمعبندی «I Give It a Year» ایدهای جذاب دارد و گروهی از بازیگران توانا را در اختیار گرفته است، اما نمیتواند همه ظرفیتهای این ترکیب را به تجربهای یکپارچه تبدیل کند.
فیلم در بهترین لحظاتش با شوخیهای ناگهانی، بازیهای دقیق و وارونهکردن انتظارهای معمول از کمدی رمانتیک، تماشاگر را غافلگیر میکند. در ضعیفترین لحظات، با تکرار شوخیهای زننده و صحنههایی که بیش از اندازه کش میآیند، هم ریتم را فرسوده میکند و هم پیوند میان رمانس و هجو را سست میسازد.
در نهایت، این اثری است که احتمالاً واکنشهای دوگانه برمیانگیزد: بعضی از شوخیهایش میتوانند خندهای بلند به همراه بیاورند، اما همان شیوه طنز، وقتی بیوقفه تکرار میشود، ممکن است خستگی و معذببودن جای خنده را بگیرد. فیلم گاه بسیار بامزه است، اما بهندرت به تعادلی میرسد که ایده، لحن و احساس را بهتمامی در کنار هم نگه دارد.
« فیلم گاه بسیار بامزه است، اما بهندرت به تعادلی میرسد که ایده، لحن و احساس را بهتمامی در کنار هم نگه دارد. »
ثبت دیدگاه