نقد و بررسی
نقد من زلاتان هستم (I Am Zlatan) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
از حاشیه تا مرکز قاب «من زلاتان هستم» زندگی فوتبالیستی را روایت میکند که پیش از آنکه به ستارهای جهانی بدل شود، پسری مهاجر و سرکش در حاشیهٔ شهر مالمو بود. فیلم بهجای آنکه سراسر بر افتخارات ورزشی او تکیه کند، به دوران کودکی و نوجوانیاش بازمیگردد: خانهای ناآرام، احساس بیگانگی، دشواریهای اقتصادی و محلهای که در آن فوتبال نه سرگرمی، بلکه راهی برای یافتن جایگاه و اثبات خویشتن است.
این انتخاب، بالقوه میتواند تصویری انسانیتر از چهرهای بسازد که شهرتش غالباً با اعتمادبهنفس اغراقآمیز و رفتارهای جنجالی گره خورده است. فیلم در آغاز، استعداد زلاتان را نه صرفاً در توانایی ورزشی، بلکه در شیوهٔ حضورش نشان میدهد؛ او میخواهد دیده شود، حتی اگر این میل به ناسازگاری با دیگران بینجامد.
همین کشمکش، هستهٔ دراماتیک اثر را شکل میدهد: آیا خودباوریِ افراطی او نیرویی برای عبور از موانع است، یا مانعی که رشدش را دشوار میکند؟ «من زلاتان هستم» پرسش را مطرح میکند، اما همیشه به اندازهٔ کافی در آن درنگ نمیکند. کودکی؛ جاندارترین بخش روایت بخش مربوط به کودکی، از نظر عاطفی و نمایشی، قانعکنندهترین قسمت فیلم است.
تصویر زلاتانِ کمسن، پسری با انرژی فراوان و رفتاری دشوار، بیش از آنکه به ستارهای آیندهنگر شبیه باشد، کودکی است که در محیطی بیثبات راهی برای جلب توجه و حفظ استقلال خود میجوید. فیلم با تمرکز بر خانه، مدرسه و محله، زمینهای فراهم میکند تا فوتبال را همچون پناهگاهی قابل لمس ببینیم؛ جایی که قواعدش را میتوان آموخت و توانایی را میتوان بیواسطه به نمایش گذاشت.
« من زلاتان هستم» پرسش را مطرح میکند، اما همیشه به اندازهٔ کافی در آن درنگ نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی دومینیک آندرسون باجرکتاتی در نقش زلاتانِ نوجوان، بهویژه در انتقال سرکشی و آسیبپذیری، به این بخش گرما میبخشد. حضور او صرفاً بازسازی ظاهری نیست؛ بازیاش کمک میکند فاصلهٔ میان کودکِ لجوج و فردی که بعدها به شخصیتی مشهور بدل میشود، قابلباورتر شود. البته فیلم از دشواریهای خانوادگی گاه بهسرعت عبور میکند و از پرداختن عمیق به اثر ماندگار آنها بر شخصیت زلاتان بازمیماند؛ بااینحال، همین بخشهای آغازین از معدود لحظاتیاند که روایت فرصت مییابد با شخصیت خود همنفس شود.
دو زلاتان، یک مسیر ناپیوسته سپردن نقش زلاتان به دو بازیگر، تصمیمی عملی و در عین حال حساس است. دومینیک آندرسون باجرکتاتی دوران کودکی و گرانیت روشیتی دورهٔ نوجوانی و جوانی او را بازی میکنند. تفاوت چهره و سن بهخودیخود مسئلهای نیست؛ مهم آن است که تماشاگر بتواند پیوندی درونی میان این دو دوره احساس کند.
فیلم با تکرار بعضی ویژگیهای رفتاری و زبان بدن، برای ایجاد چنین پیوندی تلاش میکند و بازیگران نیز بهویژه در بازنمایی غرور، بیقراری و خوداتکایی شخصیت، هماهنگی قابلقبولی دارند. اما گذار میان دورههای زندگی همواره روان نیست. روایت گاهی با شتاب از رویدادی به رویداد دیگر میپرد و بهجای آنکه تغییرات شخصیت را در صحنههایی کامل و پیوسته بپروراند، اطلاعاتی از مسیر پیشرفت او عرضه میکند.
در نتیجه، برخی اتفاقها بیش از آنکه تجربه شوند، گزارش میشوند. این فشردگی در زندگینامهای که چندین سال و چند نقطهٔ عطف را دربرمیگیرد قابلفهم است، اما در اینجا به پراکندگی میانجامد: بعضی فصلها طولانیتر از نیاز به نظر میرسند و بعضی تغییرهای مهم، مجال کافی برای جاافتادن پیدا نمیکنند.
« دو زلاتان، یک مسیر ناپیوسته سپردن نقش زلاتان به دو بازیگر، تصمیمی عملی و در عین حال حساس است. »
شخصیتها و اجرا
شهرت؛ میان ستایش و نقد یکی از دشوارترین وظایف فیلم، نمایش شخصیتی است که جذابیتش تا اندازهای از اعتمادبهنفس بیپرده و منش ناسازگار او میآید. زلاتان در این روایت میخواهد قواعدی را که دیگران برایش تعیین میکنند زیر سؤال ببرد. فیلم گاه بهخوبی نشان میدهد که این رفتارها از تجربهٔ طردشدن، تحقیر و میل به کنترل سرنوشت خود سرچشمه میگیرند.
در چنین لحظاتی، تکبر او نه ویژگیای جدا از گذشتهاش، بلکه پاسخی آموختهشده به محیط پیرامونش به نظر میرسد. مشکل آنجاست که اثر همیشه میان توضیحدادن و توجیهکردن مرز روشنی نمیکشد. رفتار خودخواهانهٔ زلاتان گاه با چنان نگاهی همراه میشود که انگار صرفاً نشانهٔ نبوغ و استقلال اوست؛ حال آنکه درام میتوانست پیامدهای این منش را نیز جدیتر بررسی کند.
فیلم برای آنکه شخصیت اصلیاش را پیچیده نشان دهد، باید اجازه دهد ضعفها و آسیبهایی که به دیگران میرساند نیز به همان اندازهٔ استعدادش دیده شوند. این عدم توازن، تصویری سطحیتر از آنچه موضوع اقتضا میکند به دست میدهد. فوتبال؛ غایب در فیلمی دربارهٔ فوتبالیست برای فیلمی دربارهٔ یکی از چهرههای برجستهٔ فوتبال، انتظار میرود بازیها نه فقط پسزمینه، بلکه بخش مهمی از زبان سینمایی اثر باشند.
بااینحال، صحنههای فوتبال در «من زلاتان هستم» کمشمارند و از نظر هیجان نیز همیشه پاسخگوی انتظار نیستند. ورزش در گفتوگوها، تمرینها و اشاره به آیندهٔ حرفهای زلاتان حضور دارد، اما کمتر به تجربهای بدنی و پرتنش بدل میشود؛ تماشاگر کمتر حس میکند که در دل مسابقه ایستاده و لحظهبهلحظه با بازیکن پیش میرود.
« زلاتان در این روایت میخواهد قواعدی را که دیگران برایش تعیین میکنند زیر سؤال ببرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کمبود تنها مسئلهٔ تعداد صحنهها نیست. فوتبال میتوانست راهی برای بیان تغییرات درونی زلاتان باشد: رابطهاش با همتیمیها، واکنشش به شکست، یا دشواریِ سازگارشدن با بازی جمعی. فیلم گاه چنین لحظههایی را لمس میکند، اما پیوند میان زمین بازی و تحول شخصیت را بهاندازهٔ کافی گسترش نمیدهد.
ازاینرو، اثر برای مخاطبی که به فوتبال علاقهمند است ممکن است کمتر از حد انتظار هیجانانگیز باشد، و برای مخاطب ناآشنا نیز برخی نقاط عطف ورزشی بدون زمینهٔ دراماتیک کافی باقی بمانند. پایانبندی و اثر تصاویر واقعی فیلم در پایان از شیوهای استفاده میکند که پیوند میان بازسازی سینمایی و چهرهٔ واقعی زلاتان را برجسته میسازد.
حضور تصاویر واقعی او در فوتبال، به روایت نیرویی ویژه میدهد: تماشاگر از جهان داستانی فاصله میگیرد و با این آگاهی روبهرو میشود که مسیر دیدهشده بر زندگی شخصی واقعی استوار بوده است. این تمهید، بهخصوص پس از روایتی که گاه شتابزده و کمجزئیات پیش رفته، میتواند احساس فرجام و تکمیل ایجاد کند.
تأثیر این لحظه صرفاً از هیجان ورزشی نمیآید؛ تقابل بازیگر و شخصیت واقعی، و فاصلهٔ میان رؤیای کودکی و شهرتی که تصاویر مستند گواه آناند، بار عاطفی صحنه را افزایش میدهد. بااینحال، پایانبندی نیرومند نمیتواند تمام گسستهای پیشین را جبران کند. بیشتر به نقطهای احساسی برای فرود روایت شباهت دارد تا نتیجهٔ کاملِ تحول درونیای که فیلم در سراسر مسیر با دقت ساخته باشد.
« این کمبود تنها مسئلهٔ تعداد صحنهها نیست. »
قوتها و کاستیها
قدرتش واقعی است، اما بخشی از آن از بیرونِ درام میآید. جمعبندی «من زلاتان هستم» در روایت کودکی و ترسیم مسیر یک استعداد سرکش، لحظاتی گیرا و بازیهایی باورپذیر دارد؛ بهویژه نقشآفرینی بازیگرِ دوران کودکی، به فیلم بُعدی انسانی میبخشد. پایانبندی با تصاویر واقعی زلاتان نیز تأثیری ماندگار بر جا میگذارد.
در مقابل، روایت در بخشهایی تند و پراکنده است، فوتبال را کمتر از انتظار به مرکز تجربهٔ سینمایی میآورد و در مواجهه با خودخواهی شخصیت اصلی گاه بهجای نقد، به تحسین نزدیک میشود. حاصل کار، زندگینامهای دیدنی اما نابرابر است: اثری که جذابیت سوژه و بخشهایی از گذشتهٔ او را بهخوبی به کار میگیرد، ولی برای رسیدن به تصویری عمیقتر از شهرت، تنهایی و بهای خوداتکایی، به مکث و پیچیدگی بیشتری نیاز دارد.
تماشاگرِ علاقهمند به زلاتان احتمالاً از بازسازی مسیر او و لحظات پایانی بهره خواهد برد؛ اما فیلم بهاندازهای کامل نیست که همهٔ امکانهای دراماتیک زندگی این فوتبالیست را محقق کند.
« قدرتش واقعی است، اما بخشی از آن از بیرونِ درام میآید. »



ثبت دیدگاه