نقد و بررسی
نقد من همانم که هستم (I Am What I Am) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان واقعیت سخت و رؤیای شیرین «I Am What I Am» انیمیشنی چینی به کارگردانی Sun Haipeng است که قهرمانش، جوانی به نام گیون، در حاشیهٔ زندگی روزمره و زیر فشار تنگناهای اقتصادی و تردیدهای شخصی روزگار میگذراند. آشنایی اتفاقی او با دختری همنام خودش، دریچهای به سوی رؤیایی تازه میگشاید: تشکیل گروهی برای اجرای رقص شیر با دوستانش، کت و داگی.
فیلم از این نقطه، داستانی دربارهٔ تمرین، شکست، رفاقت و کوشش برای آنکه آدمی به نیروی خویش ایمان بیاورد بنا میکند؛ اما ارزشش فقط در مسیر رسیدن به هدف نیست. اثر میکوشد نشان دهد رؤیا در خلأ شکل نمیگیرد، بلکه با کار، مسئولیت و محدودیتهای واقعی زندگی درگیر است. قهرمانی از دل زندگی عادی یکی از امتیازهای مهم فیلم، انتخاب قهرمانی است که نه شاهزادهای برگزیده است و نه صاحب تواناییهای خارقالعاده.
گیون نوجوانی معمولی است که باید با کمبود اعتمادبهنفس، موقعیت اجتماعی دشوار و آیندهای نامطمئن روبهرو شود. همین عادیبودن، بستر مناسبی برای روایت انگیزشی فیلم فراهم میکند: تماشاگر قرار نیست شاهد کشف قدرتی جادویی باشد، بلکه با شکلگیری تدریجی اراده و مهارت همراه میشود. اثر همچنین از فضای افسانهای و اسطورهای فاصله میگیرد و در بستری معاصر و ملموس حرکت میکند.
« اثر میکوشد نشان دهد رؤیا در خلأ شکل نمیگیرد، بلکه با کار، مسئولیت و محدودیتهای واقعی زندگی درگیر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دشواریهای شخصیتها از جنس همان واقعیتهایی است که رؤیا را به امری پرهزینه بدل میکند؛ خانواده، کار و نیاز به درآمد، همواره در کنار شوق تمرین حضور دارند. در نتیجه، فیلم پشتکار را شعاری جدا از زندگی تصویر نمیکند، بلکه آن را انتخابی دشوار در دل زندگی روزانه میبیند. رفاقت و معنای کار گروهی گروه رقص شیر، قلب عاطفی فیلم است.
گیون بهتنهایی نمیتواند رؤیایش را پیش ببرد و دوستانش نیز صرفاً همراهانی برای پرکردن قاب نیستند؛ همکاری آنان به خودِ معنای رقص پیوند میخورد. اجرای شیر، هنری گروهی است که هر حرکتش به هماهنگی و اعتماد متقابل وابسته است. فیلم از این ویژگی برای پیوندزدن شکل هنریِ رقص با محتوای داستان بهره میگیرد: اعضای گروه باید بیاموزند که حرکت فردی زمانی معنا پیدا میکند که با حرکت دیگران همنفس شود.
این رفاقت گرم و دلنشین است، هرچند پرداخت شخصیتها همیشه به یک اندازه عمیق نیست. برخی از دوستان بیشتر در مقام پشتیبان مسیر قهرمان عمل میکنند تا شخصیتهایی با کشمکش مستقل و لایههای روانی پررنگ. بااینحال، شیمی گروه و حس رفاقتِ ساختهشده در تمرینها، به فیلم نیرویی انسانی میدهد و مانع میشود روایت صرفاً به رشتهای از آزمونها و موانع تبدیل شود.
« رفاقت و معنای کار گروهی گروه رقص شیر، قلب عاطفی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
رقص شیر؛ شور فرهنگی و نیروی تصویر درخشانترین وجه فیلم، بیتردید صحنههای رقص شیر است. پویانمایی در این لحظات از امکانهای تصویری خود بهخوبی بهره میگیرد: حرکتهای پرشتاب، جهشها، چرخشها و بازیِ رنگ و نور، اجراها را به تجربهای پرانرژی بدل میکند. دوربین مجازی نیز صرفاً ثبتکنندهٔ حرکت نیست؛ با جابهجاییهای پویا و تأکید بر ارتفاع و تعادل، مخاطب را به دل اجرا میبرد.
انیمیشن بهویژه در بازآفرینی جزئیات لباسها و حرکتهای پیچیده، ظرفیتهایی را به کار میگیرد که اجرای زنده بهسادگی در اختیار ندارد. رقص شیر در فیلم فقط نمایشی چشمنواز یا وسیلهای برای رسیدن به مسابقه نیست؛ حامل سنت و هویت فرهنگی است. اثر با شور و احترام، جلوههای دیداری این هنر را به مخاطبی ناآشنا معرفی میکند و نشان میدهد که پشت ظاهر بازیگوش و رنگارنگ آن، مهارت، تمرین و هماهنگی فراوانی نهفته است.
البته فیلم در بعضی لحظات اجرا را به نبردی نمایشی و تقریباً رزمی نزدیک میکند. این انتخاب از نظر سینمایی هیجانانگیز است، اما گاه فاصلهای میان واقعیت هنر و اغراق دراماتیک ایجاد میکند. انیمیشن و هویت بصری ساختار تصویری فیلم ترکیبی از واقعگرایی محیطی و اغراق نمایشی است. پسزمینهها و فضاهای شهری، حس زندگی روزمره و اقلیم محلی را منتقل میکنند، درحالیکه اجراهای رقص به فیلم اجازه میدهند از منطق واقعگرایانه فراتر رود.
« رقص شیر؛ شور فرهنگی و نیروی تصویر درخشانترین وجه فیلم، بیتردید صحنههای رقص شیر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تضاد، با مضمون اثر همخوان است: زندگی شخصیتها محدود و دشوار است، اما تخیل و هنر فضایی برای جهش و رهایی میسازند. بااینهمه، طراحی چهرهها ممکن است برای برخی تماشاگران ناهماهنگ یا کمجاذبه به نظر برسد و تمایز بصری بعضی شخصیتهای فرعی نیز همیشه کافی نیست. بحثهایی هم دربارهٔ شکل طراحی چشمها و برداشتهای فرهنگی از آن شکل گرفته است؛ این موضوع نشان میدهد که انتخابهای ظاهراً سبکی در پویانمایی میتوانند بار معنایی فراتر از قصد سازندگان پیدا کنند.
حتی اگر این طراحی با نیت واقعگرایانه یا فاصلهگرفتن از الگوهای رایج انجام شده باشد، واکنشهای پیرامونش بخشی از تجربهٔ فرهنگی فیلم شده است. الگوی آشنا و محدودیتهای فیلمنامه از نظر ساختاری، فیلم در قلمرو آشنای درامهای ورزشی و انگیزشی حرکت میکند: رؤیایی بزرگ، گروهی از نوآموزان، مربیای با گذشتهای پرفرازونشیب، دشواریهای مالی و اجتماعی، و مسیری که با تمرین و عزم پیش میرود.
این الگوها بهخودیخود عیب نیستند؛ تماشاگر از همان ابتدا میداند با چه نوع سفری روبهروست و فیلم نیز از این انتظار برای ساختن لحظات هیجانانگیز استفاده میکند. بااینحال، آشنایی بیش از اندازهٔ مسیر باعث میشود بخشی از رخدادها قابلپیشبینی باشند و بعضی گرهها زودتر از آنچه باید، معنای خود را آشکار کنند.
قوتها و کاستیها
شخصیت مربی، که میان رؤیای گذشته و مسئولیتهای اکنون گرفتار است، لایهای جذاب به روایت میافزاید و آینهای برای قهرمان جوان میشود. در مقابل، شخصیتهای زن، از جمله دختری که جرقهٔ آغاز مسیر را در ذهن گیون روشن میکند، فرصت محدودی برای گسترش مییابند. حضور او بیش از آنکه به شخصیتی مستقل و کامل بدل شود، در خدمت حرکت داستان قهرمان قرار میگیرد.
فیلم همچنین در برخی شوخیها به وزن و ظاهر شخصیتها متوسل میشود؛ این لحظات ممکن است با فضای صمیمی اثر همخوان به نظر برسند، اما گاهی بهجای نقد فشارهای اجتماعی، همان نگاه بدنشرمساز را بازتولید میکنند. موسیقی، ریتم و تأثیر عاطفی ریتم فیلم در صحنههای تمرین و اجرا جان میگیرد. تکرار حرکتها، مکثها و شکستهای کوچک، به تماشاگر اجازه میدهد پیشرفت گروه را حس کند؛ از همین رو، لحظههای پرشور مسابقه صرفاً نمایش مهارت نیستند، بلکه حاصل زمانیاند که در تمرین و رابطههای میان شخصیتها سپری شده است.
موسیقی نیز به انرژی صحنهها میافزاید، هرچند گاه گذارهای روایی با میانپردههای موسیقایی بیش از اندازه برجسته میشوند و پیوستگی درام را اندکی مختل میکنند. اثر در برانگیختن احساسات جسور است و بهندرت از تماشاگر میخواهد صرفاً ناظر بماند. عاطفهٔ آن از همراهی با شخصیتهایی میآید که برای دیدهشدن و جدیگرفتهشدن تلاش میکنند.
« حضور او بیش از آنکه به شخصیتی مستقل و کامل بدل شود، در خدمت حرکت داستان قهرمان قرار میگیرد. »
جمعبندی
این رویکرد در بخشهایی تأثیرگذار است، اما چون فیلم گاهی بر نشانههای شناختهشدهٔ درام انگیزشی تکیه میکند، لحظههای احساسیاش همیشه از کلیشه فاصله نمیگیرند. جمعبندی «I Am What I Am» فیلمی استوار بر نیروی اجرا، رفاقت و ایمان به امکان رشد است. پویانمایی پرتحرک و صحنههای رقص شیر، به آن هویتی دیداری و فرهنگی میبخشند و نگاهش به جوانانی که در دل واقعیتهای دشوار برای رؤیای خود جا باز میکنند، صمیمانه و انگیزهبخش است.
در برابر این نقاط قوت، روایت آشنا، پرداخت محدود بعضی شخصیتها، حضور کمرنگ زنان و شوخیهای گاه مسئلهدار دربارهٔ ظاهر، از پیچیدگی و ظرافت اثر میکاهند. بااینحال، فیلم در بهترین لحظاتش موفق میشود هنر سنتی را به استعارهای زنده از پشتکار و همبستگی بدل کند؛ استعارهای که نه وعدهٔ آسانبودن راه، بلکه یادآوری میکند انسان میتواند در کنار دیگران برای ساختن جایگاهی از آنِ خود بکوشد.
« جمعبندی «I Am What I Am» فیلمی استوار بر نیروی اجرا، رفاقت و ایمان به امکان رشد است. »



ثبت دیدگاه