نقد و بررسی
نقد I Am Curious (Yellow) | 1967
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کنجکاوی بهمثابه روش «I Am Curious (Yellow)» ساختهٔ Vilgot Sjöman بیش از آنکه داستانی سرراست دربارهٔ زنی جوان باشد، کوششی برای تبدیل کنجکاوی به شیوهای از زیستن و فیلمساختن است. لنا میخواهد سازوکار جهان را بفهمد: مناسبات طبقاتی، سیاست، جنسیت، اخلاق، و تناقضهای زندگی روزمره. او پرسشهایش را در گفتوگوها و تجربههای شخصی دنبال میکند و یافتههایش را در آرشیوی انباشته ثبت میکند؛ گویی نظمدادن به اطلاعات میتواند راهی برای نظمدادن به خودِ واقعیت باشد.
فیلم، اما، از همان ابتدا به ما یادآوری میکند که هیچ آرشیوی تمام جهان را در خود جا نمیدهد و هیچ پرسشی بیطرفانه نیست. روایتی میان داستان و مستند ویژگی تعیینکنندهٔ اثر، رفتوآمد مداوم میان روایت داستانی و ثبت مستندنماست. لنا در خیابانها با مردم دربارهٔ مسائل اجتماعی گفتوگو میکند، درحالیکه فیلم همزمان گروهی را نشان میدهد که در حال ساختن همین فیلماند.
کارگردان و بازیگران گاه از جایگاه شخصیتهای داستان بیرون میآیند و دربارهٔ صحنهها، نقشها و رابطههایشان مکث میکنند. این شیوه صرفاً بازی فرمی نیست؛ پرسشی را پیش میکشد که تا پایان در ذهن میماند: آیا دوربین واقعیت را ثبت میکند، یا با انتخاب و قاببندی خود آن را میسازد؟ این خودآگاهی، تماشاگر را از غرقشدن بیچونوچرا در داستان بازمیدارد.
« لنا میخواهد سازوکار جهان را بفهمد: مناسبات طبقاتی، سیاست، جنسیت، اخلاق، و تناقضهای زندگی روزمره. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر بار که صحنهای شکل میگیرد، امکان دارد فیلم آن را قطع کند، از نو تعریف کند یا به فرایند تولیدش اشارهای بیندازد. حاصل، تجربهای جسورانه و گاه ناآرام است؛ تجربهای که در آن مرز میان زندگی خصوصی، اجرا و مشاهده پیوسته جابهجا میشود. لنا؛ ذهنی پرجنبوجوش و ناتمام بازی Lena Nyman نیروی انسانی و عاطفی اصلی فیلم است.
لنا با انرژی و سرزندگی حرکت میکند، میپرسد، میآزماید و از پاسخهای آماده رضایت نمیدهد. جذابیت شخصیت در آن نیست که همواره درست میاندیشد، بلکه در اشتیاق بیوقفهاش برای فهمیدن است. او میخواهد عقیدههای سیاسی را با تجربهٔ زیسته بیازماید و از بدن و رابطههای خود نیز چون عرصههایی برای شناخت استفاده کند.
بااینحال، فیلم از تبدیل لنا به نمادی ساده و بینقص پرهیز میکند. او گاهی در برابر پیچیدگی جهان شتابزده است و پرسشهایش همیشه به دریافت روشن یا نتیجهای قانعکننده نمیانجامند. همین ناتمامی، شخصیت را زندهتر میکند؛ هرچند پراکندگی روایت مجال نمیدهد که تحول درونی او با پیوستگی دراماتیک کافی دنبال شود.
« لنا؛ ذهنی پرجنبوجوش و ناتمام بازی Lena Nyman نیروی انسانی و عاطفی اصلی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر بیشتر با انرژی فکری و عاطفی او روبهروست تا با قوسی داستانیِ کاملاً منسجم. سیاست، جنسیت و زندگی روزمره فیلم بحث سیاسی را از فضای رسمی و انتزاعی بیرون میآورد و به خیابان، خانه و رابطههای شخصی میبرد. پرسش دربارهٔ طبقه، قدرت، عدالت و برابری در کنار کنشگری اجتماعی و تجربههای عاطفی لنا قرار میگیرد.
این پیوند، از نکات مهم اثر است: سیاست در جهان فیلم چیزی جدا از زندگی خصوصی نیست، بلکه در شیوهٔ دوستداشتن، انتخابکردن و نگاهکردن به دیگران نیز حضور دارد. جنسیت و برهنگی نیز در همین چارچوب جای میگیرند. فیلم میکوشد بدن را از نمایش صرفاً تزئینی یا پنهانکاری اخلاقی بیرون بیاورد و آن را به موضوع گفتوگو و مناقشه بدل کند.
این رویکرد در زمانهٔ خود آشکارا جنجالی بود و واکنشهای حقوقی و اجتماعی در آمریکا نیز نشان داد که نزاع بر سر فیلم فقط نزاعی دربارهٔ صحنههای صریح نبود؛ بحث بر سر حدود آزادی بیان و حق نمایش اثر هنری هم بود. بااینهمه، جسارت موضوعی بهتنهایی تضمین نمیکند که هر صحنه به کشفی تازه برسد.
« تماشاگر بیشتر با انرژی فکری و عاطفی او روبهروست تا با قوسی داستانیِ کاملاً منسجم. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طنز و فاصلهگذاری طنز فیلم از شکاف میان آرمانها و واقعیتهای کوچک روزمره نیرو میگیرد. گفتوگوهای جدی و بیپرده گاه با لحظههایی از بازیگوشی یا آشکارشدن ساختگیبودن موقعیت همراه میشوند. روایت موازیِ گروه فیلمسازی نیز به این طنز بُعدی دیگر میدهد: کسانی که میخواهند جامعه را تحلیل کنند، خود درگیر رقابت، حسادت، کشش و سوءتفاهماند.
فیلم بدینترتیب اجازه نمیدهد موضع سیاسیاش به بیانیهای کاملاً یکسویه تبدیل شود؛ دستکم در بهترین لحظههایش، خودِ سازندگان و ابزارهایشان نیز موضوع پرسش قرار میگیرند. ریتم و محدودیتهای فرم همین ساختار گسسته که به فیلم آزادی و تازگی میبخشد، مهمترین مانع آن نیز هست. ریتم در بخشهایی کند و کشدار میشود و تکرار گفتوگوهای اجتماعی، بهجای انباشتن معنا، گاهی از نیروی صحنه میکاهد.
برخی موضعگیریهای سیاسی مستقیم و شعاریاند؛ فیلم در این لحظهها بهجای آنکه تناقض را در موقعیت دراماتیک آشکار کند، پاسخ مطلوب خود را صریح بیان میکند. از سوی دیگر، گسستهای روایی فاصلهای میان تماشاگر و شخصیتها ایجاد میکنند. این فاصله برای اثر خودآگاه و جستوجوگر فیلم ضروری است، اما از شدت اثر عاطفی میکاهد.
« طنز و فاصلهگذاری طنز فیلم از شکاف میان آرمانها و واقعیتهای کوچک روزمره نیرو میگیرد. »
قوتها و کاستیها
وقتی داستان پیوسته در حال یادآوریِ ساختگیبودن خود است، فرصت کمتری برای شکلگیری همدلی آرام و ماندگار باقی میماند. بنابراین فیلم ممکن است بیش از آنکه تماشاگر را با یک سرگذشت درگیر کند، او را به واکنش فکری و داوری دربارهٔ روش فیلمسازی وادارد. اهمیت تاریخی و تجربهٔ تماشا اهمیت فیلم فقط به محتوای بحثبرانگیزش محدود نیست.
Sjöman با کنارهمگذاشتن مصاحبه، داستان، اجرا و نقدِ فرایند ساخت، اثری میآفریند که از قالبهای معمول سینمای روایی فاصله میگیرد. جنجالهای پیرامون نمایش آن در آمریکا نیز جایگاهش را در بحثهای مربوط به سانسور و آزادی هنری پررنگتر کرد. بااینحال، تماشای امروزین فیلم نیازمند آمادگی برای پذیرفتن ناپیوستگی، مکث و نابرابری کیفیت بخشهای مختلف آن است.
ارزش تاریخی اثر نباید جای داوری دربارهٔ تجربهٔ واقعی تماشا را بگیرد؛ فیلم همزمان میتواند مهم، تازهاندیش و در بخشهایی فرساینده باشد. جمعبندی «I Am Curious (Yellow)» فیلمی است که کنجکاوی را هم موضوع خود میکند و هم روش روایتش. نیروی Lena Nyman، بازی آگاهانه با مرز مستند و داستان، و پیوند سیاست با زندگی خصوصی، اثری متفاوت و پرجرئت پدید آوردهاند.
« اهمیت تاریخی و تجربهٔ تماشا اهمیت فیلم فقط به محتوای بحثبرانگیزش محدود نیست. »
جمعبندی
در برابر، ریتم نامتوازن، پراکندگی دراماتیک و لحظههایی از صراحت شعاری از اثرگذاری آن میکاهند. فیلم نه رسالهای بینقص است و نه تجربهای هموار؛ بیشتر آزمایشی سینمایی است که ارزشش در پرسشهایی نهفته است که برمیانگیزد و در جسارتی که برای بیثباتکردن شکلهای آشنای روایت به خرج میدهد.
« در برابر، ریتم نامتوازن، پراکندگی دراماتیک و لحظههایی از صراحت شعاری از اثرگذاری آن میکاهند. »
ثبت دیدگاه