نقد و بررسی
نقد Hysteria | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی نامتعارف در پوششی آراسته «Hysteria» ساختهٔ Tanya Wexler، کمدی رمانتیکی تاریخی است که از پیشزمینهای بهغایت نامتعارف بهره میگیرد: انگارهٔ پزشکیِ عصر ویکتوریا دربارهٔ «هیستری» زنان و پیدایش دستگاهی که بعدها به ویبراتور شناخته شد. فیلم در لندنِ اواخر قرن نوزدهم میگذرد؛ جایی که درمانهای پزشکی، باورهای کهنه و اقتدار مردانه درهم تنیدهاند.
بااینحال، اثر بیش از آنکه بخواهد به رسالهای تاریخی یا نقدی تلخ بدل شود، ماجرای خود را در قالب سرگرمیای گرم، خوشساخت و گاه جسورانه پیش میبرد. حاصل، فیلمی است که از موضوعی حساس برای شوخی و رمانس بهره میگیرد، اما زیر لایهٔ سبکبال خود دغدغههایی جدیتر دربارهٔ بدن، اختیار و جایگاه اجتماعی زنان دارد.
میان پزشکی نو و باورهای کهنه مورتیمر گرنویل پزشکی جوان است که به سبب دفاع از رویکردهای نوین و مخالفت با شیوههای منسوخ، در محیط حرفهای خود جایگاهی باثبات پیدا نمیکند. پیوستن او به مطب دکتر دالریمپل، که زنان را بهسبب عارضهای موسوم به «هیستری» درمان میکند، او را در برابر تناقضی اساسی قرار میدهد: پزشکی که خود را علمی و خیرخواه میپندارد، در عمل با زبانی آراسته و اقتدارآمیز، بدن و تجربهٔ زنان را به مسئلهای قابلتعریف و قابلکنترل تقلیل میدهد.
فیلم این تناقض را با لحنی طنزآمیز آشکار میکند. درمانی که پزشکان آن را اقدامی بالینی میدانند، برای تماشاگر معنایی متفاوت و آشکارا صمیمانهتر دارد؛ همین فاصله میان برداشت رسمی و واقعیت، سرچشمهٔ بخش مهمی از کمدی فیلم است. بااینهمه، «Hysteria» از محکومکردن سادهٔ شخصیتهای مرد پرهیز میکند.
« فیلم در لندنِ اواخر قرن نوزدهم میگذرد؛ جایی که درمانهای پزشکی، باورهای کهنه و اقتدار مردانه درهم تنیدهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گرنویل در آغاز نیز بیش از آنکه مبارزی آگاه باشد، پزشکی است که میخواهد کار کند و از بنبست حرفهای بیرون بیاید. تغییر نگرش او تدریجی است و بهواسطهٔ روبهروشدن با پیامدهای اجتماعیِ نظامی رخ میدهد که در آن، زنان کمتر از مردان حق تعریف نیازهای خود را دارند. شارلوت و مسئلهٔ عاملیت زنان شارلوت دالریمپل، با بازی Maggie Gyllenhaal، مهمترین نیروی انتقادی فیلم است.
او در برابر خواهرش امیلی، که با الگوهای پذیرفتهشدهٔ زنانگی هماهنگتر به نظر میرسد، شخصیتی مستقل، صریح و کنشگر دارد. ادارهٔ خانهای برای کمک به زنان و خانوادههای فقیر در شرق لندن، او را از بحثهای انتزاعی دربارهٔ اصلاح جامعه فراتر میبرد: شارلوت هر روز با فقر، نابرابری و محدودیتهایی سروکار دارد که در مطب پدرش کمتر دیده میشوند.
اجرای جیلنهال به شخصیت انرژی و حرارت میبخشد. نگاه تیز، بیپروایی کلامی و صمیمیت او با کسانی که یاریشان میکند، شارلوت را به حضوری زنده در فیلم تبدیل میکند. تقابل او با گرنویل نیز فقط کشش عاشقانه نیست؛ برخورد دو تجربه و دو جهانبینی است. او از همان ابتدا متوجه میشود که درمان زنان طبقهٔ مرفه، هرچند میتواند نشانهٔ رنج واقعی باشد، تمام مسئلهٔ سلامت و رهایی زنان را در بر نمیگیرد.
بااینحال، فیلمنامه در پرداخت شارلوت گاه بیش از اندازه به الگوی آشنای «زن پیشرو و سرسخت» تکیه میکند. استقلال او روشن است، اما فرصت کمتری برای دیدن تردیدها، تناقضها یا تحول درونیاش فراهم میشود. امیلی نیز در سوی دیگر این تقابل، بیش از آنکه فردی با خواستها و پیچیدگیهای مستقل باشد، نمایندهٔ نوعی زنانگی مطیع و پذیرفتهشده باقی میماند.
« شارلوت و مسئلهٔ عاملیت زنان شارلوت دالریمپل، با بازی Maggie Gyllenhaal، مهمترین نیروی انتقادی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
این دوگانه کارکردی روایی دارد، اما بهای آن سادهشدن بخشی از شخصیتپردازی است. رمانس؛ دلنشین اما پیشبینیپذیر رابطهٔ گرنویل و شارلوت بر کشمکش، سوءتفاهم و اختلاف دیدگاه بنا میشود؛ فرمولی آشنا در کمدی رمانتیک که فیلم آن را با پسزمینهٔ اجتماعی خود پیوند میزند. گرنویل بهتدریج درمییابد که درمان و رفاه نمیتوانند به مطب خصوصی و بیماران برخوردار محدود بمانند؛ شارلوت نیز با پزشکی مواجه میشود که، برخلاف ظاهر مؤدب و محتاطش، ظرفیت بازنگری در باورهای خود را دارد.
این مسیر برای ساختن رابطهای گرم و باورپذیر کفایت میکند، اما پیچیدگی عاطفی آن چندان فراتر از انتظارهای ژانر نمیرود. بخش عاشقانهٔ فیلم بهویژه در مراحل پایانی شتاب میگیرد. تنشهایی که پیشتر میان دو شخصیت شکل گرفتهاند، در زمانی کوتاه به سوی حلوفصل میروند و همین فشردگی از وزن احساسی نتیجه میکاهد.
فیلم در لحظههای مشترک این دو جذاب است، اما پیوندشان گاهی بیشتر محصول ضرورت ساختاری روایت به نظر میرسد تا نتیجهٔ تحول عمیق و مفصلی که در طول داستان پرورده شده باشد. کمدی؛ ظرافت در برابر جناس بخش مهمی از لحن فیلم بر طنز موقعیت و بازی با زبان استوار است. موضوع اصلی، زمینهٔ آمادهای برای کنایه و جناس فراهم میآورد و فیلم نیز با جسارت از آن استفاده میکند.
در بهترین لحظهها، شوخیها از تضاد میان ظاهر موقر عصر ویکتوریا و واقعیت پنهان در پسِ مناسک پزشکی نیرو میگیرند. طنز بهجای آنکه صرفاً متوجه بدن یا تجربهٔ زنان باشد، نادانی و خودفریبیِ نهادی را نشانه میگیرد که برای توضیح رنج زنان، واژگانی پرطمطراق ساخته است. اما همهٔ شوخیها به یک اندازه هوشمندانه نیستند.
« این دوگانه کارکردی روایی دارد، اما بهای آن سادهشدن بخشی از شخصیتپردازی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی جناسها بیش از آنکه چیزی به شخصیتها یا مضمون بیفزایند، فقط بر جذابیت بدیع موضوع تکیه میکنند. در چنین لحظههایی، فیلم از نقد اجتماعی فاصله میگیرد و به سرگرمیای سادهتر و کممایهتر بدل میشود. این ناهمواری، هرچند ریتم کلی را از میان نمیبرد، گاه باعث میشود شوخیها پیش از آنکه به معنایی تازه برسند، صرفاً تکرار همان اشارهٔ آشکار باشند.
بازیگری و فضای دورهای Hugh Dancy در نقش گرنویل، خویشتنداری و ادب شخصیت را با نوعی آشفتگی درونی همراه میکند. او قهرمانی پرصلابت یا انقلابی نیست؛ جذابیتش در این است که گامبهگام از آسودگیِ سازش فاصله میگیرد. در سوی دیگر، جیلنهال با حضوری پرتحرک و پرشور، فضای لازم را برای برهمزدن تعادل او فراهم میآورد.
تقابل بازی این دو، بهخصوص در گفتوگوهایشان، از نقاط قوت اثر است. Jonathan Pryce نیز در نقش دکتر دالریمپل، چهرهٔ اقتدار پزشکی و پدرسالاری را با لحنی آرام و متقاعدکننده مجسم میکند. او مردی نیست که خود را شرور بداند؛ برعکس، باور دارد که در حال کمککردن است. همین اطمینان، طنز و نقد فیلم را مؤثرتر میکند.
فضای دورهای نیز با لباسها، خانهها و جزئیات دیداری آراسته ساخته شده است، بیآنکه فیلم در نمایش شکوه تاریخی خود غرق شود. این طراحی به داستان جلوهای خوشایند میبخشد، هرچند گاهی همان لطافت و صیقلیبودن فضا، از شدت نابرابریهایی میکاهد که فیلم قصد نشاندادنشان را دارد. تاریخ، افسانه و مرز واقعیت «Hysteria» از ماجرایی الهام میگیرد که نسبت میان درمان موسوم به هیستری و پیدایش ویبراتور را بهعنوان پسزمینهٔ روایی خود قرار میدهد.
« برخی جناسها بیش از آنکه چیزی به شخصیتها یا مضمون بیفزایند، فقط بر جذابیت بدیع موضوع تکیه میکنند. »
قوتها و کاستیها
اما این پیوند تاریخی، برخلاف لحن مطمئن و سرگرمکنندهٔ فیلم، در پژوهشهای تاریخی محل مناقشه بوده است؛ ازاینرو بهتر است اثر را بازسازی دقیق یک رویداد مستند ندانست، بلکه آن را داستانی سینمایی دانست که از فرضیهای بحثبرانگیز برای پرداختن به محدودیتهای پزشکی و اجتماعی آن دوره استفاده میکند.
این نکته از ارزش تماتیک فیلم نمیکاهد، اما بر شیوهٔ تماشای آن اثر میگذارد: جذابیت اصلیاش نه در ادعای سندیت، بلکه در تصویرسازی طنزآمیز از نظامی است که خواستههای زنان را به زبانی پزشکی تفسیر و مهار میکرد. جمعبندی «Hysteria» اثری شیرین و خوشتماشا است که کمدی رمانتیک را با نگاهی اجتماعی به بدن و اختیار زنان پیوند میزند.
بازی پرانرژی Maggie Gyllenhaal، تقابل دلنشین او با Hugh Dancy و فضای دورهای آراسته، فیلم را از یک ایدهٔ صرفاً عجیب فراتر میبرند. در مقابل، جناسهای گاه سطحی، شخصیتهای زنِ بیش از حد قطبیشده و شتاب رابطهٔ عاشقانه مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً ژرف یا ماندگار بدل شود.
بااینحال، لحن گرم و تواناییاش در آشکارکردن فاصلهٔ میان زبان رسمی پزشکی و تجربهٔ واقعی زنان، آن را به کمدیای جذاب و صاحبدغدغه تبدیل میکند؛ فیلمی که سرگرم میسازد و در همان حال، پرسشی دربارهٔ اینکه چه کسی حق دارد رنج و نیاز دیگری را تعریف کند، در ذهن باقی میگذارد.



ثبت دیدگاه