نقد و بررسی
نقد خواب آور (Hypnotic) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان درمان و تهدید «Hypnotic» از نقطهای آشنا آغاز میشود: زنی که پس از اندوه و آشفتگی، میخواهد دوباره بر زندگی خود مسلط شود. جنی برای کمک به رواندرمانگری نامدار مراجعه میکند، اما چیزی که در ابتدا همچون راهی برای آرامش و ترمیم به نظر میرسد، بهتدریج صورتی تهدیدآمیز پیدا میکند.
وقفههای زمانی، خاطرات مبهم و رخدادهایی که جنی نمیتواند توضیحشان دهد، او را به این تردید میرسانند که ذهنش دیگر قلمرو امن و قابلاعتماد خودش نیست. فیلم در همین جابهجایی نهفته، هستهٔ جذابیت خود را مییابد: درمان میتواند به جای التیام، وسیلهای برای سلطه شود؛ و حافظه، که معمولاً ضامن پیوستگی تجربهٔ ماست، ممکن است به منبع هراس بدل گردد.
این ایده ظرفیت فراوانی برای ساختن تریلری روانشناختی دارد؛ زیرا تهدید نه از نیرویی بیرونی و آشکار، بلکه از درون ادراک شخصیت اصلی سربرمیآورد. تماشاگر نیز مانند جنی ناچار است در اعتبار آنچه میبیند و به یاد میآورد تردید کند. (فيلم با بازی Kate Siegel، Jason O’Mara و Dulé Hill و به کارگردانی Matt Angel و Suzanne Coote ساخته شده است.) تعلیقی بر پایهٔ بیاعتمادی تعلیق «Hypnotic» بیش از آنکه بر تعقیبوگریز یا حادثههای پرهیاهو استوار باشد، از بیاعتمادی تغذیه میکند.
جنی نمیداند کدام بخش از تجربهاش واقعیت دارد، کدام خاطره ممکن است دستکاری شده باشد و تا چه اندازه میتواند به برداشتهای خود تکیه کند. چنین وضعیتی به فیلم اجازه میدهد ترس را در فاصلهٔ میان دانستن و ندانستن بنا کند؛ فاصلهای که برای تماشاگر نیز ناآرامکننده است. در چند صحنه، این راهبرد نتیجهبخش میشود.
« تماشاگر نیز مانند جنی ناچار است در اعتبار آنچه میبیند و به یاد میآورد تردید کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تغییر ناگهانی حالوهوا و گسست میان لحظهها حس میدهد که کنترل از دست شخصیت خارج شده است. فیلم در این لحظات، بهجای توضیح دادن، بر آشفتگی روانی تکیه میکند و میگذارد تماشاگر همراه جنی به دنبال نشانه بگردد. کشف تدریجی سرنخها نیز کنجکاوی را زنده نگه میدارد؛ هر نشانه میتواند راهی به سوی حقیقت باشد یا بخشی از بازیای که هنوز قواعدش روشن نیست.
بااینحال، تعلیق در سراسر فیلم یکدست باقی نمیماند. گاهی ابهام بهجای آنکه ژرفتر شود، صرفاً به مکثی میان دو افشاگری تبدیل میشود. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیشتر منتظر توضیح بعدی بماند تا آنکه واقعاً در اضطراب شخصیت شریک شود. فیلم ایدهٔ بیاعتمادی را خوب طرح میکند، اما همیشه نمیداند چگونه آن را از صحنهای مؤثر به تجربهای پیوسته و فزاینده بدل سازد.
بازیها و کشمکش شخصیتها Kate Siegel بار اصلی روایت را به دوش میکشد. جنی باید همزمان آسیبپذیر، هراسان و در حال بازپسگرفتن ارادهٔ خود به نظر برسد؛ نقشی که اگر بیشازحد منفعل اجرا شود، تماشاگر را از شخصیت دور میکند و اگر واکنشهایش بیشازحد قاطع باشد، شکنندگی موقعیت از میان میرود.
بازی Siegel در بسیاری از لحظهها میان این دو قطب تعادل برقرار میکند. نگاههای مردد و واکنشهای محتاطانهاش به آشفتگی ذهنی شخصیت شکل میدهد و سبب میشود پیگیری سرنخها صرفاً حرکتی داستانی نباشد. Jason O’Mara نیز در جایگاه درمانگر، حضوری حسابشده دارد. او شخصیت را با اغراق آشکار به هیولایی نمایشی تبدیل نمیکند؛ همین آرامش و وقار ظاهری، در فضایی که اعتماد و کنترل در آن مسئلهاند، میتواند ناخوشایند و تهدیدکننده باشد.
« تغییر ناگهانی حالوهوا و گسست میان لحظهها حس میدهد که کنترل از دست شخصیت خارج شده است. »
شخصیتها و اجرا
Dulé Hill در نقش کارآگاه، توازن دیگری وارد داستان میکند: شخصیتی که میکوشد به رخدادها منطق تحقیقی بدهد، درحالیکه شواهد و روایت جنی مدام اعتبار خود را از دست میدهند. این ترکیب، در اصل، امکان برخورد میان نگاه عاطفی و نگاه استدلالی را فراهم میآورد؛ هرچند فیلم از این تقابل به اندازهٔ کافی بهره نمیگیرد.
ایدهای بزرگتر از پرداخت دستکاری ذهن در این فیلم فقط ابزاری برای غافلگیر کردن مخاطب نیست؛ بالقوه میتواند پرسشی اخلاقی و انسانی نیز مطرح کند: اگر ارادهٔ فرد را بتوان با نفوذی پنهان تغییر داد، مسئولیت رفتارهای او با چه کسی است؟ خاطرهای که دستکاری شده باشد چه نسبتی با هویت دارد؟
و آیا کسی که دیگر از منشأ تصمیمهایش مطمئن نیست، همچنان میتواند خود را صاحب زندگی خویش بداند؟ این پرسشها بهاختصار در ساختار فیلم حضور دارند، اما بیش از آنکه بسط یابند، اغلب در خدمت پیشبرد معما قرار میگیرند. نتیجه آن است که ایدهٔ مرکزی بیش از اندازه پرکشش به نظر میرسد، ولی جهان داستانی پیرامونش به همان اندازه قاعدهمند و قانعکننده نمیشود.
سازوکار تأثیرگذاری بر ذهن، پیامدهای روانی آن و حدومرز قدرتی که فیلم به این فرایند نسبت میدهد، میتوانستند دقیقتر و با ظرافت بیشتری پرداخت شوند. وقتی یک تریلر روانشناختی از تماشاگر میخواهد به حافظه و ارادهٔ شخصیت شک کند، لازم است قواعد این تردید را نیز بهتدریج روشن سازد. اگر منطق داستان بیشازحد انعطافپذیر باشد، ابهام بهجای آنکه معنا تولید کند، راهی برای توجیه هر اتفاقی میشود.
« خاطرهای که دستکاری شده باشد چه نسبتی با هویت دارد؟ »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«Hypnotic» گاه به این مرز نزدیک میشود: هرچه امکانهای داستان گستردهتر میشوند، چارچوبی که باید باورپذیری آنها را نگه دارد چندان محکم به نظر نمیرسد. ریتم، تصویر و فضاسازی فیلم در لحظههای پرتنش میتواند توجه تماشاگر را بهخوبی متمرکز کند. رفتوآمد میان واقعیت و خاطره، حس گمگشتگی جنی را وارد بافت روایت میکند و بعضی موقعیتها با استفاده از سکوت و انتظار، تنشی مؤثر میسازند.
این انتخاب با موضوع فیلم تناسب دارد: هراس اصلی نه انفجار ناگهانی، بلکه انتظار برای فهمیدن چیزی است که شاید پیشتر در ذهن شخصیت کاشته شده باشد. در مقابل، ریتم گاهی فرومینشیند. بعضی بخشها بیش از اندازه به انتظار، تکرار تردیدها یا انتقال اطلاعات اختصاص دارند، بیآنکه در هر بازگشت چیزی تازه به شناخت شخصیت یا فضای داستان افزوده شود.
کندی همیشه عیب نیست؛ در روایتهای روانشناختی، مکث میتواند اضطراب را تشدید کند. اما اینجا بخشی از مکثها به انباشت تنش نمیانجامد و تنها حرکت روایت را به تأخیر میاندازد. به همین دلیل، فیلم ممکن است برای تماشاگرانی که پیوند علتومعلولی روشن و پیشروی پیوسته میخواهند، کشدار شود.
فضاسازی نیز بیش از آنکه از یک زبان بصری بسیار متمایز بهره ببرد، تابع کارکرد صحنههاست: ایجاد تردید، آمادهکردن زمینهٔ خطر و هدایت نگاه به سوی سرنخی تازه. این رویکرد برای یک تریلر سرگرمکننده کفایت میکند، اما به فیلم هویتی تصویری نمیبخشد که پس از پایان در ذهن بماند. اثر در لحظههای خوب خود ضربان میگیرد، ولی این ضربان همیشه به یک آهنگ پایدار تبدیل نمیشود.
« ریتم، تصویر و فضاسازی فیلم در لحظههای پرتنش میتواند توجه تماشاگر را بهخوبی متمرکز کند. »
قوتها و کاستیها
وعدهٔ معما و محدودیتهای آن ساختار داستان بر وعدهای بنا شده است: هرچه جنی بیشتر میکوشد بفهمد چه بر سرش آمده، پرسشهای تازهای پیش روی او قرار میگیرند. این الگو برای حفظ کنجکاوی مناسب است، اما تریلر معمایی باید میان پنهانکردن اطلاعات و منصفانه عرضهکردن سرنخها تعادل برقرار کند.
اگر همهچیز بیشازحد پنهان بماند، کشف نهایی به جای نتیجهٔ طبیعی مسیر، شبیه دریچهای ناگهانی به نظر میرسد؛ اگر اطلاعات بیشازحد زود آشکار شوند، تعلیق فروکش میکند. «Hypnotic» در بخشهایی از این تعادل فاصله میگیرد. داستان میکوشد تماشاگر را با تغییر مسیرها و اطلاعات تازه غافلگیر کند، اما همهٔ این تغییرها به یک اندازه از دل شخصیتها و قواعد روایت برنمیآیند.
بهاینترتیب، بعضی موقعیتها بهجای آنکه احساس کنند نتیجهٔ تصمیمها و خطرهای پیشیناند، محصول نیاز فیلم به ادامهدادن معما جلوه میکنند. این کاستی را میتوان در جمعبندی داستان نیز احساس کرد: انتظاری که فیلم با ایدهٔ آغازین و انباشتن پرسشها ایجاد میکند، به همان اندازه پاسخ قانعکنندهای دریافت نمیکند.
بااینهمه، فیلم از تبدیل کامل شخصیتها به مهرههایی بیفکر برای پیشبرد ماجرا پرهیز میکند. جنی برای فهمیدن موقعیتش تلاش میکند و کارآگاه نیز در حد نقش خود به پیگیری رخدادها یاری میرساند. همین حضور کنش و تحقیق باعث میشود روایت، با وجود ضعفهای منطقی، برای بخشی از زمان تماشاگر را همراه خود نگه دارد.
« Hypnotic» در بخشهایی از این تعادل فاصله میگیرد. »
جمعبندی
جمعبندی «Hypnotic» فیلمی است با هستهای داستانی گیرا و چند لحظهٔ پرتنش، اما با پرداختی که به اندازهٔ ایدهاش جسور و ژرف نیست. دستکاری ذهن، خاطرات نامطمئن و از دست رفتن اختیار میتوانستند بنیان یک تریلر روانشناختی پیچیدهتر باشند؛ اثری که هم هیجان بسازد و هم پرسشهایش را دربارهٔ اراده، اعتماد و هویت جدی بگیرد.
فیلم از این امکانها بهره میبرد، اما بیشتر در حد اشاره و ابزار معما باقی میماند. بازی Kate Siegel و حضور تهدیدآمیز Jason O’Mara به حفظ توجه کمک میکنند و چند صحنه نیز بهدرستی حس خطر را بالا میبرند. در سوی دیگر، ریتم نامتوازن، پرورشنیافتن کامل ایدهٔ مرکزی و جمعبندیای که نمیتواند همهٔ انتظارهای ساختهشده را برآورده کند، مانع از آن میشوند که فیلم به تجربهای کاملاً رضایتبخش بدل شود.
حاصل، تریلری قابلتماشا برای علاقهمندان به بازیهای ذهنی و رازهای روانشناختی است؛ اثری که کنجکاوی را برمیانگیزد، اما ظرفیت بالقوهٔ خود را تا پایان تماموکمال به کار نمیگیرد.
« فیلم از این امکانها بهره میبرد، اما بیشتر در حد اشاره و ابزار معما باقی میماند. »
ثبت دیدگاه