نقد و بررسی
نقد کفتارها (Hyenas) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به شهری که چیزی برای پنهانکردن ندارد «Hyenas» ساختهٔ Djibril Diop Mambéty، قصهٔ بازگشت زنی ثروتمند به زادگاه فقیرش است؛ زنی که گذشتهای پرزخم را با خود آورده و برای مردم شهر پیشنهادی هولناک دارد. همین موقعیت ساده، فیلم را به میدان آزمونی اخلاقی بدل میکند: آیا جامعهای که سالها با محرومیت زیسته، میتواند در برابر ثروتی بیسابقه مقاومت کند، وقتی بهای آن را باید با وجدان خود بپردازد؟
فیلم از همان آغاز ما را به تماشای کشمکشی مینشاند که در آن، وسوسه بهتدریج جای استدلال را میگیرد. پیشنهاد زن نه صرفاً مسئلهای شخصی میان دو انسان، بلکه پرسشی جمعی دربارهٔ عدالت، مجازات و مسئولیت است. آیا رنجی واقعی میتواند هر نوع انتقامی را موجه کند؟ و اگر مردم از معاملهای ناعادلانه سود ببرند، تا چه اندازه میتوانند خود را از پیامدهای آن کنار بکشند؟
فیلم پاسخهای آماده نمیدهد؛ در عوض، فشار موقعیت را افزایش میدهد تا واکنش آدمها خود به بخشی از استدلال تبدیل شود. این اثر اقتباسی از نمایشنامهٔ «The Visit» نوشتهٔ Friedrich Dürrenmatt است، اما Mambéty داستان را به فضایی سنگالی منتقل میکند و در این جابهجایی، معنای تازهای به آن میبخشد.
زادگاه بیابانی و محروم، چشمانداز مناسبی برای مواجههٔ وعدهٔ رفاه با واقعیت فقر است؛ ثروت در اینجا تنها دارایی یک زن نیست، بلکه نیرویی است که میتواند نظم جامعه را از درون دگرگون کند. فیلم با حفظ هستهٔ اخلاقی داستان، آن را به تأملی دربارهٔ مصرفگرایی، نابرابری و ساختارهای اقتصادی وابسته نیز بدل میسازد.
« فیلم از همان آغاز ما را به تماشای کشمکشی مینشاند که در آن، وسوسه بهتدریج جای استدلال را میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پول؛ وعدهٔ رهایی و ابزار سلطه مهمترین دستاورد فیلم، نگاه یکسویهنداشتنش به پول است. ثروت هم میتواند راه خروج از فقر به نظر برسد و هم سازوکاری برای خریدن سکوت، تغییر رفتار و بازنویسی ارزشها باشد. مردم شهر در آغاز خود را به اصولی اخلاقی پایبند میدانند، اما پیشنهاد بزرگ، آرامآرام معنای زندگی روزمره را تغییر میدهد.
آنچه زمانی ناممکن یا شرمآور مینمود، در پرتو منفعت مادی شکل دیگری پیدا میکند. فیلم این دگرگونی را بیشتر از آنکه در سخنرانیهای طولانی توضیح دهد، در نشانههای کوچک زندگی جمعی بازمینمایاند. نگاهها، مکثها و تغییرات ظاهری مردم اهمیت مییابند؛ گویی ثروت پیش از آنکه وارد ذهن شود، به پوشش و رفتار راه پیدا میکند.
فیلم به این ترتیب نشان میدهد که فساد همیشه با تصمیمی ناگهانی آغاز نمیشود. گاهی نخست در تغییر معیارها و عادیشدن خواستههای تازه ریشه میدواند؛ سپس جامعه میکوشد برای سازشهای خود توجیهی اخلاقی بتراشد. در همین زمینه است که نام و اشاره به نهادهای اقتصادی جهانی معنایی فراتر از شوخی یا کنایه پیدا میکند.
فیلم، در پس روایت یک معاملهٔ خصوصی، سازوکار وعدههای بزرگ اقتصادی و وابستگی به ثروتی بیرونی را نیز به پرسش میکشد. به تعبیر دقیقتر، پول در جهان «Hyenas» فقط چیزی نیست که مردم به دست میآورند؛ نیرویی است که به آنان میگوید چه چیزی را باید خواست و در برابر چه چیزی میتوان چشم پوشید.
« پول؛ وعدهٔ رهایی و ابزار سلطه مهمترین دستاورد فیلم، نگاه یکسویهنداشتنش به پول است. »
شخصیتها و اجرا
طنز تلخ و دشواری خندیدن لحن اثر میان تراژدی و کمدی سیاه حرکت میکند. لحظههایی وجود دارد که رفتارهای مردم خندهآور به نظر میرسد، اما خنده بهسرعت در گلو میماند؛ زیرا اغراقهای کمیک، از واقعیتی ناخوشایند پرده برمیدارند. شخصیتها گاه با جدیتی نمایشی دربارهٔ اصول حرف میزنند و همزمان نشانههایی از تغییر تدریجی خود بروز میدهند.
همین فاصله میان ادعا و رفتار، سرچشمهٔ طنز فیلم است. این طنز برای همهٔ مخاطبان به یک اندازه آشکار نیست. «Hyenas» شوخیهایش را با تأکید و ضرباهنگ کمدی رایج عرضه نمیکند؛ گاه چنان ظریف و خشک است که ممکن است در نگاه نخست از نظر دور بماند. ازاینرو، برخی لحظات بهجای آنکه آشکارا خندهدار باشند، حالتی ناآرام و غریب دارند.
این انتخاب با جهان فیلم هماهنگ است: کمدی اینجا برای سبککردن بار ماجرا نیست، بلکه راهی است برای آشکارکردن پوچی و تناقضهای آن. فرم بصری و موسیقی فیلم از نظر دیداری شخصیتی مستقل دارد. قابها صرفاً ظرفی برای پیشبردن قصه نیستند؛ ترکیب رنگها، لباسها و فضای شهر به شکلگیری تمثیل مرکزی اثر کمک میکنند.
تضاد میان محرومیت محیط و شکوهی که با ورود زن پدیدار میشود، در تصویر نیز حضور دارد. این تضاد، نه فقط تفاوت میان فقیر و ثروتمند، بلکه فاصلهٔ میان ظاهر تازه و واقعیت پابرجای زندگی مردم را برجسته میکند. موسیقی Wasis Diop نیز به فیلم هویتی شنیداری میبخشد. بهجای آنکه تنها احساسات صحنه را توضیح دهد، با فضای نامتعارف و آیینی اثر همراه میشود و به آن حالوهوایی بهیادماندنی میدهد.
« طنز تلخ و دشواری خندیدن لحن اثر میان تراژدی و کمدی سیاه حرکت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیوند موسیقی، تصویر و بازیها کمک میکند «Hyenas» از یک روایت تمثیلی صرف فراتر برود و به تجربهای حسی تبدیل شود. البته همین سبک خاص ممکن است برای بینندهای که به روایت واقعگرا و پرشتاب خو گرفته است، فاصلهگذار یا نامأنوس جلوه کند. بازیها و شخصیتهای گرفتار در دوراهی قدرت بازیگران در این است که شخصیتها را به نمادهای بیروح فرو نمیکاهند.
زن بازگشته هم قربانیِ گذشتهای تلخ است و هم صاحب قدرتی که با آن میخواهد سرنوشت دیگران را شکل دهد. این دو وجه در کنار هم، او را به شخصیتی جذاب و ناآرام بدل میکند: رنج او قابل درک است، اما شیوهٔ بهکارگیری قدرتش پرسشبرانگیز باقی میماند. فیلم اجازه نمیدهد همدلی با او به تأیید بیچونوچرای رفتارش تبدیل شود.
در سوی دیگر، مردی قرار دارد که گذشتهاش او را به کانون این معامله کشانده است. او نیز در خلأ اخلاقی زندگی نمیکند؛ تصمیمهای پیشینش بخشی از بحران کنونیاند. بااینحال، تمرکز فیلم تنها بر گناه فردی نیست. مردم شهر، مقامهای محلی و چهرههای اثرگذار نیز در برابر مسئولیتی جمعی قرار میگیرند.
همین گستردگی میدان اخلاقی باعث میشود پرسش اصلی از «چه کسی مقصر است؟» فراتر برود و به این برسد که جامعه چگونه در شکلگیری و پذیرش بیعدالتی سهم پیدا میکند. ریتم و صراحت پیام ریتم آغازین فیلم آرام است و برای ساختن فضای شهر، معرفی رابطههای اجتماعی و جاانداختن منطق معامله زمان صرف میکند.
« بازیها و شخصیتهای گرفتار در دوراهی قدرت بازیگران در این است که شخصیتها را به نمادهای بیروح فرو نمیکاهند. »
قوتها و کاستیها
این کندی برای برخی مخاطبان فرصت مناسبی است تا فشار اخلاقی داستان را حس کنند؛ برای گروهی دیگر، ممکن است پیش از آنکه کشمکش به حرکت بیفتد، صبرشان را بیازماید. فیلم شتابزده نیست و انتظار دارد بیننده نشانهها را دنبال کند، نه اینکه تنها منتظر رخداد بعدی بماند. در برابر این صبر، خطر دیگری نیز وجود دارد: پیام انتقادی گاهی چنان آشکار میشود که مجال ابهام و کشف شخصی را محدود میکند.
تکرار مضمون حرص و فساد در برخی لحظهها ممکن است بیش از اندازه مستقیم به نظر برسد. البته این صراحت با ساختار تمثیلی فیلم تناسب دارد، اما هرجا نمادها به توضیح روشن و دوبارهٔ همان معنا نزدیک میشوند، از ظرافت اثر اندکی کاسته میشود. بااینهمه، حتی در این لحظات نیز مضمون اصلی از اهمیت نمیافتد؛ فیلم همچنان تصویری نیرومند از جامعهای ارائه میکند که ممکن است برای وعدهٔ آسایش، بهتدریج از اصول خود فاصله بگیرد.
جمعبندی «Hyenas» فیلمی نامتعارف، تلخ و تأملبرانگیز است که داستانی دربارهٔ انتقام را به پرسشی گستردهتر دربارهٔ پول، فقر، مسئولیت جمعی و فساد بدل میکند. قوت آن در ترکیب طنز سیاه با فضای سنگین، تصویرپردازی چشمگیر و موسیقی ماندگار است؛ ضعف نسبیاش نیز در شروع آرام، طنزی که گاهی دشوار دریافت میشود و پیامهایی است که بعضیجاها بیش از اندازه صریح جلوه میکنند.
این فیلم تجربهای نیست که همه را با ریتم تند یا احساسات آشکار همراه سازد. ارزشش بیشتر در ماندگاری پرسشهایش است: وقتی ثروت وعدهٔ رهایی میدهد، چه چیزی را از مردم میخواهد؟ و اگر یک جامعه آرامآرام به معاملهای نادرست تن دهد، آیا هنوز میتواند خود را بیگناه بداند؟ «Hyenas» این پرسشها را بیآنکه به نتیجهای آسوده پناه ببرد، در ذهن مخاطب باقی میگذارد.
« فیلم شتابزده نیست و انتظار دارد بیننده نشانهها را دنبال کند، نه اینکه تنها منتظر رخداد بعدی بماند. »



ثبت دیدگاه