نقد و بررسی
نقد شوهران و همسران (Husbands and Wives) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ فروریختنِ تصویر آرام «Husbands and Wives» با بحرانی آغاز میشود که در ظاهر به دیگران تعلق دارد: جک و سالی، دوستان نزدیک گِیب و جودی، خبر جداییشان را میدهند. اما این خبر، همچون ترک کوچکی بر شیشهای ظاهراً سالم، به زندگی زوج دیگر راه مییابد و آرامش ادعایی آنان را متزلزل میکند.
فیلم از همین نقطه، جدایی را نه یک حادثهٔ منفرد، بلکه نیرویی میبیند که پرسشهای سرکوبشده را در روابط دیگر بیدار میکند. روایت به جای ساختن معمایی پرپیچوخم، از دل گفتوگوها، ملاقاتها و تغییرات کوچک پیش میرود. آدمها میکوشند خواستههای خود را برای دیگران توضیح دهند، اما هر توضیح، ناخواسته چیزی را آشکار میکند که ترجیح میدادند پنهان بماند.
فیلم پایان یا نتیجهای را وعده نمیدهد که همهچیز را مرتب کند؛ توجهش بیشتر به لحظههایی است که شخصیتها میان میل، ترس، عادت و خودفریبی گرفتار میشوند. ازدواج بهمثابه مسئلهای روانشناختی هستهٔ فیلم، پرسشی ساده اما دشوار است: آیا دوام یک رابطه نشانهٔ رضایت است، یا فقط حاصل خوگرفتن به وضع موجود؟
پاسخ فیلم یکدست نیست. برای برخی شخصیتها، جدایی امکان رهایی و تجربهای تازه را نوید میدهد؛ برای برخی دیگر، همان آزادی خیلی زود با تنهایی، حسادت و سردرگمی درمیآمیزد. در برابر این آشفتگی، ماندن نیز الزاماً به معنای امنیت یا تفاهم نیست. فیلمنامه از داوریهای قطعی پرهیز میکند. شخصیتها نه نمونههای روشنِ خوب و بد، بلکه انسانهاییاند که همزمان میتوانند صادق و خودخواه، مشتاق و هراسان، مهربان و بیملاحظه باشند.
« روایت به جای ساختن معمایی پرپیچوخم، از دل گفتوگوها، ملاقاتها و تغییرات کوچک پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر کس برای انتخابهایش توجیهی میسازد؛ فیلم، بهجای آنکه این توجیهها را بیدرنگ رد کند، فاصلهٔ میان آنچه آدمها دربارهٔ خود میگویند و آنچه در عمل انجام میدهند نشان میدهد. همین فاصله، منبع اصلی طنز تلخ و دقت روانشناختی اثر است. شخصیتها و بازیها بازیها بهجای تأکید بر جلوهگری، بر واکنشهای ریز و تغییرات ناگهانی لحن تکیه دارند.
Judy Davis در نقش سالی، زنی را میسازد که خشم و آسیبپذیریاش مدام در هم میپیچند. او میتواند در یک لحظه تند و بیپروا باشد و در لحظهای دیگر، از همان صراحت بهعنوان سپری برای پنهانکردن اندوه استفاده کند. اجرای او به شخصیت حالتی پیشبینیناپذیر میدهد، بیآنکه سالی را به کاریکاتور بدل کند.
Sydney Pollack نیز در نقش جک حضوری محکم و زمینی دارد. او به شخصیتش نوعی صراحت و خشونت عاطفی میبخشد که با لحظههای تردید و درماندگی در تضاد است. Woody Allen و Mia Farrow در نقش گِیب و جودی، زوجی را تصویر میکنند که صمیمیت و دلخوری در زندگیشان کنار یکدیگر زیستهاند. در کنار چهار بازیگر اصلی، حضور Juliette Lewis و Liam Neeson نیز به شبکهٔ روابط فیلم لایههای تازهای میافزاید؛ آشناییها و کششهای نو، بیش از آنکه راهحل باشند، آینههایی برای دیدن میلهای پنهان شخصیتها میشوند.
فرم مستندنما؛ نزدیکی و بیقراری فیلم با مصاحبههای مستقیم با شخصیتها و شیوهٔ تصویربرداری مستندنما، مرز میان مشاهده و نمایش را عمداً ناپایدار میکند. گویی دوربینی بیرون از داستان در پی ثبت حقیقتی بیواسطه است؛ اما هرچه شخصیتها بیشتر حرف میزنند، روشنتر میشود که هیچ روایتی کاملاً بیطرف نیست.
« همین فاصله، منبع اصلی طنز تلخ و دقت روانشناختی اثر است. »
شخصیتها و اجرا
آنان نه فقط تجربههای خود را بازگو میکنند، بلکه تصویری را که میخواهند از خود به جا بگذارند نیز میسازند. دوربین رویدست، حرکتهای پرشتاب و پرشهای تدوینی، زبان بصری متناسبی برای این جهان عصبی پدید میآورند. قابها بهندرت حس سکون و اطمینان دارند؛ گویی تصویر نیز از تعادل شخصیتها پیروی نمیکند.
حاصل، نوعی صمیمیت ناآرام است: تماشاگر به گفتوگوها نزدیک میشود، اما همزمان از ثباتی که معمولاً قاببندی کلاسیک فراهم میکند محروم میماند. این انتخاب، تزئینی صرف نیست؛ صورت سینماییِ بیقراریای است که داستان دربارهاش حرف میزند. دیالوگ، طنز و تلخی گفتوگوها از مهمترین ابزارهای فیلماند.
شخصیتها تند و هوشمندانه حرف میزنند، اما زیر سطح شوخیها و جدلها، نگرانیهایی جدیتر جریان دارد: ترس از پیرشدن، وحشتِ تنها ماندن، میل به تحسینشدن و دشواریِ پذیرفتن تغییر. طنز فیلم از فاصلهٔ میان آرمانهای رمانتیک و واقعیت روزمره برمیخیزد؛ آدمها عشق را میخواهند، اما اغلب نمیدانند با آن چه کنند، یا چگونه از خواستههای متناقض خود عبور کنند.
این طنز به معنای سبکگرفتن رنج نیست. لحظههای خندهآور گاه دقیقاً به این دلیل اثرگذارند که در کنار موقعیتهایی پدیدار میشوند که تلخ، شرمآور یا دردناکاند. فیلم از تماشاگر نمیخواهد یکی از زوجها را برندهٔ بحث بداند؛ بیشتر نشان میدهد که در روابط نزدیک، پیروزی در مشاجره ممکن است همزمان شکست در فهمیدن دیگری باشد.
« آنان نه فقط تجربههای خود را بازگو میکنند، بلکه تصویری را که میخواهند از خود به جا بگذارند نیز میسازند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
محدودیتهای انتخابهای فرمی همان سبکی که به فیلم انرژی و التهاب میبخشد، ممکن است برای برخی تماشاگران مانع ارتباط شود. لرزش دوربین و پرشهای تصویری گاه چنان برجستهاند که توجه را از چهرهها و کلمات منحرف میکنند. اگر این بیقراری در آغاز تجربهای تازه و معنادار به نظر برسد، در بخشهایی از فیلم ممکن است به تکرار حسی بدل شود؛ انتخابی که بخشی از مخاطبان آن را جسورانه مییابند و بخشی دیگر فرساینده.
مصاحبههای مستندنما نیز همیشه به یک اندازه طبیعی از کار درنمیآیند. گاهی مکثها و توضیحهای رو به دوربین، حسِ گسست ایجاد میکنند و ریتم صحنهها را میشکنند. بااینحال، همین تصنع احتمالی با مضمون فیلم بیارتباط نیست: آدمها در برابر دوربین نیز در حال اجراکردن نسخهای از خود هستند.
مسئله این است که این ایده در همهٔ لحظهها به یک اندازه زنده نمیماند و گاه بیش از آنکه افشاگر باشد، روایت را متوقف میکند. جایگاه پایان و حالوهوای فیلم «Husbands and Wives» بهجای گرهگشایی آرامشبخش، در فضایی آکنده از تردید و تلخی نفس میکشد. پایان اثر را بهتر است نه پاسخ نهایی به مسئلهٔ ازدواج، بلکه امتداد پرسشهای آن دانست: شخصیتها تا چه اندازه خود را میشناسند؟
آیا انتخابی تازه واقعاً از میل میآید یا واکنشی به ترس؟ و آیا ماندن یا رفتن میتواند کسی را از تناقضهای درونیاش نجات دهد؟ این رویکرد ممکن است برای مخاطبی که انتظار نتیجهای روشن و رضایتبخش دارد، ناکامکننده باشد. اما ابهام فیلم با جهانبینیاش سازگار است: روابط انسانی بهندرت با یک تصمیم، معنایی قطعی پیدا میکنند.
« لرزش دوربین و پرشهای تصویری گاه چنان برجستهاند که توجه را از چهرهها و کلمات منحرف میکنند. »
قوتها و کاستیها
اثر بهجای بستن پروندهٔ شخصیتها، آنان را در همان وضعیتِ ناتمام و متغیری رها میکند که سراسر فیلم ترسیم کرده است. جمعبندی «Husbands and Wives» درامی روانشناختی دربارهٔ ازدواج، جدایی و دشواری شناخت خویشتن است؛ فیلمی که از بحران یک زوج برای سنجیدن شکنندگیِ پیوندهای دیگر بهره میگیرد.
فیلمنامهٔ تیزبین، بازیهای پرجزئیات—بهویژه اجرای Judy Davis و Sydney Pollack—و فرم عصبیِ مستندنما، جهانی میسازند که در آن صمیمیت و خصومت، عشق و ملال، امید و ترس بهسختی از هم جدا میشوند. این اثر بینقص نیست: دوربین متزلزل، پرشهای تدوینی و مصاحبههای گاه ناهماهنگ میتوانند فاصلهای میان تماشاگر و روایت ایجاد کنند.
اما همین ناآرامی بخشی از هویت فیلم است؛ فیلمی که نمیخواهد ازدواج را افسانهای آرام یا فاجعهای ساده جلوه دهد. ارزش ماندگارش در آن است که با طنزی تلخ و نگاهی بیقرار، آدمها را نه در لحظهٔ پاسخ، بلکه در لحظهٔ تردیدشان میبیند.
« اما همین ناآرامی بخشی از هویت فیلم است؛ فیلمی که نمیخواهد ازدواج را افسانهای آرام یا فاجعهای ساده جلوه دهد. »
ثبت دیدگاه